|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی فاریابی فاریاب وتغیرات نام آن درطول سده ها (قسمت ششم وپایانی) ولایت فاریاب دوردست یعنی چه؟ ولایت فاریاب درگذشته ها که بین کابل پایتخت تا میمنه مرکزولایت فاریاب سرک وجادۀ اسفالت وقیرریزی وجود نداشت بنام ولایت دوردست یاد میگردید که طی فاصله بین کابل تا میمنه توسط موترلاری باربری که درعین حال مسافرین را نیزحمل میکرد ازراه کوتل شیبرتا میمنه حد اقل یکهفته را دربرمیگرفت واین فاصله توسط موترجیپ روسی لااقل درسه روز طی میگردید وموترهای تیزرفتارتوان رفتن به این راه خامه وپرازکند وکپررا نداشت . اکنون که جاده ها کاملاً پخته وقیرریزی گردیده است فاصله بین میمنه تاکابل درظرف12ساعت توسط تیزرفتاروسرویس های ترانسپورتی طی میگردد ومجازنیست مردم به موترلاری باربری سوارشوند ، بناءً حالا نمیتوان میمنه مرکزولایت فاریاب را دوردست قلمداد نمود ه این اصطلاح را درمورد امداد رسانی ها برای مردمان مستمند وفقیربهانه قرارداد . امید واری ها وجود دارد که درآینده های نه چندان دور، شهرمیمنه ومناطق مسیرجادۀ ترانسپورتی ولسوالی های قیصار، المار، میمنه ، تگاب شیرین ، دولت آباد واندخوی پس ازتمدید خط آهن ازهرات تا بندرآقنۀ اندخوی بین مرزتورکمنستان وافغانستان درشمال کشورویا باعبورازمسیرجادۀ جوزجان وشهرمزار شریف تا بندرحیرتان مرزبین افغانستان واوزبیکستان برسد که طبق پلان دراین مسیرجادۀ حلقوی بین کابل هرات و هرات فاریاب تا مزارشریف وکابل برای عبور ومرور ترانسپورتی جاده یی نیزبه پایۀ اکمال خواهد رسید وخواب های دیرینۀ مردم افغانستان منتج به تعبیرخوش آیند خواهد گردید . تلاش های دلسوزانه مردم فاریاب برای بهسازی امورمربوط به زنده گی وبوجود آوردن رفاه اجتماعی درمناطق مسکونی شان بصورت خستگی ناپذیرادامه دارد مخصوصاً دراین اواخردراثرتلاش های پیگیرانۀ بزرگان قوم وروشنفکران دلسوزولایت فاریاب ، توجه مقامات ذیصلاح برای رفع مشکلات وتامین آنچه برای زنده گی امروزی انسان ها ضرورت است جلب گردیده که ازاهمیت حیاتی برخورداراست ، درحال حاضر برای تامینات (برق ، آب ، معارف) طی پلان وپروژه های معین اقدامات چشمگیرروی دست گرفته شده است که ازآیندۀ بهتربرای مردمان ولایت فاریاب نوید میدهد ، درمورد هریک ازاین بخش ها معلومات مختصر ارایه میگردد : تامینات برق—دردنیای مدرن امروزی برق ازجملۀ مهمترین ضروریات زنده گی انسانها بشمارمیرود ، برق محصول فکری واختراع توماس الوا ادیسون امریکا ئی است که در 11فبروری 1847 میلادی تولد گردیده در18اکتوبر1931چشم ازجهان پوشیده است مطالب زیادی دربارۀ انواع اختراعات ادیسون که بشکل ادیسن نیزنوشته شده است وجود دارد اما گفته شده است که ازمجموع2500نوع اختراعات وی برق مهمترین بوده است که درمورد دیگرگون ساختن اوضاع عمومی وزنده گی اجتماعی تاثیرات جهان شمول داشته وهمه گیربوده است. برق است که هوای خانه واطاق را حسب الخواهش گرم ویا سرد میسازد ، خانه وجاده هارا روشنی می بخشد ، کارپخت وپزرا آسان میکند ودرهزاران موارد دیگرکاربرد دارد . برق ازطریقه های مختلف استحصال میگردد : وقتی با احداس بند وذخیرۀ آب درکاسۀ آبگردان آن توربینهای مؤلد برق به حرکت آورده شده وازبرق استحصالی آن استفاده میگردد اینگونه برق را برق آبی میگویند مثل برق آبی کجکی درجنوب افغانستان وبرق آبی ماهی پردرشرق کابل . زمانیکه توربین برق با سوخت گازبه حرکت آورده شده ازبرق استحصالی آن استفاده گردد اینگونه برق را برق حرارتی یا برق گازی میگویند مثل برق حرارتی کود برق مزارشریف . بزرگترین دستگاه های مؤلد برق درجهان نیروگاه های هسته یی است که دستگا های مؤلد برق آن راکه با سوخت یورانیوم غنی سازی شده فعالیت مینماید ریاکتوراتمی میگویند وبرق آنرا برق اتمی یا برق هسته یی مینامند که وسایل تامینات برق درکشورهای پیشرفته وصنعتی درشرق وغرب همین نیروگاه های اتمی وهسته یی است که طرزاستفاده ازان کثیرالجوانب است که توضیحات دربارۀ آن ازحوصلۀ این نوشته خارج است تولید برق با استفاده ازانرژی باد وآفتاب نیزبنام (انرژی سبز) درسال های اخیر دربعضی ازکشورها روبه رشد است ، گفته میشود آلمان فدرال ازهمه کشورها دراین زمینه پیش است ، افغانستان که دریکسال تقریباً 300روزآفتاب دارد وزش باد نیزبالای تپه ها وکوها همیشه به حد لازم وجود دارد اگرپروژه های تولید برق با کمک متخصصین خارجی برای استفاده ازانرژی خورشید وباد روی دست گرفته شده پس ازتجربه درصورت قناعت بخش واقتصادی بودن تولید برق ازاین طریق ، آنرا تعمیم بخشند درکمترین زمان لازم تمام روستا ها ومحلات مناطق افغانستان به برق دسترسی پیدا خواهند نمود ، تاریخچۀ اختراعات وصنعت نشان میدهد که ماشین جنراتوربرق نیزپس ازاختراع برق توسط دانشمندان ، ابتدا بصورت کوچک وسیارساخته شده که درسیر وسفرهای تفریحی وتوریستیکی ازان برای روشن کردن خانه وخیمۀ نشیمن خود استفاده میکردند اما بعد تربه فکرساخت جنراتوربزرگتروبا قدرت تولید بیشتربرق افتا دند تا چند خانه را دریک محلۀ محروم ازبرق توسط برق جنراتورروشن بسازند واین کارکه مؤثربود توسعه یافت ودرسال1867توسط شرکت زیمنس جنراتورهای بزرک مؤلد برق تولید وبه بازارعرضه شد وخرید وفروش آن آغازگردید بعداً شرکت های دیگرنیز به تولید جنراتورهای قوی پرداختند ، دردهه های پس ازختم جنگ جهانی دوم تورید بیشترجنراتورهای مولد برق دربعضی ولایت افغانستان نیزآغازگردیده درشهرمیمنه جنراتوردیزلی ساخت شوروی خریداری و نصب گردید که ازبرق آن خانه های مامورین ارشد آن زمان روشن ساخته شد اما بعد ها جنراتورقوی ترمؤلد برق، جای جنراتور قبلی را گرفت که خانه های بیشترمردم متمول درداخل شهرمیمنه با برق روشن شد که آن زمان ازبرق بجزروشن کردن گروپ های برق ، درپخت وپزها استفاده کردن مجازنبود ، استفاده ازجنراتورهای کوچک وسیارپس ازآغاز مهاجرت ها ومسافرت های مردم به کشورهای همسایۀ افغانستان دربعضی خانه های متمولین روستا ها وشهرها که ازنعمت برق محروم بودند رواج یافت وهنوزهم درمناطق محروم ازبرق ازاین جنراتور ها استفاده میگردد . مطالب فوق الذکربخاطری ارقام گردید که ازیکطرف سطح معلومات خواننده گان جوان را بالا ببرد وازجانب دیگربا اطلاع بیشتر ازسوابق استفاده ازبرق درفاریاب ، انهائی که به نعمت برق دسترسی یافته اند قدرآنرا بدانند وازان به درستی استفاده نمایند وازسیم ولین های فرسودۀ برق که به اصطلاح شارتی بوجود آمده ابتدا باعث درگرفتن پوش سیم برق وبعداً باعث حریق بزرگ خانه را درقبال دارد استفاده صورت نگیرد . پروژۀ تا مینات برق فاریاب: مطالعات ومذاکرات با مقامات تورکمنستان درمورد استفاده ازبرق آنکشوربرای تنویر ولسوالی اندخوی وملحقات آن وسایرمناطق ولایت فاریاب وجوزجان درزمان اقتدار جنرال دوستم طرح وآغاز گردیده بود پس ازورود طالبان درشمال کشورمسکوت ماند ولی دردوران حکومت مؤقتی برهبری حامد کرزی که نورمحمد قرقین و محمد شاکر کاریگراندخوئی ازطرف جنرال دوستم بصفت نماینده های جنبش ملی اسلامی افغانستان معرفی گردید که هردوازطرف حامد کرزی بحیث وزیردرکابینۀ مؤقت توظیف گردیدند که شاکرکاریگرمسئولیت وزارت آب وبرق را برعهده داشت که درجریان تماس های مستقیم با مقامات تورکمنستان این موضوع فروخفته (استفاده ازبرق تورکمنستان درتنویرولسوالی اندخوی وملحقات آن ومناطق ولایت فاریاب وجوزجان) مجدداً طرح گردیده مطالعات دربارۀ آن روی دست گرفته شد اما شاید مشکلاتی وجود داشت که این کاربه حد لازم سرعت نگرفت اما درسال2006میلادی دراثرتقا ضا های پیهم بزرگان فاریاب زمین مطالعات مجدد آغازگردیده این پروژۀ استفاده ازانرژی برق تورکمنستان به توجه اسمعیل خان وزیرانرژی برق وآب روی دست گرفته شد که تمدید لین انتقال برق ازتورکمنستان تا شهرمیمنه وسایرمناطق مورد نظر(ده میلیون وپنجصد هزار دالرامریکائی) مصارفات داشته است که ازطرف کمک های بلاعوض هندوستان تا مین گردیده است ، طبق اطلاعات رسانه های بیدون مرز، ازتاریخ 21سپتامبر2008میلادی بیشترازچهل هزارخانواده ازنعمت برق درمربوطات ولایت فاریاب مستفید گردیده اند که نهصد خانواده درولسوالی های تگاب شیرین ودولت آباد بوده است ، والی فاریاب گفته است هنوزمردمان سه ولسوالی محروم ازبرق اند که درآینده های نزدیک به این ولسوالی ها نیزلین برق تمدید واهالی آن ازنعمت برق مستفید خواهند گردید اما بعضی ازمردمان روستا های ولسوا لی ها که ازبرق محروم اند گفته اند برق ما آفتاب ومهتاب خدا است ، انها معتقد اند برق اگردرولسوالی شان آورده شود اول ، خانه هائیکه شامل مرکزولسوالی میشود ازان استفاده خواهند کرد ازاین باعث آنها گفته اند به قشلاق های ما هم برق شاید برسد اما فکرنمیکنیم درمدت پنج وشش سال خانه های ما با برق روشن شود ... مامورین مسئول برق رسانی وسید عبدالحمید رئیس عمومی برق ولایت فاریاب گفته اند : برای تمدید لین برق به ولسوالی هائی که هنوز برق ندارند به لوازم و وسایل نیازاست که اگراین وسایل ولوازم مورد ضرورت برق رسانی ازطرف مقام وزارت انرژی برق وآب دراختیار ریاست عمومی برق ولایت فاریاب گذاشته شود پروسۀ برق رسانی به ولسوالی های قیصار، المار، لولاش ومناطق دیگرنیزاقدامات سریع وجدی صورت خواهد گرفت . بعضی خانواده هائی که ازبرق مستفید گردیده اند گفته اند قبل ازبرق رسیدن ، ما ازجنراتورهای خورد پطرولی استفاده میکردیم که نسبت بالابودن قیمت پطرول روشن کردن خانه های مان با برق جنراتورقیمت تمام میشد اکنون یک کیلوات برق دوافغانی قیمت گذاری شده است که برای ما خیلی خوب وارزان است ما خوش هستیم . پروژۀ آب آشامیدنی درفاریاب : طبق گزارش آژانس اطلاعاتی باختردر28آگست2006میلادی درجلسۀ کمیتۀ اقتصادی شورای وزیران روی مواد مندرج درآجندای جلسه شوروبحث صورت گرفته تصامیم اتخاذ گردید ازخانم فوزیه رؤفی وکیل ولایت فاریاب درولسی جرگه نیزدعوت شد تا مشکلات مردم ولایت فاریاب را که ازخشکسالی به آن مواجه گردیده اند به مجلس ارایه وتوضیح بدهد ، خانم فوزیه رؤفی گزارش مفصل درزمینه ارایه نمود پس ازان وزیر احیا وانکشاف دهات و وزیرانرژی برق وآب ضمن توضیحات خود درمورد مشکلات ناشی ازخشکسالی که مردم فاریاب رامتاثرنموده است گفتند : هیئت مشترک این دو وزارت قبلاً به ساحه اعزام گردیده سروی جریان دارد وعنقریب مشکل آب آشامیدنی درولسوالی اندخوی مرفوع خواهد گردید و در نظراست پس ازمطالعات لازم تخنیکی واقتصادی ، انتقال آب ازدریای مرغاب باعبوردادن ازمنطقۀ (عرقیه عالمجی) الی دریای سرحوض ازطریق تونل آبی (پایپ لین ولوله کشی ) آغازوانجام شود اما گفته نشده است که بعداً این آب پس ازتصفیۀ میخانیکی با تمدید شبکه های آبرسانی به اختیارشهریان میمنه وحومۀ آن قرار خواهد گرفت ویا به حالت طبیعی پس ازورود به دریای سرحوض منبع آبی ذخایرکاسۀ آبگردان آن با آب ذخیرۀ سرحوض یکجا طبق تقسیمات معمول برای آبیاری باغات وپرکردن حوض های آب بصورت سنتی به مصرف میرسد؟ اما بهتراست دستگاه تصفیۀ آب درجای مناسب نصب گردیده آب تصفیه شده ازطریق پایپ لین ونلدوانی (شبکه های آبرسانی) به اختیارمردم گذاشته شود ویقین است که چنین خواهدشد ، طبق فعالیت های دیگردربعضی مناطق ولسوالی های فاریاب که سربلاق "سرچشمه ها" کورگردیده آب های جاری آن خشک گردیده است ، این بلاق ها یا چشمه ها بازسازی شده ومسیرجریان آب آنها صاف کاری گردیده است وآب این سرچشمه ها وسربلاق ها ازنظرمردم آب پاک وصاف برای نوشیدن واستفادۀ روزمره برای خانواده هامیباشد ازهمین سبب بعضاً حوض هائی که درمحوطۀ مساجد وجود دارد ازاین آب پرمیکنند وازآن ساکنین قرب وجوارمسجد استفاده مینمایند. تهیۀ آب آشامیدنی برای مردم اندخوی: اسمعیل خان وزیرانرژی برق وآب به خبر نگاران گفته است : به زودی یک ذخیره گاه آب با ظرفیت( دوازده هزارمترمکعب) درولسوالی اندخوی مربوط ولایت فاریاب احداث و به بهره برداری سپرده خواهد شد ، گفته میشود این ذخیره گاه آب به فاصلۀ{90کیلومتر}ازدریای آمو دراندخوی درنظرگرفته شده است که آب آن توسط واترپمپ قوی ازدریای آمو گرفته شده ذریعۀ پایپ لین{نل دوانی} به ذخیره گاه منتقل میگردد وبعد ازتصفیه ازطریق شبکه های آب رسانی برای ساکنین اندخوی توزیع میگردد که (یکصد وهفتاد هزارنفر) ازاین آب صحی آشامیدنی مستفید میشوند که مصارفات این پروژۀ آب رسانی بالغ بر(دوازده میلیون دالرامریکائی ) است که ازبودجۀ انکشافی وزارت برق وآب تادیه میشود -- پروژۀ آب رسانی برای آبیارزمین ها درفاریاب: کارپروژۀ استفاده ازآب دریای آمو برای آبیاری زمین های زراعتی درولسوالی اندخوی وفاریاب رسماً در23سپتامبر2008میلادی توسط اسمعیل خان وزیرانرژی برق وآب با حضورعبدالحق شفق والی فاریاب وبزرکان آن ولایت افتتاح گردید که مصارف این پروژه ازآغازتا مرحلۀ بهره برداری معادل (دوازده میلیون دالرامریکائی)برآورد گردیده است . مسئولین اموروزارت برق وآب گفته اند : آب دریای آمو ازطریق حفرکانال بطول95کیلومتربه کمک پنج پمپ استیشن آب ستیپ به ستیپ تا ولایت فاریاب رسانیده خواهد شد وزمین های زراعتی اندخوی ومربوطات فاریاب تا آنجا که مقدوراست آبیاری خواهد گردید ، سالها درمورد استفاده ازآب دریای آمو برای آبیاری زمین های بایرقابل کشاورزی درولایات بلخ ، جوزجان وفاریاب ازطرف متخصصین وصاحب نظران با ارایۀ فاکت ها ابرازنظر هائی صورت گرفته اما نسبت نبود امکانات مالی ومصارفات پولی ، این موضوع مسکوت گذاشته شده بود ، هنوزهم فکرمیشود که روی دست گرفته شدن این پروژه شاید طورامتحانی صورت گرفته باشد ک درصورت بارآوردن نتایج مطلوب، امکان استفادۀ وسیع ترازاین آب وافر دریای آمو که کاملاً حق مسلم ساکنین افغانستان است مجدداً مورد مطالعه وازلحاظ فنی ، تخنیکی ومالی سکیچ بندی وبا درنظر داشت جنبه های اقتصادی اکمال پروژه وحجم محصولات زمین های تحت ابیاری قرارداده شده درشمال کشورارزیابی ها بعمل خواهد آمد اما یقین کامل وجود دارد که زمین های وسیع لم یزرع فعلی درولایات بلخ ، جوزجان وفاریاب کاملاً تحت آبیاری قرار بگیرد فرآورده های کشاورزی آن نه تنها قابل کفاف برای مردم افغانستان خواهد بود بلکه مازاد محصولات آن برای صدوربه کشورهای دیگرآماده خواهد شد ، مردمان فاریاب با خوشبینی کامل معتقد اند که پس ازاکمال پروژۀ استفاده ازآب دریای آموبرای آبیاری زمین های زراعتی مناطق فاریاب یقیناً این ولایت واندخوی با زمین های وسیع زراعتی اش به انبار غله تبدیل گردیده نام قدیمی فاریاب که بنام انبارغله شهرت داشت زنده خواهد شد ومحصولات وفرآورده های کشاورزی شان را دراختیارساکنین ولایات دیگر که به آن ضرورت دارند خواهند گذاشت . معارف ولایت فاریاب : مردمولایت فاریاب درمجموع علم دوست ومعارف پروربوده همیشه تا جای ممکن برای تحصیل علم ودانش پرداخته وفرزندان خودرا تشویق به فراگیری علم و دانش نموده اند ، درفاریاب زمین ازآغازظهوراسلام آموزش علوم دینی درمساجد برای اطفال وحتی بزرگ سال ها رواج یافته وپس ازرویکارآمدن مکاتب درولایات افغانستان درزمان شاهی نیز مساجد وملاهای آن درفاریاب نقش اول را برای آماده سازی اطفال برای شمولیت درمکاتب داشته است ازهمین سبب است که فاریابی ها ومیمنگی ها درهرزمان با تلاشهای کم نظیر واستعداد سرشاردرآموزش علم ودانش دربین همقطاران هموطن خودبا وجود مواجه بودن به تعصبات کوروحرکات استعداد کش بعضی ازآموزگاران شان که ازخارج حوزۀ ولایت خودشان گماشته میشدند تبارزنیکو داشته اند و امروزتحصیل یافته های فاریاب بسویۀ دوکتورا دررشه های علوم ، داکتر طب ورشته های مختلف طبی ، انجنیر، معدن شناس ، دارای رشته های تخصصی درامورزراعت ، زبان وادبیات ، تاریخ وفلسفه ، ساینس ، کیمیا بیولوژی وبکلوریا پاس وامثال آن افتخار تمام ساکنین ولایت فاریاب وهموطنان علم دوست ومعارف پرور کشورمان افغانستان بشمارمیروند ، درولایت فاریاب دردوران ریاست جمهوری داود خان یک مرکزتربیۀ معلم درشهرمیمنه تاسیس گردیده تعدادی ازفارغان لیسه هارا که دارای واجد شرایط شمول به آن باشند جذب نموده توسط استان مجرب تحت آموزش قرارمیداد که این تربیۀ معلم دردوران حاکمیت حزب دموکراتیک افغانستان به انستیتوت پیداگوژی