|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی فاریا بی --------- 25/ 7 /2007 میلادی کوچی ها زیربیرق افغانستان اند یا پاکستان؟ ********* سیستم کوچیگری بازگوکنندۀ زنده گی بدوی دورۀ اول تاریخی بشریت روی زمین است که بیشترازبیست هزارسال قبل ازمیلاد مسیح بنام دورۀ سنگ وصیقل سنگ ازان یاد گردیده واین کوچیگری وزنده گی گله یی آدم ها با حیوات اهلی شان تا برقراری مناسبات تجاری ناشی ازصنعتی شدن کشورها درتمام قاره های مختلف ادامه داشته است وهنوزهم درکشورهای عقب مانده نظیرافغانستان با همان مناسبات عشیره یی وقبیله یی دوره های قرون وسده های قبل ازمیلاد ادامه دارد اما آنها به دولت های افغانستان درطول تاریخ ما لیات نپرداخته ودرکتاب احصائیۀ مرکزی آن ثبت نشده اند ومعلوم نیست که آنها خودراتابع پاکستان میدا نند یا افغانستان ؟درمادۀ چهارم قانون اساسی افغانستان آمده است : (ملت افغانستان عبارت است ازتمام افراد ی که تابعیت افغانستان رادارا باشند ، برهرفرد ازافراد افغانستان کلمۀ افغان اطلاق میشود ) ودرمادۀ سی وسوم قانون اساسی آمده است : اتباع افغانستان حق انتخاب کردن وانتخاب شدن را دارامیباشند) درمادۀ سی ونهم آمده است : (هرافغان حق دارد به هرنقطۀ کشورسفر نمایند ) درمادۀ چهل ویکم قانون اسای آمده است :(اشخاص خارجی درافغانستان حق مالکیت عقاری را ندارد ) درمادۀ چهل وچهارم قانون اساسی آمده است :( هرافغان مکلف است مطابق به احکام قانون به دولت مالیه ومحصول بپردازد) بنا به دلایل قانوی فوق الذکر، کوچی های قبایلی تذکرۀ تابعیت افغانستان را نداشته باشند درشمارملت افغانستان نمی آیند لهذ ا ازافغانهای افغانستان شمرده نمیشوند ، حق انتخاب شدن وانتخاب کردن را ندارند ، درداخل افغانستان بیدون اخذ مجوزازمقامات مسئول کشورحق سفرخود سرانه به مناطق افغانستان را ندارند وچون تذکرۀ تابعیت افغانستان را ندارند لهذا حق مالکیت عقاری درافغانستان را ندارند ، کوچی ها که به دولت افغانستان مالیه نمی پردازند لهذا ازسهولت ها ی داخل افغانستان وامداد پولی ومالی که ازطرف جامعۀ جهانی بنام شهروندان و بازسازی وعمران آن تادیه میکنند قانوناً برخوردارشده نمیتوانند . تحول درزنده گی کوچی ها درجهان : پس ازاختراع وبه کار گیری قوۀ بخاردرامورکشتی رانی درقرن 16میلادی درکشورهای پیشگام آن دوران مانند : ( امپراتوریهای اسپانیا ، روم ، پرتگال ، بریتانیا وبعد ترامپراتوری روسیۀ تزاری ، فرانسه ، امریکا وجاپان ) تحولی چشمگیردرمنا سبات اقتصادی وسیاسی درعرصۀ جهانی بعمل آمد ه درپهلوی راه های تجارتی وکشورکشائی ها درخشکه های روی زمین ، راه های رفت وبرگشت ازیکجا به جای دیگرازروی آب بحرهای موجود دروی زمین نیزکشف ومورد استفا د ه قرارگرفت که درعصرحاضریکی ازراه های تجارتی جهانی برای حمل ونقل کا لاهای تجارتی ونظامی بشمار میرود . اینهم قابل یاد دهانی است : دراواخرقرن 17میلادی که استفاده ازآهن وپولاد برای ساخت وسازوسایل ترانسپورتی اغاز گردیده بود امپراتوران جهان بخاطرسرعت بخشید ن به انتقال نیروهای جنگی شان درمناطق مورد نظرخویش ، با عملی نمودن نظریات دانشمندا ن به تمدید خط آهن ، ساخت ریل برای انتقال نیروهای نظامی ، اموال لوژیستیکی ، اموال تجارتی واشخاص ازیکجا بجای دیگرازمناطق خشکه روی زمین آغازنمودند وازآغازقرن 20میلادی که تیلفون ، تیلگراف وطیاره اختراع شده درقدم نخست درخدمت امپراتوران جهان قرارگرفت که حتی تا آغازنیمۀ دوم قرن بیستم ، طیاره مختص به دولت ودرانحصار مقامات دولتی بود که ازسالهای 1960 به اینطرف به حیث وسیلۀ ترانسپورتی درخدمت عموم قرار گرفت وحتی اشخاص ثروتمند اجازه یافتند طیارۀ شخصی به اختیارداشته باشند وطیاره خریداری نمایند . توجه به حیات کوچیها ودهـقـانان: کشورهای جهان با دست یافتن به راه های بری ، بحری وفضائی ، به مالداران وچاروا داران مناطق تحت قلمرو قضائی شان توجه خاص مبذول داشته و زنده گی مشترک آنهارا با حیوانات شان جدا ساختند ومناسبات انسان با حیوان را تغیر دادند ، میلیونها گاو قلبه یی را اززمین های زراعتی دورساخته وبرای شخم زدن وکشت وزراعت ، ما شین آلات زراعتی را طبق یک میکانیزم خاص بدسترس کشاورزان ودهقانان قراردادند ، میلیونها حیوان مثل مرکب ، اسپ ، شتر، قاطرو فیل که صاحبان آنها درحمل ونقل اموال وانسان ازان استفاده میکردند با اکمال راه های ترانسپورتی سه بعدی (بری ، بحری ، هوائی ) وتامین مناسبات جدید انسانی وشهری ، رها شده و رابطۀ آنهارا با وسایل ترانسپورتی مدرن پیوند دادند واستفاده ازلبنیات ، پشم وگوشت قابل استفادۀ حیوانات را با استفاده ازامکانات اقلیمی وجغرافیائی مناطق تحت فرمان شان با ایجاد پروژه های مؤثرتهیۀ منابع آب آشامید نی وکاربرد برای تهیۀ مواد قابل تغذیۀ حیوانات را با میکانیزم خاص تنظیم وبه بهره برداری سپردند ، دربعضی ازکشورها که ازادامۀ کوچیگری با داشتن زنده گی مشترک با حیوانات شان بهبودی درزنده گی شان متصور نبود وایجاد پروژه ها ی مالداری ودام پروری نظربه موقعیت های خاص جغرافیائی واقلیم نا منا سب برای دام پروری ، سود قابل کفاف برای خانواده های مصروف به دام داری ( مالداری وگله داری) بدست نمیداد ، فکر استفاده ازاین مصروفیت کم فایده ویا بی فایده را ازسر دورنموده این دام داران( کوچی هارا) درمنطقۀ آبائی شان باساختن شهرک های مناسبی برای زنده گی کردن با تمام ضرورت های زنده گی مثل آب گرم وسرد ، مکتب ، سینما ، بازارومارکیت برای عرضه وخرید اموال وراه های ترانسپورتی با موتروغیره به اختیاراین خانواده های همیشه سرگردان(کوچی های آواره) گذاشتند وآنهارا متوطن ساختند ، کودکان آنهارا به نهاد های آموزشی جذب نموده برای خدمت به وطن وهموطنان شان آماده نمودند .اما درسرزمین باختروخراسان که حتی قبل ازدوران سنگ ، گله های آدم ها با اهلی ساختن بعضی حیوانات ونباتات قابل تغذیه بصورت کوچی ونیمه متوطن ازحاصلات ناشی ازدام داری وزمینداری استفاده مینموده اند که با گذ شت قرون متمادی نظر به تغیر اوضاع واحوال ومناسبات اجتماعی دراثرتداوم جنگ ها به سرعت تغیرمینموده ، که درنتیجه شرایط تقسیم کسب وکارتوده ها بحیث یک ضرورت مبرم عرض وجود کرده علاقمندان حبوبات پروری وزمین داری بحیث بومی های سرزمین شان که به نظم اجتماعی آشنا ترونیروی جنگی مدافعین منافع قومی ومنطقوی یا به اصطلاح سیاسی امروز( اتنی سکتاریستی ) شان قویتر بوده است دربهترین زمین های حاصلخیزوخوش آب وهوامسکن گزین گردیده اند وعلاقمندان با دام داری که جرئت زیستن دریک منطقه را نداشته اند ویا شرایط را برای متوطن شدن بخود مساعد نمید یدند وابسته به حیوانات خود ما ند ند واین میراث تا امروزازسببی درکشورزنده مانده است که حکومت های مستبد وبی کفایت افغانستان درتمام دوره های فرمانروائی خویش درفکرآسایش رعیت وآبادی وعمران کشورنبوده اند که میتوان آنهارا بیغم باش ، ناکاره وبی علاقه به عمران کشوروبی تفاوت درمقابل مرد مانی دانست که همیشه درجریات حملات وتهاجم کشورکشایان ازوطن وسرزمین زیست شان به دفاع برخاسته اند .تا جائیکه قلم بدستان پرورش یافته به دربارشاهی مطلقۀ افغانستان نوشته اند وهنوزهم اقدام داود خان را درسرنگون ساختن رژیم استبدادی ونا کارآمد شاهی درافغانستان با آه وافسوس ناخردمندانه نکوهش مینمایند که این مطلب بیانگرتمایلات این آدم نما های خوکرده به استبداد دارای خوی وخصلت ضد مردمی وضد عمران وآبادی کشوراست ، این فقیران اندیشۀ سالم واین هوسمندان رقص درآوای (دولک ودمبک) رژیم مطلقۀ شاهی میگویند دوران شاهی ارام ترین دوره درافغانستان بود . سردم داران رژیم شاهی که مدت چهل سال مردم افغانستان رازیر پاشنه های آهنین خود قرار داده وازهیچگونه ستم درحق مرم دریغ نکرده است ازلحاظ تیوری این گونه وضعیت را نمیتوان صلح وآرامی نام گذاشت بلکه چنین وضعی یک بن بست سیاسی است که رژیم شاهی درمنجلاب آن دست وپامیزد وهیچ تغیری درزنده گی ساکنین کشوروعمران مملکت بوجود نیامد حتی پاکستان بحیث یک کشورنوظهوربه مراتب ازافغانستان پیش رفت وایران نیزکه ازلحاظ مبارزۀ مشروطه خواهی با افغانستان همگام بود ازلحاظ عمران وانکشاف چهره عوض نمود وکشورهای آسیای میانه که راه کمونیزم را درپیش گرفته بود درکمترین زمان لازم با بیشترین تحول کیفی وعمرانات چشمگیرهمراه شد آنرا با افغانستان نمیتوان مقایسه نمود . عا د ت به عقب مانده گی : تاریخ نشان میدهد درهربرهه یی اززمان که افراد سیطره طلب به حمایت خارجی ها درافغانستان به اریکۀ قدرت تکیه زده اند یا به سازسنفونی آنها به حرکت افتاده اند وازآزادی های نسبی هم که برخورداربوده اند برای بیشترماندن براریکۀ قدرت ، همیشه برای خوش خدمتی به حامیان خود آنقدرمصروف گردیده اند که بجزافراد وابسته بخود تمام افراد واقوام ساکن درکشور(رعیت) رافراموش کرده اند ونسبت عادت داشتن درعقب مانده گی زیستن ، به عمران کشور توجه نکرده اند وفکرنموده اند که ادارۀ ساکنین کشور، درحالت عقب مانده گی با حفظ همان سیستم عشیره یی وقبیله یی ومناسبات پوسیدۀ ماقبل تاریخ آسان وبی تکلف است وهنوزهم زیر شعاردموکراسی همین راه سخیف ازطرف سیطره طلبان تعقیب میگرد د .همین عادت ناخوش آیند سیطره جویان است که با تبلیغات فریبکارانه وانجام اعمال مزورانه تلاش مینمایند که گاهی مردم را با هیپونوتیزم سیا سی با شعارهای انتزاعی وروبنائی آرام نگهدارند وزمینه را برای قاپیدن وچاپیدن فراهم نمایند وآوای شیپورمانند مخالفان سیاسی خود را با پارس های حیرت آوروتوطئه آلود عقیم سازند . دولت موجودۀ افغانستان برهبری رئیس جمهورکرزی که ازحمایت مالی ونظامی ائتلاف جهانی برهبری ایالات متحدۀ امریکا برخورداراست وجا معۀ جهانی ازسال 2002 تا 2007 میلادی حدود ده میلیارد دالربنام بنیاد گذاری دموکراسی وباز سازی وعمران به افغانستان داده است ، اگرعادت کهن بی ثمر، عشیره وقبیله گرائی را کنارمیگذاشت وبرای درهم شکستن مناسبات موجود وبرقراری مناسبات جدید اقتصادی وسیاسی با طرح میکانیزم های مؤثرومفید کمرمی بست وقوۀ مقنا طیسیت دولت مرکزی را با مشارکت دادن نخبگان کلیه اقوام کشوربیشتر میساخت ، ازنیرو وتوان همۀ اقوام برای تامین امنیت وثبات درکشوراستفاده مینمود شاید غم وماتم موجود درجنوب وسایر نقاط کشور، اینقدرتداوم نمی یافت ودرهمان مراحل اولیۀ سازما ندهی وتبارزمجد د طالبان وتروریستان درسال 2003م خنثی میگردید پلان تهاجم ویا عملیات چریکی وانتحاری آنها عملاً عقیم میماند . عده یی ازپیروان خط نژاد پرستانۀ طالبان ، رژیم شاهی و امیرعبد الرحمن خان هنوزهم با همان عقب مانده گی فکری آنها همنوا ئی داشته اعمال استبدادی وغیرانسانی آنهارا میخواهند تد ا وم بخشند ، بصارت این تیپ افراد باغلظت احساس نژاد پرستا نه تارگرد ید ه قدرت تشخیص واقعیت های عینی جا معۀ افغانستان وجهان را ازدست داده است . درزمان حاکمیت رژیم های قبلی درافغانستان متهم کردن مبارزان ومخالفان حکومت به کفر والحاد بهترین حربه برای به حبس کشیدن وقتل آنها بود اما امروزهم مبارزان راه دموکراسی وعدالت خواهان کشورگاهی به کفرگوئی متهم میشوند وگاهی وابسته به طالبان وتروریستان قلمداد گردیده به بند کشیده میشوند مثل (محقق نسب ، میر هزارودیگران) . این خفه کننده گان آوای عدالت خواهی وضد دموکراتیزه سازی با ید متوجه باشند که امروزنمیشود به شیوه وشگرد های منسوخ گذ شته بر مردم حکومت کرد ، بایست با راه های جدید دولتمداری اشنا شد وبا مشارکت دادن بلا استثنای همۀ اقوام به قدرت سیاسی ، زمینه های تامین امنیت وثبات وتعمیم دموکراسی وعدالت گام برداشت ، کشور ومردم را ازبحران خشونت جنگهای قومی بین کوچی ها وبومی های مناطق مرکزی نجات داد به جنگ وکشتاروتروریستی طالبان والقاعده درجنوب کشورنقطۀ پایان گذاشت وبه رنج وعذاب مردم بایست خاتمه داد . باید یاد آور شد که عامل اصلی بروزخصومت قومی درافغانستان دردوران سه رژیم ( دورۀ کارامیرعبدالرحمن ، رژیم شاهی آل یحی ، رژیم طالبان ) بیشترازهروقت دیگرآگاهانه وفاشیست مآبانه دامن زده شده است ، جنگ هزاره ها که درمقابل اعمال خصمانه واستبدادی عبدالرحمن خان درسال 1308 قمری (1891م) بصورت پراگنده آغازشده بود وقتی درسال 1893میلادی(1310قمری - 1272شمسی) جنگ شدت یافت وهزاران نفرازطرفین درگیر جنگ کشته شد که تعداد افراد مسلح کشته شدۀ طرفداران امیرنیزنگران کننده بوده است وحتی او دلهره داشته است که مبادا لشکرش بیدون موفقیت ازهزارستان خارج گرد د وازهمین سبب با پیروی ازتیوری (ماکیا ویلی) که گفته بود : برای رسیدن به هدف