ارتقا داده شد درزمان ده سال اقتدارجنرال دوستم درشمال (از1992 تا 2002میلادی) که رسول پهلوان معاون او تادم مرگش درسال1996 درعین حال وظیفۀ نظارت برامنیت فاریاب را نیزبرعهده داشت و بنام رئیس تنظیمۀ فاریاب نیزیاد میگردید به مشوره وهمکاری دانشمندان فاریاب و هدایت جنرال دوستم دانشکدۀ زراعت نیزدرشهرمینه تاسیس شد ودیری نگذشت دانشکدۀ تعلیم وتربیه نیزرویکارگردید ، دراین دانشکده ها شرایط شمول آسان ترشده و بیشترین فارغان لیسه ها(بکلوریا پاسها) جذب گردیدند که هرکدام ازاین دانشکده ها دارای اطاق های لیلیه با تمام ملحقات ضروری آن آماده شد ، درلیلیه ها طبق لوایح قبول شده فارغان لیسه های ولسوالی ها وحومۀ شش کروهی شهرمیمنه شامل میگشتند وبسیاری ازمحصلین این دانشکده ها که درداخل شهرمینه زنده گی داشتند بقسم نهاری درس میخواندند واجازۀ بود وباش دایمی را درلیلیه ها نداشتند دران زمان مجموع این دانشکده ها بنام انیستیتوت فاریاب مسمی بود که ازآغاز2008م دانشکدۀ زبان وادبیات نیز دمیمنه فعال کردیده به جذب محصلین منطقه پرداخت که حالا مجموع این دانشکده ها بنام دانشگاه فاریاب نام گذاری شده است که بعضاً پوهنتون فاریاب نیز گفته میشود طبق پلان وزارت تحصیلات عالی درآینده دانشکدۀ حقوق ، دانشکدۀ اقتصاد ، دانشکدۀ انجنیری نیزدرمیمنه تا سیس وفعال میگردد فعلا ً بیشترازپنجصد نفرازفرزندان خانواده ها وساکنین ولایت فاریاب دردانشگاه فاریاب مصروف تحصیل اند ، طبق اظهارات مسئولین اموردانشگاه فاریاب هفتاد وپنج جریب زمین درشهرمیمنه به عمارت بعدی دانشگاه فاریاب تخصیص داده شده است وسنگ تهداب عمارت دانشگاه فاریاب شامل( دانشکدۀ زراعت ، دانشکدۀ زبان وادبیات ، دانشکدۀ تعلیم ئتربیه دردراواخرماه سپتامبرسال2007میلادی گذاشته شده است که مصارفات مجموعی آن(دومیلیون وپنجصد هزاردالر امریکائی) برآورد گردیده است ، بقول رئیس دانشگاه فاریاب به عمارت دانشکده های زراعت وادبیات یک میلیون وششصد هزاردالرامریکائی ازبودجۀ وزارت تحصیلات عالی تادیه گردیده اما تمام مصارفات دانشکدۀ تعلیم وتربیه را شعبۀ انکشافی بین المللی امریکا به عهده گفته است که مصرف آن یک میلیون دالربرآورد شده است ، بقول رئیس دانشگاه فاریاب لیلیه ها درمیمنه مختص بنام هریک ازدانشکده هاساخته شده است که درهرلیلیه محصلین مربوط همان دانشکده اطاق شب باش دارند که لیلیه مربوط آن است . وقتی در26اپریل2008میلادی خانم{انگلید ستارام کیلن} وزیر دفاع ناروی برای دیدار سربازانش به میمنه واردشد حین دیدار با مقامات ولایت فاریاب مصارف ساختمان عمارات باقیماندۀ دانشگاه فاریاب را به عهده گرفت ، ناروی یکی ازکشورهای سکندا ناویا دراروپای غربی است که درافغانستان مجموعاً547سربازدرچوکات ناتو دارد که ازجملۀ آن دوصد سربازآن درمیمنه مرکزولایت فاریاب مستقراند نیروهای نظامی ناروی ازسال2007تانوامبر2008میلادی به بازسازی ونوسازی هشتاد مکتب کمک مالی کرده است ، بقول مقامات معارف ولایت فاریاب ،ازسال2002تا ماه نوامبر2008میلادی بیشتر ازچهل باب مکتب نوسازی شده است وکاربازسازی یکصد باب مکتب درمناطق مختلف فاریاب آغازگردیده واکثراً به پایۀ اکمال رسیده وکار متباقی آن بزودی تکمیل میشود ، وزیرمعارف افغانستان میگوید ازجملۀ334مکتب قابل ترمیم وبازسازی که2848صنف درسی را دارابود درسال2007میلادی661صنف درسی اعمارشد متباقی درآینده اعمارخواهدگردید اما پیروزکریمی کارشناس تعلیم وتربیه درولایت فاریاب گفته است درولایت فاریاب چهارصد آموزشگاه(لیسه ، متوسطه ، ابتدائی) وجود دارد که ازان جمله صرفاً85مکتب اباد است ومتباقی همه قابل ترمیم وبازسازی وحتی قابل نوسازی است شاگردان شامل دراین400مکتب جمعاً250هزارو تعداد معلمین وآموزگاران آنها شش هزارنفرقلمداد گردیده است ، گفته میشود یک شرکت معارف دوست تورکی مبلغ750هزار دالرامریکائی را برای اعمار وبازسازی سه مکتب درولسوالی قیصار، شهرمیمنه ، دولت آباداعانه داده است ، درماه اسد سال روان هش عبدالحق شفق والی فاریاب به خبرنگاران گفت کاراعمار114مکتب در13ولسوالی فاریاب آغاز گردیده وتا اخیر حوت سال جاری به پایۀ اکمال خواهد رسید ویکصدهزارشاگردان ازخیمه ها به صنوف درسی منتقل خواهند شد ، خبر گزاری صدای افغان در18میزان 1387ش ازقول والی فاریاب نوشته است41باب مکتب درفاریاب به بهره برداری سپرده شده وکاراعمار123مکتب دیگرروی دست گرفته شده است که مصارف مجموعی آن بیش ازشانزده میلیون دالرامریکائی میشود ومقامات مسئول معارف فاریاب گفته اند قرار است85باب مکتب دیگرتا یکسال آینده درمربوطات ولایت فاریاب احداث میشود ، فعالیت های انجمن فرهنکی آیدین فاریاب نیز چشمگیراست که موفقیت های بیشتر برای دست اندرکاران آنها آرزومیکنم ، مطالب گفتنی دربارۀ فاریاب فراوان است شرح وبیان آنرا به آینده موکول نموده این نوشته را درهمینجا اختتام می بخشم والسلام{ پایان}7 / 11 / 2008میلادی |
||
|
|
|
|
|
سیداحمدشاه دولتی فاریابی فاریاب زمین و تغیرات نام آن درطول سده ها (قسمت پنجم) مساحت ، نفوس و تشکیلا سیاسی فاریاب : مساحت مجموعی ولایت فاریاب طبق انتشارات جغرافیای سیاسی افغانستان (27922) کیلومترمربع زمین قلمداد گردیده وتکاثف نفوس درهرکیلومترمربع (61نفر) وانمود شده است که طبق این ارقام مجموع نفوس ولایت فاریاب {1703242نفر} یعنی یک میلیون وهفتصد و سه هزارو دوصد وچهل ودونفر میشود اما بعضی ازدانشمندان وجامعه شناسان نظر به دلایل ذیل نفوس مجموعی قلمرو ولایت فاریاب راحدود دوونیم میلیون نفر تخمین میزنند : طبق تیوری علمی جامعه شناسی نفوس یک منطقه درحالت های آتی افزایش می یابد : درشرایط آرامی اوضاع درتمام قلمرو قضائی کشور ، پررونق بودن تجارت وارداتی وصادراتی ، بوجود آمدن منابع کارو بالارفتن میزان تولید به تناسب تقاضا ، شهرسازی ونوسازی عمارات که زمینه را برای جذب نیروی کاربیشترفراهم مینماید ، شگوفائی معارف وتوسعۀ نهاد های آموزشی که علاقمندان علم ودانش را بسوی خود میکشاند .... ولایت فاریاب ، قبل ازانقلاب ثور1357ش وبعدازان وهمچنان دردوران ریاست جمهوری برهان الدین ربانی وپس ازان تاحال گاهی ازجملۀ آرام ترین منطقه وبعضی اوقات با لنسبه آرام بوده همیشه ازمناطق نا امن ونا آرام کشورهموطنان بیجاشده ومهاجرین داخلی را بسوی خود کشیده است ، تجارت اموال گوناگون صنعتی وغیرصنعتی کشاورزی ومالداری نیزدرمیمنه هیچگاه ازرونق نه افتاده است با آنکه بعضی اوقات نسبت بروزتشنجات موقتی به رکود مواجه گردیده است ، قابل یادآوری است که بعد ازسقوط رژیم داکترنجیب درماه می سال1992که جنرال دوستم درشمال افغانستان بحیث قدرتمند ترین شخصیت نظامی وسیاسی تبارزنمود به همکاری قومندان های مشهورمثل رسول پهلوان و بردارانش ودها قومندان دیگردرفاریاب ، جوره بیگ ، لعل قومندان وده هاقومندان دیگردرجوزجان ، غفارپهلوان وسراج الدین صیادی و دیگران درسرپل ، قومندانها وشخصیت های سیاسی ونظامی دیگردربلخ ، سمنگان ، کوندوز، بغلان با همکاری های دوستانۀ فعالین حزب وحدت وسایرین مدت ده سال ولایات تحت فرمان خودرا با تامین امنیت وآرامی حفظ کرد و جلوهرگونه تخریبات نگران کنندۀ دشمنان وسبوتاژگران را گرفت بخصوص رسول پهلوان معاون جنرال دوستم که مسئولیت تامین امنیت درمناطق ولایت فاریاب را نیزبرعهدۀ خود گرفته بود گفته میشد که فاریاب ، جوزجان ، سرپل وسمنگان نسبت بهر ولایت دیگرامن تراست . درمدت این ده سال اقتدارجنرال دوستم وهمکارانش با وجود آنکه یگان وقت دربعضی منطقه دراثر مخالفت های ذات البینی قومندانها ویا افراد مسلح ، به اصطلاح اوزبیک ها یگان( تراق تروق) صورت میگرفت اما درمجموع با عث نگرانی عامه نمیگردید که ازخانه وکاشانۀ شان فرار نمایند و یا مانع ورود هموطنان بیجا شده گردد بناءً آرامی اوضاع درمیمنه درسال های متمادی بخصوص دردوران ده سال اقتدارجنرال دوستم توام با همکاری کادرهای نظامی وسیاسی محلی ومنطقه یی فایاب زمین فرصتی نیکو برای مسکن گزینی خانواده ها ی دیگر ازولایات نا آرام و نا امن کشوردرفاریاب زمین بوده است که این امرنیز بحیث یک فاکتورباعث افزایش نفوس ولایت فاریاب گردیده است . جامعه شناسان فاکتورهائی را درمورد کاهش نفوس یک منطقه نیزتذکارداده اند که فشردۀ آن به شرح ذیل است : نسبت فراگیر بودن جنگ وخشونت دوا م دارو دیگرگون شدن اوضاع امنیتی منطقه ، خشکسالی های متواتر وقحطی تباه کننده که درنتیجۀ آن بروزمیکند ، نبود منابع جذب نیروی کارباشنده گان منطقه . اگرچه درسال های پس ازهجوم نظامی شوروی درافغانستان درسال1980میلادی شورش های غیرمنظم برهبری ملا های مذهبی مانند سایر مناطق افغانستان درولایت فاریاب نیز خودرا نشان داد که مبلغان دولت آنهارا اشرارمیگفتند ، زمانیکه نیروهای نظامی شوروی درسال1920م به آسیای میانه وارد شدند نیزمبارزان مسلمان ضد کمونیستی را بنام " باسمه چی" یاد مینمودند که ازاین سبب بعضی ها " اشرارافغانستان " وباسمه چی آسیای میانه را معادل همدیگرمی پنداشتند درحالیکه اشرار بمعنی شراندازی و دامن زنندۀ اختلافات و یک واژۀ مذهبی بود ، باسمه چی بمعنی حمله کننده گان بشکل تهاجمی بر دشمن بوده یک اصطلاح نظامی بود که خصلت سیاسی داشت یعنی نپذیرفتن حاکمیت بیگانه وعدم قبول ایدیا لوژی دشمن و تداوم مقاومت تا پای جان بخاطر دفاع ازمیهن وایدیالوژی مذهبی خودشان که اسلام بود . زمانی که پس ازورود ارتش شوروی به افغانستان قوای مخالف کمونیزشوروی نیزمخفیانه وارد صحنه سیاسی ونظامی علیه شوروی شدند شورشیان پراگندۀ افغانستان نیز به تنظیم های مختلف، معین ومشخص منسجم گردیدند که دررأس تنظیم ها پیشگامان ورهبران مذهبی قرارداشتند آنها متحدا درهرجا وهرمنطقه علیه کمونیزم شوروی جهاد اعلام نموده با استفاده ازجنگ افزارهای مخالفین شوروی بنام "مجاهدین " تبارزکردند که گاهی بصورت چریکی و پارتیزانی درگروپ های کوچک و گاهی بصورت غافلگیرانه وتهاجمی به شکل "باسمه چی ها ی آسیای میانه " به مواضع دشمن حمله مینمودند و درصورت غلبه بردشمن ، آنچه از آنها " اولجه " میکردند مانند باسمه چی های آسیای میانه بنام غنیت جنگی دربین خود تقسیمات مینمودند وآنچه قابل تقسیم وقابل استفاده برای شان نبود همه را به آتش میکشیدند . درهمین بحبوحه درولایت فاریاب مولوی غفورمشهوربه مولوی قره که بحیث مدرس علوم دینی درولسوالی تگاب شیرین مصروف بود بنام رهبرجهادی های فاریاب تبارزنمود ، شایعات وجود داشت که مولوی قره ازطرف دوستانش درپشاور خواسته شده است به صفت قومندان عمومی تام الاختیارحرکت انقلاب اسلامی تعین شده است که مصارفات نظامی ولوژیستیکی او توسط افراد خودش ازپشاوراخذ و توسط "حیوانات باری" به آستانه با با مرکزفرماندهی او منتقل میگردید آنهائی که نسبت بلد شدن درراه ها وکسب مهارت درانتقال سلاح واکمالات را بر دوش داشتند دربین مردم بنام " سلاح کش" مشهورشده بودند مثل امین بروتی سلاح کش ، قاسم چپۀ سلاکش ، نبی مشیغ سلاح کش وامثال آن . مردم میگفتند مولوی قره افراد بیسواد وکم سواد را دوست دارد وآنها را" دنیابی خبر" میگوید اما دشمن سرسخت جوانان تحصیل کرده ومکتب خوانده ومعلمین ومامورین دولت است ، هرشخصی که معلم ، متعلم ویا ماموردولت بوده درصورت گیر افتادن به دام شبکه هایش ، بنام کمونیست تیرباران شده اند . یکنفر بنام عبدالوهاب معلم ازدولت آباد فاریاب که برای شامل شدن درگروپ های چریکی مولوی قره به نزد وی رفته خودرامعلم علوم دینی مکتب معرفی کرده بود مولوی قره به اختیا ط اینکه جاسوس وگماشۀ کمونیست ها نباشد اورا مدتی حبس نموده دربارۀ هویت وکرکتروهاب معلم ازمنطقۀ مسکونی اش{توپخانه قلعه} معلومات کافی بدست آورده بعداً به وی اعتماد نموده او را سرگروپ عملیاتی وتبلیغاتی خو درولسوالی دولت آباد تعین کرده بود . یکی از بزرگان قریۀ {قوزی بای قلعه} مرکزولسوالی دولت آباد فیض محمد قریه دار نام داشت مشهوربه "فیض ارباب" بود که او با ملا جوره پدروهاب معلم مراودات دوستانه داشت به وی گفته بود که به معلم بگو کدام وقت بچه گی وبی عقلی نکنه مردم قریۀ ما "قوزی بای قلعه " را حق وناحق زیر آزار واذیت قرارنته . فیض محمد قریه دارمشهوربه فیض ارباب درسال1983درکابل به نزد من آمد وقتی ازاوپرسیدم درولسوالی تان چه گپ است حاجی صاحبان همه صحت وسلامت هستند ؟ باتبسم گفت تا حال که همه چیز خوب است ، گفتم درآینده کدام تهدید وجود دارد؟ گفت آینده را خداجان میدانه من نمیدانم وباز ادامه داد : معلم وهاب بچۀ ملاجوره سرگروپ تبلیغات چی مولوی قره تعین شده گاه گاهی ازطرف شب سه چهار اسپ سواربه خانۀ من می آیند پلو چلوفرمایش مید هند نان را خورده دستوروهدایت خودرا میدهند ومیروند ، گفتم چه هدایت میدهند ؟ باتبسم گفت ازشما چه پنهان ، هدایت آنها پول جمع کردن ازمردم ، جمع آوری عشروذکات وخیرات بنام خدا و مجاهدین راه حق است ... من گفتم ولسوال را درجریان گذاشتید ؟ فیض ارباب گفت راستش اینکه پیش ولسوال رفتم کل موضوع را گفتم وراپوردادم اما ولسوال گفت فعلاً ما جلوآنهارا گرفته نمیتوانیم هررقم که میکنید با موی سفید ها وبزرگان قوم راه چاره برایش پیدا کنید من گفتم : راه وچاره جزسازش وبرآوردن خواسته های آنها نیست چراکه ما سلاح نداریم ، ما با آنها مقابله کرده نمیتوانیم ، ولسوال گفت : فعلاً شرایط طوری آمده که ممنهم نمیتوانم بیدون اجازۀ مقامات شمارا مسلح بسازم ، مقامات میگویند به مردم اعتبار نیست اگرمسلح شوند با اشرار(دران وقت مقامات حکومتی مجاهدین را اشرارمیگفتند) بپیوندند چه چاره کرده میتوانیم ... ولسوال ازفیض ارباب پرسیده بود امکان ملاقات با مولوی قره وجود دارد ؟ فیض ارباب گفت من به ولسوال گفتم : یکباربه مولوی قره پیغام روان کردیم ویکبار هم به وهاب معلم گفتیم ما چند نفربه زیارت مولوی صاحب می آئیم به جواب این پیغام ها مولوی قره گفته بود من زیاد مصروف هستم وقت ملاقات با موی سفید هارا ندارم . من طبق شایعات آن زمان ازفیض ارباب پرسیدم : شنیده میشود که مولوی قره با پشتون های جلایرشوردریا زیاد خصومت نشان داده و حتی گوسپند های آنهارا به زورمیگیرد و به افراد خود میدهد هرکس مقاومت کرد به قتل میرساند این حقیت دارد؟ فیض ارباب با خنده گفت رهبرمولوی قره پشتون است ما شنیدیم که به او دستور داده است که با پشتونهای منطقه رویۀ خراب نکند وآنهارا بسوی خود جلب کند قرار شنیده گی ما ، تا حال چندین بارمولوی قره به جلایررفته با سرخیل اوغان ها گپ زده وآنها حاضرشده اند که ذکات وخیرات خود را به نفرمؤظف مولوی قره بدهند اگر(گوسپند موسپند) هم ازجلایرآورده باشند شاید ازجملۀ ذکات وخیرات آنها(پشتون های جلایر) باشد فیض ارباب با خنده گفت مولوی قره بیسواد هارا دوست دارد آنهارا {دنیا بیخبر} نام مانده است پشتون ها که مردم کوچی ومالداراند بغیرازملای شان که دروقت نمازخوانی به چند نفر امامت میکند دیگرهمه بی سواد اند وباب دندان مولوی قره هستند ، مولوی قره گفته است بیسواد ها به گف خوب گوش میکنند مسلمانی آنها هنوزمثل کمونیست های تحصیل کرده نم نکشیده است . درمربوطات ولایت فاریاب قومندانهای دیگری نیز مثل حفیظ ارباب درالمار، حاجی عبدالرحمن درسرحوض ودیگران وجود داشتند که مربوط تنظیم جمعیت اسلامی برهبری برهان الدی ربانی وهمچنان انجنیرنسیم مهدی ومولوی سلام درولسوالی درزاب وجود داشت که مربوط حزب اسلامی گلب الدین حکمتیاربودند که طبق دستورمقامات رهبری خود فعالیت مسلحانه داشتند ومقامات ولایت فاریاب دران زمان یارای متوقف کردن فعالیت های مجاهدین وتوان انسداد راه های عبورمرورآنهارا نداشتند وصرفاً تاحدی برای حفظ امنیت داخلی شهرمیمنه تا چندکیلومتری حومۀ آن موفق بودند همین وضعیت نیزکه ازلحاظ سیاسی پرتلاطم به نظرمی آید بجزخانوادۀ حزبی ها ومامورین مدافع دولت ، افراد عادی غیر وابسته را چندان زیرضربه قرارنداده بود ازهمین سبب روشنفکران مدافع دولت دریک مقطع زمانی ازاطراف به مرکزشهرمیمنه کوچیدند ومتمرکزشدند وپس ازعادی شدن اوضاع دروقت به اقتدار رسیدن جنرال دوستم وقومندانهای قومی که همه کادرهای محلی بودند بمناطق شان بازگشتند (این کادرهای محلی اکثراً تحصیل کرده درعرصۀ اموراداری وفرهنگی ونظامی کارمیکردند وعدۀ دیگرمثل رسول پهلوان ، حبیب الله بیگ قیصاری وده های دیگربا وجود نداشتن تحصیلات عالی ازلحاظ داشتن روحیه ومورال عالی درعرصۀ نظامی بهترازبعضی افسران نظامی تحصیل کرده تبارز کرده بودند و درتامین امنیت وثبات درمنطقۀ مؤظفۀ خویش ناکام نبودند ، درمورد عمل های منفی حبیب الله بیگ قیصاری پروپاگند هائی وجود داشت که معلوم نیست حقیقت چگونه است؟ پس ازاعلام مصالحۀ ملی ازطرف داکترنجیب که بجای ببرک کارمل به کرسی ریاست جمهوری نشسته بود تعدادی ازقومندان های مربوط تنظیم های مختلف جهادی که بعضی شان ازلحاظ وابستگی محلی وبعضی ازانها ازلحاظ تاکتیکی به موافقه ویا بیدون مفوافقۀ رئیس عمومی تنظیم شان به دولت پیوسته بودند که دران زمان آنهارا بنام گروپ های تسلیم شده به دولت یاد میکردند ، این گروپ ها که به تناسب میزان افراد مسلح تحت فرمان شان ازدولت مواد لوژیستیکی{مصارفات مالی ونظامی} بدست می آوردند که افراد مسلح آنها درتشکیلا ت نظامی بنام کندک قومی ، غند قومی مسمی بود ، فرقه های قومی وقول اردوی قومی نیز وجود داشت که آنرا صرفاً فرقه وقول اردومیگفتند . رسول پهلوان یکی ازقومندانهای مولوی قره درولسوالی تکاب شیرین ولایت فاریاب بود ازوی جداشده درسال1986به دولت داکترنجیب پیوست کندک قومی او به غندقومی ارتقا داده شد . رسول پهلوان پسر ارشد شمس الدین بیگ یکی ازبزرگان قوم اوزبیک درتگاب شیرین بود اوبه اسپ سواری وبزکشی (چاپ اندازی) مهارت داشت ازان سبب بنام شمس پهلوان شهرت یافته بود ( کلمۀ پهلوان که واژۀ اوزبیکی است طبق ادب فولکلور « پالوان» تلفظ میشود صفت تفضیلی است که درپسوند نام شخص کاربرد دارد ، شخصی که درکشتی گیری ویا سایرسپورتها قوی ترازدیگران باشد نیزپهلوان گفته میشود اما علاوه ازان درزبان اوزبیکی کلمات تفضیلی وجود دارد که درپسوند نام ها کاربرد دارد مثلاً پسربچۀ یک آدم معزز یابزرگ قوم که پنج وشش ساله هم بوده باشد اسم تفضیلی "پهلوان" دراخیر نام او ذکرمیگردد طورمثال نام آن احمد باشد اورا {احمد پهلوان }میگویند ویا احمد بیگ میگویند ویا احمد میرزا میگویند که این سه کلمه{ پهلوان ، بیگ ، میرزا} صفت تفضیلی است که درزبان اوزبیکی دراخیرنام مردان بکار برده میشود کلمات ( بیگم ، پاشا ، خان) نیز صفت تفضیلی است که درپسوند نام زنان ودختران کاربرد دارد ، مثلاً نام یک دختر{توخته} باشد اورا توخته پاشا ، توخته بیگم ، توخته خان ، یادمیکنند که دراین موارد دربخش های گذشتۀ این مقال معلومات مستند تاریخی ارایه گردیده است . زمانی که مولوی قره ، وهاب معلم وچند همرکاب او درتکاب شیرین کشته شد مردم میگفتند دراثرکمین گیری افراد رسول پهلوان آنها کشته شده اند اما گفته میشد رسول پهلوان خودش آشکارا مسئولیت قتل مولوی قره وهمراهانش را برعهده نگرفته است ، درطول ده سال اقتدارجنرال دوستم که رسول پهلوان معاون اوبوده وچندین شخصیت نظامی وسیاسی دیگر درفاریاب ، جوزجان ، سرپل ، مزارشریف ، سمنگان وسایر ولایات شمال وسراسر افغانستان با وی همکار بودند درتامین امنیت وجلوگیری ازتخریبات آبادی ها وعمرانات کوتاهی نکرده است ازاین لحاظ مردم ولایات شمال درمجموع جنرال دوستم را شخصیت قابل قدرمیدانند وبه او احترام دارند . درزمان اقتدارجنرال دوستم شهرسازی ونوسازی به همکاری مردم درولایات شمال بخصوص درمزارشریف ، جوزجان ، سرپل ، اندخوی ومیمنه آغازگردیده وزمینۀ کاربرای مردم بوجود آمده تا حدی آنهارا ازوضع ولایات شان راضی نگهداشته بود و همین موضوع سبب مسکن گزینی بیشترخانواده های بیجا شده از سایر مناطق درفاریاب گردیده درافزایش نفوس آن موثر واقع گردیده است ، اگرچه بعضی نارضائیتی ها ازعملکرد عده یی اززیردستان رسول پهلوان نسبت تحریکات مخالفان مقامات طنین اندازبود اما نگران کننده نبود و اکثریت قاطع خانواده ها وباشنده گان فاریاب ازوضع راضی به نظرمیرسیدند و به کارو امور زنده گی خوی مصروف بودند . افزایش نفوس ازلحاظ زاد ولد نیز درمناطق فاریاب نسبت به وفیات آن به حد چشمگیری خود نمائی میکرد که بعضی ها آنرا 5% وبعضی ها بالاتراز3% تخمین میزدند این فاکتورها وعوامل عینی دیگرسبب افزایش نفوس فاریاب زمین محسوب میگردد . درسال های قبل بزرگان ولسوالی بزرگ اندخوی طی عریضۀ دسته جمعی ازریاست جمهوری افغانستان تقاضا کرده بودند تا ولسوالی بزرک اند خوی که بیش ازنیم میلیون نفوس دارد به ولایت ارتقاداده شود ، درجوارولسوالی بزرگ اندخوی که یک شهربندری وتجارتی است ولسوالی های{ قرمقول ، خان چهارباغ ، باغ بوستان} وجود دارد که ولسوالی اندخوی حیثیت محوری ومرکزی آنهارا دارد. نفوس هرات سمنگان ، مزارشریف ، کابل وپروان نیز نسبت حکمفرما بودن امنیت نسبی وحضورپررنگ امداد رسان های خارجی وداخلی بصورت قابل ملاحظه یی افزایش یافته است ، درجنوب کشورطبق گزارش ها، نفوس شهرهای مرکزولایات مثل شهرقندهار، شهرلشکرگاه مرکزهلمند ، گردیزمرکزولایت پکتیا ، جلال آباد مرکزولایت ننگرهاربیشترازگذشته گردیده اما نفوس روستا ها ی دورترمربوط ولسوالی های این ولایات نسبت قرارداشتن درتحت تاثیرجنگ افروزان ونبود امنیت به مقایسۀ گذشته ها به مراتب کاهش یافته است که گفته میشود خانواده ها ازاثرتداوم جنگ مجبورگردیده اند ازمنطقه به جاهای امن تر فراربکنند که آنها مهاجرین داخلی یاد میگردند که نسبت متحرک بودن ، کارمعین وعواید ثابت ویا شناورنداشته محتاج به معاونت های مالی جامعۀ جهانی و موسسات خیریۀ دولت اند ، گفته میشود بسیاری ازاین خانواده های بیجا شده یا به مرکز ولایات شان روی آورده اند ویا به کابل و ولایات دیگررفته اند وتعدادی هم به کشورهای همسایه مها جرت نموده اند . کثرت زاد ولد نیزدرجنوب نسبت صعود میزان وفیات ناشی ازتاثیرات نامناسب هوا و جوسیاسی به میزا ن معین رشد نکرده وعقب مانده است که این عوامل بصفت فاکت های عینی تقلیل نفوس درمناطق جنگ زده گردیده است . درولایت فاریاب بعضی اخبار وگزارشات پس ازسال2004میلادی حاکی ازکوچ های دسته جمعی مؤقتی خانواده ها ازبعضی روستا های فاریاب به هرات ، کابل ، مزارشریف ، بود که عامل اصلی آن خشکسالی های متواترو قحطی مواد غذائی عنوان گردیده بود ، با بعضی ازاین بیجاشده ها خبرنگاران مصاحبه هائی انجام داده علل وانگیزۀ ترک محلات مسکونی شان را پرسیده اند ، تنگریقل یکی ازاین بیجا شده گان گفت : درولایت فاریاب چند سال پی درپی خشکسالی آمد ما که للمی کاربودیم از زمین های خود حاصل گرفته نتوانستیم ، آنچه داشتیم فروختیم خوردیم ومجبورشدیم منطقۀ خودرا ترک بگوئیم به هرات آمدیم تا ازموسسات خیریۀ خارجی ها مود خوراکه بگیریم وزنده بمانیم ، ما دایم اینجا نمیمانیم بارنده گی شود دوباره به ولایت خود به قشلاق خود میرویم به دهقان کاری خود ادامه میدهیم وزنده گی خودرا پیش می بریم . سخنان این مرد دهقان نشان میدهد که چه مردم ولایت فاریاب وچه مردمان ولایات دیگر، حتی مهاجرین بازگشته ازکشورهای همسایه به افغانستان ، درشهرهائی که امکان دسترسی به کمک های خارجی و دولتی آسان تربوده متمرکزومسکن گزین شده اند ونفوس چنین مراکزشهری به حد چشمگیری افزایش یافته است که گفته میشود درحال حاضرنفوس شهرکابل که درزمان حاکمیت داکترنجیب دومیلیون تخمین میگردید اکنون به میزان بالاترازچهارمیلیون رسیده است . اگرامکان بوجود آید که امداد رسان ها بتوانند درمناطق روستائی ویا حداقل درمراکزولایا ت دورازمرکزمثل { بدخشان ، تخار ، بادغیس ، فاریاب ، غورات ، بامیان ، نورستان ، اروزگان ، نیمروز} کمک های بشردوستانه خودرا به دسترس خانواده های محتاج وبی بضاعت قراردهند سیر وحرکت خانواده ها متوقف گردیده نفوس ولایات وشهرها به نوسانات جدی مواجه نمیگردد ادعای اکثریت واقلیت نفوس درافغانستان : درافغانستان درطول تاریخ نفوس شماری واحصائیه گیری دقیق صورت نگرفته است آنچه بنام نفوس افغانستان قلمداد میگرد بصورت تخمینی است ازاین سبب همیشه با نوسانات عجیب همراه است چنانچه به مشاهده میرسد نفوس افغانستان پس ازسال2002میلادی25میلیون تخمین گردید اما درسال2004درآغازانتخابات ریاست جمهوری این نفوس تخمینی 27میلیون اعلام گردید ودرسال2007میلادی نفوس افغانستان 32میلیون نفرتخمین گردید که هیچ کدام آنها قانع کننده نیست . دربنای همین نفوس تخمینی عده یی ازمدعیان اکثریت درافغانستان گاهی نفوس پشتون هارا60% وگاهی 55% وگاهی 45% قلمداد نموده اند چون احصائیۀ دقیق وجود ندارد هرشخص بتناسب غلظت اندیشۀ قومگرائی اش با یاد آوری فیصدی معین آنرا به نمایش گذاشته است که هیچ کدام ازاین احصائیه های تخمینی ازاعتبارلازم برخوردارنیست وحتی ازپشتون ترین پشتون ها نیزپرسیده شود که نظربه کدام دلایل وبراهین موثق نفوس پشتون های ساکن درافغانستان را بیشترازمجموع نفوس سایر ملیت های ساکن درافغانستان ارزیابی مینمائید به اصطلاح غیر{تته پته} چیزی برای گفتن و اثبات ادعای شان ندارند . درافغانستان چهارزبان متکلمین زیاد دارد : اول درجه متکلمین زبان فارسی است که حتی پشتون ها واوزبیک ها نیزبه استثنای یک اقلیت دهقان وچوپان وخانوده های شان که بی سوادبوده و دورازاجتماعات شهری منحصربه خوانواده وزبان مادری مانده اند همه به فارسی سخن میگویند فارسی درافغانستان زبان ادب وفرهنگ وزبان تجارت ومراودات شهری بحساب میرود حتی اوزبیک ها بیشتر ادبیات نوشتاری خود را به فارسی انجام میدهند ، هزاره ها که ازلحاظ اتنیکی تاریخی تورک شمرده میشوند دربین خود کاملاً به فارسی به لهجۀ مخصوص ملیت خودشان آمیخته با واژه های زبان هزاره گی صحبت مینمایند که بالهجۀ فارسی زبا ن ها فرق شگرفی دارد اما بادیگران طوری فارسی صحبت مینمایند که تفاوت چندانی با لهجۀ خود فارسی زبان ها ندارد وادبیات نوشتاری هزاره ها نیزمانند اوزبیک ها کاملاً فارسی ستندرد است . درقانون اساسی افغانستان که زبان فارسی وپشتوبصفت زبان رسمی دولتی اعلام گردیده است ملیت هائی که ازلحاظ اتنیکی به سایر زبان ها تعلق دارند مکلف به فراگیری یکی ازاین دوزبان رسمی دولتی اند . امیدواری هست که نفوس شماری دقیق ساکنین افغانستان مطابق معیارهای احصائیه گیری کشورهای جهان تحت نظراورگان نظارتی ملل متحد وجامعۀ جهانی صورت گرفته آنچه حقیقت است روی کا غذ بیاید وموضوع {اقلیت واکثریت} نفوس کشورکه سالها است انگیزۀ حاد برای مناقشه بین ناسونا لیست های پشتون تبارومخالفان آنها شده ادامه دارد ازریشه نابود گردد تا هرملیت به آن میزان واقعی که درافغانستان به محاسبه گرفته شده اند قانع باشند . ساختارارضی فاریاب : فاریاب ازلحاظ ساختارارضی به سه کتگوری تقسیم میگردد مثل ( زمین هموار، تپه های خاکی ، کوه های که ازسنگ وسخره تشکیل گردیده است) که درمورد هریک ازآنها معلومات مختصر ارایه میگردد : اول زمین های هموار: درفاریاب دوقسم زمین های همواروجود دارد ، زمین های همواریکه پائین تراز سطح آبهای جاری منطقه قرارداشته امکان آبیاری آن ازآب جاری دریا ، نهر وجوی وجوداشته باشد اینگونه زمین ها بنام { زمین آبی} یاد میشود که درزمین های آبی داخل شهروروستا باغ های انگور وسایرمیوه جات وسبزیجات ورشقه ، غوزه وپخته میکارند وزمین های آبی دور ازشهر وروستارا برای کشت حبوبات وغله جات مثل کندم ، جو ،جواری، ارزن ، کنجد ، زغیر، تربوز وخربوزه وامثال آن اختصاص میدهند ، زمین های همواری که ازسطح آب جاری منطقه به مراتب بالاتربوده امکان آبیاری آن ازآب جاری وجود نداشته باشد بنام زمین { دیمه } یاد میگردد که بروزن خیمه تلفظ میشود ، دراین زمین دیمه یا للمی بیشتربرای کشت گندم و جو، کنجد وزغیراستفاده مینمایند سایر حبوبات وغله باب که به آب بیشترنیاز دارد درخا ک دیمه حاصل خوب نمی دهد . تپه های خا کی که درمجموع بنام { آدر} یاد میگردد و بر وزن چادرتلفظ میشود نیز دوقسم است یک قسم آن که ازطرف دهاقین با تجربه به کشت وزرا عت خوب تشخیص گردیده معمولاً به آن گندم کشت میکنند ودربعضی ازاین آ درها پالیزکاری نیز میشود ، زمین آدرکه بمعنی زمین دارای پستی وبلندی است اگردهقان تصمیم به کشت تخم تربوز وخربوزه را دران داشته باشد درماه قوس وجدی که برف می بارد قسمتی از زمین { آدر} را که به پالیز کاری درنظرگرفته است قلبه میکند تا برفها با خا ک مخلوط گردیده رطوبت خاک را یکسان بسازد واین کار تازمانی که برفمی بارد {تا اخیردلو} ادامه می یابد ، حاصلات پالیز دیمه خیلی برکتی وفراوان میباشد امادرسال هائیکه برفباری نشود ویا برف زیاد نبارد پالیز حاصل دلخواه دهقان را نمیدهد وازهمین سبب درسال های کم برفی پالیز للمی کشت نمیشود . قسمتی ازاین زمین های موج دار{ آدرآها } که هیچ قلبه نشده اند بنام مالچریاد میگردد که مردم علف های خشک آنرا درتابستان جمع مینمایند تا درزمستان آوذوقۀ حیوانات شان شود ، بیشترین قسمت های زمین فاریاب را زمین های موج دار{ آدرها} تشکیل دا ده است ، یک قسمت زمین های فاریاب را کوه های سنگی احتوا کرده است ، درمناطق ولسوالی های اند خوی و دولت آباد کوه های سنگی وجود ندارد تمان زمین های آن هموارآبی یا للِمی ویا سلسله تپه های خاکی مساعد به زراعت ومالداری است اما کوه های سنگی ازمربوطات ولسوالی تگاب شیرین که درجنوب دولت آباد واقع گردیده است آغازگردیده هرچه بطرف جنوب ، غرب وشرق آن پیش برویم به کوهای سنگی بیشتر مواجه میشویم درعین حالیکه این منطقه زمین های هموارآبی وللمی وهمچنان زمین های موج دار{آدر} نیز دارد . ساختارتشکیلات سیاسی فاریاب: ولایت فاریاب13ولسوالی دارد که بزرگترین وپرنفوس ترین آن ولسوالی اندخوی ، قیصار، تگاب شیرین ، افغان کوت درشهرمیمنه است که ولسوالی مرکزی گفته میشود { کوت واژۀ اوزبیکی است که خرمن ، مجتمع ، یکجا کردن ، معنی میدهد ومعنی دیگرآن کون است ، کوت بزبان پشتوبمعنی بالاپوش است } . ولسوالی دیگرفاریاب عبارت اند از{ قرمقول ، خان چهارباغ ، باغ بوستان ، دولت آباد ، المار، ناموسی ، لولاش ، گرزیوان ، درزاب ، بعضی ها میگویند جمعه بازار نیز به ولسولی ارتقا یافته است و درزاب مربوط به ولایت جوزجان شده است که صحت وسقم آن بمن معلوم نیست . (باقدارد)
|
||
|
|
|
|
|
آشتی بین جنرال دوستم واکبربای 27 / 18 / 2008میادی درتازه ترین گزارش که ازکابل مخابره گردیده است حضرت صبغت الله مجددی رئیس کمیسیون آشتی ملی ورئیس مجلس سنا درکابل پس ازملاقات ومذاکرات با سترجنرال عبدالرشید دوستم واکبربای زمینۀ آشتی آنهارا فراهم نموده است . این عمل حضرت صبغت الله مجددی ازجانب اعضا وهواداران جنبش ملی اسلامی افغانستان وتوده های میلونی درسمت شمال و غرب کشورو همچنان دراروپا ، امریکا ، کا نا دا ، روسیه وآسیای میانه به نیگی استقبال گردیده است . اکبر بای درسا2004میلادی قبل ازآغازانتخابات ریاست جمهوری بصفت سخنگوی جنبش ملی اسلامی افغانستان فعال بوده ازجملۀ همکاران جدی جنبش ملی وجنرال دوستم بشمارمیرفت اما دسیسه سازان مخالف سیاسی جنرال دوستم موفق شدند با درز اندازی بین آنها ، اکبر بای را به خط مخالف دوست صمیمی اش جنرال دوستم که شخصیت قابل احترام توده های میلیونی مردم درشمال وغرب کشوراست بکشند . با سوء استفاده ازبروزاختلافات بین جنرال دوستم واکبربای ، مخالفان سیاسی وحریفان آشتی ناپذیراین دو ، با براه انداختن توطئه علیه جنرال دوستم به اتهام ناروا دست یازیده دروغ پراگنی های فراوان کردند اما همان طوریکه میگویند( خاک خشک به دیوارنمی چسپد) نسبت دروغ وغیر واقعی بودن این گفتار اگرچندی که فضای دوستی آنهارا با غبارناخورسندی ها اندود اما به همت صلح خواهانۀ حضرت صبغت الله مجددی این غبارمصنوعی با باران تدابیرعالمانه شسته شد وطبق ضرب المثل( آب اگر صد پاره گردد بازباهم آشناست) جنرال دوستم واکبر بای بحیث فرزندان یک سرزمین همدیگررا به آغوش کشیدند به آنچه بنام اختلافات ازطرف دشمنان هردو، انلارج گردیده ودامن زده شده بود فایق آمدند . مسئلۀ آشتی جنرال دوستم واکبربای ازطرف اعضای جبهۀ ملی وهواداران آن درکابل و ولایات نیزبه استقبال گرم مواجه گردیده است ، درزمان سازماندهی توطئه علیه جنرال دوستم درکابل جبهۀ مل طی پیامی محاصرۀ خانۀ جنرال دوستم راعمل نادرست ، غیر قانونی ، وغیر مسئولانه وخطرناک خوانده آنرا به شدت تقبیح کرد و به دولت هوشدارداد واین عمل دولت را خطرناک توصیف نمود . سخنگوی جبهۀ ملی دران زمان طی مصاحبه یی به خبرنگارگفت : بین جنرال دوستم واکبربای که هردوازیک منطقه هستند اختلافات کوچکی وجود داشت که برای خاموش کردن آتش این اختلافات بین خودشان ، اکبربای به خانۀ جنرال دوستم دعوت گردیده بودتا درمیزمذاکره و مفاهمه بنشینند که مخافان سیاسی جنرال دوستم ازان تعبیر های نا درست و توهین آمیزبه طرفین نمودند که نادرست است { اداره} |