باید ازهرشیوه ولو که طرف پسند مردم نباشد استفاده گرد د ، به دستورامیرعبد الرحمن خان ازطرف اعضای محاکم کابل وبامیان حکم تکفیرهزاره ها صادرگردید به قول تاریخ امیرعبدالرحمن فرمان داده بود (بنیاد این بی دینان هزاره کنده شود واملاک شان بین اقوام غلجائی ودرانی تقسیم گردد ) درحقیقت التواریخ نام صا درکننده گان حکم تکفیرهزاره ها به این شرح تذ کار یافته است (میرفضل الله ، امیر محمد ، عبدالملک ، عمرا خان ، میرسید ظاهر، عبدالحمید منشی های شرع نبی محکمۀ کابل و محمد اسلام منشی نبی محکمۀ بامیان ودرویش محمد قاضی ) . پس ازصدورحکم تکفیرهزاره ها ، عبد الرحمن خان توانست پشتون تباران دوسوی خط مرزی دیورند امروزی را که دران زمان هنوزرسماً امضا نشده اما بصورت شفا هی بین امیرعبدالرحمن خان وگورنرهای گماشته شده ازجانب استعمارانگلیس حد بخشی هائی به وجود آمده ومناطق شامل درقلمرو او درجنوب کشورمعین شده بود به جنگ هزارستان سوق دهد . درسال 1310قمری که جنگ درمناطق مختلف مرکزی با ملیشه های قومی عبدالرحمن خان به شدت ادامه داشت اوزبیک ها وتورکمن ها به اتفاق هزاره های ساکن دربادغیس نیزبه سرکرده گی محمد شریف خان میمنگی( فاریا بی) برضد عمل مستبدانۀ امیرعبدالرحمن خان قیام کردند ونامه های دوستی وهمبستگی به سرکرده گان هزاره ها فرستادند که با لشکرغنیمت طلب امیرعبدالرحمن نژاد پرست مشغول جنگ بودند وبه آنها مورال بخشید ند ، امیرعبدالرحمن که جنگ قومی را براه انداخته بود به قول تاریخ یکصد هزارنفرپشتون تباران دوطرف دیورند شامل 77 قبیله وچهل فوج پیا ده وسواره نامی تحت فرمانش را به جنگ هزارستان وارد کرده بود ، ابعاد گسترده وخشن این جنگ را میتوان ازمطلب آتی درک کرد : { درص249 حقیقت التواریخ با نقل ازکاتب هزاره آمده است : وقتی که فرهاد خان ازکمبود باروت وگلوله برای ایلجاری های تره کی وعلی خیل به کابل احوال کرد ، پروانه خان سپه سالارازکابل دستوریا فت : ده خروارگلوله معادل (5600 کیلوگرام ) و پنج خروارباروت معا دل (2800 کیلوگرام ) برای ایلجاری های تره کی وعلی خیل درمحاذ جنگ برساند } جنگ باز هم دوسال ادامه یافت هزاران نفرازطرفین کشته شد وسرانجام نسبت کاهش واتمام سلاح ومهما ت ونبود افزارکافی جنگ دراختیارمخا لفین ، درسال 1312قمری(1995م) لشکرمهاجم امیر، برقیام کننده گان غلبه یافت وکوچی ها به پا داش کشتارمخالفان عبدالرحمن خان اجازه یافتند ازسرزمین وسیع متعلق به هزاره ها وسایرتورک تباران مثل تا تا رها ، برلاس ها ، اوزبیک ها ، تورکمن ها وغیره برای چراند ن حیوانات خود استفاده نمایند ، کوچیها درهمان سال تمام کشتزاروعلوفۀ مغلوبان را توسط حیوانات شان نابود کردند ، مردمان مغلوب این مناطق نسبت افزایش استبداد وفشار فاشیستگونه وعدم دسترسی به مواد خوراکۀ قابل کفاف ، به کشورهای همجوارمهاجرت کردند ، درتاریخ آمده است که دران دوران دراروزگان (هزارقلعه) درزاولی ومناطق پهلوان وسلطان احمد جمعاً (سه صد قلعه) وجود داشت ودراجرستان نیز(هفتصد قلعه) پناه گاه مردم بود ، تمام این قلعه ها توسط افراد مسلح طرفدار عبدالرحمن خان یا با توپ تخریب گردید ویا به آتش کشیده شد وحتی تمام جلگه های خلج درمنطقۀ گیزاب به آتش کشیده شده ونابود ساخته شد . قبل ازقیام ساکنین هزارستان ، محمد اسحا ق خان پسر محمد اعظم خان که بحیث رئیس تنظیمۀ تورکستان دربلخ توظیف شده بود درسال 1305 قمری(1888م) ازفرمان عبدالرحمن خان که کا کایش میشد سرپیچی کرد و جنگ را علیه امیرآغازنموده وسی هرار مردان جنگی ازتورک تباران وتا جیک ها را گردآورده مسلح ساخته بود ، درهمین اثنا بقول مورخین ، هزاره ها ، خلجی ها وسایرسربا زان غیر پشتون درهرات د ست به شورش زدند ، قورخانه(جبه خانه وسلا ح کوت) را چورکرده به پیکارجویان ضد عبدالرحمن خان پیوستند ، ساکنین مناطق تحت فرمان محمد اسحاق خان رئیس تنظیمۀ تورکستان که مرکزآن بلخ بود دربرزخ قرارگرفته به بن بست عجیبی مواجه گردید ند ، ازیکطرف اطاعت نکردن ازرئیس تنظیمه را که قبلاً به فرمان امیرعبدالرحمن خان مقررشده بود بمثل خود کشی می پنداشتند وازطرف دیگردرصورت لبیک گفتن به آوای اسحا ق خان که با لشکرامیرمواجه میگشتند ازموفقیت درسرنگون ساختن رژیم عبدالرحمن خان مطمئین نبودند وفکرمیکردند که هردو(امیرورئیس تنظیمه)برای حفظ قدرت میجنگند وغم رعیت را ندارند وضرب المثل(قوچ با قوچ میجنگد پای بزمیشکند ) هرلحظه بیاد شان می آمد ، سر انجام عده یی ازمردم ( نه همه) ازرئیس تنظیمه اطاعت کرده وارد جنگ شدند . عبدالرحمن خان برای تخریب شخصیت وبی اعتبارکردن اسحاق خان پسر محمد اعظم خان تبلیغات گونا گونی را براه انداخته بود که نا رواترین این تبلیغات آن بود که عبدالرحمن خان به زبان خود دراجتماع مردم گفته بود : محمد اسحاق حرامی وحرام زاده است او فرزند یک دخترتا تار است که به دربار پدرش (محمد اعظم خان) کنیزبود ، عبدالرحمن خان با این سخنان خود نا جوانمردانه محمد اعظم خان رانیززنا کارمعرفی کرده بود که البته اینگونه تبلیغات ، آنهم توسط خود امیربرمردمان صادق ومسلمان تورکستان وتحریک حس نفرت آنها علیه اسحا ق خان و والدین او، بی تا ثیر نبود اسحاق خان که پس ازیکسال جنگ بالشکرعبدالرحمن خان ، احساس کرده بود خواب هایش درمورد رسیدن به امارت افغانستان تعبیرخوب درقبا ل نخواهد داشت بناءً درسال 1306 قمری تقریباً با هشت ونیم هزارافرد طرفدارخود مخفیانه ازدریای آموگـذ شته درمنطقۀ شیرآباد وقرشی واقع درقلمروامیر بخارا خودرا رسا نید ه به اصطلاح امروزازحکومت بخارا تقاضای پنا هنده گی نمودند . درص236 حقیقت التواریخ آمده است : (امیربخارا محمد اسحق خان رئیس تنظیمۀ تورکستان را با سه صد نفرخاصش به چهارباغ سمرقند مسکن وجا داد ومتبا قی همرا هان اورا به شهر های مختلف متوطن ساخت ویک مقدارپول را نیز به عنوان مصا رف برای شان داد وآنهارا تشویق کرد مثل بخارائی ها خودشان کاربکنند وبه زنده گی آرام خود ادامه بدهند ) . بعضی ها معتقد اند بعد ازانقلاب بلشویک ها در1917م عده یی ازمردم ازمناطق قرشی ، نوائی ، سمرقند ، خجند وغیره مناطق آسیای مرکزی به افغانستان آمدند وحتی امیرعالم خان پادشاه بخارا باافراد خاصش درسال 1920م به کابل آمد وامان الله خان باغ محمد حسین خان را درشمال کابل به اختیاراوگذاشت واورا بحیث مها جر پذیرفت که این باغ امروز بنام حسین کوت یاد میشود ، اگراین گفته ها حقیقت داشته باشد به استثنای پاد شاه بخارا وچند نفرخاص او، سایرین شاید عده یی ازسلالۀ همان بومی های تورکستانی اند که همراه محمد اسحاق خان به آسیای مرکزی فرارکرده بودند با مساعد شدن شرایط ، دوباره به موطن اصلی آبا ئی خود برگشته باتبارواقران شان یکجا شده اند . سیا ست پاکسازی قومی ونژادی امیرعبدالرحمن خان درزمان امیر حبیب الله پسرش نیزتداوم یافت که درسال 1901م پس ازفوت او زمام امورافغانستان را بد ست گرفته وتا 1919 میلادی باعیاشی ونا کاره گی زمام دارافغانستان بود ، ده هانفر ازمبارزان مشروطه خواه به دستوراوبه دهن توپ بسته شده وصدها نفر دیگربه زندان ها وسیه چال ها انداخته شد ند واوکوشش داشت ثابت کند که پسرارشد امیرعبدالرحمن خان است وهمیشه میگفت ( پسرگرنبا شد به مثل پدر+ توبیگانه خوانش،مخوانش پسر) هدف این شعرسعدی که جنبه بیولوژیک داشته به ژن انتقال وراثت ساختارجسمانی پدربه پسرارتباط میگیرد ، مثل رنگ چشم ، موی ، ابرو وامثال آن ، این ژن منتقل کنندۀ وراثت بیولوژیک ازپدربه پسر، ازسال 1952 به بعد بنام کروموزوم ها وازسال 1980به اینطرف بنام (DNA) مسمی گردیده است ، اما حبیب الله خان به جنبه های اخلاق وعادات اکتسابی خود ازپدر، مثل کشتن وزندانی ساختن مبارزان ضد استبداد می بالیده است !!درزمان زمام داری شاه امان الله که پس ازقتل مرموزا میرحبیب الله خان درسال 1919م زمام کشوررابرعهده گرفته استقلال عام وتام افغانستان را اعلام نمود ه برده گی وآدم فروشی را ممنوع کرد ، سیاست نژاد پرستی را کنار گذاشت ونخبگان جامعه را ازهرقوم وتباربه ارگانهای دولتی جذب نمود ودروازۀ مشارکت به سیاست ودولتمداری را بروی کلیه ساکنین کشوربازکرد ، حبیب الله کلکانی نیزدردوران سلطنت9ماهۀ خودآنرا تعقیب کرد ، اما سیاست نژاد پرستانۀ قبل ازدوران شاه امان الله ، پس ازبه قدرت رسید ن نادرشاه وپسرش دوباره رنگ تازه گرفت آنها بصورت علنی خیل هائی از پشتون تباران را بنام قبا یلی ازپراداخت مالیات به د و لت ودورۀ سربازی زیربیرق معاف ساخته وعلاوتاً برای آنا ن معاش مستمری نیزبه تناسب نفوس خانوارشان ازبودجۀ بیت المال تخصیص داد ند که این امتیازدهی تا ختم دورۀ حاکمیت دادود خان نیزادامه داشت چنانچه درص526 حقیقت التواریخ نوشته است سردارهاشم خان صدراعظم حلقه های سیاسی مشروطه خواهان را سرکوب کرد ومستبدانه ومطلق العنا ن وظیفۀ صدارت را پیش برد تبعیضات نژادی وقومی فزونی گرفت ) به شهادت تاریخ هاشم خان نیز مانند عبدالرحمن خان به نا بودی فرهنگ وزبان اقوام غیرپشتون ازطریقه های گونا گون اقدام کرد وحتی برای تعمیم زبان پشتودروس مکاتب ولایات شمال افغانستان بخصوص مناطق اوزبیک و تورکمن نشین را پشتوساخت وبرای مامورین ملکی آموختن زبان پشتورا ازطریق کورس پشتوبراه انداخت وهزاران پشتوزبان کم سواد را بحیث معلمین کورس پشتو توظیف کرد که این کورس پشتو حتی درزمان حاکمیت داود خان نیزدرکشور رواج داشت اما فرایند این تلاش برای شان خجالت آوربود که تلاش برای پشتونیزه کردن نه تنها ثمرنداد بلکه مردم شمال را بیشتر به رژیم شاهی وزبان پشتو بدبین ساخت ازهمین سبب کورس پشتووبعضی امتیازات دیگر دوستان سلطنتی پس ازانقلاب ثورکه مخالیفنش آنرا کودتا میگویند ملغی گردید زیرا که تلاش برای بنیاد دموکراسی ، تامین عدالت اجتماعی وبرابری حقوق تمام ملیت های ساکن درکشوربه جریان افتاده بود وامتیازدهی به یک قوم مغایر با اصول اساسی دموکراسی تلقی میشد ، متاسفا نه شرایط طوری تغیرکرد که آرزومندی های انقلابی ودموکراتیزه سازی کشورعقیم ماند ومردم افغانستان باردیگردرمنجلاب رنج وعذاب افتا د ند وحتی پس ازخروج قوای شوروی نیز جنگ های داخلی شدید ترازگذشته تداوم یافت ، زمانیکه طالبان به حمایت پاکستان ومتحدان او درقسمت هائی ازافغانستان حاکم شدند همان جنگ هارا درهرمنطقه علیه مخالفان خود شکل قومی وزبانی داده روح عبدالرحمن خان را شاد ومردم افغانستان رابرباد نمودند یعنی راه زورگوئی ونژاد پرستی را که ازعبدالرحمن خان بحیث میراث کثیف درتاریخ یاد گارمانده بود ، درپیش گرفتند وقدم به قدم برای عملی کردن بی چون وچرای آن پرداختند که حتی انوارالحق احدی رئیس حزب افغان ملت که فعلاً وزیرمالیه درکابینۀ رئیس جمهورکرزی است درنوشته هایش ازدوران حاکمیت طالبان درافغانستان به نیکی یا د کرده است . درزمان پیشین امیروشاه صلاحیت داشت هرزمین مزروعی ومالچررا بنام زمین لاما لک برای خویش وتبارخود تقسیم نموده به هر منطقۀ کشورکه دلش خواست آنهارا مسکن گزین نماید وازهرکس که بدش آمد اورا به جرمی متهم کرده زمین وملک اورا ضبط وپعداً بنام ملکیت دولت به افراد مطلوب خود توزیع نماید ، اما امروزکه افغانستان قانون اساسی به اصطلاح دموکراتیک دارد ورئیس دولت انتخابی است ، وزرای کابینه نیزبا کسب آرای نماینده گان ملت به پست وزارت میرسند صلاحیت ومجال امتیاز دهی به خویش وتبار، ازقدرتمندان دولتی سلب شده است ، درمادۀ چهلم قا نون اساسی آمده است ( ملکیت هیچ شخص بدون حکم قانون وفیصلۀ محکمۀ با صلا حیت مصادره نمیشود ) درمادۀ شصت وششم قانون اساسی آمده است :( رئیس جمهورنمیتواند بدون حکم قانون ملکیت های دولتی را بفروشد ویا اهدا کند ) به اتکای این دلایل قانونی فوق الذ کراکنون رئیس دولت ویا وزیران کا بینه حق اهدای زمین به خویش وتبارونورچشمی های شان را ندارند اما مسئولیت دارند باتشویق سرمایه داران وشرکت های خانه سازی ، پلا ن پروژه های شهرک سازی وخانه سازی را روی د ست گرفته برای اسکان کوچیها ی آوارۀ که تابعیت افغانستان را قبول ودردفتراحصائیۀ مرکزی درکابل ثبت نام کرده باشند اقدام نمایند .مشورۀ من این است : اکنون که نمیشود مانند دوران استبدادی امیرعبدالرحمن خان ومستبد ین وحکومت بعدی آن مرد م را اداره نمود ، ونمیشود ازامداد مالی وپولی که بنام بنیا د دموکراسی وباز سازی ازطرف جامعۀ جهانی به افغانستان سرازیرمیگرد د به نفع یک قوم ویا خویش وتبارخود استفاده کرد بناءً شیوه وشگرد دولتمداری را مطابق خواست زمان باید تغیرداد ودامن اجراات کهن دولت ها ی استبدادی را لزوماً بایست کنارگذاشت وبه مسئلۀ رفع مشکل کوچی ها ی مهاجم و غم واندوه بومی های محلات که همه ساله درفصل معینی باعث بروزتشنج وتخاصم میگردد عطف توجه لازم داشت :افغانستان با گذ شت سده ها وکثرت نفوس وباداشتن اقلیم گرم وخشک ازحیطۀ مستعد به دامداری بودن تقریباً خارج گردیده است دامداران افغانستان نیزدرایزای سال های متواتر خشکسالی وجنگ های دوام دار، نسبت به چند دهه قبل ضعیف شده وحد اکثر بز وگوسپند وحتی شترهای خودرا ازدست داده اند یقیناً که درزمان حاضرعایدات این دام ، مصارفات سالانۀ آنهارا تکافو نمیکند بناءً دولت دوراه دارد : اگر بخواهد که کوچی هارا بنام دام پرورودام دارنگهدارد لازم می افتد دشت های وسیعی را مانند دشت بکوا ، دشت دلارام ، دشت های وسیعی که درقندهار، هلمند و پکتیا وزابل وجود دارد طی پروژه های بزرگ عمران وسرسبزسازی در نظرگرفته و توسط متخصصان امور، زیرسروی وکا د ستر قراربدهد واگرنتیجه مطلوب بود یعنی ازطریق حفر چاه های عمیق واستفاده ازآبهای تحت الارضی برای سر سبز سازی وتهیۀ آب آشامیده نی برای کوچی ها وحیوانات شان با مصارفات مساعد اقتصادی میسرمیگردید با طرح پلان ومیکانیزم خاص این پروژرالزوماً باید پیش ببرد . اگراین پروژه بعد ازسروی ازجانب متخصصان امورکم ثمروغیر اقتصادی تشخیص گرد د آنگاه درفکرتعویض سیستم دام داری بدوی درافغانستان به سیستم صنعتی باید شد وبا استفاده ازتجارب دنیای دیگربا توسعه بخشیدن امورخانه سازی کوچیها ی آواره ومهاجرین وفقرای بی سرپناه ، خانه بدوش وخیمه نشین را درقدم نخست بایست ازرنج بیخانگی نجات داد .(والسلام). ---------------------- ویبلاکها :dolati23.blogspot.com sarzaminebalkh.blogfa.com ایمیل :sasdolati@hotmai.com --------------
ً |
||
|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی باریابی ---------------------- افزایش تروردرکابل زیگنالی است ازآیندۀ تراژیک عملیات نیروهای نظامی ائتلاف جهانی برهبری امریکا تحت شعارمبارزه باتروریزم وتخریب پایگاه وجایگاه ( لانه های تروریستی) شب هفتم ماه اکتوبرسال 2001میلادی باهدف قراردا دن خا نۀ مسکونی ملا عمررهبرطالبان درقندهارآغازگردیده بعداً با جلب همکاری نیروهای ائتلاف شمال افغانستان( نورد ایلیانسی ) عملیات نظامی ازهوا وزمین درقلمروطالبان تسریع گردید وگلیم حکومت طالبان درظرف کمترازدوونیم ماه ازسرزمین افغانستان برچیده شد ، سیاستمداران نوظهورافغانستان برهبری حامد کرزی که جانشین این سیه دلان آفت مثال گردیده بودند تلاش نمودند درپست های وزارت ها وریاست های مهم وکلیدی ، افراد مهاجر افغانستانی را که تابعیت امریکا و متحدان اروپا ئی همسو با آنرا داشتند نصب وشخصیت های سیاسی نظامی داخل کشور راکه مخالف جدی طالبان وطالبان اندیش بودند به حاشیه برانند ، این حکومت جاگزین طالبان درافغانستان بزودی بنام حکومت توریستا ن مسمی شد ونسبت نداشتن تجارب لازم درامور دولتمداری وعدم آگاهی درست ازعلوم سیاسی اجتماعی بصورت سنتی به جانب روشهای قبیله یی واتنیکی روی آورده درعمل ، همان سیاست عبدالرحمن خانی طالبان را زیر شعارتعمیم دموکراسی وعدالت اجتماعی خواستند تعقیب نمایند وبا پیروی ازضرب المثل قبیله گرائی ( اول خویش دوم درویش ) تیشه وش عمل کردند ( همه چیز را خواستند بسوی خود وقوم خود بکشند ) که پای شان به سنگ خورد وتشت رسوائی شان بزمین ا فتا د با آنهم به غمازی وچلبازی کمربستند با جلب اعتماد نسبی وهمکاری حامیان خارجی شان آنهائی راکه باتکیه به نیروی مردم وطرفداران میلیونی توده ها جای پائی درگلیم سیاسی(قدرت دولتی) یافته بودند با برخورد خصمانه وغیرانسانی درفکر راندن آنها ازگلیم سیاسی حکومت شدند وحتی درهرات ، فاریاب ومزارشریف وپکتیا جنگ وخشونت را علیه اسماعیل خان ، جنرال دوستم وپاچاخان زدران، خان قبایل پکتیا با تطمیع وتحریک بعضی ازافراد کم دانش وعاقبت نا اندیش دامن زدند وجنگ های تصنعی را براه انداختند و حاجی محمد محقق وزیر پلان را ازوظیفه بیرون راندند تا این افراد را عامل تشنج وانمود سازند ، دران زمان دوکتورسپنتا وزیر خارجۀ فعلی افغانستان طی مصاحبه یی با بی بی سی گفت دامن زدن جنگ های منطقوی وبرخورد های ناسالم باشخصیت ها ازسوی دولتمردان افغانستان به هیچصورت به نفع حکومت ومردم افغا نستان نیست ، علیه این افراد ازطرف آنهائیکه درمطبوعات ورسانه ها بنام سیطره جویان وتمامیت خواهان وقبیله سالاران یاد میگردد ، درحالی هدف توطئه قرارگرفتند که صادقانه درهمکاری به دولت درتامین امنیت وثبات درکشورفعالیت داشتند ، توطئه گران میخواستند قبل ازآنکه نظرخارجی ها به ایشان جلب گرد د زمینه خروج آنها ازصحنه سیاسی نظامی فراهم آورده شود وبجای آنها قوم وخویش خود شان جاگزین گرد د وبه این ترتیب بجای سیاست فراقومی سیاست فروقومی را تعقیب نمودند وآتش اختلا فات رابد تراز زمان استبدادی امیرعبدالرحمن ، رژیم شاهی وطالبان دامن زدند وحتی خلاف قانون اساسی وخلاف نورماتیف های بین المللی عده یی ازفاشیست مشربان دربارۀ استعمال کلمات وجملات معمول فارسی بجای کلمات وجملات تحمیلی پشتو خشونت های لفظی وتهدید آمیزرا علیه سایرین بکار بستند درحالیکه درکشورهای دوزبانه هیچکس مجبور نیست هردوزبان رسمی را یاد بگیرد وهیچکس تلاش نمیکند زبان قوم خودش ملی شود وهمه مکلف به فراگیری آن باشد وحتی چنین تلاشی اگرصورت بگیرد عمل راسیستی وفاشیستی قلمداد میگرد د وجرم شناخته میشود مثلا در کا نا دا که زبان انگلیسی وفرانسوی زبان رسمی دولتی است ملت وشهر وندان کا نا دا مکلف به آموختن یکی از این زبا ن ها هستند همچنان دربلجیم زبان ها لندی وفرانسوی زبان رسمی دولت است ملت بلجیم مکلف ساخته نشده است که هردو لسان را فرابگیرند درافغانستان نیز که زبان پشتو وفارسی زبان رسمی دولت شناخته شده است منصوبین ارگانهای دولتی حق ندارند یکی ازاین دوزبان را بر دیگری ترجیح داده تهدید به اموختن زبان خود پسند خویش نمایند ، هرگاه چنین تلاشی صورت بگیرد برابر است با برتری جوئی نژادی وفاشیزم هتلری که ازطرف جهانیان مردود اعلام گردیده است ، اما هریک ازسا کنین کشورحق دارند نظر به ضرورت شان بصورت داوطلبانه وخود مختار هرزبانی را که میخواهند فرابگیرند ممانعت دراین راه مجازنیست ، نسبت خصومت ورزی باشخصیت های برخاسته ازبطن جامعه وبه حاشیه راندن واستفاده نکردن ازتوان قومی ، فکری وتجارب ایشان ، حکومت فا قد ریشۀ اجتماعی وسیاسی افغانستان را بیشترمتکی به نیروهای خارجی ساخت وحتی امنیت رئیس جمهوروتیم او را خارجی ها برعهده گرفتند واین بی باوری به مردم وساکنین کشورزمینه را برای تبلیغات زهرآگین ومسموم کنندۀ ضد دولتی وحامیان خارجی آن برای دشمنان آشتی ناپذیر دولت ( گروه طالبان ، حکمتیاروهواداران آنها) مساعد گردانید که درنتیجه میزان نارضائیتی ها دربین مردم بالا رفت فاصله بین مردم ودولت با گذشت هرروزی عمیق ترگردید ، طالبان وشرکای تروریستی آنان پس ازیک حا لت کرختی با تشکلات مجد د وتاکتیک های جنگی غیر تهاجمی ( چریکی وگوریلائی) زیر رهبری متجربان جنگی متحداً بحیث یک اهرم فشار، درحالی تبارز نمودند که رئیس جمهورکرزی وتیم اوفکر میکردند این دشمنان آشتی ناپذیرخود (طالبان وشرکایش ) را مضمحل وزمینگیرنموده اند که دوباره مجال تبارزرا ندارند وهمین تحلیل خوشبینانه را به حامیان خود نیزالقاح نموده به آنها طمانیت خاطرداده بودند ، خارجی ها فکرمیکردند که شهروندان افغان تبارامریکائی شان شاید جامعۀ خود را بهترمیشناسند وتحلیل شان شاید نادرست نباشد اما بعداً متوجه شدند که تحلیل اتباع افغانی شان یا مغرضانه بوده ویا نادرست ومن درآوردی بوده است وازهمین سبب اعتماد سیاسی خارجی ها به همزبان وهم تبارطالبان تا حدی کاهش یافت وحتی موضوعات کنار زدن رئیس جمهور کرزی وتیم او برسر زبانها ورسانه افتاد ومردم الترناتیف هائی را بجای آنها بافتند وساختند اما وقتی عواقب تغیر وتبدیل رئیس جمهوروتیم او شاید ارزیابی گردید ونتیجه گیری شد که درشرایط بحرانی افغانستان این کارمقرون به سود ومفاد نیست این موضوع به فرصت دیگر به تعویق افتاد ، همهمۀ کنار زدن رئیس جمهور وتیمش هوشدار جدی وگوشمالی سیاسی به اتباع افغانی امریکا درافغانستان بود که درمقامات بلند ارگان های دولتی کارمیکنند ،اعلام آشتی با دشمنان آشتی ناپذیر دولت نیز وقتی صورت گرفت که این مثلث سیاه( طالبان ، حکمتیاروالقا عده ) حملات خودرا درجنوب کشورتوسعه میداد ، اعلام آشتی با آنها از لحاظ تیوری سیاسی نا موجه ونا مطلوب بود که اسباب تقویۀ روحی وبا لارفتن مورال جنگجویان این مثلث سیاه علیه دولت تحت الحمایه امریکا درافغانستان میگردید که میتوان آنرا اشتباه جبران ناپذیر خواند زیرا درنتیجۀ همین اعلام آشتی با جنگجویان که دران گروه طالبان وحکمتیاربا وجود شامل بودن درلیست تروریزم بین المللی ، امتیاز شامل شدن به قدرت سیاسی دردولت افغانستان وعده شده ، برای نشان دادن حسن نیت به اشارۀ رئیس جمهورکرزی و وساطت فضل هادی شنواری رئیس دادگاه عالی کشورکه ازلحاظ فکری وعقید تی درزمرۀ حامیان طالبان باقی مانده بود عده یی ازافراد جنگی طالبان که بنام جنایت کاران جنگی بازداشت گردیده پس ازبازجوئیهای لازم برای تحقیقات بیشتربه بازداشتگاه گوانتا نامو منتقل شده بودند دوباره به حکومت افغانستان بخاطری سپرده شد ند که آنها درافغانستان محاکمه شوند ، مولوی شنواری نیزگفته بود این زندانی ها درافغانستان محاکمه خواهند شد اما زندانی ها گروه گروه به وقفه ها آزاد شدند وگفته شد که آنها گناه نداشتند درحالیکه بعضی ازاین آزاد شده ها بلا وقفه به طالبان پیوستند ودرصف آنها جنگ بر علیه دولت را مجدداً آغازنمودند ، گفته های به اصطلاح بی یال وبی دم ( غیر منتقی ) مقامات دولت افغانستان دراذهان عمومی این سوالات را ایجاد نمود که آنها اگربیگناه بودند چرا دستگیر شده بعد ازتحقیقات درزندان های امریکا درافغانستان آنان را به گوانتا نامو که به افراد جنگی مربوط به القاعده وتروریستی مختص گردیده است منتقل نمودند ؟ واگر گناه کاربودند ومرتکب جرم شده وافراد وابسته به مثلث سیاه بودند چرامجازات نشد ند ؟ مخصوصاً زمانیکه وکیل احمد متوکل وزیر خارجه طالبان ، ملا قلم الدین وزیرامربالمعروف ونهی ازمنکر، وملاضعیف سفیرطالبان دراسلام آباد وبرخی دیگر ازمقامات طالبان که حتی خود حامد کرزی آنها را درجملۀ یکصد وپنجاه نفرجنایتکاران جنگی طالبان قلمداد نموده بود آزاد شدند که خیانت پالیسی میکران حکومت افغانستان برای همه آشکارگردید ومردم کشور متوجه گشتند که سیاست فرا قومی ومنافع عامه کنارگذاشته شده قدم به قدم به سیاست های قبیلوی وسیطره جوئی قومی زمان استبدادی عبدالرحمن خانی ورژیم شاهی وطالبانی حرکت صورت میگیرد ، آزاد ساختن جنایتکاران طالبان وحکمتیاروجذب بعضی ازآنها درارگان های دولتی ، چهره های واقعی این پالیسی سازان پشت پرده را نمایان نمود وازجانب روشنفکران دیگر اندیش پیرو سیاست فراقومی افغانستان ، سیاست دولت بنام سیاست غیرملی ، غیر دموکراتیک آلوده به مشی قبیله سالاری وحفظ سیطرۀ اتنیکی تاریخ گذشته که درقالب دموکراسی وعدالت اجتماعی نمیگنجد مورد انتقاد جدی قرارگرفت ، رئیس جمهور کرزی وتیم اورا متهم به حرکت خلاف شعاردموکراسی وعدالت اجتماعی گردید که ازطرف حکومت وحامیان آن این شعارپیوسته تکرارگردیده است ،درنبرد های خونین مفاهیمی مثل آتش بس ، مصالحه وکامپرومایزوجود دارد اما دولتمردان باید لحظه ها ومراحل حساس عملی شدن این مفاهیم ومقوله هارا درک نمایند ، اگر قبل ازرسین به این مرحله ویا بعد ازعبور از این مرحله ، اینگونه شعارهارا پیش بکشند جزخود خستن هیچ مفادی بدست نمی آورند ازاین سبب عمل های بی ثمر را به استفاده ازچتری بعد ازگذشت رگبارباران بهاری تشبیه میکنند ، برای آگاهی جوانان ونا آگا هان ازتیوری جنگ وصلح ، این موضوع کمی توضیح میگرد د: تیوری جنگ وصلح : وقتی جنگ ازطرف دولت ویا نیروی توانمند نظامی علیه گروپ های مسلح ضد دولت ویا علیه دولت مستقل با لنسبه ضعیفترآغاز میگرد د طرح صلح وآتش بس، دوبعد ودو مفهوم کاملا جدا ازهم پیدا میکند یعنی طرح صلح ویا آتش بس ازطرف شورشیان معنی عقب نشینی ازمواضع وتدارک امکانات خروج و نجات یافتن ازحلقۀ محاصرۀ نیروی پرتوان مهاجم برای آماده شدن به حملات مجد د سبو تاژگرانه علیه این نیروی پرتوان را دارد ، اما طرح صلح وآتش بس ازجا نب دولت ونیروی توانمند نظامی درمقابل نیروهای ضعیف ، برای اکمال تدارکات جنگی ، سروی نمودن میزان نیروی شورشیان وکادسترسوق الجیشی وتشخیص راه های عبور ومرور آنها بخاطروارد آوردن