||
|
|
|
|
|
ذ. ایشانچ « تورک » و « تورکی » اتمه لری حقيده سؤز موضوعگه اؤتیشدن آلدین دقتینگیزنی منه بو تاریخی خطا و جفالرگه قره تماقچی ایدیم . نیگه دور بیش عصردن بویان « اوزبیک» ایتنیک اتمه سینی انکار قیلیش دغدغه سی هنوز گچه توگه میپتدی؟ او شندن بویان اوزبیکلر : گاه موغول (؟)، گاه چیغتایلر (؟)، گاه سارت (؟)، گاه گلم جمع (؟) (مجاهدلر تعبیری بؤییچه) گاه یأجوج ـ مأجوج (؟) (طالبلر تصوّریده)، گاه ـ ده اوفغان / اوغان )افغان مللت ایستگیگه کوره) (؟) و نهایت تورک (؟) اوزیمیزدن چیققن بلا ... بونقه دعوالرنینگ هربییگه تؤخته لیش وقتنی ضایع قیلیشدن باشقه نرسه ایمس.چونکی، بونده ی دعوالرگه تورکالوژی-اؤزبیک شناسلیک علم ـ فنی الّه قچان جواب بیریب بؤلگن. بوکبی ادّعالرنیگه پیدا بؤلدی؟ ـ دیگن سوالگه جواب قیله دیگن بؤلسک، بیلیب - بیلمی، اولر اؤتمیشده هم حاضرهم دنیاده مستقل اؤزبیک دولتی، خلقی و مللتینی کؤره آلمگنل و کؤره آلمیدیلر، انیقراغی کؤریشنی خواهخله میدیلر. اؤیلب کؤرینگ - هه! بوتون باش بیر مللتنی تاریخ صحنه سیدن سوپوریب تشلش ممکنمی؟ ایندی «تورک» و «تورکی» علمی اتمه لریگه ایضاح بیرسک: بو ایککی سؤز ایتنیک تیرمین (اتمه) بؤلیب، تاریخن، حاضرهم علیحده-علیحده معنا و توشونچه لرنی افاده قیلگن و افاده قیلیب کیلماقده. «تورک» سؤزی نینگ لغوی معناسی : 1 ـ تورک سؤزی، اؤتمیشده، بیرقومگه منسوب کؤپلب تورکی قوملرنینگ عمومی نامی صفتیده شکلنگن. بیشینچی عصر گه عاید ختای منبع لریده «تورک« سؤزی تورانلیکلر، تورکلر معناسیده قؤلْنیلگن. بو سؤزآت معناسیده کیلسه «کوچ - قوّت» صفت وظیفه سیده کیلسه (کوچلی- قوّتلی) کبی معنالرنی افاده قیله دی. بوندن تشقری او «ییتوک» ، «بیلیمدان» ، «دانا» توشونچه لرنی هم بیلدیره دی. www.samdu.com سایتیدن اقتباس قیلیندی . «تورک» سؤزی : 2 ـ تورکیه نینگ اساسی اهالیسینی تشکیل ایتوچی خلق، تورک خلقی. تورکی تیللردن بیریده سؤزله شوچی خلق نینگ عمومی نامی. (سیاسی اتمه لرنینگ قیسقچه ایضاحلی لغتی)، ( اؤزبیک تیلی نینگ ایضاحلی لغتی .( 3 ـ قؤرقمس، باتیر، داو یوره ک، کیلیشگن - گؤزه ل، دانشمند، اؤکتم و کوره شوچی معنا لریده هم قؤللنیلگندیر. دوکتور صدیق. (www.turkmenStudents.com) شونینگدیک، مخالفلر تامانیدن بو سؤزگه ینه اؤنلب منفی معنالرهم یوکله تیلگندیر. بو حقده سؤز یوریتیش موردی ایمس. و امّا، «تورکی» سؤزی حقیده : بوسؤز برچه لغتلرده کؤپلب تورکی قبیله و اؤتیزگه یقین تورکی خلق نینگ عمومی نامی صفتیده کیلتیریلگن. یعنی بیر تورکی قومنی ایکینچیسیدن فرقلش معنا سیده ایشله تیلگن. بوندن مینگ ییل آلدین بویوک تورکیشناس علامه محمود کاشغری اؤزی نینگ «دیوان اللغات الترک» اثریده «تورک» سؤزینی، تورکی قبیله لرنینگ عمومی نامی صفتیده تیلگه آلرکن، اؤشه زمانده (53) نام آستیده تورکی قبیله لر بار بؤلگنینی علیحده قید قیله دی. کاشغری اولرنینگ باشقه تورکی قبیله لرگه توشونرلی بؤلمه گن اؤز ارا ایچکی سؤزله شو تیلی بارلیگینی هم نظردن چیتده قالدیرمیدی. شونده ی قیلیب «تورکی «سؤزی بیر تاماندن تورکیلرنی ایرانیلردن فرقلش اوچون قؤلّه نیلگن بؤلسه، باشقه تاماندن کؤپ قوم و خلقلردن تشکیل تاپگن تورکی قبیله و خلق ایچیده گی ایتنیک گروه لرنی باشقه لریدن اجره تیش معنا لریده هم ایشله تیلگندیر. تورک و تورکی سؤزی انه شولرنی فرقلش مقصدیده یوزه گه کیلگن دیب ایتیشگه بیزده تؤله اساس بار. ظهیرالدین محمّد بابر هم، علیشیر نوایی هم «تورک« ، »اؤزبیک» و باشقه تورکی قوملر اتمه لرینی ایتنیک نام صفتیده اعتراف قیله دی و یخشی اجره تیب، کؤرسه ته دی و هر بیری نینگ لهجه سیگه هم دقت بیلن اعتبار قره ته دی. بیراق، اؤزگه تیللی لرگه توشونرلی بؤلیش اوچون نوایی اؤز اثرلرینی عمومی نام صفتیده «تورک» تیلیده یازدیم ، - دییدی. بو نوایی تورک دیگنی ایمس البتته. بوگونگی رسمی و علمی معناده اجره تیب، قؤلّه نیشیگه هم عجبلنمسه بؤله دی. شولرگه قره می، ایریم مللتداشلریمیز، اؤزبیک، قازاق، قیرغیز، آذربایجان، قره قلپاق، تاتار، چواش، اویغور و باشقه تاریخی ایتنیک ناملرنی یؤق قیلیب، برچه سینی بیر نام بیلن اته لیشیگه جوده عشقباز کؤرینه دیلر. بو نرسه کتته تاریخی خطا دیر. چونکی، اوچ یوز میلیون (؟) اطرافیده سؤزله شوچی تورلی تورکی قوم و ملتلرنی بیر«تورک» نامی آستیده اتب، ایش یوریتیب بؤلمیدی. اونگه امکان و ضرورت هم یؤق. اولرنی برچه نگیز تورک تیلیده گپیریشگه مجبور سیز» - دیب بؤلمیدی، بوبیرینچی مسئله. ایکینچیدن تورکی قوملر کیلیب چیقیشی جهتیدن اورال-آلتای بابا تیلیگه باریب توته شه دی. بولر قرینداش تیللردیر. نیچه مینگ ییلردن باشلب، تورکی قوم و قبیله لر طبعیی روشده تیل جهتیدن اجره لیش و فرقله نیش سری یوزبوره باشله گنلر. انه شو فرقله نیشلر طفیلی تورکی ایللر بوگونگی کونده بیر- بیرینی توشونمس درجه سیگه ییتیب کیلدیلر. بو جریان حاضرهم توگه یاتگی یؤق.هر بیر تورکی خلق بوگونگی کونده عمومی لیکدن تشقری اؤزلغت ذخیره سی، سؤز بای لیگی، فلکلوری، ممتاز ادبیّاتی، قؤشیق و صنعتی، ایری – ایری عرف - عادتی همده تورموش طرزیگه ایگه دیر. بو نورمال جریان. بولرنینگ هر بیری علیحده بیر دنیا سنله دی، اولر اؤز نامی بیلن اته لیشلری کیره ک ایمسمی؟ دنیاده گی برچه تیللر انه شونده ی فرقله نیش دورینی اؤته گنلر. مثلاً انگلس، فرانسوس، اسپن، پورتگال، تیللری، یاکی ایرانی و سلاوین تیللری تقدیری بیزنینگ تورکی تیللر قسمتیگه اؤخشه یدی. اولرهم بؤلینیش حادثه سنی باشدن کیچیرگنلر. دیرلی دنیاده گی برچه تیللر شونده ی جریاننی اؤته گنلر. اماّ، اولرنینگ همّه سینی بیر «انگلیس» نامی آستیده بیرلشتیریب بؤلمیدی – کو اوچینچیدن تورکی خلقلراوچون مشتر ک بؤلگن عموم تورکی سؤزلرنینگ اؤزیگینه، همّه تورکی خلقلرنی بیر«تورک» نامی آستیده بیرلشتیریشگه اساس بؤله آلمیدی. چونکی عموم تورکی سؤزلرهم هر بیر تورکی خلق تیلیده اؤزگچه معنا کسب قیلگن بؤلیشی تورگن گپ. یاکی انه شو مشترک تورکی سؤزلردن کؤپلری باشقه تورکی تیللرده،عمومن، ایشله تیلمسلیگی هم ممکن. و سؤزلرنینگ ایتیلیشی هم باشقه - باشقه بؤلیشی کوندیک عیان. تؤرتینچیدن لهجه نقطه ی نظریدن یعنی، اؤغیز گروهی اؤز دایره سیده، قیپچاق، قرلوق گروهلری اؤز دایره سیده بیر- بیر لرینی بیر قدر توشونیشلری ممکن. باشقه حالتلرده ایسه، اولر بیر- بیر لرینی توشونه آلمیدیلر- کو! تورکی تیللر آره سیده مثلاً، گاگوز، قؤمیق و یاقوت تیللرینی، عمومن، توشونیب بؤلمیدی. کیین گی پیتلرده نیگه دور عامه وی اخبار واسطه لریده تورک تبارلر، تورکی قوملرعباره لری اؤرنیده «افغانستان تورکلری» عباره سی تیز-تیز قؤلّه نیلماقده؟ اوغانستانده باشقه تورکی قوملر قطاری تورکلر هم یشه یاتگنی حقیده قؤلیمیزده معلومات یؤق. بو معلوماتلرنینگ اؤقوچی لری مسأله نی ناتؤغری توشونیب، گمراه بؤلیشلری هیچ گپ ایمس. بونده ی معلوماتلر، یاشلرنی اؤز تیللریگه بی پسند، ادبیّاتلریگه بی میل، تاریخلرینی اؤقیمسلیککه آلیب کیلیشی ممکن. هیچ قچان تورکنی - اؤزبیک، اؤزبیکنی تورک... دیب بؤلمیدی. اولر اؤز ناملری بیلن اته لیشی بیزنینگچه تؤغری ایشدیر. خلاصه اؤرنیده شونی ایتیش ممکنکی، هر بیر تورکی قوم علیحده بیر بؤغین صفتیده یششگه حقلیدیر. تیل اولرنینگ معنوی مُلکیدیر. بیزنینگچه تیلنی، ادبیّاتنی، علم و مدنیتنی سیاسی لشتیر مسلیک کیره ک. اولرنینگ هر بیری اؤز ترقیِّات شکلیگه ایگه. اولرنینگ بوتون بایلیگی شوقدر اولکن کی، بیرار- بیر تورکی خلق نینگ جمله دن اؤزبیک تیلی یاکی ادبیّاتی نینگ اینگ کیچیک بیر ساحه سینی اؤرگنیش، اؤزلشتیریش اوچون جوده کؤپ أیللر، انسانی کوچ و حرکت طلب قیلینه دی. کمینه سیاستگه هیچ قنده ی علاقه هم بؤلمسه - ده، بوتون تورکی خلقلرنی بیر کنفیدراسیون آستیده بیرله شیشلرینی جوده - جوده ایسترایدیم. بو قوملر اؤرته سیده گی انتیگراسیون (جیپسله شیش، بیردملیک، بیرلیک) اولرنینگ مستحکم رواجله نیشیگه کمک قیلیه دی دیب اؤیلیمن. (www.ffta1.com)
|
||
|
|
|
|
امریکا ئی ها خواهان خروج احمد ولی کرزیازافغانستان هستند 17/07/1387 13:36
کابل ، 17 مهر، خبرگزاری «ریا نووستی»/ محمد همایون حمید زاده سخنگوی دولت افغانستان روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگاران با رد گزارش این هفته روزنامه "نیویورک تایمز" مبنی بر دخالت احمد ولی کرزی برادر رئیس جمهور و رئیس شورای ولایتی قندهار در قاچاق مواد مخدر گفت: این بار نخست نیست که چنین اتهامهایی مطرح میشود. به گزارش «ریا نووستی» از کابل، وی با بیان اینکه طرح این قبیل مسایل با اهداف سیاسی صورت میگیرد، تصریح کرد که میخواهند با انتشار این قبیل مسایل بیاساس به دولت فشار وارد کنند. وی یادآور شد: از همکاران بینالمللی افغانستان که مدعی دخالت اعضای خانواده رئیس جمهور در قاچاق مواد مخدر هستند، خواسته شد، اسناد و مدارک لازم را ارائه دهند که تاکنون هیچ سندی ارائه نداده اند. هرچند وی نگفت چه کسانی میخواهند به دولت فشار وارد کنند، اما گفته می شود که آمریکایی ها خواهان خروج احمد ولی کرزی از افغانستان میباشند. برادر کرزی روزدوشنبه در نشست خبری که در منزل خود در قندهار برگزار کرد، هرگونه دخالت در قاچاق مواد مخدر را رد کرد و گفت : از دست اندرکاران روزنامه مزبور شکایت خواهد کرد. اخبار مرتبط
|
||
|
|
|
|
|
اجتماع پناهجويان افغان مقيم هالنــــــــد
نامۀ سرگشاده عنوانی نهادها وارگانهای مدافع حقوق بشر
يادداشت: 24 سپتامبر 2008- هالند اين نامه سر گشاده که بوسيله اجتماع پناهجويان افغان مقيم هالنــــــــد ترتيب يافته است، اصل آن با ترجمه هالندی بتاريخ 24 سپتامبر 2008 به مراجع ذيصلاح کميساری سازمان ملل متحد در هالنــــد و اروپا (بلجيم) گسيل يافت، همچنان کاپی های آن به مراجع يادشده زيرين وهمچنان برخی نهـــــــاد های اروپايی وافغانی ارسال واين سلسله ادامه دارد. به جلالتمآب آنتونيو گوترس کمیسار عالی سازمان ملل متــــــــــــحد در امور مهاجرین ! همچنان به کمیساری حقوق بشر سازمان ملل متحد! به تآسی از اعلاميه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون ژنیو 1951 و پروتوکول 1967 درباره موقف پناهنده گی، مهاجرت وجستجوی پناهنده گی حق مسلم افرادیست که از ترس تعقیب به دلایل نژادی، مذهب،عقیده سیاسی وموقف اجتماعی وطن اصلی خودرا ترک مینما یند. جلالتمآ ب شما اگاهی دارید در ميان کشور های جهان افغانستان سرزمينی ايست که ازساليان متمادی آماج جنگ ورویارویی نظامی وسیاسی بو ده و تا هنوز هم مدا خلات مستقیم وغیر مستقیم خارجی ادامه دارد . در چنين وضعيت ملیون ها شهروند افغانستان در نقاط مختلف جهان پراگنده وآواره شده اند، در اين ميان کتله عظيمی از روشنفکران وتحصليکرده های افغان به کشور های اروپايی منجمله به کشور شاهی هالند، فرار نموده و مطابق کنوانسیون ژنیو وقوانین نافذ دولت هالند تقاضای پناهنده گی کرده اند. به تاسف باید اذعان داشت که اداره مهاجرت و اعطای تا بعیت دولت هالند ( IND ) با یک بخش ازپناهجویان افغان منسوب به رژیم جمهوری دموکراتیک افغانستان ( 1978-1992 ) برخورد سیا سی وتبعیض آمیز نموده و مینماید. این کته گوری پناهجویان به دلا یل غیر قانونی از پنج تا ده سال وحتی بیشتر در وضعیت نامشخص حقوقی قرار داشته از حقوق اقتصادی واجتماعی در جامعه هالند محروم بوده اند. تحت فشار نهاد های مدافع حقوق بشر، پارلمان هالند در سال 2007 یک عفو عمومی را برای پناهجویان که از سال 2000 در خواست پاهنده گی داده بودند، تصویب و اعلان نمود. این سیاست عفوعمومی کتله بزرگی از پناهجویان افغان که یا درادارات امنیتی جمهوری دموکراتیک افغانستان ایفای وظیفه مینمودند ویا اعضای حزب سابق دموکراتیک خلق افغانستان (حزب وطن) بودند، را مورد استثنآ قرار داد و آنها را محروم از حق پناهنده گی دانستند، در حالیکه فرستادن دوباره جبری آنها به افغا نستان تا همین اکنون زنده گی ومصئونیت شانرا واقعآ تهدید میکند. اداره مهاجرت کشور هالند با سؤ استفاده و تعبیر نا محدود از فقره ( f ) ماده اول کنوانسیون ژنیو که در شرایط خاص وبا هدف معین یعنی تعقیب مرتکبین جنایات جنگی در سا لهای جنگ جهانی دوم فورمولبندی گردیده است، اشخاص شامل کتگوری فوق الذکر را به اتهام جمعی، عا م ونا مشخص " کار در ادارات امنیتی جمهوری دموکراتیک افغانستان ویا همکاری با آن " بدون توجه به اصل مسئوولیت فردی از حمایت مفاد کنوا نسیون ژنیو محروم میسا زد، این محرومیت شامل حـــال همسران ( زن) آنان نیر میشود که به این ترتیب زنان پنا هجو افغان درمغایرت با اصل مساوات زن ومرد مندرج منشور سازمان ملل متحد ومیثاق های بین المللی حقوق بشر 1966 در خانواده و جامعه هالند در وضعیت نا برابر به گناه " ازدواج غلط " مورد توهین قرار میگیرند. موقف حقوقی اطفال به همین منوال است . اطفال پناهجو افغان گویا کفاره گنا هان فرضی( بر اساس ظن وشک) والدین شانرا میپردازند واز حقوق انسانی از جمله آموزش، دسترسی به تامینات و خدمات اجتماعی، صحت وبهداشت، حق کار و معیشت مندرج کنوانسیون اطفال1989 بی بهره اند. جلالتماب طبق ماده 23 میثا ق حقوق مدنی وسیاسی 1966، خانواده هسته اساسی و طبیعی جامعه است و حق دارد که از حمایت جامعه ودولت برخوردار باشد. با تاسف باید خاطرنشان ساخت که اداره مهاجرت کشور هالند با نا دیده گرفتن ا صل و حدت فامیل که در کنوانسیون اروپا ئی حقوق بشر 1950 نیزتسجیل یافته است،در مورد پنا هجویان افغان سیاست فروپاشی فامیل ها را تعمیل مینمايد. در بسی موارد زن واطفال بصفت پناهنده پذیرفته شده اند اما شوهر مجبور سا خته میشود تا خاک کشور هالند را ترک گوید ویا برای مدت نامعین بدون حکم محکمه با صلاحیت در پشت میله های زندان نگهداری شده رابطه شان با زن واطفال قطع میگردد. در موارد دیگر زن واطفال به ارتبا ط دوسیه (کیس) شو هر در وضعیت نا مشخص حقوقی بسر میبرند که باعث بروز تشنجات فامیلی وطلاق اجباری میگردد زیرا زنان بخاطر کسب حق پناهنده گی چارهء جز جدائی از شوهر را ندارد. واضحآ حالت فرسایشی جسمانی و روحی و روانی بیش از ده سال، این کتګوری افغانان در هالند را در یک وضع شکنجه روانی قرار داده که میتوان این را یک توجيه بر نقض صریح حقوق بشری آنان نمود. جلالتمآب اکنون بعد از گذشت ده سال اداره مهاجرت هالند تعداد زیاد را به دلایل امنیتی بحیث افراد غیر مطلوب اعلان نموده است. به این ترتیب اداره مهاجرت هالند بدون توجه به اصل برائت الذمه که حا لت اصلی انسان است، تعداد قابل ملاحظه پناهجویان افغــان( در حدود 1500 نفر با اعضای فامیل ) را به فحوای فقره ( 1-f )کنوانسیون ژنیو مجرمین جنگی تلقی مینما ید در حا لیکه محاکم دولت هالند ادعای اداره مهاجرت هالند مبنی بر دست د اشتن این افراد در جرایم احتمالی جنگی ونقض حقوق بشررا نسبت فقدان اسناد وشواهد جرمی بصورت کل رد نموده است. باید خاطر نشان ساخت که این کتگوری از مهاجرین هیچگاه خطر ی را متوجه امنیت ونظم ا جتماعی هالند نسا خته اند . انها انسانهای با فرهنگ، روشنفکر، انسان دوست ودموکرات اند وبه قوانین کشورهالند احترام میگذارند.هیچ موردی وجود ندارد که پناهجویان افغان در جرایم بین المللی ویا جرایم عادی درگیر باشند، آنها خود قربانی تروریزم واکستریمیزم اند. جلالتماب اداره مهاجرت هالند در یک اقدام بی سابقه با اتخاذ سیاست سختگیرانه در برابر پناهجویان افغان تا اکنون 25 نفر را به زور وجبر به افغانستان نا امن وفاقد نظام سالم قضائی فرستاده است، تازه ترین واقعه تکاندهنده فرستادن شخصی بنام ضياء حمیدی پدر دو فرزند است که 7 ساعت دست وپا بسته توسط هواپیما بدون مدارک شناسائی به میدان هوائی کابل انتقال یافت.