ضربا ت مهلک و انسداد راه ها وغیر قابل استفاده نمودن آن درحملات بعدی شورشیان میباشد ، گاهی اوقات ملل متحد ویا سران بعضی ازکشورها برای متوقف کردن جنگ وخونریزی وساطت مینمایند که جنبۀ بشر دوستانه دارد اما تجربه درافغانستان ، سودان ، سومالیا وسریلانکا نشالن میدهد که هرگونه مجال دادن به شورشیان ، طولانی کردن زمان تصادمات مسلحانه است که این تیوری ده ها بار درافغانستان،عراق وسایرجاها تجربه گردیده است بعضیها که جنگ قدرت های نظامی جهانی را دربرابرطالبان وشرکای آنها به مقایسه میگیرند میگویند : جنگ سازمان نظامی ناتو با بیست وشش کشورعضوآن بشمول بریتانیا ونیروهای ایا لات متحدۀ امریکا درمقابل افراد مسلح شورشیان مثلث سیاه ( طالبان ، حکمتیار، القاعده ) درافغانستان بمثا به ، بازی پلنگ با آهوبره است ویا به یک تمرین نظامی شباهت دارد که برای بالابردن مهارت جنگی نیروهای رزمی ناتو وامریکا علیه افراد شورشی طالبان ادامه دارد ، تاریخ نشان میدهد که جنگ هائی با عقاید مذهبی مثل جنگ صلیب وسایر جنگ های مسلمانان دردوران حضرت محمد پیامبراسلام وبعد ازان مثل جنگ مسلمانان افغانستان دربرابرقوای شوروی ویا جنگ با عقاید سیاسی مثل جنگ ویتنامی ها درمقابل نیروهای امریکائی، شکل شکست ناپذیربخود میگیرد مخصوصاً توان رزمی این جنگجویان وقتی افزایش می یابد که والدین ودوستان شان به کشته شدن آنها درجنگ با دشمن افتخارمیکنند ، حملات انتحاری به نزد آنها یکی ازاین افتخارات است که با وجود منع خود کشی درشریعت اسلام ،با پیش کشیده شدن تعبیر وتفسیری ازطرف ملا ها که کشته شدن در راه عقیده را شهید قلمداد میکنند هریک ازانجام دهنده گان عمل انتحاری به یک راکت رهبری شده تبدیل گردیده هدف را تعقیب میکند ودرنتیجۀ انفجارآنرا به نابودی میکشد برخی ها میگویند : برخورد های عیرقاطع ومسالت کارانه ناتو ونیروهای امریکا درمقابل شورشیان زیرفرمان دشمانان مردم افغانستان مبین این حقیقت است که آنان برای ماندن طولانی تردرافغانستان زمان وفرصت میخرند تا حضورشان دراین منطقه تا مساعد گردیدن قرصت روی دست گرفتن پلان توسعه طلبی دیگرشکل طبیعی بخود بگیرد ومردم افغانستان به امید تامین امنیت وثبات درکشورشان درحالت انتظار قرارداشته باشند واین بمعنی قربان شدن مردم افغانستان به عملی گردیدن پلان خارجی ها درکشوراست ،یکی ازمبرم ترین وظیفۀ اشغالگران و دولتمردان درکشورتامین امنیت جان ومال مردم ازحمله ودستبرد سبوتاژگران است که بنا بردلایلی برخلاف مشی سیاسی دولت بصورت مسلح وعلنی قرارمیگیرند وبا استفاده ازتا کتیک های گوناگون دست به ترورودهشت افگنی میزنند ودولت را درتامین امنیت درکشوربه کوتاهی واداشته زمینه را برای افزایش نارضائیتی مردم درمناطق قلمرو دولت فراهم میکنند وبعد ، ازبین ناراضیان وافراد مذ بذ ب تحت فرمان دولت به وسیلۀ گوناگون ( نیش ونوش ، تطمیع وتهدید وایجاد بیم وامید )سربازگیری نموده بردولت فشاروارد مینمایند که درچنین حالتی کوچکترین حرکت سازشکارانۀ دولت درمقابل این سبوتاژگران که به اصطلاح دشمنان آشتی ناپذیردولت بوده برای سقوط آن تلاش میکنند پیام امید بخش به این برزخ نشینان میرساند و تلاش سبوتاژگرانۀ آنها را برضد دولت قمچین میکند ،درافغانستان به مشاهده رسید که درنتیجۀ ارایۀ پیشنهاد آشتی با طالبان ازطرف رئیس جمهور کرزی ، گروه طالبان وشرکای آنها مورال گرفتند وجرئت یافتند و اعلام نمودند که ( اگربما هفت ولایت جنوب کشوربصورت خود مختار واگذار شود ویا 9 وزارت خانه داده شود ازجنگ دسیت میکشیم ) این موضوع صحت تیوری جنگ وصلح را نشان میدهد که میگوید طرح صلح ازطرف نیروی توانمند به دشمنا ن آشتی ناپذیر سبب بالا رفتن مورال آنها شده به امتیاز طلبی متوصل میگردند ، معلوم نیست که آیا رئیس جمهور کرزی برای امتیازدادن به گروه طالبان متهم به تروریزم بین المللی ، پیشنهاد صلح را ارایه کرده است ؟ ویا بخاطر زمینه سازی برای قتل وکشتاربیشترافراد وابسته به طالبان ؟ فکر میشود درهردو صورت این پیشنها د آشتی با طالبا ن ازریشه نا درست است ، زیرا درصورت اول که امتیاز دهی به طالبان مطرح است ، این پیشنها د با بارمنفی اتنیکی آلوده میشود ومغایربا اصول مبارزه با تروریزم نیزقرار میگیرد ، مقررات مبارزه باتروریزم امتیاز دادن به تروریستان وافراد همسو با القاعده درامریکا و اروپا ممنوع میباشد ( طالبان ، حکمتیار، القاعده ) ازجانب امریکا ، اروپا وملل متحد رسماً به تروریزم بین المللی متهم اند ، درمبارزات مسالمت آمیزسیاستمداران دردوحالت به آشتی وسازش با رقبای خود روی می آورند : احزاب رقیب بخاطرمقابله با نیروی دیگری که درعرصۀ سیاسی آنهارا تهدید میکند ودرصورت منفرد عمل نمودن ، این نیروی سوم چه دولت باشد وچه حزب وابسته به دولت ، درحقیقت دشمن این دو یا بیشتر، گروهای سیاسی وحزبی است که اگراحتمال غلبه آن برهمۀ آنها وجود داشته باشد ، درچنین حالتی احزاب یا گروه های سیاسی روی اهداف وخواست های سیاسی ، قومی وفراقومی خویش باب مذاکره وتفاهم را بروی هم بازمیکنند وازخط تخالف برخاسته به خط سازش وکامپرومایزقرارمیگیرند وبا امضای پیمان نامه ( پلاتفورم مشترک) برای مبارزه ومقابله با حریف سیاسی تهدید گر( که نظر به اوضاع معین سیاسی میتواند شیوه وشگرد های این مقابله نیز مشخص گرد د ) آماده میشوند و درتمام دوران این مبارزه مشترک ، علیه رقیب مشترک ، این نیروه های متحده (جبهه ) دفاع ازمنافع عامه مردم وتامین امنیت وثبات فراموش نمیگرد د ، درحال رقابت های سیاسی اعضای جبهه با مخلفینش که مبارزه همیشه با خصلت آشتی ، سازش وکامپرومایز توام است درصورت مواجه بودن با احزاب حاکم ویا دولتی که رسما فاقد حزب سیاسی بوده اما بعضی احزاب همسو با مشی سیاسی اش را دراقمارخود دارد فشارآورده میشود تا خواستهای برحق احزاب متحده مطابق با معیارهای بین المللی درنظر گرفته شود ، درصورتیکه دولت با سوء استفاده از قدرت ، همه خواست های سیاسی این جبهه را نفی کند وآنهارا خلاف نورماتیف های قوانین بین المللی واعلامیۀ جهانی حقوق بشر که آزادی بیان وعقیده را مجاز شمرده است برای تعجیز، زیرفشار پیگرد وتعقیب قرار بدهد اعضای جبهه میتواند ازقطب های موثر مبارزه ( تحصن عمومی ، نافرمانی مدنی وسایر اقدا مات سیاسی ) درمقابل زورگویان تا حدی که مقدور است استفاده نماید البته توسل به شیوه قهر آمیز مبارزه درچنین حالات بمعنی عدم انقیاد زورمندان ازاصول وپرنسیپ های قبول شده (مبارزه مسالمت آمیز) وتبارزارادۀ دیکاتوری به سیاق قرون وسطی شمرده میشود که مردود است ، آغاز مبارزات قهر آمیز بمعنی ختم دورۀ رقابت وشروع دورۀ دشمنی آشتی نا پذیر است ،درحالت دشمنی آشتی ناپذیری که طبیعتاً با حملات مسلحانه بین افراد مسلح حاکم دیکتاتورمنش ومحکومین متکی به ارادۀ مردمان مطابق به معیارهای قوانین بین الملل وکنوانسیون های بین الدول شروع میگردد ، شکست کامل دیکتا تورمنشان وپیروزی مترقیون وتحول طلبان که ازحمایت جهانی برخوردارخواهد بود حتمی است ،نافرمانی مدنی نیز یکی از بخش های مبارزۀ مسالمت آمیز است که درگذشته ها بنام (سیا ست عدم تشدد) مسمی شده است ، سیاست عدم تشدد برای نخستین باردر زمان حضرت عیسی طرح شد ، عیسی مسیح به پیروان خود گفت هرگاه بروی شما شخصی یک سلی بزند روی دیگرخودرا بگردانید تا سلی دیگر بزند ) فلسفۀ این گفته صبر وتحل داشتن ، واکنش جدی نشان ندادن درمقابل کنش دیگران است تا امکانات سازش وآشتی میسر گرد د اما ازسال های 1920 به این طرف که درنیم قارۀ هند مبارزۀ استقلال طلبی درحال نذج بود رهبران کنگره ملی هند به این گفتۀ عیسی مسیح لباس سیاسی پوشانیدند نام آنرا عدم تشدد گذاشتند ومردم را به مبارزه علیه ستم استعمارفرا خواندند وتیوری نافرمانی مدنی را بحیث افزار موثر علیه استعمار انگلیس ترویج نمودند که ترک کارهمزمان درشهرها گاهی ترانسپورت زمینی را فلج میساخت مثل توقف دادن سرویس های شهری ، قطارریل ، وگاهی فابریکات تولیدی را ازکار می انداخت و رهبران وابسته به استعمار انگلیس را آهسته آهسته به زانو درآورد ومجبوربه گذ شت هائی درمقابل خواست های استقلال طلبان میشد ند ،نافرمانی مدنی درعصر حاضر بنام انقلاب مخملین ، انقلاب نارنجی ، انقلاب آرام وامثال آن یاد میگرد د دریوگو سلاویا دراواخر1999 - میلا سویچ ، ودرگرجستان درسال 2004 شوارد نادزی ودرقرغزستان درسال2005 عسکر آقایوف ازطریق همینگونه انقلابات و نافرمانیهای مدنی ازریا ست جمهوری وقدرت دولتی برانداخته شدند ، درنافرمانی مدنی ، از سلاح گرم وسرد استفا ده نمیگرد د و جنگ وتخریب صورت نمیگیرد اما اجتما عات وسیع ومارش های خیابانی ، تبلیغات وسیع علیه نا رسائی وعملکرد منفی شخصی که عامل اصلی وانگیزۀ واکنش مردم به آغاز نا فرمانی مدنی شده است صورت میگیرد ،سیاست نادرست دولت ها باعث نا امنی ها ی داخلی و گاهی جهانی میگردد حملۀ امریکا به عراق بصورت غیرقانونی درمارچ سال2003 واشغال عراق ، دستگیری رهبران آن وبعدا اعدام صدام حسین رئیس جمهورعراق ، توسط مخالفان سیاسی به قدرت رسانیده شده توسط امریکا درعراق ، که بنام محو منبع خطر صورت گرفت نه تنها درمنطقه ، اروپا وامریکا امنیت مطمئین را به ارمغان نیاورد بلکه امنیت این مناطق را به مراتب بد تر ازگذ شته ساخت ، وسه هزارسربازامریکا درعراق کشته وهزاران تن دیگر زخمی ومعلول گردیدند ، درگذشته ها مسا فرین ازهرکشور جهان بیدون دغدغه به ایالات متحدۀ امریکا میتوانستند سفر نمایند اما اکنون حتی پیلوت های طیارات مسافربری کشورهای اتحادیۀ اروپا که شریک سترا تیژیک امریکا یا د میشوند مکلف شده اند ، پس ازبا لا شدن از خط رنوی شهرت مکمل مسافرین خود را دراختیار موظفین میدان هوا ئی امریکا بایست بگذارند که طیارۀ شان به آن فرود می آید ، درغیر این صورت پیلوت با طیاره ومسافرانش مجبور به بازگشت به مبدإ پروازمیشوند ، این عمل مبین احساس خطر نا امنی وبی اعتما دی امریکا به دوستان همد ست وشریک سترا تیژیک خودش است ، درگذشته درهیچ یک ازکشورهای اروپائی انفجارات رخ نمیداد اما درپنجسال اخیر درلـند ن ، دنمارک وجا های دیگر درخطوط ترانسپورتی زمینی و زیر زمینی آن انفجارات تو ام با خسارات جانی ومالی رخ داد ه است ، درامریکا نیزچندین بارآلارم وآرم بیان کنندۀ اوضاع امنیتی اعلام شده گاهی علایم نارنجی که بیانگرخطر امنیتی است به نمایش درآمده وگاهی این علایم به سرخ تبدیل شده است که علامه بحران امنیتی است ،درافغانستان نیز که افراد وابسته به امریکا ومتحد ینش درمقامات مهم وکلیدی دولتی تکیه زده اند با درپیش گرفتن سیاست نادرست قبیلوی وسنتی مروج درزمان استبدادی گذ شته ، به اصطلاح همۀ آتش را برای پختن کلچه خود کش میکنند ودرغم دیگران نیستند وهمین بد نفسی سیاسی تعداد دشمنان آنها رابه مراتب ازدوستان شا ن بیشتر کرده است که حتی این دولتمردان ناکرده کار ، درپنجسال حکومت خود نتوانسته اند درکابل پایتخت کشور امنیت را تامین نمایند ، درنتیجۀ چسپیدن به نژاد گرائی وتلاش برای سهیم ساختن طالبان به قدرت سیاسی ودعوت ازملا عمر رهبر طالبان وحکمتیار برای انجام مذاکره ، بعضی از دوستان حامیان افغانستان نیزناراض شده اند ، یافدو هوپ شیفرقوماندان عمومی نا تو بتاریخ 31 جنوری 2007 طی مصاحبه با تیلویزیون (ان ، تی ، وی ) درمورد سیاست آشتی با طالبان ومذاکره با آنان گفته است : من نمیتوانم تصورکنم که ناتو با جما عتی مذاکره کند که کودکان ومعلمان را درمکاتب به قتل میرساند ، گفتگو با این مردم که تنها هدف شان خراب کردن بازسازیها ودموکراسی ها است ممکن نیست ) درحالیکه رئیس جمهور کرزی بتاریخ 29 جنوری خواستار مذاکرات با طالبان شده گفته بود : با وجود اقدامات خشونت آمیز ی که جریان دارد باب مذاکره بروی طالبان باز است ) اوضاع امنیتی افغانستانهرروزی که میگذرد بدتر میشود ، بتاریخ 28 جنوری سال روان وحیدالله دا ما د برهان الدین ربانی رئیس جمهورقبل ازطالبان درافغانستان درخانه اش درکابل توسط افراد ناشناس به قتل رسیده وخانمش نیز زخمی شده است دوروزپیش ازان(26 جنوری)مولوی اسلم محمدی عضو حزب حرکت انقلاب اسلامی برهبری مولوی محمد نبی محمدی ، والی بامیان درزمان طالبان وفعلا عضومجلس نماینده گان درکابل به صرب گلوله به قتل رسیده بود ، وحید مژده سخنگوی قبلی طالبان درستره محکمه که فعلا با دولت حامد کرزی همکاری دارد با ارایۀ دلایل مسئولینت قتل مولوی اسلم محمدی را بدوش طالبان انداخته است ، طبق گذارشات کمیسیون آشتی وتفاهم با مخالفان دولت سه هزارنفر از افراد طالبان به دولت پیوسته که نسبت نا امنی درولایات مسکونی ایشان درشهر کابل اسکان داده شده اند که این موضوع ظن ئخیل بودن افراد طالبان درنا امنی وبم گذاریها درکابل را تقویه میکند بقول بی بی سی درگذشته نیزشماری ازاعضای پارالمان افغانستان درشهرهای مختلف این کشورهدف حمله افراد ناشناس قرارگرفته وکشته شده اند ، بی بی سی بتاریخ پانزدهم ماه جولای 2005 گفته بود بیش از10 نفر ازعلما ی طرفدار دولت درولایات مختلف افغانستان ازطرف افراد ناشناس ( طالبان ) کشته شده اند ، افزایش ترور درکابل زیگنالی است که درصورت تداوم بی تفاوتی مقامات امنیتی دربرابرامنیت هم وطنان ، کابل را به سوی یک حا لت نا گوارتراژیک سوق خواهد د اد ، ضرار احمد مقبل وزیر داخله افغانستان که درتامین امنیت مردم کابل وسایرشهرها پسیف ترا زسلف خود عمل میکند ، برای نشان دادن تحرکات به دیگران گاهی به تغیر وتبدیل قوماندانها وافسران پولیس دست میزند وگاهی اقدامات تصفیوی را انجام میدهد وگاهی افسران پولیس را جمع کرده سخنان مایوس کننده را به سمع شان میرساند ، وزیرداخله درنخستین سخنرانی خود دراجتماع مامورین وزارت داخله پس ازگز کردن ازآسمان وریسمان ازتغیر وتبدیلی های وسیع افسران پولیس سخن گفت وبعد شنیده شد که 80 نفر تغیر وتبدیل گردیده اند ،فکرمیشود عدم اسقرارافسران دروظیفه وتهد ید های دا یمی ومایوس کنندۀ پولیس ازجانب وزیر داخله ونبود یک پلان قابل عملی امنیتی درشهر ودلایل دیگر به دشمنان دولت زمینه مساعد میگرد د تا با قتل وغارت امنیت را برهم بزنند ،یاد آوری به مقامات امنیتی: اگریک کمیسیون مرکب ازنما یند ه گان با صلاحیت وزارت داخله ، ریاست امنیت ملی ، وزارت دفاع باکسب اجازه ازمقام ریاست جمهوری ایجاد گرد د ، این کمیسیون زیر نظر درستیزوال قوای مسلح ( جنرال دوستم ) که درحقیقت حیثیت معاون رئیس جمهور را دا شته به طرح واتخاذ تدابیر امنیتی مهارت دارد ویا شخص دیگریکه مثل اومتجرب وطرف قبول ریاست جمهوری باشد، دروقفه های معین دایرگردیده پلان وپروگرام امنیتی هم آهنگ تدوین گرد د ، وعرصۀ کارهریک ازاین سه ارگان نظامی ازلحاظ منطقه جغرافیائی معین شده هرگاه کدام حادثه رخ بدهد موظفین مسئول همان محل حاد ثه ازچگونگی وقوع آن با مراعات سلسلۀ مراتب به رئیس کمیسیون امنیتی گزارش ارایه نماید رئیس کمیسیون نظر به اهمیت حادثات ازمجموع راپورها وقتا فوقتا ، یک راپور توحیدی تهیه نموده شخص رئیس جمهور را درجریان بگذارد هدایات ودستورات لازم را گرفته با آنچه خود میداند هم آهنگ نموده درجلسۀ نوبتی کمیسیون امنیتی ارایه دهد وتصامیم بعدی را با استفا ده ازنظریات اعضای کمیسیون بصورت هم آهنگ اتخا ذ وبرای عملی کردن توسط افراد همکارشان اقدام نمایند ، موثر واقع خواهد شد ، درصورتیکه نتایج کار وفعالیت شان خوب وقناعت بخش بود آنرا انکشاف بدهند وحوزه های امنیتی شهر کابل را نیزرهنمائی بکنند تا آنها نیز هرکدام درساحۀ مربوط شان با استفا ده ازتجارب خاص این کمیسیون پلان تدابیر امنیتی خود را بازسازی نمایند موثر تر خواهد گردید ، واگرمقامات باصلاحیت امنیتی ازموثرترین تاکتیک ها وعملکرد های کمیسون مرکزی به قد مه های پائینی درولایات نیز اطلاع بدهند تا آنها نیز برای تامین امنیت ساحات مربوط خود آنرا بکار ببندند واگر درولایات افسران متجرب کدام اجراات موثربرای خنثی کردن پلان های تخریبی دشمن وتا مین امنیت انجام داده باشند این ابتکاروتجربۀ انان تعمیم داده شده وصلاحیت اجرائی به مسولین منطقه داده شود تا درصورت وجود شرایط همگون ازان به هرطوریکه میتوا نند استفاده نمایند با تامین مفیدواقع خواهد شد ، درصورت بدست دادن نتیجۀ مطلوب ، که حتما نتیۀ مطلوب بدست خواهد داد ، این کار وفعالیت کمیسیون امنیتی بلا وقفه ادامه یابد مفیدیت آن روز بروزبیشترخواهد شد ( ختم )( ایمیل آدرس > sasdolati@hotmail.com ) ( ویب آدرس > dolati23.blogspot.com )
|
||
|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی فاریا بی -------------------
ارزش گذاری به انسان ومتفاوت بودن خون بهای آن ----------------------- انسا ن ها ازد ید گا ه دینی و مد نی متسا وی الحقوق ودارای ارزش برابر با هم اند ، دراعلامیۀ جهانی حقوق بشرنیز با درنظر داشت این ارزش به برابری و متسا وی الحقوق بودن تمام انسا ن ها ی روی زمین باصرف نظر از رنگ ، جنسیت ، مذهب ، نژاد و زبان تا کید شده است . ایالات متحدۀ امریکا درسالهای قبل ازیازدۀ سپتامبر2001م دربدل جان هرسربازنظامی که درجریان جنگ مسلحانه با دشمنان ، کشته میشدند مبلغ دوازده هزاردالربه بازمانده گان آنها می پرداخت که بعد ازاشغال افغانستان وعراق که تلفات سربازان امریکا روبه افزایش گذاشته سبب نارضائیتی بیشتر فامیل های شهروندان امریکا گردید بخاطر تسلی خاطرفامیل ها وتشویق نیروهای نظامی ، این مبلغ به یکصد هزاردالربالا برده شد . نیروهای ایالات متحدۀ امریکا که در33 روزافغانستان را اشغال و طالبان رازقدرت ساقط کرده و به عراق درمدت دوما ه مسلط گشته صدام حسین رئیس جمهورعراق وکابینۀ اورا متواری ساخته بودند ، مقامات دارای ایدۀ کانسرواتیف امریکا فکرمینمودند که اکنون درجهان بی سرپوش به هرسوئی که رو می آورند ما نند برمۀ برقی به سرعت تا هدف پیش میروند وبه این نکته ازتیوری علمی سیاسی متوجه نشده ویا به آن ارزش قایل نبودند که میگوید( اشغال کشوروبدست گرفتن قدرت سیاسی آسان اما نگهداشتن آن مشکل است ) باگذشت زمان شاید کانسرواتیف های امریکا پی برده باشند که محتوای مقولۀ سیاسی مذکورهنوز خلاف تصورآنان کهنه نشده وتاریخ آن نگذ شته است ، تجربه نشان میدهد که درکشورهای فقیربا توزیع پول بسیج نمودن نیروهای جنگجوبرای مقا بله بانیروها ی جنگی دیگر، ولوهرقدرقوی وپرآوازه باشد خیلی آسان است مثلا ًمسلمان های فقیرکه بنام جهاد بزوردالر ودینارامریکا وعربستان سعودی ومتحدین ایشان درمقابل قوای نظامی اتحاد شوروی دردهه 1980 به عرصۀ جولان ، بسیج وسوق گردیدند ویا بزورتبلیغات ومغزشوئی کانسرواتیف های مذهبی پاکستان درحمایت ازطالبان وسایرشرکای تروریست آنها بعداز2002 علیه قوای نظامی امریکا وناتو ومتحدین ایشان به حمایت مالی بنیادگراهای اسلامی پاکستان ، شرق میانه وجنوب شرق آسیا بسیج ودرجولانگاه نظامی به تناوب حضوریافتند نمونه های زنده است که هرانسان دارای شم سیاسی آنرا درک مینماید اما درکشورهای ثروتمند که هیچکس خودرا محتاج به تامین ضروریات زنده گی نمی بیند (ازهمه چیز پوره است ) بسیج نیروهای جنگی دربدل پول با مشکلات عدیده یی همراه میباشد ، درکشورهای ثروتمند محرک احساسات جوانان برای جنگ تنها وابسته به میزان داشتن روحیۀ وطن پرستی ومردم دوسنی آنها است که اگراین روحیه ، دراثر دروغهای پیهم مقامات بلندپایه کشور شان که درمورد دشمنان شان وگاهی علیه دشمنان تصنعی وخود ساختۀ شان درجریان سخنرانی های تبلیغاتی ارایه مینمایند مخدوش گرد د پول ارزش بسیج کنندۀ جوانان برای جنگ را ازدست میدهد ومقامات رابرای جبران کمبود سربازان درجبهۀ جنگ راکه ازخط محاربه خارج میشوند ( کشته میشوند ، زخمی میگردند ، اسیرمیشوند ویا باپوره کردن دوره خدمت آمادۀ بازگشت به خانه های شان میگردند ) به مشکلات وگاهی به بن بست ها مواجه میسازد چنانچه امریکا ، بریتانیا وناتودرحال مواجه گشتن به این پرابلم هستند . آسمان بلند زمین سخت : بتاریخ چهارم نوامبرامسال مشاورقبلی وزارت دفاع امریکا " ریچارد پرل " که ازجملۀ کانسر واتیف های پیشگام ومدافع حمله به عراق واشغال آن بود نسبت پدید آمدن مظاهرناکامی سیاست تجاوز واشغال کشورها گفته است سیاست واشنگتن درعراق به یک فاجعه تبدیل شده است) اما موقعیت امریکا درافغانستان نیزبهترازعراق نیست ! ریچادپرل که درمورد حمایت وتاکیداتش به اشغال عراق درمعرض انتقادات فزایندۀ هموطنانش قرارگرفته است میگوید( اگرپیشبینی نموده میتوانستم که پس از اشغال عراق مشکلاتی که امروزبه آن مواجه هستیم بروزمیکند ازاشغال عراق وبرکناری صدام حسین رئیس جمهورآن دفاع نمیکردم مسؤلیت اموربرعهدۀ رئیس جمهور بوش است !مشاوردونالد رامسفیلد وزیردفاع امریکا " کنت آدلمان " گفته است گروه امنیت ملی جورجw بوش نالایق ترین گروه طی نیم قرن اخیر است ، درویب سایت بی بی سی بتاریخ 4 نوامبرآمده است :چهار روزنامه نظامی امریکا( آرمی تایمز، ایرفورس تایمز، نیوی تایمز، مارین کورپس تایمز)خواهان استعفای دونالد رامسفیلد وزیر دفاع امریکا شده وکفته اند رامسفیلد اعتباررهبری وزارت دفاع امریکارا از دست داده است ( رامسفیلد پس ازناکامی جمهوری خواهان درانتخابات میا ن دوره یی هفتم نوامبرامریکا استعفا داد )، همچنان البرتو فرناندزرئیس دفترسیاست گذاری درامورشرق نزدیک وزارت خارجه امریکا گفته است :واشنگتن درعراق باتکبروحماقت عمل کرده است او با شبکه تلویزیونی عربی زبان الجزیره ضمن مصاحبه گفته است درنتیجۀ حملات وحشتبارومتداوم شورشیان وتروریستان به نیروهای امریکائی ، عراق رابه دوزخ تبدیل نموده است . بی بی سی درآن لین خود نوشته است : براساس نتایج بدست آمده ازیک نظرسنجی جدید دوسوم (66 % )شهروندان امریکائی معتقد اندکه کشورشان درحال شکست خوردن درجنگ عراق است ، بتاریخ 29اکتوبر2006 رسانه ها اطلاع داد که هفده نفرازافرادی که بعدازآموزش های لازم به صف پولیس عراق پیوسته بودند توسط شورشیان وتروریستان دربصره که زیرنظارت امنیتی سربازان بریتانیائی قرار دارد به قتل رسیده اند واین امرشکستی برای بریتانیائی هاتلقی میشود هفته قبل نیزطی دوحمله درشهر بعقوبه 41 نفرازپولیسهای جدید الشمول توسط افراد مسلح ناشناس کشته شده بودند بقول بی بی سی صبح یکشنبه 29 اکتوبرامسال درنتیجه حملات مشترک نیروهای امریکائی وعراقی 17 نفر ازافراد مسلح مظنون کشته شدند ، رئیس جمهور بوش در25اکتوبرگفت نگرانی های جدی وجود دارد آمارتلفات نظامیان امریکا درماه جاری (اکتوبر2006 )به 90 نفر رسیده و300نفرازنیروهای عراقی نیزکشته شده اند جورج بوش گفت :لازم است امریکا تاکتیک های نظامی خودرا تغیربدهد تادشمنان عراق را شکست بدهد اوگفت دولت امریکا هرپیشنهادی راکه بتواند به اهداف آن درعراق کمک بکند درنظرخواهد گرفت .... گفته های این شخصیت ها ونشرات امریکائی علایم وزیگنال هائی ازمشکلات وبن بست ها درمورد نارسا ئی ها درامورنظامی درعراق وافغانستان است که برحسب مرام پیش نرفته است تقابلها ، تبادل الفاظ ناخوش آیند وانتقاد های وارد ونا وارد را علیه همدیگر، ارایه نمودن های مقامات امریکائی دراین برهۀ زمانی موافق به ضرب المثل وطنی است که درحین مواجه شدن به بن بست گفته میشود :( آسمان بلند و زمین سخت است ) انگیزه افزایش مخالفان بوش وهمفکرانش : قبل ازحمله به عراق درپنج قارۀ دنیا بیشتر از35میلیون نفرافراد ضدجنگ به جاده ها ریخته حملۀ بیدون مجوزامریکا ومتحد ینش را به عراق محکوم نموده بودند ودر2800شهربزرگ جهان ازطرف رهبران مسیحیان ومسلمانان فتوای ضدجنگ صادرشده بود همچنان دوازده عضودایمی وغیردایمی شورای امنیت و150 عضو سازمان ملل متحد حملۀ نظامی بالای عراق را غیرقانونی اعلام کرده بودند وازشخصیت های مهم وبرجسته سیاسی سه نفر درامریکا ، چهارنفر دربریتانیا ، یکنفر درآسترلیا ازپست های خود درکابینه وپارا لمان دراعتراض علیه حملۀ نظامی بالای عراق استعفا داده بودند ، در29 فبروری 2003 بیست ودوکشورعربی درشهربندری شرم الشیخ مصرجلسۀ اضطراری تشکیل داده هرگونه حملات نظامی بیدون مجوز شورای امنیت به عراق راقابل تقبیح دانسته ومخا لفت خودرا به آن اعلام کرده بودند جیمی کارتررئیس جمهوراسبق امریکا، بعضی ازاستادان دانشگاهای بین الدول دربریتانیا وایالات متحده امریکا نیزحمله به عراق را غیرقانونی وتوجیه ناپذیرخوانده بودند ، روسیه ، چین وفرانسه که دارای حق ویتو درشورای امنیت هستند بشمول آلمان فدرال آنراغیر قانونی خوانده بودند ، درهجدهم مارچ یعنی یک شب وروزپیش ازحمله به عراق دوکتورهانس بلکس رئیس بازرسان تسلیحاتی ملل متحد با هشتاد نفرپرسونل خود به دستور مقامات مربوط بغداد را ترک کرده گزارش هشتاد صفحه یی خودرا به شورای امنیت ملل متحد ارایه نمود وبه رسانه ها گفت ازاینکه فعالیت های بازرسی تسلیحاتی درعراق به خوبی پیش میرفت توقف داده شد متاسفم پس ازآغازحمله به عراق اظهار داشت استفاده ازنیروی نظامی علیه عراق فاجعه برای کسانی است که تلاش کرده اند بحران عراق را ازراه مسالمت آمیز حل نمایند ، در18مارچ تونی بلیر به مجلس عوام برای گفت وشنود آمد که 217 نفراعضای مجلس درمورد حمله به عراق راء منفی داده بودند که 129 نفرآن اعضای حزب حاکم ( کارگر) بود که تونی