اکنون با وضاحت تمام از یک وضع شدید و بحرانی میتوان سخن به میان آورد. ما که بیشتر از ده سال را د راین کشور با یکنوع شکنجه روا نی بسر بردیم آینده ګنګ و بی سرنوشتی، اتهامات بدون کدام اسناد و شواهدی حقوقی، برخورد های تبعیضی و اهانت آمیز، سلب حقوق اولیه انسانی از جمله تآمینات اجتماعی وخدمات صحی، حق کار و معیشت،رشد روزافزون ناراحتی های روانی که تمایلات خودکشی را شدت بخشیده است، ناگزیر به شما مراجعه نموده تقاضا نما یم تا بتا سی از ماموریت صلح دوستانه و انساندوستانه خویش و در چهار چوب صلا حیت ها ی مندرج ستاتوت کمینشری عالی ملل متحد در امور مهاجرین ، حکومت هالند را به مسئولیت های آن ناشی از موافقتنامه های بین المللی متوجه ساخته تا به اجرای سیاست های تبعیضی علیه پناهجویان افغان تجدید نظر نماید. بايست ياد آور شد که اداره UNHCR)) سازمان ملل متحد، سازمان عفو بين الملل، اداره يونيسف ملل متحد، نهاد وکلای مدافع کشور هالند، برخی احزاب وسازمانهای دموکرات وحامی پناهنـــده در کشورهالند وبسا نهاد های حقوقی ومدافع پناهنده بشمول برخی وکلای برجسته که عملاً دفاع اين قضيه را پيش ميبرند از داعيه برحق چنين پناهجويان افغــــان حمايت بيدريغ وپشتيبانی همه جانبه نموده اند. امّا از آنجايکه مقامهای تصميم گيرنده مسايل پناهنــــــده گی دراين کشور برخورد سياسی را نسبت به برخورد حقوقی وبشر دوستانه ترجيح ميدهند تحت تأثير روشهای ذهنیگرایانه اين مسآله را به موضوع مبارزه برد وباخت انتخاباتی مبدل ساخته اند، غرض مزيد معلومات مقام محترم سازمان ملل متحد، پاره ای از اسناد ومدارکی که دال برحمايت وپشتيبانی پناهجويان افغان در هالند ميباشند، تقديم وپيشکش است.
با احترامات فایقه
جمع از پناهجویان افغان مقیم کشور شاهی هالند
محل امضاء
کاپی ها به - کمیسیون اروپایی حقوق بشر - سازمان عفوبین الملل - سفیر سیار ملل متحد در امور افغانستان - کمسیون دایمی عدلی پارلمان هالند - کميسيون های زيربط ولسی جرگه افغانستان - دیپارتمنت حقوق خارجیان دانشګاه لایدن - اداره اطلاعات جمعی هالند - احزاب چپ و لبيرال هالند - مرکز مطالعات جهانی حقوق بشر دنمارک - اجتماع وکلای مدافع هالندی وساير مراجع ونهاد های ذيعلاقه هالندی وافغانی ۲۸ / سپتامبر/ ۲۰۰۸میلادی |
||
|
|
|
|
|
کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی داستان فساد مالی رهبران حکومت شنبه 16 اوت 2008, بوسيله ى رزاق مأمون قانون درکجاست؟ وقتی شورای وزیران خبرنگاران را به برخورد قانونی تهدید می کند، خود دربرابر این گزارش چه پاسخی دارد؟بر بنیاد اسناد و مدارک موجود، درسال 1382 هوتل انترکانتی ننتال از طرف آقای زلمی رسول ( وزیر هوانوردی سابق و فعلا مشاور امنیت ملی رئیس جمهور، طی یک قرار داد بدون داوطلبی که در شهر دوبی به امضاء رسی؛ در بدل یک صد هزار دالر دراختیار شرکت خارجی به نام فری کم قرار داده شد. هوتل کانتی ننتال 210 اتاق دارد و بهای کرایه شباروزی اتاق ها از 60 دالر تا صد دالر است. وقتی مرحوم میرویس صادق در مقام وزارت هوانوردی قرار گرفت، اصرار کرد که پرداخت سالیانه یک صد هزار دالر در بدل اجاره سی ساله کانتی ننتال ظلم آشکار به مردم افغانستان است و او موفق شد که مبلغ قابل پرداخت سالیانه را به پنج صد هزار دالر بالا ببرد. در سال 1384 رئیس جمهور افغانستان هیأتی را مؤظف کرد که بازهم این قرار داد مورد بازبینی قرار گیرد. براساس دستور رئیس دولت، آقایان محمد امین فرهنگ ( وزیر اقتصاد کنونی) ، عبدالسلام عظیمی ( فعلا رئیس قوه قضائیه) و دکتر سید اسحق نادری مشاور رئیس جمهور در امور اقتصادی در ترکیب هیأت عالی حکومتی وظیفه گرفتند که براساس فرمان 83 ریاست دولت، اجاره دهی هوتل به داوطلبی گذاشته شود. اما این بار نیز نه تنها هوتل کانتی ننتال به داوطلبی گذاشته نشد بلکه با همان پرداخت 500 هزار دالر به شرکتی به نام اف ، کا، اچ داده شد. حالا بقیه داستان را بخوانید: این هوتل درتناقض با قوانین و احکام رسمی به شکل مخفی در دوبی به یک شرکت خارجی سپرده شد. درآن زمان یک تاجر ملی به نام مصباح از عمل کرد دولت انتقاد کرد و حاضر شد که هوتل کانتی ننتال را به بهای دو میلیون دالردر سال به اجاره بگیرد. نقیب احمد یک تاجر دیگرگفت که این قرارداد به زیان کشور است و ما حاضر هستیم از یک تا دو میلیون دالر در سال هوتل را در اختیار خود بگیریم. اما کسی مجلس داوطلبی برگزار نکرد و کار ازکار گذشته بود. طبق سند موجود مرحوم میرویس صادق که بعد از آقای زلمی رسول به وزارت هوانوردی رسید، اعلام کرد که هوتل درماه می 2002 در دوبی در بدل سالیانه یک صد هزار دالر برای سی سال به شرکت فری کم واگذار شده است. آقای صادق گفته بود که وی بازهم در قضیه دخالت کرده و مبلغ قابل پرداخت را به 500 هزار دالر در سال بلند برده و زمان قرار داد را هم به 15سال کاهش داده است. اوگفته بود این تنها اقدامی بود که من می توانستم بعد از عمل انجام شده ، انجام دهم. آقای صادق گفته بود: این هوتل درحالی به شرکت فری در بدل پول ناچیز داده شده که پیش از آن، دولت افغانستان حدود سه میلیون دالر از بابت فعالیت هوتل درآمد داشت! شرکت فری کم تعهد داده بود که هوتل را به شکل پیشرفته بازسازی کند اما بعد از قرارداد از اجرای تعهد خود شانه خالی کرد. مرحوم میرویس صادق درآخر گفته بود: درین باره باید آقای زلمی رسول جواب بدهد! این جواب تا حالا داده نشده است. آقای نورستانی رئیس تصدی هوتل ها در همان زمان گفت: این هوتل در هر سال حدود سه میلیون دالر عاید خالص دارد. پس با توجه به قرار داد پانزده ساله شرکت فری کم، این هوتل در ظرف 15سال 45 میلیون دالر درآمدخالص داشت. حال باید دید که هیأت سه نفری شامل عبدالسلام عظیمی، اسحق نادری و محمدامین فرهنگ چه کردند؟ این هیأت اولین کاری که انجام داد، فرمان شماره 83 را زیر پا گذاشت و بدون مجلس داوطلبی، هوتل کانتی ننتال را به همان قیمت 500 هزار دالر درسال ، به شرکت اف، کا،اچ داد. اف، کا، اچ چیست؟ اف یعنی فاضل ، کا ، یعنی کریم پور، و اچ، یعنی حکیمی. این سه نفر مالک شرکت اف، کا، اچ هستند که دریک معامله سری کانتی ننتال را در قبضه خود گرفتند. سوال این است که چه لازم بود که این هوتل را از فری کام مسترد کردند؟ جواب این است: معامله اول را آقای زلمی رسول انجام داد ومعامله دوم تحت نظر هیأت سه نفری انجام گرفت. پول به جیب کی ها سرازیر شد و نقص وزیان عاید مردم افغانستان شد که ازین قضیه تا اکنون بی خبر مانده اند. ببینید که مجریان و کسانی که با شعار های خدمت گذاری بر گرده مردم سوارشده اند، درحق مردم چه کرده اند؟ حالا قانون یخن چه کسی را بگیرد؟ هیأت سه نفری دسته گل دیگری را نیز به آب می دهند. آن ها اصرار می کنند که یک میلیون و 64 هزار دالر که از جمع عواید شرکت فری کم کسر شده وباقی مانده باید به حساب شرکت اف ، کا، اچ انتقال یابد! یعنی پول دولت به حیث درآمدملی باید به حساب شرکت خصوصی آن هم مفت ومجانی انتقال یابد! آیا این تصمیم به معنای تقسیم پول دولت به اشخاص غیر مستحق نبود؟ اما آقای حیات الله دیانی رئیس بانک پشتنی درحمایت از پول دولت، ازین کار امتناع کرد. درین باره آقای احسان الله جاوید که وزیر ترانسپورت بود به طور واضح گفت که شرکت آریانا یکی از سهم داران کانتی ننتال است. اما وی از واگذاری هوتل به فری کم و بعدا به اف، کا،اچ آگاهی ندارد و ازین که پول های گزاف عواید هوتل چه شده است، نیز بی اطلاع است. اما آقای محمد امین فرهنگ چه می گوید؟ وی شهادت می دهد که در قرار داد با شرکت فری کم زدوبند هایی شده بود. یعنی این که ساخت وباخت بر سر پول از سوی کسی شده بود که با شرکت فری کم یک جانبه قرار داد بسته بود! آقای فرهنگ به زبان حال می گوید که ما هم لازم ندانستیم که در دور بعدی، هوتل بر اساس مجلس داوطلبی به شرکت جدید داده شود. چرا؟ آقای فرهنگ جواب می دهد: به خاطر این که هیچ کسی حاضر نبود که هوتل را به نرخ بالاتر از 500 هزار دالر بگیرد. درحالی که مصاحبه تاجران وجود دارد که هرکدام حاضر بودند مبلغ سه میلیون دالر سالانه بپردازند. اگر فرض کنیم که آقای فرهنگ راست می گوید، پس چرا این هوتل از شرکت فری کم که سالیانه 500 هزار دالر می پرداخت مسترد شد و به شرکت جدید به همان قیمت داده شد؟ از آقای فرهنگ سوال شد که چرا مجلس داوطلبی برگزار نکردید؟ او می گوید: کسی به داوطلبی حاضر نشد! سوال: لطفا سند های داوطلبی را به ما نشان بدهید! فرهنگ خاموش می ماند. بعد این قضیه به کمیسیون سمع شکایات مجلس نمایندگان راجع می شود. آقای فرهنگ و سیداسحق نادری به مجلس احضار می شوند. آقای فرهنگ می گوید: ما قناعت مجلس نمایندگان را حاصل کردیم. اما دکترزلمی رئیس کمیسیون سمع شکایات مجلس می گوید: این قرارداد غیرقانونی و خلاف فرمان شماره 83 ریاست دولت صورت گرفته و ما به اظهارات دو تن از اعضای هیأت هیچ قناعت نداریم. ما منتظر فیصله نهایی هستیم. اما فیصله را کی بکند؟ عبدالجبار ثابت دادستان کل سابق می گوید: هوتل کانتی ننتال بعد از آن که از کنترول شرکت فری کم بیرون شد به مدت یازده ماه تحت نظر دولت فعالیت کرد. درهمین یازده ماه بیش از سه ونیم میلیون دالر عاید خالص به دست آمد.حال آن که این هوتل در بدل 500 هزار دالر در سال به اجاره داده شده بود! عاید دولت هفت مرتبه نسبت به پولی که از فری کام حاصل می شد، زیاد بوده است. آقای ثابت می گوید: سراسر قانون زیر پا شده است. چرا رئیس جمهور بازهم حاضر شد که پیشنهاد تازه با شرکت ( فاضل،کریم پور و حکیمی) را امضاء کند؟ آقای ثابت درهمان چهار سال پیش در برابر دوربین کمره گفته است: همین هیأت به رئیس جمهور گفته اند که اگر این پیشنهاد را امضاء نکنی، شرکت فری کم در سطح بین المللی علیه حکومت افغانستان دعوا راه می اندازد وآنگاه دولت ده ها میلیون دالر ضرر خواهد کرد! این جاست که چهره اصلی غدر و تزویر نمایان می شود. چرا باید دولت مجبور به جریمه ده ها میلیون دالری شود؟ چرا باید مردم افغانستان هم تاوان چپاول و سرقت مالی اعضای حکومت را بدهند و هم از بیم آن که شرکت فری دعوا کند، ده ها میلیون دالر دیگر جزیه بدهد؟ مشاهده کنید که وضع حکومت داری، با موجودیت کسانی که به نام خدمت به افغانستان از هرگوشه و کنار به این جا ریختند، چه شکلی داشته است و حالا نیز که اوضاع بدتر از گذشته شده است. روزانه نیروهای امنیتی کسانی را مثلا به جرم دزدی یک قاب ساعت یا چند هزار افغانی دست بسته عقب دوربین تلویزیون ها می آورند، حالا شما قضاوت کنید که دامنه مصیبت از کجا تا به کجاست؟ آقای ثابت در زمان حضوردر دادستانی کل گفته بود: نمی توانم وعده بدهم که مسئول اصلی این همه خیانت آشکار را به دادگاه بکشانم! --------------------------------------- افشای اسناد مافيای مواد نفتی! متهمان به اختلاس ميليون ها دالر که در مافيای مواد نفتی بی کيفيت و تقلبی دست دارند آزاد شده اند! اين دوسیه مانند دوسيه ی زد و بند و اختلاس حنيف اتمر که توسط رمضان بشردوست افشا شده بود، توسط سارنوالان بدون ارجاع به دادگاه مختومه اعلام شد دو شنبه 23 ژوئن 2008 ------------------------------ قابل توجه رئیس جمهور اختلاس انجنیر روزی و محمد شاه هاشمی در وزارت تجارت شواليه خود ما یا سلمان رشدی؟ يكشنبه 9 دسامبر 2007, نويسنده: داود جبارخیل -------------------------------- افغانستان: اختلاس حدود ده میلیون دالر: با نفت سالاران آشنا شوید! نويسنده: سنجر قيام يكشنبه 9 دسامبر 2007 -------------------------------- کابل پرس افشا می کند! --------------------------------- موارد سوء استفاده، اختلاس و غصب زمين در سال 1383 --------------------------------- موارد سوء استفاده، اختلاس و غصب زمين در سال 1384 -------------------------------- فساد گسترده ی خانواده و اطرافيان حامد کرزی! گل آغا شيرزوی و درآمد يک ميليون دالری در هفته/ قاچاق مواد مخدر و دزدی از عوايد گمرکی سه شنبه 6 مه 2008 ----------------------------- سیاف از جنایت تا غصب زمین! استقامت اول: کوتل خيرخانه، چمتله، پغمان الی ارغندی. استقامت دوم: وزير اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حيدر خان الی ارغندی يكشنبه 8 ژوئن 2008, نويسنده: کامران میرهزار ------------------------------------- فساد و روابط خانوادگی در وزارت معارف! نويسنده و فرستنده سند: تراب چهار شنبه 30 آوريل 2008 ---------------------------------- زياد بر خَر مراد سوار نخواهيد بود! حاجی محمد محقق هم نمی خواهد از باقی دزدان و جنايتکاران عقب بماند و می خواهد همچنان يکی از گل های سرسبد اين جماعت باشد دو شنبه 2 ژوئن 2008, نويسنده: کامران میرهزار ------------------------------ سوء استفاده و رشوه در سه بانک افغانستان! انورالحق احدی و امتيازات غيرقانونی برای وابستگانش پنج شنبه 29 مه 2008, نويسنده: کامران میرهزار لینک اصلی خبر با تصویر: داستان فساد مالی رهبران حکومتقانون درکجاست؟نویسنده: رزاق مأمون
|
||
|
|
|
||
"شما باید به افغانستان اجازه دهید ، تا سرنوشت خود را خود تعین کند. شیوه ها و برخورد های، که در دفاتر غربی طرح میشوند ، درینجا کار نمیدهند ". [ادامه ...] |
|||
|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی فاریابی خصومت نژادی وزبانی مانع واقعبینی تاریخی است (قسمت چهارم) محترم بغلانی نوشته اند :( قبایل زرد پوست صحرانشین«آلتای اورال»ازشرق به قلمرو سامانیان «خراسان»پیهم هجوم می آوردند سرانجام بعد اززمان طولانی سلسلۀ سامانیان را برانداختند و به قدرت رسیده وارد تاریخ شدند ودرماوراالنهر و دیگرشهر های خراسان به سرعت ساکن گردیده درفرهنگ مردمان بومی آمیخته و دیگرگونی یافتند و دوام داربا امیرنشینهای مستقل حکمرانی نمودند اما همۀ امیران و شاهان درقلمرو خود زبان فارسی دری را که زبان رایج مکاتب ، مدرسه ، شهرها ، بازار و ادارۀ دولت سامانی بود آنرا بسیارخوب پاسداری و دررشد آن خدمت کرده اند چنانچه در دوران زمامداری آنها زبان فارسی دری درسرتاسر آسیای مرکزی و قسمت اراضی قفقاز تاهند وستان و آسیای صغیر زبان آموزش علم و ادب و فرهنگ در مدرسه مکتب و اداره وسیاست در دولت و داد وستد درشهر و بازار رایج بوده است ، درچنین جو مساعد بسا شخصیت های کم نظیرفرهنگی تورکتبار پارسی گو وعارف روئیده است ، غنای این زبان توانای رقابت با زبان های مهاجمین ومنطقه را دارد اما با تاسف تحت تاثیراوضاع بی ثبات کنونی و ترفند های سیاسی قبیله سالاران ، بعضی ها برخلاف رفتار اسلاف شان تقویۀ زبان ازبیکی«تورکی» و رشد تمایلات پان ترکستی(پان تورکیستی)را با فارسی ستیزی وسیلۀ رسیدن به سیادت میدانند و دراین راستا تلاش میکنند ، البته ارمان تقویۀ زبان اوزبیکی یا ترکی و یا هرزبان دیگر امرانسانی و جایز است اما نه با فارسی ستیزی ، فارسی ستیزی به تقویه و رشد زبان اوزبیکی کمک نمیکند ولی ملیت هائیکه درطول قرن ها با هم جوش خورده زبان ، تاریخ ، فرهنگ ، سرزمین واقتصاد شان مشترک وحتا خون شان آمیخته شده است ، ازهم جدا ساخته درتقابل قرارمیدهند گنا هیست کبیره بزیان اقوام استبدادزده و بسود شوینیزم ، لازم است یادآوری شود که درسده های پسین امیرنشینی های مستقل دریک بخش اراضی خراسان تحت تاثیررقابتهای نژادی ، مذهبی و تهاجمات روسیۀ تزاری با ترکیۀ عثمانی به ترکستان مشهوربوده است). تمام این نوشتۀ محترم بغلانی که دربین هلالین قرارداده شده ، به استـثـنای سطورکج و استریپ دار مورد تائید من است اما به جملات افترا واتهام آمیز محترم بغلانی دلایل تنویرکنند ه ارایه میگردد تا دراذهان خواننده گان محترم بخصوص جوانان ابهام باقی نماند . آنچه درمورد سقوط امارت سامانیان درتاریخ قید است به روشنی مبین این واقعیت است که هیچ قومی نه ازآلتای اورال ونه ازمناطق دیگربالای سامانیان هجوم نیاورده بلکه رعایای قلمرو خود سامانیان نسبت نا رضا ئیتی هائی که هرروزگسترش می یافت علیه حکومت سامانیان قیام نمودند که قبلاً دراین با ب به تفصیل ومستند نگارش یافته است بازهم بعنوان تکرار احسن جزئی ازاغتشاشات مردم یاد آوری میگردد مثلاً ده هزارنفردهقانها وپیشه وران برهبری ابوبلال درغوروغرجستان قیام کردند وحتی دربخارا مردم قیام کرده قصرامیرسامانی را به آتـش کشیدند . این هم قابل یاد دهانی است : درزمانیکه جامعۀ بشری تحت قیودات رنج آورقراربگیرند برای نجات ازچنین ورطه یی متحد میگردند وتحت رهبری دلیرمردان عاقلتر قرار گرفته دست به تحرکات دسته جمعی وقیام ومیزنند که چنین حرکات غضب آلود توده ها ، حکومت های ضعیف را مانند سیلاب مدهش به کام نیستی فرومی برد که نمونه های فراوانی ازچنین قیام ها وسقوط دولت ها درجهان وحتی ایران وافغانستان درتاریخ بچشم میخورد . اینهم ازلحاظ سیاسی کاملاً روشن است که درسده های گذشته هرگاه حکومت ودولت ضعیف که ازقلمروخود نمیتوانست دفاع بکند ویا نمیتوانست رعایای خودرا راضی نگهدارد مخالفین داخلی حکومت با مهاجمین بیرونی همدست گردیده اورا بنام حکومت ناکاره وضعیف ازقدرت ساقط مینموده اند که نمونه های اینگونه هجوم ها ، قیام ها وسقوط دادن حکومت ها درقاره های دنیا وحتی دراروپا درسده های پیشین وجود دارد بناءً افسوس کردن درمورد سقوط امپراتوری سامانیان وتلویحاً مسئول قلمداد نمودن تورکان آلتائی واورال دراین باب غیرازبرملا کردن بدبینی باطنی به تورکان هیچ مطلب دیگررا افاده نمیکند. درتاریخ ، ازآریائی وتوریائی بصورت همردیف یکجا تذکراتی بعمل آمده و درمورد کارنامه های آنها مطالبی مفصل برشتۀ تحریر کشیده شده است ، باصرف نظرازاینکه منشأ خانوادۀ آریائی ها کوشانی ها بوده وکوشانی ها خود قبایلی ازتورک ها بوده اند که دربخش اول این نوشته ، در باب آن توضیحات ارایه گردید ،اگرتنها نام آریانی وتوریانی یا آریائی وتوریائی مدنظرگرفته شود نیزصاحبان هردو نام برادروار درآسیا وخراسان زمین زیسته اند که آریائی ها ، خراسانی ها وسامانی ها قبلاً درتاریخ بوده اند نه اینکه توریائی ها یا قبایل ستی ها ، یوچی ها یعنی کوشانی ها پس ازایشان وارد تاریخ شده باشند ، نظربه اسناد تاریخی قبایل تورک بنام های مختلف درعرصه وصحنۀ جغرافیائی زمان درجهان بخصوص درآسیا وجود داشته اند که ازان نمیتوان با جملات بد بینانه مثل(پیدایش عنصرتورک ، مهاجمین آلتای اورال با برانداختن سلسلۀ سامانیان وارد تاریخ شدند ) گفتن ها چشم پوشی کرد . تاریخ نشان میدهد که سامانی ها ازسال892 میلادی به بعد رویکارآمده دولت مستقل تشکیل داده اند اما درسده های پیشین درکجاها زنده گی میکرده اند وبکدام طایفه وقبیله منسوب بودند معلومات کافی درتواریخ بچشم نمیخورد ولی طوایف مختلف تورک ها وسایرین که درحوزۀ تمدنی جهان شامل بوده اند سه هزار سال قبل ازمیلاد را نشان میدهد که درآسیا به اهلی کردن حیوانات وحبوبات وتحت کنترول قرار دادن زراعت وزمین های قابل کشت مصروف بوده اند وحتی اسناد باستان شناسی اززنده گی انسانها با گله های حیوانات اهلی شان درسرزمین بخدی وبلخ باستان دربیست هزارسال پیش حکایه دارد که هنوزمشخص نیست که این آدم های خاک شده ، اسلاف کدام قبیلۀ روی زمین بوده اند . جملۀ « ... درفرهنگ مردمان بومی آمیخته ودیگرگونی یافتند » نیز که درنوشتۀ محترم بغلانی آمده است قابل تائید نیست زیرا درگذشته ها هرنیروی مسلط که به اتکای توان قومی به قدرت رسیده حکمرانی مینمود تمام اتباع تحت فرمانش را تابع ارادۀ خود ساخته وآنچه بنام کلتور وفرهنگ داشت آنرا به اتباع خود تحمیل میکرد که فراوان مطالبی دراین موارد درلا به لای تاریخ وجود دارد اما تورک ها که برسامانیان درسال962میلادی غلبه یافته اند دارای کلتورعالیتروپیشرفته ترمنحصر به خود وآسیای مرکزی وخراسان زمین بوده اند که سامانیان نیزشامل همین فرهنگ و کلتورخراسان زمین محسوب میشوند بناءً گفتارمحترم بغلانی ابرازخوشبینی عاشقانه به سامانیان وابراز ناخوشبیینی وبدبینی به تگین شاهان است که بجای سامانیان به قدرت رسیدند محترم بغلانی با وجود داشتن نظریات خاص خود علیه تگین شاهان و تورک ها ، درباب انتخاب زبان فارسی بحیث زبان مشترک ، تقویت ادبیات وزبان فارسی وگسترش آن درقلمرو امپراتوری خویش صادقانه اعتراف نموده اند اما بخاطرمخدوش کردن این خدمات عامه پسند تگین شاهان وتورکان گفته اند(غنای این زبان توانای رقابت با زبانهای مهاجمین ومنطقه را دارد) به دانشمندان واهل مطالعه روشن است که زبان بحیث افزارتفاهم بین حاکم ومحکوم ودرمجموع بین مردمان مورد استفاده قرار میگیرد ، تورک ها وتگین شاهان درزمان تاسیس امپراتوری شان زبان خاص خودرا داشتند که دارای مفاهیم وسیعتراز زبان فارسی همان دوران بود طبق فارمول زبان شناسی واژه ها واصطلات هرزبانی که معادل آن درزبان دیگر وجود نداشته باشد علایم غنی بودن آن زبان است صدها واژۀ اوزبیکی وتورکی وجود دارد که معادل آن درفارسی وزبان های دیگردرحوزۀ متکلمان فارسی و دری وجود ندارد مثل (ساغیندیم ، سیلکلـلب کیل وامثال آن ) با انهم درپیش گرفتن راه تقویۀ زبان فارسی وترویج آن بحیث زبان مشترک ورسمیت بخشیدن آن درتمام قلمرو امپراتوری تگین شاهان ازطرف سلطان محمود غزنوی ابن سیویک تگین غیر قابل انکار است که غنی بودن وتوان رقابت داشتن فارسی با زبان حاکمان وامپراتوران محسوب نمیشود بلکه بیانگرعدم بدبینی تورک ها و امپراتوران شان به زبان فارسی وعلاقۀ آنها به تنوع فرهنگی وزبانی وهمدلی با رعایای شان بشمارمیرود ورنه میتوانستند مانند سایر امپراتوران دنیا ، زبان وکلتور خودرا براتباع خود تحمیل تمایند چنانچه عرب های اموی زبان خودرا بر مسلمانان درقلمروشان ( سرزمین های امروزین افغانستان ، ایران، اسیای میانه وغیره ) تحمیل نمودند واگرزبان فارسی توان رقابت با زبان منطقه را داشت چرا زیرتاثیر زبان عرب قرار گرفت وازرسمیت بازافتاد . محترم بغلانی اخلاف امپراتوران تورک درخراسان (افغانستان امروزی) را متهم به داشتن تمایلات پان تورکیستی وفارسی ستیزی نموده اند که برای ابهام زدائی وازدیاد معلومات علاقمندان دراین مورد یک توضیح کوتاه لازم است ارایه گردد : اخلاف تورکان افغانستان که نسلی ازسلالۀ اسلاف تورک اند هیچگاه علاقه نشان نداده اند که علیه زبان های اقوام مختلف ساکن در افغانستان تأسف نشان بدهند دانشمندان وپیشگا مان تورکان معاصر افغانستان مانند اسلاف شان به تنوع فرهنگی علاقمند اند وبرای احیای زبان وفرهنگ خود مطابق به احکام مندرج درقانون اساسی تلاش مینمایند چنانچه تعداد کثیری ازتورک زبانهای افغانستان که افتخارعضویت فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان را دارند خلاف ادعای محترم بغلانی کوچکترین حرکت فارسی ستیزی ازخود نشان نداده اند اما تورکان افغانستان با هرکسی متعلق به هرقوم وزبانی که باشد با قضایای ملی با غرورفاشیستی برخورد نموده برتری طلبی ملیتی را مطرح بسازد با آن مقابله خواهند نمود زیرا تورکان افغانستان خواهان متساوی الحقوق بودن تمام اقوام ساکن درافغانستان هستند وبرای تحقق این آرمان دموکراتیک مبارزه مینمایند و احیای زبان وفرهنگ اوزبیک ها وسایر اقوام را درهمین چوکات میلطبند واین نه پان توکیزم است نه فارسی ستیزی ونه چیز دیگر، بلکه طرح دموکراتیک درمورد تامین عدالت اجتماعی ومتساوی الحقوق بودن کلیه ساکنین افغانستان است که تمام این مطالب درمرام نامۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان نیز صراحت یافته است . برای ازدیاد معلومات علاقمندان فشرده مطالبی دربارۀ اصطلا ح (سه پان)ارایه میگردد تا منشأ پان تورکیزم عیان شود: اصطلاح سیاسی پان تورکیزم درسال 1948 پس ازانتشاراعلامیۀ جهانی حقوق بشرازطرف ملل متحد ، توسط حکومت جبارفارس که بجزازخاندان سلطنتی ودرباریان وفادار به رژیم را مستحق هیچگونه آزادی نمیدانست به آذری ها وسایراقوام تورک زبان وتورک نژاد که درفارس میزیستند و تقاضا داشتند که رژیم ، طبق مواد مندرج دراعلامیۀ حقوق بشر، زبان آذری وتورک ها را برسمیت بشناسد واجازۀ نشرکتاب وروزنامه را به زبان آذری وتورک بدهد که رژیم شاهی فارس (ایران) ازترس اینکه برسمیت شناخته شدن زبان آذری وتورک باعث بمیان آمدن موجی ازآزادی خواهان اقوام دیگر(مثل عرب ها ، کوردها ، بلوچ ها ...) درفارس خواهد شد به تقاضای آذری ها جواب مثبت نداد ، رژیم شاهی فارس با همان شیوه وشگرد خاص دورۀ استعمارقبل ازجنک دوم جهانی میخواست حکومت متمرکزی را حفظ وتمام قدرت را درقبضۀ خود داشته باشد وهرگونه آزادی خواهی درعرصۀ فرهنگ ،زبان ومهیا نمودن شرایط برابری حقوق اقوام ساکن درقلمرو خود را به نفع خویش وخاندان سلطنتی نمیدید ازاین سبب بخاطر زمینه سازی برای سرکوب متقاضیان آزادی زبان وفرهنگ اصطلاح (پان تورکیزم) را دربرابرآنها بکاربرده آذری ها وتورکان فارس را متهم به جدائی طلبی نموده آوای آنهارا درگلو خفه کرد با آنهم تا جائیکه تاریخ معاصر نشان میدهد پیشگامان آذری وتورک ها مبارزه برای آزادی زبان وفرهنگ خودرا تداوم بخشیدند . دران مقطع زمانی که جهان به دو قطب متضاد و پیرو دو اندیشۀ آشتی ناپذیر(امپریالیزم وسوسیالیزم) منقسم گردیده بود که هریک از این دو قدرت جهانی تلاش داشتند راه نفوذ طرف مقابل را درقلمرو اداری ارضی کشورهای اقمارشان که ساحۀ نفوذی خویش می انگاشتند برای حریف وطرفداران وی منسدد نگهدارند و درعین حال آشکار وپنهان سعی مینمودند که ازهرگونه جنبش آزادی خواهی قلمرو همدیگربه نفع خود استفاده نمایند( واین بازی سطرنج ادامه داشت) . درافغانستان نیز دران سال ها با کنارگذاشتن هاشم خان صدراعظم تام الاختیار، شاه محمد خان برادرش را بر کرسی صدارت نشاندند که بحیث وزیرحربیه(وزیردفاع) کارمیکرد ، دران وقت ازطرف صدراعظم جدید اکت های دموکراتیک صورت گرفت بقایای جوانان بیدار(ویش زلمیان) مجدداً فعال گشته حتی بعضی شان مستقیماً به انتخابات ولسی جرگه شرکت نمودند ودرمورد بیعدالتی درحوزه های انتخاباتی دست به تظاهرات مسالمت آمیززدند اما بزودی این اکت های دراماتیک رژیم شاهی رنگ باخت اوضاع عمومی به روال قبلی استبدادی برگشت . افغانستان که خودرا یک دولت مستقل وبیطرف میدانست ومقامات رژیم تلاش داشتند موازنه را درمورد رابطه های سیاسی ، اقتصادی ونظامی با شوروی که دررأس اردوگاه سوسیالزم قرارداشت وبا امریکا که در رأس اردوگاه امپریالیزم بود حفظ نماید هرباری که افغانستان برای تقویۀ اردوی خود به وسایط نظامی و جنگ افزاراحساس نیازمینمود به شواهد تاریخ ، حکومت افغانستان اول به امریکا ومتحدین وی مراجعه میکرد وزمانیکه شرایط خرید وسایط نظامی وجنگ افزارازامریکا ومتحدانش را ملاحظه مینمود آنرا نامناسب پنداشته به شوروی ومتحدان وی روی می آورد که بار ها وسایط وجنگ افزارهای نظامی را به مراتب ارزان تر وبا شرایط سهلترازآنها بدست آورده است درتحت چنین شرایطی نیز گا ه گاهی برای خورسند نگهداشتن امریکا وغرب خواست آنهارا درافغانستا عملی میساخت چنانچه پس ازانفاذ قانون اساسی افغانستان در(1343ش) که فعالیت های سیاسی درکشورآغازگردید گفته میشد پادشاه دریک سفررسمی به اروپا متحد اصلی امریکا ، پیشنهاداتی را ازبعضی مراجع پذیرفته است که یکی ازانها هسته گذاری پان تورکیزم درکابل است ، رژیم بعضی ازافراد با نفوذ تورکان افغانستان را به کمک والی ها که دست نشانده های رژیم محسوب میشدند بصورت سری بنام شرفیابی بحضوراعلی حضرت معظم همایونی ازولایات دعوت نموده به کابل اعزام نموده بودند که پس ازبازگشت ازکابل ، بزرگان تورک ها بعضاً به افتخارگفته بودند که اعلیحضرت لطف کرد وگفت (اگرهرکسی که ازشما ویا قوم شما که خواسته باشند به کشورهای آسیای میانه بروند اجازۀ رفتن داده میشود حالا دموکراسی است قید وقیود وجود ندارد...) و بطرف شوروی نیزقبولانده بود که رفت وآمد بین مردم شمال افغانستان به آسیای میانه به مفاد هردو طرف است . دران زمان امپریالیزم تلاش داشت به تقویۀ جنبش آزادی خواهی و با درخدمت گرفتن رهبران و افراد موثراینگونه جنبشها مساوات طلبی را بصفت افزار موثر، درموردانتقال مفکوره های آزادی خواهی توسط آزادی خواهان فارس به آذربایجان شوروی ، گرجستان ،اوسیتیا ، داغستان ،یاقوتیستان ، باشقرستان ، تاتارستان ، و توسط تورک های افغانستان به قزاقستان ، قیرغزستان ؛ اوزبیکستان وتاجیکستان منتقل نموده وآنراتقویه نماید و ازمقولۀ سیاسی(ازدرون منفجرکردن) استفاده نموده شیرازۀ انضباط موجود درادارۀ عامه درشوروی را بگسلاند وازدامن زدن جنبش آزادی خواهی ومساوات طلبی تورک های قلمرو شوروی وحتی چین به نفع خود بهره برداری کند این موضوع درسال 1949میلادی که اروپای غربی وامریکا پیمان نظامی( ناتو) را برای مقابله با حملات احتمالی نیروی نظامی (وارسا) که بعد ازجنگ اول جهانی درسال 1919میلادی تحت رهبری مسکو تاسیس گردیده و کشورهای سوسیالیستی متحد با شوروی درا ن عضویت داشتند بحیث یک گزینۀ خوب برای وارد کردن رخنه درحصارامنیتی ونفوذی شوروی تلقی گردیده بود ، زمانیکه درسال 1952تورکیه با کسب عضویت درچوکات ناتو قرارگرفت این گزینه شکل تازه وجدی بخوود گرفت ، وقتی جمال ناصردرسال 1953میلادی زمام امورمصر را با سمتگیری سوسیالیستی بدست گرفت متحد ساختن کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس ومد یترانه را بنام اتحادیۀ عرب (لیگ عربی)طرح کرد ، پادشاه عربستان سعودی که درخط مخالف جمال ناصر قرار داشت لیگ کشورهای اسلامی عرب را پیش کشید که سرانجام پس ازبه قدرت رسیدن انورالسادات بجای ناصر فقید درمصر، که درمشی مخالف وی قرار داشت به حمایت او ، لیگ اسلامی کشورهای عربی بنام (پان اسلامیزم) درمطبوعات ورسانه ها راه یافت که خصوصیت کاملاً ضد کمو نیستی داشت وبعضی ها اتحادیۀ کشورهای عربی را ازلحاظ سیاسی و ناسیونالیزم( پان عربیزم ) مسمی نمودند که این (پان تورکیزم ، پان عربیزم ، پان اسلامیزم) بعد ازاواخردهۀ 1950 بنام (سه پان) نیز یاد شده است . چنانچه قبلاً یاد آوری شد اصطلاح پان تورکیزم یک نام اتهامی بود که ازطرف رژیم شاهی فارس که هنوز بنام ایران مسمی نگردیده بود به مبارزان آذری وتورک های متحد آن که برای رسمیت بخشیدن زبان خود مبارزه مینمودند گذاشته شد شوروی جنبش های آزادی خواهی را تشویق مینمود تا برای رسیدن به آرمان شان سازمانهای سیاسی ایجاد نمایند وهواداران اندیشۀ خودرا بسیج بکنند که منظورش تاسیس سازمان های سیاسی موافق با طرح های مارکسیستی ومبارزۀ طبقاتی بود تا مردم را بسوی آرمان کمونیزم سوق بدهند وحکومت های وابسته به امپریالیزم را به گورستان تاریخ بسپارند ، متهم به پان تورکیزم نمودن تورک های ایران هنوزهم زمزمه میشود ، محسن کوردی درهمین تازه گی ها درایران ضمن توضیح انتقاد آمیزازفعالیت سیاسی تورک های ایران آنهارا پان تورکیست خطاب نموده است ، ازهمچو نوشته ها مستفاد میگردد که عاشقان فارس(ایران) هنوزهم مساوات وعدالت خواهان تورک ها را درایران زمین پان تورکیست مینامند خداکند که محترم بشیربغلانی با تقلید ازایشان ویا با زیر تاثیر قرارگرفتن گفتار ایرانی ها ، تورکان افغانستان را( متمایل به پان تورکیزم) نگفته باشند . ( پرولتاریای جهان متحد شوید) همان شعارمانیفیست کمونیست بود که درسال 1848میلادی ازطرف مارکس و انگلس انتشاریافته بصفت شعارعمومی تمام مارکسیست های دنیا قرارداشت که مقابل آن شعارپان اسلامیزم قرارگرفت که اتحاد وهمبستگی تمام مسلمان های جهان را میطلبید ، شعارپان عربیزم خواستاراتحاد کامل تمام کشورهای عربی بود ، اما پان تورکیزم که یک نام اتهامی به تورک های فارس ازطرف رژیم سلطنتی آن گذاشته شده بود هیچگاهی (تمام تورک های جهان متحد شوید) را شعارنداده است ودراین عرصه فعالیت نکرده است ، یک مارکسیست ایرانی بنام (تقی ارانی) که بعضی ها اورا منسوب به حزب تودۀ ایران میدانند درگذشته ها ، درنتیجۀ تبلیغات ایدیولوژی مارکسیستی دربین همقطاران خود شهرت یافته بود مبارزه برای آزادی زبان وفرهنگ را عمل ارتجاعی میگفت که شاید او مانند پیروان ایدیو لوژی مارکسیزم همه چیزرا درچوکات مبارزۀ طبقاتی مطالعه مینمود ، دران زمان سازمانی بنام (فرقۀ دموکرات آذربایجان) درایران زمین پرآوازه گردیده بود که مخفیانه فعالیت میکرد وحتی نشرات سیاسی به زبان آذری تورکی با نشرات فارسی حزب تودۀ ایران به افغانستان نیزمیرسید که شعارهایش مختص به همبستگی تورک های داخل ایران خلاصه میگشت و دست یافتن به آزادی زبان وفرهنگ وحقوق سیاسی ومدنی