بلیر نیز عضو آن است ، بی بی سی اعلام کرد طبق بررسی ها معلوم شده است که 52 % مردم بریتانیا مخالف حمله نظامی به عراق هستند ، وقتی نظامیان امریکا با صدورفرمان جورج دبلیوبوش رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا ساعت پنج ونیم صبح به وقت عراق که تاریخ 20 مارچ سال 2003 بود به عراق حمله ودرظرف دوماه آنرا اشغال نمودند بیشترازنصف نفوس جهان که هواداران مسلمانان ومسیحیان وشخصیت های برجسته سیاسی وسازمان های هوما نیست وضدجنگ بودند درخط مخالف سیاست بوش قرار گرفته آنرا تجاوزکارانه واشغالگرانه خواندند که عدم توجه مقامات امریکا به افکارعمومی وعملکرد های ناهنجاربعدی نظامیان امریکا درعراق وافغانستان بخصوص تجاورجنسی وشکنجه درزندان ابوغرایب درعراق وبیست زندان تحت نظارت نظامیان امریکا درافغانستان پله ترازوی طرفداران رئیس جمهوربوش ویاران کانسرواتیف اورا به هوابرد ه به حالت فعلی (نزدیک به زمین گیر شدن ) رسانیده است که نسبت گمراهی وعدم تشخیص راه بیرون رفت ازوضع موجود بهمدیگر کلاویزاند وهرکدام میخواهد بامسؤول قلمداد کردن دیگری ، اززیرباران انتقاد ها بگریزند . افغانستان زمین داغ درزیرپای نظامیان خارجی : افغانستان معضله دیگری به نیروهای نظامی (امریکا ، بریتانیا و نـا تـو) است که ازمدتی است هرروزبیشترازروزدیگرزمین افغانستان را در زیرپای خود داغ تراحساس میکنند ، تاکتیک هائی را به کار میگیرند ودلیل تراشی هائی مینمایند تا به اصطلاح گیربدل کنند وازموقعیت داغ قبلی به جائی قرار بگیرند که داغ نباشد ویاکمترداغ باشد رئیس جمهورکرزی بایست به آنها هوشدار بدهد :( بهرکجا که روی آسمان همین رنگ است )درآغازحمله به افغانستان ( درشب هفتم اکتوبر2001 ) وحتی قبل ازان وبعد ازان گروه طالبان والقاعده بعنوان تروریست های بین المللی تبلیغ میگردید ، چندی بعد وزارت خارجه امریکا نام گلب الدین حکمتیار رهبرحزب اسلامی را نیزدرلیست سیاه خود شامل ساخته اورا درجملۀ تروریست های بین المللی اعلام نمود طبق موازین بین المللی هرگروه یازمان سیا سی که درلیست تروریست های بین المللی درج میگرد د تمام حسابهای بانکی آنها بسته (بلاک ) میگرد د وآنها زیر تعقیب پولیس بین المللی ( اینترپول) قرار میگیرد تا درصورت امکان وافشا شدن جاومحل اختفا ی آنها دستگیروبه پنجۀ قانون سپرده شوند . درماه اکتوبر2001 میلادی پس ازحمله نظامی به افغانستان ، دونالد رامسفیلد وزیدفاع امریکا بخبرنگاران گفته بود برای دستگیری اوسامه بن لادن رهبرسازمان تروریستی القاعده بیست میلیون دالر جایزه تعین گردیده است با آنکه افغانستان یک کشور کوهستانی ودارای حدود وسیع جغرافیائی است پیداکردن بن لادن مانند پالیدن سوزنی درخرمن کاه خواهد بود اما بیست ملیون دالر کارخودرا خواهدکرد ، ازان زمان تا کنون پنجسال کامل سپری گردیده ولی اثری ازبن لادن وشرکای اودستگیر نگردید ، تعدادی ازرهبران طالبان مثل ملاضعیف سفیر طالبان دراسلام آباد ، عبد اسلام راکتی قوماندان قول اردوی طالبان درجلال آباد ، وکیل احمد متوکل مشاورملاعمرو وزیرخارجه طالبان ، نعیم کوچی قوماندان جنگی طالبان وامثال آن که بنام تروریست دستگیروبه زندانها انداخته شده وحتی بعضی ازانها به گوانتا نامو برده شد ولی پس ازمد تی اززندانها آزاد گردیدند هنوز افشا نگشته است که پشت پرده چه چیز ها نهفته وچه معاملاتی صورت گرفته است ، ازاین سبب نزد مردم افغانستان دونکته مهم قبل زمزمه وجود دارد : اول اینکه بن لادن وشرکای جرمی او شاید پیداشده زیر بازداشت قراردارد ویاکشته شده است زیراکه درآغازحمله به افغانستان ازطریق رسانه ها تبلیغا ت صورت گرفته بود قمرمصنوعی استخباراتی مخصوص برای زیرفوکس قرار دادن طالبان وبن لادن ازطرف امریکا به فضا پرتاب گردیده که حتی حجمی متحرک را به اندازه یک قوطی گوگرد عکاسی وبه مرکزکنترول اقمار وسفینه ها مخابره مینماید که دراختیار(سیا -- cia ) قرار میگیرد ، ازمدت هاست که نسبت پیدا نشدن بن لادن ، ملاعمروگلب الدین حکمتیار، سه بنیاد گرا وسه شخص متهم به تروریست بین المللی ، مردم درمورد زیرتعقیب بودن ایشان مشکوک اند ومیگویند آنها دست پرورده سیا وغلامان حلقه بگوش قبلی امریکا است که ازمدتی است ناراض شده به سبوتاژعلیه امریکا کمربسته اند تا با قربانی کردن اولاد مردم درجنوب افغانستان درایزای آنها امتیازبگیرند وامریکارا وادارنمایند که قلادۀ غلامی را دوباره به گردن شان بیا ندازد وبرای رسیدن به اهداف خویش ازآنها به هرنحوی که بخواهد استفاده نماید . دوم اینکه مردم میگویند : امریکا گروه طالبان بخصوص رهبران آنرا تروریست وحامیان تروریست قلمداد نموده به افغانستان حمله وآنرا اشغال نمودند وطالبان را ازقدرت ساقط کردند باحملات هوائی وقتل وکشتارصدها نفرمرد ما ن بادیه نشین وروستائیغیر نظامی وتخریب خانه وکاشانه آنها با براه انداختن غوغای سیاسی وتبلیغات مسموم کننده توسط عمال افغانی خود که درحقیقت سروگردن آنها باطالبان ازیخن یک پیراهن بیرون شده میباشد زمینه ها وامکانات بازآوردن مجد د طلبان را به ارگانهای دولتی وشریک ساختن آنها را به قدرت مهیا ساختند وهنوزرئیس جمهورویاران طالب دوست او تلاش دارند که تمام طالبان بشمول ملاعمر وسایرین به قدرت دولتی شریک ساخته شوند وحتی دولت حاضر شده است چند ولایت جنوب وشرق افغانستان را به قسم خود مختاربه اختیارگروه طالبان بگذارد که اگراین عمل اجراشود یک خیانت تاریخی خواهد بود که سیه روئی آن بنام مسؤلین وصاحبان صلاحیت های درجه اول اجرا کننده آن ثبت تاریخ خواهد گشت زیرا که گروه طالبان اگر آدم های خوب بودند وتروریست نبودند چرابالای آنها حمله شده تا کنون هزاران نفر درجریان جنگ کشته شدند واگرآنها آدم های بد وتروریست بودند ویا هستند چگونه میشود باتروریست ها سازش نمود ؟ پس ازتسلیم دادن ولسوالی موسی قلعه به طالبان وخروج نیروهای بریتا نیا ئی مدغم با ناتو ازآن ، رئیس جمهورکرزی که فکر کرده بود برای جذب تمام طالبان اکنون زمینه مساعد گردیده است به ملاعمررهبرطالبان وگلب الدین حکمتیاررهبر حزب اسلامی که هردوازطرف وزارت خارجه امریکا وسازمان حقوق بشرملل متحد متهم به تروریزم بین المللی اند دریک کنفرانس خبری پیشنهاد نمود که حاضراست بخاطر تامین صلح وثبات درکشوربا آنها مذاکره نماید ، طبق گزارش رسانه ها ازجمله (رویتر) ملاعمرگفته است حامد کرزی را دریک محکمه اسلامی به جرم قتل عام مردم افغانستان محاکمه خواهد کرد ، طیب آغا سخنگوی طالبان به رویترگفته است هیچگونه مذاکره با دولت کرزی که دست نشانده نیروهای اشغالگر خارجی است انجام نخواهیم داد ، کرزی وهمکارانش اول خود را ازبنده گی کفارخلاص کنند ... گلب الدین حکمتیارنیزگفت :حامدکرزی باید جدول زمان بندی شده خروج تمام نیروهای خارجی ازافغانستان را ارایه نماید... یک منبع دفترنماینده گی ملل متحد درکابل گفت رئیس جمهور کرزی باید متوجه باشد که ملاعمروگلب الدین حکمتیاردرلیست سیاه ملل متحد بعنوان توریست های بین المللی ثبت است ، این گفته دفترنماینده گی ملل متحد درکابل هوشداری به رئیس جمهورافغانستان است یعنی تازمانیکه ملاعمر وحکمتیارازاتهام تروریستی بری الذ مه نشوند هیچکس حق مذاکره به آنهارا ندارد ، بتاریخ پنج نوامبرسال روان صبغت الله مجددی رئیس مجلس سنا درارتباط به موقعیت حکمتیار گفت : عفو حکمتیارازصلاحیت های شورای ملی است ، درحالیکه نام ملاعمر وگلب الدین حکمتیاردرلیست سیاه تروریست های بین المللی درردیف بن لادن ، الظوا هری ودیگران درمجامع بین المللی درج است بناءً ازلحاظ حقوقی لازم است بامحاکمه ویا بیدون محاکمه آنها درقدم نخست ازطرف امریکا وملل متحد با ارایه دلایل برائت ملاعمر وحکمتیار، نام آنهارا ازلیست تروریستی خود حذب نمایند ودرقدم بعدی ایالات متحده امریکا که افغانستان را تحت الحمایه خود قرارداده است به رئیس جمهور کرزی که حافظ منافع آن است درمورد مذاکره وجذب مجدد آنها به ارگانهای دولتی ، صلاحیت بدهد وبرای جلوگیری ازپیامد های نا گوار احتمالی آن نظارت داشته باشد درغیر آن هراقدام رئیس جمهور کرزی دراین خصوص مانند پرش بلبل خوش الحان دربین قفس خواهد بود وعبس خواهد بود وپرش او ازیکطرف اگرنشان علاقه به آزادی است وازطرف دیگرمبین عدم درکش درحصار قفس بودن ونداشتن آزادی عمل است . تبلیغات دروغ : تبلیغات دروغین امریکا درمورد ایجاد وتوسعه دموکراسی ، تامین امنیت واجرای بازسازی وعمران درعراق وافغانستان ، عملی ساختن تساوی حقوق بین اقوام ساکن د ربین زنان ومردان وامثال آن هرکدام ، همانقدر که درآغازمردم را به یک زنده گی خوب امیدوار ساخته بود ، نسبت عدم اجرای این مشی تبلیغا تی وعده داده شده همه را مایوس ساخت وسبب روی گردانی مردم ازلاف زنان ودروغگویان فریبکار شده فاصله بین دولت ومردم را درعراق وافغانستان بیشتر گردانید مثلا ترویستان وشورشیان درجنوب افغانستان احتمالا برهبری عده یی ازافسران با تجربه استخبارات پاکستان با استفاده ازین وضع در استخدام وقوی نمودن جبهه خود علیه نیروهای دولت وحامیان خارجی آن کارهای پرثمری انجام دادند که نتیجه اش منجربه عقب نشینی قوای نظامی ناتو ازبعضی مناطق درجنوب افغانستان وامتیازدادن به طالبان وتروریستان گردید وزمزمه عقب نشینی بیشترومیدان دادن به دشمنان مردم افغانستان اگرعده محدود وابسته به طالبان وتروریستان را مسرور ومغرورمینماید اکثریت قاطع افراد ساکن درافغانستان را مغموم وسرخورده نموده است که دوام این وضعیت باعث برافروختگی و واکنش عمومی خواهد شد که ضربه آن به دولت وطالب دوستان بیشترازمفاد کنارآمدن وجذب طالبان تروریست درارگا نهای دولتی خواهدبود ، پالیسی عقب نشینی دربرابرشورشیان ضدامریکائی ومتحدین آن درعراق نیز گام به گام عملی گردیده وتاکنون ازتعدادی ازمناطق عراق نیروهای خارجی گوچ کرده به اصطلاح خودشان تامین امنیت منطقه را به مردمان محلات واگذارشده اند ، بنام جنگ باتروریزم اشغال افغانستان وعراق وبعدا سازش با تروریستان وامتیاز دادن به آنها بجزمفهوم شکست سیاسی نظامی اشغالگران این دوکشورتعبیر دیگری ندارد ، رئیس جمهورکرزی که ازهمان آغازکارش درفکرشریک ساختن طالبان به قدرت دولتی بود اکنون بالای خواسته های ملاعمر وحکمتیاربا 37 مشاورداخلی وچندین مشا ورخارجی اش ممکن است درحال تهیه پاسخ به آنهاباشد که ملاعمردرنتیجه اصراردولت افغانستان برای بازگشت به میزمذاکره گفته است : شرط ما این است که ( ادارۀ 9 وزارت خانه و6 ولایت ویا شش وزارت خانه و9 ولایت به طالبا ن واگذارگرد د ، حکمتیارگفته است تمام نیروهای خارجی ازافغانستان خارج شود بعدا امکان مذاکره بوجود می آید ) قابل یاد دهانی است که درویبلاک (افغان نیوز) درماه فبروری سال 2005 میلادی نوشته شده بود :بعضی ازحساب های بانکی ملاعمر رهبر طالبان تثبیت گردیده وبه کشور انتقال داده میشود ، علیشا پکتیاوال که دران وقت رئیس پولیس اینترپول افغانستان بود گفته بود اسنادی بدسترس ما قرارگرفته که نشان میدهد گروه طالبان دراواخرحکومت شان میلیون هادالر سرمایه ملی رابه خارج کشورانتقال داده اند ، ملاعمررهبرطالبان عنوان وزیرمالیه ورئیس افغانستان بانک مکتوب صادرنموده وهدایت داده بود : دارائی افغانستان بانک را به حساب افراد قابل اعتماداین گروه (طالبان )درکشورهای خارج انتقال بدهند ویکی ازین افراد ، حاجی عبدالباری میباشد که پول گزافی به حساب بانکی اودر دوبی انتقال یافته است علاوتا تاکنون پانزده حساب بانکی دردوبی ، پاکستان ومالیزیا وبعضی شرکت های خصوصی افغانستان تثبیت گردیده ودونفر ازاعضای خانواده عبدالباری درپاکستان تحت نظارت گرفته شده اند ، کارجریان دارد تا حسابات بانکی آنها بلاک شود . مذاکره وامتیازدهی باچنین خاینین ملی مجازباشد مژده به متهمان نقض حقوق بشر درافغانستان نیزخواهد بود که تاکنون درباره آنها منادیان با موضع گیری سیاسی تبلیغات نموده جوال جوال اتهامات وافتراات را برای محکوم کردن رقبای سیاسی شان جمع آوری نموده اند .