درمحورخواسته هایش متبلوربود ، سازمان فرقۀ دموکرات آذربایجان زمانیکه ازطرف «ساواک» شبکۀ جاسوسی رژیم ایران کشف و اعضای آن ، طرف پیگرد وسرکوب قرار گرفت تعدادی ازاعضای آن به قلمرو شوروی خودرا رسانده بودند تا مصون بمانند اما مقامات شوروی به آنها اعتماد نکرده و شاید فکرمینمود ند که (اینها بنام اعضای فرقۀ دموکرات آذربایجان ) جواسیس گماشته شدۀ «ساواک ایران » به هدایت امپریالیزم شاید باشند که امراض آزادی طلبی را درنهاد تورکان قلمروشوروی تقویه و درد سرمقامات شوروی را افزایش خواهند داد بناءً آنهارا دوباره بسوی ایران رد مرزکرده بود، آنها احتمالاً نتوانسته بودند ثابت نمایند که به سازمان دموکرات فرقۀ آذربایجان عضویت دارند....) سیرمراحل تاریخی درمورد هویت یابی وهویت سازی (فارس، مصر ، تورکیه ، افغانستان) نشان میدهد که درآغازقرن بیستم بخصوص قبل ازجنگ اول جهانی(1914-- 1918م) بسیاری ازکشورها ازجمله کشورهای فارس ، تورکیه ، مصر ، افغانستان باپیروی ازایدیولوژی مسلط آن زمان درپی احیای ملی گرائی بودند که درارتباط با مسئلۀ پان تورکیزم درفارس وترکیه مختصرمعلوماتی ارایه میگردد : درتورکیه اندیشۀ (مصطفی کمال آته تورک) که بعضی ها اندیشۀ اورا کمالیزم نیز نوشته اند تاثیراتی درافکارعمومی داشت که درآرزوی بوجود آوردن دولتی درتورکیه بودند که ذهن وزبان شان با تارورسن مذهبی بسته نباشد زیرا ازعملکرد امپراتوری تورک های عثمانی که تحت شعاراسلامی وحکم قرآنی (انم المؤ منون اخوت) پیش میرفتند ونسبت همزبانی وهم نژادی به همدلی ارزش قایل بودند وآنرا بهترین وسیله برای حفظ وحدت کامل بین مسلمانها که متعلق به اقوام وزبان مختلف بودند میدانستند ولی روشنفکرانی مثل (ضیا گلاب ودیگران) که مادی اندیش بودند حتی به گفته های سعدی (رزق مقصودیست وقت آن معین کرده اند +بیش ازان وپیش ازان حاصل نمیگرد به جهد)اعتراض داشتند وآنرا دعوت به انحطاط گرائی ومغایرآیت (لیس لل انسان الا ما سعی) وانمود میکردند وپیشوایان تصوف رانیزمخفیانه مورد انتقاد قرارمیدادند و آنهارا متهم مینمودند که مردم را ازتلاش برای پیشرفت دلسرد مینمایند و دنیا را هیچ وپوچ وانمود میسازند ، مبارزۀ ناسیو نالیستی برای اتحاد وهمبستگی مقابل تبلیغات روحانیون یکتا پرستان ( مسیحیان ومسلمانان) قرارداشت که طبق(مقولۀ کل جدیدً لذیذً) گرایش به اندیشۀ ناسیونا لیستی که تازه بود درتورکیه وسایر کشورها روزافزون بود زمانیکه مصطفی کمال آته تورک درتورکیه به قدرت رسید دولت غیرمذهبی (سیکولار) تشکیل داد وفرمان صادرنمود که روحانیون وپیشوایان اسلام به امور سیاسی ودولتی حق مداخله را ندارند واگرتمایل به سیاست و امور دولتی داشته باشند لباس روحانیت را کناربگذارند وطرح هائی را برای انجام انقلاب فرهنگی طرح نمود که طبق این طرح الفبای عربی را به الفبای لاتین تغیرداد تا نسل جوان تورکیه ازخواندن کتب مذهبی وتصوفی که از آغازظهوراسلام تا انقلاب سیکولارها درکتابخانه ها انباشته شده بود به مروردورشوند و با حفظ مسلمانی شان راه ترقی وپیشرفت را درپیش بگیرند ، نهاد معتبرازدانشمندان را بوجود آورد که آنها وظیفه داشتند واژه های وارداتی اززبان عربی وخارجی را که وارد زبان تورکی شده وقابل هضم به زبانی تورکی نیست آنرا ازادبیات وزبان تورک حذف نمودند ، واژۀ معادل آنرا گنجانیدند و تاریخ تورکیۀ معاصر را با خصوصیات ملزمۀ آن دوباره نویسی و باز سازی کردند ، برای عملی ساختن طرح اصلاحی درمکاتب نساب تعلیمی جدید رویکارنمودند و با استفاده ازشگرد وروش شوروی نهاد های آموزشی زود ثمربرای پرورش کادرهای جوان دست به کارشدند آموزشگاه های فنی وحرفه یی را گسترش دادند ، دراستانبول وانقره دانشگاه ها تاسیس نمودند ، درمحلات و دهات طبق نیاز مندی های شان مکاتب زراعت وحرفه یی تاسیس نموده معلمان و استادان را باروحیۀ میهن پرستی وملت خواهی تربیه وبه کارهای آموزشی فرزندان ساکنین محلات وروستا ها گماشتند که مخالفان تورکیه همین اقدامات انقلابی را نیزپان تورکیزم نام گذاری نموده اند واین یک خصومت تلافی جویانۀ تاریخی است که انگیزۀ آن به دوران حاکمیت تورک ها درفارس میرسد. بعضی ازنویسنده گان مخالف تورک ها درایران پیشگامان تورکیه را که در نیمۀ اول قرن 19 وبعد ازان تا آغازجنگ اول جهانی (1914م) تمام تورک های آسیای میانه را نیزمیخواستند باهم متحد نموده علیه امپراتوری عثمانی سد مقاومت بوجود آورند و درصورت امکان بجای آن دولت ترقیخواه دورازتصوف تشکیل بدهند بنام (پان تورکیزم) یاد نموده اند که مضحک است زیرا (اصول پان) این است که درمقابل مخالفان مبارزه وبا شخصیت های ملیت خود همکاری نمایند ، مثلاً طبق اصول پان اسلامیزم کشورهای اسلامی نباید باهم دیگربه جنگ بپردازند ، طبق تعامل پان عربیزم نباید کشورهای عربی درمقابل همدیگرقراربگیرند وجنگ نمایند، همچنان پان تورکیست ها نباید با هم نژاد های خود مخالفت نموده به چنگ بپردازند ... ازاینکه ناسیونال های تورک درمقابل امپراتوری تورک های عثمانی به دلایل بند ماندن آنها درزولانۀ مذهب وتصوف و دورماندن ازتحول طلبی وترقیخواهی به مقابله برخواسته باسرنگون کردن آن ، دولت ایده آل خودرا بنیاد نهاده اند نمیتوان آنها را پان تورکیست خواند، چنانچه به ملاحظه میرسد رضا شاه ایران نیز با پیروی ازایدیولوژی ناسیونا لیستی به متحد ساختن فارسی زبان ها پرداخت وحتی بعضی نویسنده گان افراطی ناسیونالیست ها ی فارس یا ایران امروزی حتی برای هویت زدائی آذری ها قلم فرسانی نموده آنهارا سلالۀ فارسی و پهلوی زبان قلمداد مینمایند و استدلال میکنند که زبان تورکی به آنها درزمان تسلط تورک ها تحمیل گردیده است که با توصل به گفتار نویسنده گان هویت زدای ضد تورک هنوزهم بعضاً درنوشته های عظمت طلب فارسی گوی به ملاحظه میرسد که اگرحرکات انقلابی تورکان دردوران پس ازامپراتوری عثمانی پان تورکیزم محسوب گردد بلا ریب حرکات ناسیو نا لیست های ایران نیز (پان ایرانیزم ویا پان پارسیک) خواهد بود که با الهام ازطرح های انقلابی تورکیۀ تحت رهبری آته تورک نظام آموزشی را درقلمرو خود بازسازی نمود وفعالیت های مذهبی روحانیون ایران را مهارکرد به تاسیس مکتب ومدارس بیشترمطابق به نیازمردم پرداخت ودرتهران برای نخستین بار به تاسیس دانشگاه اقدام نمود و برخلاف گذشته به زنان ودختران آزادی تحصیل وگشت وگذار را داد . درمورد اینکه : تحت تهاجمات روسیۀ تزاری وتورکیۀ عثمانی امیرنشین های مستقل بنام تورکستان دربخشی از اراضی خراسان بوجود آمد باید گفت : تاریخ نشان میدهد که نام تورکستان قرن ها قبل ازتشکیل امپراتوری روسیۀ تزاری درآسیا وجود داشت که حتی درکتاب انجیل که قدامت آن به دوهزارسال قبل از امروز میرسد سرزمین تورکیۀ امروزی بنام (آسیای صغیر) یاد گردیده است ، زمانیکه منصورآخرین امیرسامانی از دفاع قلمروش عاجزآمده درسال961میلادی ازقدرت کناررفت آلپ تگین سپه سالار امارت سامانی که درغزنی بود با اتخاذ تدابیری مصلحت را دران دید که حکومت مستقلی اعلام نماید زیرا تشخیص کرده بود شخصی که ازخاندان سامانی ظرفیت امارت خراسان را داشته و آنرا مانند گذشته ها به نحو احسن اداره نماید فعلاً به نظرش نرسیده بود بناءً برای حفاظت جان ومال اقوام تورک وسامانی ودیگران که از او حمایت میکردند به تشکیل حکومت مستقل تگین شاهان اقدام نموده بود . بروایت تاریخ وقتی درسال964م آلپ تگین چشم ازجهان پوشید پسرش ابراهیم تگین برتخت نشست و دو نفرافسران مربوط به قوم تگین یعنی (بولکا تگین ، پری تگین ) یکی بعد ازدیگری به قدرت رسیده تا سال977میلادی برسر قدرت ماندند ، سیویک تگین که مورخین نا آشنا به زبان تورکی و اوزبیکی، آنرا (سبکتگین) نوشته اند ویا با تقلید از ایرانی ها که (نوشته را نبشته ) مینویسند بیدون توجه به مفهوم آن ، آنرا سبکتگین نوشته اند که نادرست است . سیویک تگین که درسال 977میلادی به قدرت رسیده بود غزنی را مقرخود انتخاب نمود و قلمرو خودرا گسترش داد که از جنوب شرق : کابل ، لغمان ، ننگرهارو پیشاور را تا دریای سیند زیر فرمان گرفت وازشمال بخارا ، تخار وبلخ و توابع آن و ازشمال غرب : هرات ، بست وبلوچستان را به قلمرو خود پیوند داد سیویک تگین زمانی درسال997میلادی حیات را پدرود گفت پسرش سلطان محمود غزنوی که بیست وهفت سال داشت بر اریکه قدرت قرار گرفت و امپراتوری بزرگ را تاسیس نمود که غزنی همچنان بحیث پایتخت ومقر شاهی باقی ماند اگرضرورت افتد برای مطلع شدن ازکارنامه ها وفتوحات وی بایست به تاریخ مراجعه گردد اما بمنظوراثبات وجود نام تورکستان درزمان سامانیا وتگین شاهان جملات آتی از تاریخ نقل میشود : بغرا خان داماد سلطان محمود غزنوی که طی پیغامی ازعزم آمدن خود به دربارغزنی به سلطان محمود اطلاع داده بود ، سلطان محمود به جواب بغرا خان نوشت :(فعلاً ما قصد حمله به سومنات درهند را داریم وقتی ازاین کارفارغ شدیم وشما هم خان تورکستان شدید برای این کار(آمدن به غزنی) برنامه ریزی میکنیم (ص601تاریخ بیهقی) همچنان درهمین صفحه یک عنوان درتاریخ بیهقی به این شرح وجود دارد: (حکایت اختلاف میان امیرمسعود وبغرا خان و فرستادن ابو صادق تبانی توسط امیر مسعود به کاشغر و طرازبه تورکستان و رفع اختلاف توسط ارسلا خان) . باید گفته شود که درا ن زمان مناطق کاشغروتوابع آن بنام تورکستا شرقی مسمی بود مرحوم غباردرصفحۀ 56 افغانستان درمسیر تاریخ نوشته است :(تورکستان شرقی دارای تمدن وفرهنگ ، خط و ادب وصنعت فلزکاری ونساجی بوده خط سریانی را درالفبای تورکی قبول کرده بودند ... درتورکستان شرقی وهم درتورکستان غربی موسسات پیشرفته تری تاسیس نموده بودند) همچنان به گواهی تاریخ ازتخاروبلخ تا هرات وتوابع آن بنام تورکستان جنوبی یاد میگردید حتی شمال کوه هندوکش تا رسمی شدت زبان پشتودر1957م درزمان ظاهرشاه نیز تورکستان گفته میشد که بعد ها درباریان متعصب بجای تورکستان (صفحات شمال ، شمت شمال) راجاگزین آن ساخته درمطبوعات راه دادند آنها فکرمیکردند چون نام کشور، افغانستان است اگرسمت شمال مانند گذشته تورکستان گفته شود ازنگاه سایکا لوژی مردم تورکستان با نام افغانستان احساس بیگانگی مینمایند وهمین قسم دلایل غیر منطقی دیگر، تاریخ نشان میدهد که تا تا رستان ، باشقرستان ، یا قوتیستان ، خوارزم وکشورهای آسیای میانه بنام تورکستان شمالی یاد میگردید ، تمام این اسناد تاریخی نشان میدهد که خلاف گفتارمحترم بغلانی نام تورکستان از سده ها وقرون متمادی قبل ازشکل گیری حکومت تزار روسیه وامپرا تورعثمانی درتاریخ وجود داشته است --
|
||
|
|
|
|
|
سید احمدشاه دولتی فاریابی خصومت نژادی وزبانی مانع واقع بینی تاریخی است (قسمت سوم) محترم بغلانی نوشته اند:(اگرازخراسان سخن آغازشود مهاجمین و مهاجرینی که بعداً ساکن شده اند ، اخلاف شان بدبین وآشفته میشوند بخصوص آنهائی که این سرزمین اخیراً به هویت قومی شان سجل شده است کمرنگ وبرافروخته میشوند ، هزیان میگویند وهیچ قوم وملیتی را شریک دراین وطن نمی شمارند وهکذا پذیرش نام تاریخی خراسان را که به هویت هیچ قوم تعلق ندارد ... قبول ندارند، نباید سرزمین مشترک بنام وهویت یک قوم سجل بماند....) باید اذعان نمود که خراسان قدیم درمالکیت هیچ قوم بخصوص نبوده بلکه سرزمین مشترک تمام ساکنین آسیای میانه ،ماد وفارس وافغانستان امروزی بوده است . درمورد تغیر نام فارس به (ایران) باید گفت :درسال 1957م رضا پهلوی پاد شاه فارس بخاطرتعویذ نام کشورش بنام(ایران) که به نظراو مبین اخلاف آریائی بودن بود پیشنهادی به موسسۀ ملل متحد ارایه نمود ، ملل متحد با درنظر داشت سوابق تاریخی سرزمین هائی که آریائی ها دران زیست وفعالیت داشته اند ودرحال حاضربا بمیان آمدن جامعۀ قانونمند با حدود جغرافیائی معین به مناطق وکشورهای مختلف تقسیمات گردیده است به رضا پهلوی جواب داد : با سران کشورهائیکه ادعای اخلاف آریائی بودن دارند موضوع را درمیان گذاشته برسرتغیرنام فارس به ایران به توافق برسد ، دران زمان که کشورهای آسیای میانه با پیروی ازایدیولوژی مارکسیستی ولینینستی تحت فرمان اتحادشوروی قرار داشت که وابستگی به سرزمین و اسلاف و نژاد را مغایراصول مارکسیزم میدانست ، هند وپاکستان نیزنام مشخص دلپذیرملت خود را داشت وتنها درباریان افغانستان ونویسده های درباری برای تثبیت هویت وقدامت تاریخی زیست شان دراین سرزمین اکت های آریائی بودن را مینمودند که رضاشاه به مقامات منیع مربوط سلطنت افغانستان نامه نوشت ودرمورد تغیر نام فارس به ایران موافقه خواست ، رژیم شاهی بیدون درنظر داشت پسمنظرتاریخی این موافقه ، جواب مثبت ارایه نمود ورضا شاه را خورسند ساخت که بعداً نام فارس به نام (ایران) مسمی گردید ، ایران که اکنون رسماً میراث خورمادی ومعنوی اسلاف آریائی ها شده بود طی پلان های توسعۀ فرهنگی وادبی تمام شخصیت های علمی وفرهنگی راکه درسرزمین آریائی ، بخدی وخراسان وافغانستان امروزی بوده اند بنام ایران ثبت نمود که حتی سید جمال الدین افغان اسعد آبادی ، مولانا جلال الدین بلخی ، ابن سینای بلخی ، ذردشت متولد بلخ وده ها شخصیت علمی ودانشمندان افغانستان ،تاجیکستان ، آذربایجان وحتی آنهائی که تورک تبار ویا تاجیک تباربوده درقلمرو پاکستان وهند حیات بسر می برده اند درجمع خود گرفتند وبه آن ایرانی نام گذاشتند(آنهارا ایرانی قلمداد نمودند) و ازان به بعد حتی مسایل تاریخی را که درزمانه ها وقرون گذشته اتفاق افتاده به ماد و فارس تعلق داشته است بنام ایران ثبت کرده اند که این روش ازلحاظ تارخ نویسی نادرست است. سرزمین موجودۀ افغانستان امروزی نیزبنام خراسان مسمی بوده است که به قولی درسال1747میلادی درآغازپادشاهی احمدخان ابدالی فرقه مشرنادرافشارتورک تباربنام افغانستان تعویض گردیده وبه قولی درزمان امیرعبدالرحمن خان نام خراسان این کشوربه افغانستان تغیرداده شده است با آنهم تازمان به قدرت رسیدن نادرخان وپسرش زبان فارسی زبان مشترک بین تمام اقوان افغانستان بوده است اما زمانیکه هاشم خان برادرنادرشاه درسال1309(1930م)بحیث صدراعظم تام الاختیاربه کرسی نشست با خصلت های سیطره طلبی نژادی وقومی گام برداشت فرزندان اوزبیک وهزاره را ازشامل شدن درفاکولتۀ حقوق منع کرد ودستور داد که اقوام غیرپشتون درقطعات عسکری به رتبه های بالا، ترفیع داده نشود ورتبۀ (دگروالی)را آخریم معیارومعراج رتبۀ نظامی برای آنها تعین نمود وزمانیکه محمد گل مهمند دران زمان وزیر داخله مقرر گردید برای انکشاف زبان پشتو تلاش های زیادی نمود و نخستین قاموس پشتو بنام (لس زره لغات) درهمین دوره به چاپ رسید ، زمانی که درسال1946شاه محمود خان جای برادرش هاشم خان را گرفت با اکت های دموکراتیک دروازۀ فاکولتۀ حقوق را برای تمام فرزندان پشتون وغیر پشتون بازگذاشت ولیاقت را معیارشامل شدن به آن قرار داد ولی بعد ها درباریان رژیم مطلقۀ شاهی زبان پشتورا درپهلوی زبان فارسی رسمیت داد وتنش های قومی وزبانی ازان دوران تاحال ادامه دارد . این نکته هم قابل توجه است : اگرچه لبۀ تیزتیغ زبان قلم محترم بغلانی بسوی مشتی ازپشتون های افراطی تمامیت خواه قبیله گرای به نظرمیرسد اما روح نوشته ، تجلی دهندۀ این رمز نیزهست که محترم بغلانی غیرازخود وهمفکران وهم زبانان خویش تمام گروه های قومی ساکن درسرزمین خراسان قدیم (افغانستان امروزی) را مهاجروغیر بومی می انگارند درحالیکه به گواهی تاریخ ، این انگارۀ نادرستی است زیرا سرزمین افغانستان وایران امروزی که شامل حوزۀ تمدنی جهان محسوب گردیده و قدامت آن از دوهزار تا سه هزارسال قبل ازمیلاد به ثبت رسیده است که این عمل سبب شده است تاریخ نویسان بادرنظرداشت سوابق تاریخی و آیندۀ آن پس ازآغازسال میلاد مسیح تا امروز، این سرزمین را دارای قدامت تاریخی پنجهزارسال معرفی نمایند تاریخ نشان میدهد که درسرزمین افغانستان امروزی درطول سده ها وقرون اقوام وطوایف مختلف درحال حرکت وکوچنده گی وگاهی نظربه آرامی بالنسبه دوامداراوضاع عمومی ، بصورت موقت مسکن گزین گردیده اند که این امر به مرورزمان به مسکن گزینی دایمی شان بدل گردیده است که بیشترین این مسکن گزینان دران دوران ، کشاورزانی بوده اند که درتاریخ بنام(دهگان)تذکاریافته که پس ازاستیلای عرب ، وگسترش زبان عربی درآسیا ،این کلمه به (دهقان) تبدیل گردیده است . درمورد تغیرنام افغانستان کنونی ازگذشته تا حال مرحوم غبارنوشته است : (آریانا قدیمی ترین نام افغانستان است که ازعهد اویستا (یکهزارسال قبل ازمیلاد) تا قرن پنجم پس ازمیلاد درطول یک ونیم هزارسال بر این مملکت اطلاق میشد ، دراویستا این نام به شکل «ایریانا» ذکرگردیده که درمقابل آن «توریانا»قرار داشت یعنی آریائی های توریانی ماورای جیحون که درحالت بدوی زنده گی داشتند ، همین ایریانا و آریانا ، درمملکت فارس با تغیراندکی بنام ایران قبول شد). خراسان بعد ازقرن سوم میلادی پیداشد که معنی آن مشرق ، ومطلع آفتاب است ، ازقرن پنجم میلادی تا قرن نوزدهم طی یک ونیم هزارسال نام سرزمینی بود که امروزمملکت افغانستان یاد میشود ، یعنی خراسان مدت یکهزار وپنجصد سال نام سرزمین افغانستان امروزی بوده است ، خراسان درقرن19میلادی جای خودش را به اسم تازه«افغانستان» گذاشته که درقرن دهم کلمۀ«افغان» درمورد قسمتی ازقبایل پشتون کشوردرآثار نویسنده گان اسلامی پدیدار شد اما نام افغانستان برای باراول درقرن13میلادی درمورد قسمتی ازولایات شرقی کشوراطلاق گردید و درقرن14م این اسم مخصوص علاقۀ تخت سلیمان وما حول آن بکارمیرفت اما درقرن16م علاقه های جنوب کابل عنوان «ملک افغان» گرفت ، درقرن18م ازدریای سیند کشمیرو نورستان تا قندهارو ملتان مسکن افغانها خوانده شد ودرقرن نوزدهم میلادی «افغانستان» نام رسمی این کشورشد (ص9 افغانستان درمسیر تاریخ ). آنچه طرف دلچسپی ما است مشترک بودن زبان فارسی درگذشته تاحال بین ساکنین این سرزمین است که حکام ازهرقوم وقبیلۀ که بوده وبه هرزبان محلی که تکلم میکرده (زبان فارسی) را وسیلۀ افهام وتفهیم دربین خود می انگاشته اند که این زبان فارسی سیر انکشافی خود را درزمان امپراتوری تورکان پیموده است که قلمرو آنها سرزمین افغانستان امروزی ، نیم قارۀ هند ، سرزمین ایران کنونی که بنام ماد وفارس مسمی بود ، آسیای میانه ، تورکستان شرقی را دربرداشت وبه اخلاف همۀ نسل های اسلاف دوران حا کمیت تورک تباران به میراث رسیده است که نویسنده گان ودانشمندان تورکان معاصرافغانستان درهرکجائی که زنده گی داشته اند درپهلوی تلاش برای احیای زبان وفرهنگ بومی شان زبان فارسی را نیزمانند نیاکان شان همیشه پاس داشته اند وهیچگاهی عملاً ویا تلویحاً مصم نبوده اند که زبان اوزبیکی را جاگزین زبان فارسی وسایرزبان ها بسازند . فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان نیز که درهفدهم ماه می سال روان(2008م) با اجلاس قرولتای با شرکت نماینده های تورکان افغانستان ازپانزده کشورجهان درهالند دایرگردیده رسماً بوجود آمد هیچوقت برای جاگزینی زبان اوزبیکی بجای زبان فارسی وسایرزبانها نه اندیشیده است زیرا شورای رهبری فدراسیون واعضای نکته دان آن نه تنها درراه احیا وانکشاف زبان اوزبیکی وتورکمنی درافغانستان درتلاش اند بلکه طرفدار تنوع فرهنگی وزبانی درکشوربوده دارای علاقۀ فراوان به احیای زبان وفرهنگ سایراقوام نیزهستند ودرمرام نامۀ فدراسیون تورکان افغانستان نیز صراحتاً واشارتاً علیه زبان و فرهنگ سایراقوام کشورسخن بمیان نیامده است . طرح تغیرنام افغانستان به (خراسان) که محترم بغلانی ازان یاد نموده اند یک مسئلۀ روبنائی وغیرستراتیژیک است که حتی با عملی شدن این طرح نیز تازمانیکه درسیستم ادارۀ دولتی تغیرات ملی ودموکراتیک بوجود نیاید هیچ بهبودی درهیچ ساحه بوجود نمی آید زیرا (تمامیت خواهان) که دربعضی نوشته ها تذکارمی یابد اگردرحال حاضردرکشوریکه نامش افغانستان است حکومت مینمایند درصورت عملی شدن طرح تعویض نام کشور، حکام موجود درکشوری بنام خراسان حکومت خواهند نمود که بعد ازتغیر نام افغانستان به خراسان نیز به اصطلاح (همان خرک وهمان درک ) خواهد بود . اگررمز و رازی که درطرح تغیرنام افغانستان نهفته باشد ومن ازدرک آن عاجزبوده باشم برای عملی گردیدن این طرح ، همه پرسی وریفرندوم برای معلوم کردن آرای اکثریت که طرفدارنام خراسان اند یا افغانستان ، ضرورت است وارایۀ یک پیشنهاد دراین مورد به شورای امنیت ویا مجمع عموی ملل متحد نیز حتمی است که این دوموضوع طراحان تغیرنام کشوررا درموقعیت خاص سیاسی واجتماعی قرارمیدهد ایجابات این موقعیت خاص ، پیش گرفتن راه (کامپرومایز) با همۀ اقوام حامی این طرح بخصوص تورک تباران کشوراست که درطول تاریخ همیشه نسبت داشتن قرابت های نژادی وشراکت های خونی وده ها مشترکات منطقوی(اقتصادی ، فرهنگی ، زبانی وغیره) دربرابرحوادث روزگار وزورگوئی ها با تاجیک ها متحد بوده اند ، برخورد های خصومت آمیزبا این متحدین اصلی (تورک تباران ) که یکی ازچهارقوم بزرگردرافغانستان بشمارمیرود وحرکات تک روانه وبلند پروازانه علیه آنها ، طراحان تغیرنام کشوربه خراسان را ، درراه رسیدن به هدف شان مطمئناً یاری نمیرساند. وبیشتر، آنها به انزوا رانده خواهند شد واگرهمبستگی ها وصمیمیت ها تقویه گردد یقیناً که مخالفان این طرح را زیرفشارگذاشته آنهارا وادار به عقب نشینی خواهد نمود . به نظرمن بهترآن است که درمورد متساوی الحقوق بودن تمام اقوام افغانستان طرح ستراتیژیک باید پیش کشیده شود که با عملی شدن این طرح ، رسیدن به هدف های دیگرآسان گردد که طرح تغیرسیستم دولتی ازریاست جمهوری متمرکز، به یک سیستم ملی ودموکراتیک برای متساوی الحقوق گردانیدن تمام اقوام کشورمیتواند بحیث هدف ستراتیژیک درنظرگرفته شود که درصورت رسیدن به این هدف ستراتیژیک ، فایق آمدن به تمام اهداف خورد وریزۀ دیگرسهل خواهد شد . همام طوریکه تیوری سیاسی حکم میکند ریاست جمهوری متمرکزدرکشورهائی که سیطره جوئی قومی ونژادی وجود داشته باشد بسوی دیکتاتوری قومی و اپارتاید رشد میکند ، مردم افغانستان این عمل را درکشورخود بعد ازسال 2004م عملاً بصورت عینی مشاهده نمودند . محترم بغلانی نوشته اند:( درسر زمین من خراسان لشکرکشی فتوحات اعراب بادیه نشین متعصب واستیلا دوام دارشان واکنش ها ، مقا ومت ها و جان نثاری های مردم را زیاد برانگیخت که میتوان ازجملۀ آن ازجنبش آزادی خواهی ابومسلم خراسانی ، استاد سیس ، بادغیسی وجرشیش سیستانی را دربرابرخلفای اموی وعباسی مثال داد که بعداً یعقوب لیس صفارآنرا به ثمر رسانید) . برای ابهام زدائی وشرح مشخصات این جنگها وقیام ها ، مختصرمطالبی ارایه میگردد : حضرت محمد پیامبراسلام درسن چهل سالگی درسال610میلادی دین اسلام را اعلام وبت پرستان را به دین اسلام ویکتا پرستی دعوت نمود که بعدازفعالیت بیشتراز دو دهه در راه توسعه وگسترش دین اسلام با یارانش تلاش نمو ودرسال633م به رحمت ایزدی پیوست که احکام قرآن واحادیث نبوی بحیث رهنمود کاروفعالیت های خلفای راشدین قرار گرفت که نقش(حضرت ابوبگرصدیق ،حضرت عمر، حضرت عثمان ، حضرت علی) برجسته بود اما درسال661م اموی هاکه خصلت نژاد پرستی داشتند رویکارآمدند . مرحوم غبارنوشته است :( دردوران خلفای راشدین (قبل ازمعاویه) درافغانستان (سرزمین خراسان قدیم) هفده حکومت محلی وجود داشت که همۀ شان خودرا شاه مینامیدند درحالیکه کابل شاهان ملقب به رتبیل شاهان و تگین شاهان تخارستان مناطق متعلقۀ خودرا توسط 30خان نشین کوچکتراداره میکردند (ص66 افغانستان درمسیرتاریخ) . بگواهی تاریخ اقوام مختلف ساکن درخراسان زمین یا افغانستان امروزی ، قبل ازظهوراسلام دارای ادیان مختلف بوده اند عرب های مسلمان درسال642م به سرزمین خراسان هجوم آورده اند تا آنها را به دین اسلام دعوت نمایند ، آنهائی که پابند عقاید خود بوده اند مسلمانی راقبول نکرده به جنگ ومقابله با اعراب پرداخته اند اما بعضی ها مسلمان نیز شده بودند ولی دین اسلام عمومیت نیافته بود ، مرحوم غبار نوشته است :(درسال737م یکعده مردم بشمول اعیان وزمین داران بزرگ دربلخ دین اسلام را پذیرفتند..... که اموی ها 44هزارافراد مسلح جنگی داشت «9هزارنفرازبصره -- 7هزارنفرازبکر--4هزارنفرقوم قیس-- ده هزارنفرازقوم ارزد--- 7هزارنفرازکوفه -- 7هزارنفرازآزاد شده ها ازعجم» اموی ها با این لشکردرسه محاذ می جنگید : اول افغانستان شمالی : درزمان خلفای راشدین مرکزاداری ونظامی افغانستان شمالی درنیشاپوربود ودرزمان اموی ها شهر«مرو»مرکزآن تعین گردید . دوم افغانستان غربی که مرکزآن شهر زرنج درسیستان بود ( درحال حاضرزرنج مرکزولایت نیمروزاست). سوم افغانستان جنوبی وشرقی که شامل(بلوچستان وسیند سفلی) میشد مرکزنداشت «تمیم بن زید» حاکم عربی شهرمنصوره رادرغرب سیند اعمارنموده آنرا مرکزقرار داد . فرماندهی عمومی افغانستان درآن زمان شهرکوفه درعراق بود که بطورمستقیم ازدمشق هدایت میشد(ص72افغانستان درمسیرتاریخ) دمشق مرکزسیاسی وتجارتی سوریۀ امروزی ، درزمان اموی ها پایتخت امیرمعاویه بود که بخاطرجنگ و دشمنی با امام حسن وحسین وپیروان او درکربلا ، دمشق سوریه را پایتخت خود انتخاب کرد ، حکومت عرب وعجم درشرایط جنگ وفتح آن زمان که با تحمیل قبولی دین وفرهنگ و زبان عرب توام شده بود حتی طبق شعاراسلامی«برادری وبرابری و مسلمان برادرمسلمان» است نتوانسته بودند این شعار رادرخراسان زمین عملی نمایند که پس ازتسلط اموی ها که خودرا ازقوم ونژاد دیگر برتر میدانستند این نابرابری با افزایش خصومت های قومی ونژادی عمیق ترگردید که میراث شوم برتری طلبی قومی ازاموی های قرن هشتم ، هتلری های نیمۀ اول قرن بیستم به افغانستان به میراث مانده است که حکومت های جبارزمان با پیروی ازاین اندیشۀ سخیف نخواسته اند برای سایر اقوام ساکن دراین خطۀ باستانی حقوق برابربا آنچه به قوم خود و نژاد خود روا میداشتند روابدارند ، تلاش ها برای مهارکردن قدرت مطلقۀ رژیم و طرح متساوی الحقوق گردانیدن تمام اقوام ساکن درکشوربا مبارزات دلیرانۀ پیشگامان جامعۀ آن دوران از زمان امیر حبیب الله خان آغازگردیده وتا حال بیدون رسیدن به نتیجۀ قطعی ادامه دارد وعلت عدم تحقق این طرح متحد نبودن پیشگامان اقوام تحت استبداد درافغانستان ارزیابی میشود بناءً حمله به اسلاف وبد گوئی های خصومت آمیزعلیه آنها به هرمنظوری که باشد ، عمل خورسند کننده برای حلقات خاصی است که سد راه تحقق عدالت ودموکراسی درافغانستان هستند ودرعین حال برهم زنندۀ شیرازۀ همدلی وهمبستگی متحدان اصلی ودایمی این نا عاقبت اندیشانی است که خودرا درگفتار، درصدرمبارزه با نابرابری قرارمیدهند اما کردار وتبلیغات شان نسبت توام بودن با اکت های پان پارسیک وبرخورد های غیردوستانه به متحدین اصلی شان « جامعۀ تورکان افغانستان» افتراق آفرین وفرازندۀ حصاربی اعتمادی است تداوم این روش حساسیت برانگیز باعث افزایش تنش وسوء تفاهمات بیشتردربین گروه های قومی گردیده مبارزه برای تحقق عدالت ودموکراسی به کندی ولنگش مواجه خواهد شد که ماجرا آفرینان بحیث عامل اصلی بطائت این روندشنا خته خواهند گردید که دراین صورت آنها به اصطلاح درزمین سوخته با نیام شکسته قرارخواهند گرفت و گل های آرزوی رسیدن به ارمان شان پرپرخواهد شد . ابومسلم خراسانی ازاوزبیک های ولایت سرپل : در(ص16حقیقت التواریخ) نوشته شده است :( ابومسلم خراسانی درقریۀ سفیدنج شهر انبارسرپل کنونی درسال99هجری متولد شده ودر18سالگی به دربارعباسیان راه یافت ودریوم چهارشنبه20شعبان137قمری توسط خلیفه منصورعباسی دربغداد کشته شد مرقد او درولسوالی برکی برک ولایت لوگردرمنطقۀ چلوزائی زیارتگاه خاص عام است . مرحوم غبارنوشته است:(ابومسلم عبدالرحمن درسال720میلادی درقریۀ سفیدنج ازمضافات شهرانبارسرپل کنونی درشما ل افغانستان متولد گردیده وتحصیل کرده بود زبان وادب عرب میدانست که زبانش فصیح وقلبش قوی بود اودر19سالگی درسیاست قدم گذاشت محمد پسر خلیفه عبدالملک تشکیلات سری برضد دولت اموی ساخت ومبلغانی درکشورهای اسلامی فرستاد ، این مبلغان درافغانستان نیزآمد ... ابومسلم درسال741م به کوفه رفت وبا پسرمحمد ملاقات نمود وبه افغانستان برگشت وخودرا امیر طرفدار بنی عباس اعلام کرد ودرسال750م به شهرکوفه داخل شد عبدالله سفاح را ازمخفیگاهش بیرون کشید وبه خلافت اسلامی برداشته شد و درسال752م حاکم عرب اموی را در ماورالنهرکشت ویک دولت بزرگ خراسانی تشکیل داد که دررأس آن خودش قرار داشت (ص77و78 افغانستان درمسیر تاریخ) . شایان ذکر است که عبدالرحمن نامی است که بعد ازتولدش والدین واقران او به وی گذاشتند لقب ابومسلم توسط اولین خلیفۀ عباسی به اوداده شده است که درآغاز رزم و پیکار با لشکر اموی ها ، لقب وی عبدالرحمن «انباری» بود وبه این لقب شهرت داشت وقتی او قرا رگاه نظامی درمنطقۀ توابع بغداد برقرارنمود این قرار گاه اوبنام «قرارگاه انباری» مسمی شده بود که امروز ولایتی بنام انبار درعراق به آن مسمی است ، پس ازسقوط کامل امارت اموی ها واستقرار خلافت خاندان عباسی که ابومسلم نیزازقدرت وتوانائی خاص برخورداربود وقلمروخراسان تحت فرمانش قرارداشت ، درمرو قرار گاه جدید وقصری برای خود اعمارنمود که پس ازان مدت های مدیدی (مرو )مرکزخراسان محسوب میگردید . دران دوران درخراسان موضوع تبعیض نژادی وزبانی بین اقوام مختلف ساکن دران طرح نبوده موضوع همدلی بیشتر طرح بوده است که دراشعارمولانا جلال الدین بلخی (همدلی ازهمزبانی بهتر است) انعکاس واقعیت عینی ازهمان زمان ها است که به میراث مانده است . ازدیدگاه امروز، عبدالرحمن انباری مشهوربه ابومسلم خراسانی یک جوان بچۀ اوزبیک تبارولایت سرپل واقع درجنوب ولایت جوزجان زادگاه فریغون شاه وسلطنتگاه آل فریغون است که ازبتن جامعه ، با احساس درد وغم مردم خراسان زمین برخاسته استعداد وشجاعت خداداد وهمدلی مردم ازاقوام مختلف باوی بودند که زیربیرق سیاهش با ازجان گذشتگی گرد آمدند ودرمقابل امپراتووری قدرتمند وبه ظاهر شکست نا پذیر دولت فاشیست خوی وبرتری طلب اموی ها قیام کرد ، امارت وخلافت اورا سرنگون نموده عباسیان را به قدرت رسانید . اگرامروزنیز بین اقوام مختلف افغانستان بجای دامن زدن به مخالفت ها ومخاصمت ها اشاعۀ همدلی وصمیمیت تبلیغ گردد وزمینه های همبستگی اقوام فراهم ساخته شود یقیناً که هیچ قدرتی با حمایت ازافکارنادرست نژادگرایانه وسکتاریزم نمیتواند با آن مقابله نماید، اما زمانیکه قلم بدستان کشو رما(افغانستان ) علیه همدیگر با حملات خصم آگین صحنه های تماشائی را برای خورسندی دیگران بیارایند وهمدلی را که درصورت متحد بودن به اهداف میرساند کناربگذارند همیشه رنج وعذاب این ندانم کاری های خودرا خواهند کشید وراه های رسیدن به متساوی الحقوق بودن درافغانستان بسته ودرحال انسداد باقی خواهد ماند آموزۀ تاریخ خراسان وابومسالم خراسانی این است که زمانی ابومسلم خراسانی با قصی القلبی خلیفه منصورعباسی به قتل رسید درنتیجۀ همین همدلی ها بود که ازطرف هوداران ابومسلم خراسانی برضد خلفای عباسی قیام های متعددی صورت گرفت که قیام سنباد (سیند باد) پیروآئین ذردشتی در759میلادی ، قیام استادسیس بادغیسی«1»(سئیس نیزنوشته شده) ورفیقش حرشیش سیستانی درسال767م ، قیام دهقانهای سیستان(مسلمان +ذردشتی ها) درسال767میلادی برهبری آزرویه ، که باهم ازلحاظ سیاسی وداشتن منافع مشترک متحد شده بودند ، قیام محمد بن شداد درسال775م ، قیام حکیم بن عطا بادغیسی درمرو وقیام هزاران نفرپیرو آئین ذردشتی ومسلمان که درتاریخ بنام(سفید پوشان وسفید جامگان)یادگردیده است نمونه های ضدیت خراسانیها درواکنش به قتل ابومسلم خراسانی بود که خدمتگارصادق خاندان عباسی محسوب میشد و با سرنگون ساختن اموی های فاشیست عباسیان را نسبت قرابت شان به حضرت محمد پیامبر اسلام به قدرت رسانیده بود . درکتابی بنام(عیارنام ابومسلم خراسانی)که توسط عبدالغنی حسن برشتۀ تحریرآورده شده است مطالب جالبی وجود دارد که یک نمونۀ آن به شرح ذیل است: یکروزمردی به دربارنصربن سیارکه والی امویان درخراسان بود آمد و بعد ازاخذ اجازه به دفتراو داخل شده با عرض ادب نامه یی را به نصر داد : نصرگفت: چه کسی این نامه را بتو داد ؟ آن مرد گفت : ابومسلم خراسانی ! -- نصر گفت : ابومسلم خراسانی کیست ؟ -- مرد گفت : نشناختن تو به ابومسلم زیان نمیرساند اوفرماندارخراسان است که همه ازوی اطاعت مینماید (ص15) ------- «1» سیس به اوزبیکی بمعنی آواز، صدا ودربعضی اوقات نظربه ترکیب جملات بمعنی رأی دادن میباشد . سئیس به اوزبیکی بمعنی مهارت داشتن درشناخت نسل اسپ وپرورش آن میباشد . (باقیدارد)
|
||