افشای دروغ بزرگان سبب قهرآگینی خوردان : اشغال افغانستان وعراق توسشط امریکا وعدم توانائی درتامین امنیت وثبات دراین دوکشوروبالارفتن میزان کشته ها وزخمیها ی نظامیان امریکا ناشی ازجنگ درعراق وافغانستان وافشای دروغ ها وتبلیغات دروغین دولت امریکا ودولت های همصدا با آن نه تنها مردمان عراق وافغانستان بلکه ملت امریکارا نیزمتاثر ساخت وبه روحیه رزمی جوانان لطمه زد وآنهارا ازدولت وجنگ طلبی بیزارگردانید ه اشتیاق جنگ وپیوستن به صفوف نظامی را درجوانان کاهش داد ، گفته میشود ازمدتی است درامریکا تبلیغات براه انداخته شده تلاش صورت میگیرد برای بلندبردن روحیه رزمی جوانان درحال تحصیلات را بالاببرند تابرای قرار گرفتن در ردیف سربازان ، داوطلبانه ثبت نام بکنند ، با آنکه امتیا زات ثبت نام برای هریک ازجوانان چهل هزاردالربنام جایزه اعلام گردیده ویکصد وپنجاه هزاردالربرای داوطلبان پیوستن به صفوف سربازان و رفتن به جنگ درعراق وافغانستان مقرر گردیده وگفته شده که مبلغ پنج هزاردالربعنوان بخشش درلحظه ثبت نام ، خارج از معاش ماهوارپرداخته میشود با آنهم نتایج بدست آمده برحسب مرام نبوده است ، رسانه های غربی که بعضی اوقات برای بالا بردن مورال رزمی وتقویه روحیه وطن پرستی جوانان احصا ئیه وارقامی را باقدردانی ازسربازانی که درعراق وافغانستان درجنگ باشورشیان قهرمانی هائی ازخود نشان داده سرانجام جان باخته ویا زخمی شده اند انتشار داده اند که اینگونه نشرات نیزدرنزد بسیاری ازمردم با واکنش منفی توام بوده است .وزارت دفاع امریکا اعلام نموده که مجموع مجروحان نظامی درافغانستان وعراق به 160 هزارنفر وتعداد کشته هابه سه هزارنفر رسیده است وتنها شانزده هزار نفرازجمله آنها نسبت جراحات وخیم ازصف محاربه خارج گردیده امکان بازگشت دوباره را به صفوف رزمنده گان نیروهای نظامی ازدست داده اند وبیشتر ازسه هزار نفر این مجروحان مواجه به جراحات سر، اختلالات مغزی وشبکه نخاعی میباشند وحدود یکهزار نفر طوری مجروح شده اند که درجریان تداوی وعملیات جراحی ، متخصصین طبی مجبورشده اند برای حفظ جان سربازان ونجات آنها ازمرگ ، عضو ویا اعضای بدن آنهارا قطع نمایند ، طبق ارقام ارایه شده ( 3360 نفر) ازسربازان مجروح قوه بینائی وشنوائی خودرا ازدست داده اند .انتشارچنین ارقام درویبلاک ها ، ویب سایت های اینترنیتی ورسانه ی سمعی وبصری که درحقیقت برای تجلیل ازازفداکاری های سربازان وقهرمانی های آنها درمبارزه وطن پرستانه علیه جنگجویان تروریست درافغانستان وعراق منتشرگردیده است تا آتش حس رزم جوئی وخصوومت جوانان را برضد جنگجویانی که ازطرف دولت شان تروریست ها معرفی کشته مشتعل نماید با تاسف که چندان مؤثرواقع نشده برعکس بر روحیه آنها تاثیرات منفی گذاشته است ،برای جلب بیشتر جوانان به صفوف قوای مسلح ، پنتاگون اعلام نموده است : هرسربازامریکائی که درجنگ با دشمنان امریکا کشته میشود مبلغ یک میلیون دالر درایزای فداکاری آن درجنگ به بازمانده گانش پرداخته میشود . غرامت گیری امریکا وفرانسه از لیبیا : معمرالقذافی رهبر لیبیا بتاریخ 30 آگست 2003 در روز جشن استقلال لیبیا که سی وچهارمین سالگرد به قدرت رسیدنش بوددرجریان سخنرانی اظهار داشت : ای ملت بیدار لیبیا ! اکنون کشورما وشما ملت باشها مت درمرحله حساس تاریخی قرار دارد وآن اینکه من برای رفع تحریمات اقتصادی امریکا ومتحدانش بمنظور احیای مجد د روابط حسنه باکشورهای جهان وگسترش این روابط به نفع ملت وکشور، مبلغ سه میلیارد دالربرای بازمانده گان 270 نفر سرنشینان طیاره پان امریکن که درمنطقه لاکروی درآیرلند سقوط کرده جان باخته بودند بعنوان کمک مساعدت کردم این بمعنی آن است که لیبیا باپرداخت این مبلغ ، خودرا ازحصارتحریمات اقتصادی امریکا ومتحدین آن نجات میدهد ، لیبیا یک کشورغنی ودارای منابع سرشارنفت است پول وثروت فراوان دارد ، اگراز این ثروت نتواند به نفع ملت استفاده نماید به چه درد میخوردطیاره پان امریکن که درفضای لاکروی منفجرشده بود ، امریکا پیوسته ادعاداشت که تروریست های لیبیائی باعث انفجار این طیاره وسبب قتل سرنشینان آن شده است اما لیبیا همیشه این ادعا های امریکارا تکذیب مینمود ، پس از11سپتامب سال 2001 میلادی هجوم تبلیاتی امریکا ورسانه های همسو به ان درپهلوی سایرکشورها ومقا مات آن که امریکا آنهارا مخالف خود ویادرعرصه بین امللی رقیب خود میدانست لیبیا رانیز هدف قرار داد ، لیبیا که مانند گذشته درعرصه بین المللی ازحمایت شوروی وسایر کشورهای قوی جهان برخوردارنبود برای نجات ازتیروتیغ زهرآلود این تبلیغات برای بجا کردن خواسته های مقامات امریکا کمر بست وطبق خواست آنها آمادۀ پرداخت یکصد میلیون دالربه بازمانده گان فی نفر کشته شده شرنشینان طیاره پان امریکن گردید ، دربدل 270 نفرمقتول ناشی ازانفجارطیاره پان امریکن مبلغ دومیلیارد وهفت صد میلیون دالربنام خون بها به بازمانده های کشته شده ها پرداخت وسه صد میلیون دالراضافی نیزبه امریکا داد وشاید رهبر لیبیا شاید این سه صد میلیون دالر را دربدل قیمت طیاره منفجر شده وسایر اجناس واشیای ضایع گردیده موجود دران درنظر گرفته ، وخواسته بود جائی برای بهانه گیری های دیگربا امریکا برای ادامه تحریمات اقتصادی باقی نگذارد واین سه میلیارد دالر به اصطلاح قفل دهان مقامات امریکائی ( حق السکوت دربرابرلیبیا ) وکلید حل مشکلات عدیده یی که زیر نام تحریمات اقتصادی پیش پای مقامات لیبیا قرار داشت تلقی میگردید ، رئیس جمهوربوش بعدا اعلام نمود که تحریمات اقتصادی علیه لیبیا نسبت برآورده شدن خواست های ما ، رفع شده است وتونی بلیرصدراعظم بریتانیا شریک ستراتیژیکی جورج w بوش به لیبیا سفر نمود وروابط دوستانه بین لیبیا وغرب آغازگردید ، وقتی خبر پرداخت غرامت وخون بها به بازمانده گان 270 نفرکشته شده امریکا ئی (فی نفریکصد میلیون دالر) منتشرگردید مقامات فرانسه نیز که لیبیا را به سقوط دادن طیاره( ult ) خود درسال 1979 واتلاف 170 نفرسرنشینان ان متهم ومقصر قلمداد کرده وخواهان غرامات بود با آنکه مبلغ 23میلیون دالربعنوان خون بها ازطرف لیبیا قبلا به فرانسه پرداخته شده بود که به (فی نفربیشترازیکصد وسی وپنج هزار دالر) میرسید ، اما مقامات فرانسه برای فی نفریک میلیون دالر تقاضا داشتند ( یک میلیون دالرمساوی به قانون ارزش گذاری به مردان درامریکا بود) معمرالـقـذ افی که دیگ سخاوتش به جوش آمده بود ومیخواست به موضعگیری هایش درقبال غربی ها ( امریکا ومتحدانش ) تجدید نظرنموده هیچ ایرادی راکه ازطرف آنان زمزمه میگرد ید بی پاسخ و ناحل نگذارد ، در8 جنوری2004 م اعلام نمود که درمورد سقوط طیاره وکشته شدن170 نفر سرنشینان آن مبلغ یکصد وهفتاد میلیون دالرغرامات وخون بها می پردازد ، پس ازاعلام این خبر رهبران لبنان وحزب الله نیزخواهان خون بهای موسی صدررئی سشورای عالی اهل تشیع لبنان گردیدند که درسال 1978 درنتیجه سقوط طیاره ناپدید شده بود اما این خواست همچنان بی جواب ماند . معمرالـقـذافی درسال 1969 زمانیکه امریکا درباتلاق جنگ ویتنام فرورفته برای خروج ازان دست وپا میزد به همکاری مصروالجزایر وحمایت اتحاد شوروی طی یک کودتا درلیبیا به قدرت رسیده بنام (دگرمن قذافی ) شهرت یافته بود که بعضی ها اورا کلونل قذافی نیزمیگفتند که همان دگرمن قذافی معنی داشت دران زمان جمال ناصر درمصر، هواری بومید ین درالجزایر، دگرمن قذافی درلیبیا نسبت موضعگیری های ضد امپریالیستی خود ازشهرت خوبی نزد طرفداران اتحاد شوروی برخورداربود انصراف لیبیا ازساخت وسازنیروگاه هسته یی : رهبر لیبیا که با استفاده ازمعاونت های مالی وفنی وتخنیکی مخفیانه بعضی ازکشورها دردرصدد احداث نیروگاه هسته یی برآمده آرزوداشت باساخت وسازاین نیروگاه وتولید جنگ افزارهای اتمی درافریقا وشرق میانه به یک قدرت ذروی تبدیل گردیده برای جلب اعتماد متحدین سیاسی اش اسرائیل را زیرتهدید قراربدهد وتا حدی دراین امر موفق نیزشده وکاراحداث این نیروگاه پیش رفته بود بتاریخ 19دسامبر2003م اعلام نمود لیبیا که نمیخواهد بعد ازاین باکشورها مسابقات تسلیحاتی ودشمنی داشته باشد با خوشبینی کامل به آینده ازادامه کارتاسیسات هسته یی وساخت وسازآن دست بردارمیشود . جورج w بوش رئیس جمهورایالات متحدۀ امریکا با استقبال ازاین تصمیم معمرالقذافی باخوشحالی اظهارداشت که اکنون تحریم ها ی اقتصادی علیه لیبیا کاملا رفع خواهدشد ولیبیا میتواند ازانزوای سیاسی خارج گردیده راه همکاری باکشورهای آزاد جهان را درپیش بگیرد اکنون نوبت ایران وکوریای شمالی است که ازلیبیا پیروی نمایند ، اما مقامات مصر وکشورهای عربی شرق میانه اعلام نمودند که اکنون نوبت اسرائیل است با پیروی ازلیبیا از زراد خانه ها وجنگ افزارهای اتمی خود دست بردار شود وشرق میا نه عاری ازتسلیحات هسته یی بوجو د بیاید ...غرامات وخون بها پردازی درافغانستان : ازآغازجنگ امریکا درافغانستان (7 اکتوبر2001 تا ماه نوامبر2006) پنج سال میگذرد که دراین مدت بگفتۀ مخالفان امریکا ورژیم فعلی افغا نستان ممکن است درتتیجه حملات باتوپ وتانگ وبمبارد مان طیارات نظامی بشمول (B52 )امریکا که قویترین طیاره بمبارد بشمارمیرود ، ده هزارنفرافراد عادی وغیرنظامی درافغانستان بخصوص درجنوب کشورکشته شده باشد ، اگراین این گفته مخالفان مبالغه پنداشته شده ارقام کشته شده های ملکی وغیر نظامی ناشی ازحملات کورکورانه باتوپ وراکت وهدف گیری های غیردقیق وبمباردهای بی رویه برای ایجاد رعب و وحشت درمحیط ومردم بصورت تخمین حد اقل آن درنظرگرفته شده نصف ارقام ارایه شده ازطرف مخالفین قرین به یقین درنظرگرفته شود به تعداد پنجهزارنفرملکی وغیرنظامیان بیدون هیچ قصور وبیدون ارتکاب هیچ جرمی درنتیجۀ برخورد های غیرانسانی خارج ازچهارچوب پرنسیپ های هومانیزم وحقوق بشری باحملات توپخانه وبمبارد ها به خاک وخون کشانیده شده اند طبق قانون ملی امریکا که ارزش هرمرد دارای تابعیت امریکا یک میلیون دالر تعین گردیده وقاتلین هریک ازشهروندان امریکا مبلغ یک میلیون دالربعنوان غرامت وخون بها به بازمانده گان مقتول بایست بپردازند ، لیبیا که متهم به انفجارطیاره پان امریکن وقتل 270نفر سرنشینان آن بود برای فی نفریکصد میلیون دالروجمعا دومیلیارد وهفت صد میلیون دالرپرداخت و300میلیون دالرنیزقیمت طیاره وغیره نیز به امریکا داد وبرای قرانسه نیزدربدل قتل یکصد وهفتاد نفرناشی ازسقوت طیاره ( ult ) 170میلیون دالریعنی به خون بهای فی نفریک میلیون دالرپرداخت .طفره روی امریکا درغرامت پردازی : مقامات ایالات متحده امریکا درغرامت ستانی وخون بهاگیری وتحت فشار گذاشتن رهبران کشورها همیشه همت گماشته اند اما درمورد تادیات غرامات وخون بها به دیگران باوجود مسؤل بودن یاهمت ازخود نشان نداده ویا بادلایل نا موجه طفره رفته اند مثلا بتاریخ 12/ 5 / 2005 پولیس فدرال امریکا گذارش داد : درسال 1976 که یک طیاره مسافر بری کیوبا درنزدیکی ساحل بایری دوس درهوا منفجرگردیده هفتاد وسه نفر سرنشینان آن کشته شدند که اعضای تیم ملی شمشیربازی کیوبا نیز دران جمله شامل اند توسط ( پوسا داکائیس)یک دشمن سرسخت فیدل کاسترو رئیس جمهورکیوبا صورت گرفته است همچنمان دراسنادی که ازطرف شبکه استخباراتی (fbi + cia) منتشر گردیده آمده است که پوسا داکائیس همکاراستخبارات امریکا وطراح اصلی بم گذاری درطیاره مسافربری کیوبائی به مقصد سرنگون ساختن آن بود ، طبق اطلاعات(BBC) پوسا داکائیس دروینزویلا دستگیر ومحاکمه شده بود که قبل ازاعلام نتیجه محاکمه ، اواز زندا آنکشور فرار نمود اما درسال 2000 میلادی توسط پولیس پانامه دستگیروبعد ازپرس وپال مختصر آزا د شد ،( پوسا دا) رادوستانش قهرمان میگویند اما دشمنانش اورا جنایتکار میپندارند اسنادعلنی شده شبکات استخباراتی امریکا نشان میدهد که پوسا داکائیس پس ازانفجارطیاره کیوبا به امریکای مرکزی رفته به فعالیت های مسلح کردن چریک های ضد کمونیست موسوم به (کانترا پوت)مصروف بوده است ، این چریک ها به حمایت ایالات متحده امریکا برهبری سرهنگ ( آلی نل نورد ) به عملیا ت خرابکارانه مخفی مبادرت می ورزید .پوسا دا درماه می سال 2005 خودرا به ایالات میامی به امریکای شمالی رسانیده زنده گی را ادامه میداد که سرانجام تصمیم گرفت درآنجا ماندگارشود از دولت مرکزی امریکا تقاضای پناهنده گی مطا لیه نمود طبق اسنا د انتشاریافته وازمحرمیت خارج گشته cia پوسادا ازسال 1966 تا 1976 مدت ده سال درشبکه استخبارات امریکا فعالانه کار کرده است ، کیوبا باشنیدن اسکان پوسا دا درایالت میا می ودرخواست پناهنده گی او ازدولت مرکزی امریکا ، واشنگتن را متهم به پناه دادن به تروریست وجنایتکاری نمود که با انفجارطیاره کیوبا ئی هفتاد وسه نفر سرنشینان آن رابه قتل رسانیده بود ، درمعرفی نامه پوسا دا آمده است : پوسا دا کا ئیس درکیوبا متولد شده بعدا تابعیت وینزویلا را بدست آورده بحیث جاسوس امریکا استخدام گردیده وبه ان مدت ده سال کار کرده است ، رئیس جمهور بوش تصمیم خودرا درمورد پذیرش وعدم پذیرش درخواست پناهنده گی پوسا دا علنی اعلام نکرده است زیرا قبول آن که به تروریست بودن وطراح اصلی بم گذاری درطیاره مسافربری کیوبا ئی وقتل73نفر سرنشینان آن متهم است و طبق راپورمنتشره استخبارات امریکا این جرم اوثابت است قبول آن مغایربه کنوانسیون ژینو است که گفته شده هیچ کشورنمیتواند به جنایتکاران جنگی پاهنده گی بدهد اما رد تقاضای پناهنده گی اونیز مشکل دیگری بود که پیش پای رئیس جمهوربوش قرار داشت زیرا پوسا دا مدت ده سال به نفع امریکا بحیث عضوفعال شبکه جاسوسی آنکشور کار نموده بود . ایالات متحده امریکا با آنکه عضو استخباراتش طراح اصلی بم گذاری درطیاره کیوبا وعامل اصلی وقاتل73نفرسرنشینان آن بود ه بجای آنکه اورا بنام تروریست وجنایتکارجنگی محاکمه ومجازات نماید احتمالا بصورت غیر علنی تحت الحمایه خود قرار داده است علاوتا گاهی به فکرپرداخت غرامت وخون بها به بازمانده گان 73نفرکشته شده گان کیوبائی نشده است . میزان کشته شده ها ی غیرنظامی درافغانستان : درافغانستان مردم معتقد بودند که درجریان جنگ ارزش آدم ها ی شامل درجنگ پائین می آید وازغرامت طلبی درمورد کشته شده ها بی خبر بودند ویا غرامات وخون بها خواهی را به حساب خودشان ( نامردی وبی غیرتی) تلقی میکردند اما پس ازغرامات وخون بها گیری امریکا وفرانسه ازلیبیا مردم افغانستان نیز به این امر متوجه گشتند وازمدت هاست که درافغانستان زمزمه میشود که حکومت کرزی وحامی آن (امریکا ) که با گما شتن نیروهای نظامی برای مقابله با طالبان وتروریستان القاعده درافغانستان باعث کشته شدن هزاران افراد ملکی وغیرنطامی گردیده باید نه تنها خون بهای کشته شده ها ی افغان را بپردازد بلکه غرامات آبادیها وخانه وکاشانه تخریب شده ایشان رانیز به بازمانده گان آنها پرداخت نماید . چندی قبل برای کاستن ازشدت زمزمه های غرامات طلبی وخون بها خواهی افغانها ، سفارت امریکا درکابل مبالغی را دراختیارریاست جمهوری افغانستان گذاشت تا به آنهائی که درنتیجه حرکات غیر اخلاقی سرباز امریکا درخیر خانه تعدادی کشته وزخمی گشته بیشتر ازده موترتیزرفتارمنتظرین وهمرکابان عروس وداماد زیر تایرکامیون نظامی امریکا نابود شده بود غرامات پرداخته شود تا خشونت هادرکابل فروکش نماید ، رئیس جمهورکرزی که ازواکنش مردم علیه این عمل جنایتباربسیارعصبانی بود برای مرعوب دیگران آنرا عمل سازمان یافته توصیف کرد وبعدا عمال وابسته به دربارنیز همینگونه سخنان را نشخارنمودند اما مردم خشم آگین ازتوطئه وارعاب این سیه کاران نهراسیدند وچهره مزدوران معاش خورضد مردم را بیشترافشا نمودند چندی بعد اعلام گردید که برای بازمانده گان مقتولین حا د ثه تصادمات کامیون نظامی امریکا مبلغ 300 تا 500 دالر غرامت پرداخت میشود ، درحالیکه همه میدانند این مبلغ حتی مصارفات تشیع جنازه ومراسم تدفین متوفی را کفایت نمیکند چه رسد به دستگیری ازبازمانده گان متوفی ومصارفات خیرات تعزیه داری های شب اول ، شب سوم ، هفته گی ، روزچهلم وخیرات سال شکنی وغیره آن !! نامناسب نخواهد بود قصه یی را که خبر آن توسط بی بی سی بتاریخ دهم مه می سال 2005 میلادی انتشاریافت درارتباط به غرامت وخون بها پردازی رئیس جمهور کرزی یاد دها نی گرد د : درشهرایستر درایالات متحده امریکا زنی به دادگاه مراجعه کرده عرض نمود : پشک مرا سگ همسایه ام کشت ازهمان لحظه تا حال نه خواب دارم نه آرامی، شب ترسیده ازخواب بیدار میشوم وافسرده شده ام .... قاضی دادگاه ، صاحب سگ را احضارنمود بعد ازتحقیقات واخذ اعتراف ازوی گفت : باید سی هزار دالر بخاطر قتل پشک بپردازی که توسط سگ تو کشته شده است وپانزده هزاردالر نیزبخاطر ایجا د استرس وحالت بیخوابی که صاحب پشک به آن مواجه گردیده باید بپردازی یعنی مجموعا ًچهل وپنج هزاردالرغرامت وخوبهای پشک به صاحب آن پرداخت گرد د ، صاحب سگ آنرا پذیرفت وازاداره دادگاه بیرون رفت . به مقایسه این وضع وغرامت وخون بها گیری امریکا وفرانسه ازلیبیا ، غرامت وخون بها پردازی رئیس جمهورکرزی به نماینده گی امریکا برای افغانها شرم آورترین عمل وبیانگر بی اهمیت شمردن زنده ومرده افغا نها به شمار میرود ارزش انسان درسرزمین افغانستان که مسکن شیرمردان وقهرمانان گفته میشود حتی ( 90 تا 150 مرتبه)نسبت بک پشک امریکا ارزش آن پائینترنزد مقامات دولت افغا نستان بوده است ، به گواه تاریخ مردمان سرزمین افغانستان درقرن سوم قبل ازمیلاد که آریا ئی یاد میشدند باهمبستگی بی نظیروبا اراده مستقل با اسکندرمقدونی مقابله واورا بالشکرش مجبوربه عقب گرد نمودند که قصد داشت با اشغال این سرزمین برای تصرف هند به جولان آید ، سه قرن با امپراتوری بریتانیا ی کبیر آنزمان متکی به بازو وروحیه رزمی ومیهن پرستانه خویش درنبرد بودند که سرانجام درهخیردهه دوم قرن بیستم (1919 میلادی) بیرق استقلال کامل افغانستان بدست امان الله خان پادشاه تحول طلب برافراشته شد مردم افغانستان دردهه 1980 با استفاده ازکمک های مالی ونظامی امریکا ، عربستان سعودی ومتحدین آنها علیه تها جم اتحاد شوروی قیام کرده همراه با فشارهای بین المللی قوای شوروی را مجبور به خروج ازخا ک افغانستان نمودند ودرحال حاضر درشرف زمین گیر کردن قوای ناتو یگانه تکیه گاه مطمئین نظامی غرب (امریکا ومتحدینش) هستند که به اصطلاح تا دندان مسلح بوده میخواهد سرآمدروزگاردرقرن بیست ویکم درجهان گرد د ، آیا سزا وار است که دربدل خون بهای چنین مردان دلیردرحالیکه بحیث افراد عادی به امید پیروزی های کامل دولت وتامین امنیت وثبات زنده گی مینمایند وقتی ازطرف سربازان داخلی ویا خارجی بیدون ارتکاب هیچ جرمی کشته میشوند بازمانده گان شان به سکوت رئیس جمهورشان مواجه شوند ویا به قسم درد آوری مقتولین وبازمانده گان آنها با ارایه سه صد ویا پنج صد دالر بنام غراما ت وخون بها تحقیر شوند وبه سخریه گرفته شوند ؟! نشانه های شکست قوای خارجی درافغانستان : قوای نظامی امریکا وناتو که تحت شعارمبارزه باتروریزم ، ایجاد سیستم دموکراسی وتساوی حقوق بین کلیه ساکنین افغانستان ، بازسازی مخروبه های افغانستان وامثال آن وارد افغانستان گردید تاحال هیچ یک ازاین شعار تحقق نیافته بگفته حافظ شیرازی هر روز بد تر از روز دیگر شده است بجای دموکراسی ، شیوه دیکتاتوری رشد نموده وبجای تساوی حقوق مردم ، تبعیض نژادی ورشد راسیزم وفاشیزم درحال چشمگیر شدن و شگوفائی است ، چندین برابر آنچه بنام باز سازی قلمداد گردیده تخریبات آبادی های سنتی مردم صورت گرفته است ودرعملی شدن شعارهای قریبنده و وعده های داده شده هیچ توفیقی مشاهد ه نمیشود اما آنچه مشاهده میگردد خرابی اوضاع امنیتی ، سازش با طالبان وتروریستا ن وامتیاز دهی به آنها بصورت روزافزون وگسترش جو نامناسب ومایوس کننده برای مردمان امید واربه آینده است ، طرح مذاکره باطلبان وگلب الدین حکمتیارکه با القاعده شریک ستراتیژیک یاد میشدند اعلام شکست وپایان جنگ باتروریزم است ، جورج w بوش رئیس جمهورامریکا که در23 اکتوبر2003 به آسترلیا سفرنموده بوددرمحضر اعضای پارالمان آنکشورضمن سخمرانی گفت امریکا وآسترلیا برای حفظ صلح جهانی مسؤولیت مشترک دارند واینکه آسترلیا برای سرکوب رژیم منحط وتروریست طالبان والقاعده درافغانستان وسرکوب رژیم دیکتاتورصدام حسین رئیس جمهورعراق درپهلوی امریکا ومتحدین آن قرار داشت قابل قدراست وباید باصراحت بگویم که جلوتروریزم رانمیتوان با مذاکره گرفت باید آنهارا هرجاکه باشند پیداکرد وازبین برد ) اما بتاریخ 27 اکتوبر2006 حامد کرزی رئیس جمهورافغانستان دریک کنفرانس خبری اظهار داشت : ما آماده هستیم باملا عمررهبر طالبان وگلب الدین حکمتیاررهبرحزب اسلامی برای ختم جنگ وتامین صلح وثبات درافغانستان مذاکره کنیم وبه تفاهم برسیم این گفته متـناقض دورئیس جمهورد ارای سیاست خارجی مشترک میتواند علایم شکست درمقابل جنگ عراق وافغانستان است ویا فریفتن مردم وافکارعمومی با این تناقض گوئی ها تلقی گرد د که هردوی آن طبق معیارهای قبول شده ملی وبین المللی وپرنسیپ عام دموکراسی وعدالت اجتماعی مردود است . درعرصه سیاسی گاهی میتوان برای نزدیک شدن به هدف ، تاکتیک هارا تغیر داد اما استفاده ازتاکتیک هائی که سبب دورگردیدن از اهداف اساسی وستراتیژیک گردد منجربه بن بست سیاسی وشکست کامل میگردد که دراین صورت تمام فعالیت های سیاسی نظامی وضایعات مالی وتلفات جانی هدرمیرود که امریکا وناتودراثرعملکرد های نادرست واتنیگرایانه رئیس حمهور کرزی در افغانستان درهمین مرحله دورشدن ازستراتیژی وعرصه دادن به دشمنان تروریستی خود قرارگرفته اند که باید هوشیار باشند زیرا هنوزترس ازتروریزم ازورود آدم های خطرناک وتروریستان به قلمرو امریکا رفع نگردیده بلکه نظارت ومراقبت ازهمچو افراد سخت ترگردیده است چندی پیش سناتور ادوارد لب به شکایت کشود وگفت افراد امنیتی تا حال پنج بار به علت مشابه بودن نام من با نام شخصی که اوهم (ادوارد ) نام داشته زیر ظن واقع بود مرا ازرفتن به داخل طیاره وپروازبسوی منزل مقصود ممانعت کردند وقتی یک عضوسنای امریکا که همه اورا میشناسند درسفرهوائی دچارچنین مشکلی شود معلوم نیست که مردمان عادی چطور میتوانند بیدون مزاحمت در داخل امریکا ازیکجا بجای دیگر سفر نمایند ویا ازخارج بداخل بیایند .ازآغازغرامت پردازی تحقیرآمیز رئیس جمهورکرزی به بازمانده گان مقتولین غیروابسته به مخالفین دولت وحامیانش نزد مردم این سوال مطرح است که چرا ارزش یک مرد درامریکا یک میلیون دالروغرامت گیری درمورد قتل هرنفریک صد میلیون دالر است وارزش انسان درافغانستان هنوزتعین نگردیده وگاهی برای مهارکردن سیرحرکات افکارعامۀ ضد دولتی برای چند نفر ازصدها افراد کشته شده سه صد تا پنج صد دالر بنام عرامت وخون بها پرداخته شده متوفی وبازمانده های ایشان درنزد جامعۀ جهانی بی ارزش نشان داده میشود وتحقیر میگرد د ، درحالیکه انسان ها چه امریکائی وچه غیر امریکائی درهرکجای دنیا که باشند ، هم درکتاب مقدس مسیحیان (بایبیل) وهم درکتاب مقدس مسلمانان (قرآن) وکتب مذهبی سایر ادیان واعلامیه جهانی حقوق بشرسازمان ملل متحد برابرومتساوی الحقوق اعلام گردیده است .رژیم کابل با نادیده گرفتن این همه احکام مذهبی ومدنی با پیروی ازنص کدام احکام ، خون بهای افغانها را به پنج صد وسه صد دالرتنزیل داده است ؟ اگرطبق احکام دینی ومدنی عادلانه عمل گرد د امریکا وناتو آماده پرداخت غرامت وخون بها مطابق معیارها وارزش تعین شده درقانون امریکا ، برای افغانها ئی که بیدون ارتکاب هیچ جرمی دراثر بمباران کشته شده اند باشند ، و به نظامیان درحال جنگ خود درافغانستان توصیه نمایند وهوشداربدهند که از قتل بی رویه افغانها بادرنظرداشت 300 و500 دالرخون بهاکه رئیس جمهور کرزی میخواهد آنرا ترویج نماید خود داری نمایند وارزش انسانها بیشتر ازان است ومسؤلیت های انسانی واخلاقی رافراموش نکنند ، کشته شدن 48نفردرعروسی درولسوالی دهراؤد دراورزگان دراثر بمباران نظامیان امریکا، کشته شدن تعدادی ازمردم خوست که به قصد دیداربا رئیس جمهور کرزی بسوی کابل درحرکت بودند توسط طیاره نظامی ، کشته شدن عده یی ازروستائیان درمربوطات شینواربا بمباران خشن وده ها موارد دیگراز حافظه تاریخ ومردم افغانستان فراموش نمیگرد د که درهمه موارد دراثر بمبارد مانها این ادم ها به خاک وخون کشیده شده وقریه وقصبات وخانه وکاشانه شان تخریب گردیده است ، برای زدودن گرد خصومت ازآئینه قلوب مردم افغانستان نسبت به نظامیان امریکا وناتولازم است چاره یی جستجو گرد د ودرمورد حفظ مصؤنیت جان ومال غیرنظامیا افغان عاقلانه اندیشیده شود . ( والسلام ) web .Ad...> dolati23.blogspot.com Email Ad... > sasdolati@hotmail.com ___________
|
||
|
+
نوشته شده در 2007/8/15ساعت 0 قبل از ظهر توسط رزم آ ئین تورکستا نی
|
||
|
|
|
||||
|
سید احمد شاه دولتی فاریابی
------------------------------ 21 / 6 / 2007 م افغانستان درمنجنیق ناامنیها ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، اوضاع عمومی افغانستان درچهارسال اخیرنسبت به سه سال گذ شته دوران حکومت حا مد کرزی تحت الحمایۀ ایالات متحدۀ امریکا ومتحدین آن که سازمان نظامی نا تو نیز ازماه آگست سال 2005میلادی مستقیماً وارد عملیات نظامی علیه گروه تروریستی طالبان ، گلب الدین حکمتیار وافرا د مسلح د یگروابسته به لشکرزیرفرمان اوسامه بن لادن رهبرسازمان تروریستی القاعده گردید بدترشده است این سه گروه تروریستی که دریک تشکل منظم دریک جبهۀ ائتلافی نظامی درسال 2004م بحیث یک مثلث عجب آوری تبارزکرد ولی تا اکنون عمق وپهنای آن مانند مثلث برمودا ناشناخته ماند ه ویا افشا نگردید ه است . (برمودا ، فلوریدا ، پورتریکو)درقلمروایالات متحدۀ امریکا طوری واقع شده اند که ازفضا بمثا به سه ضلع یک مثلث به نظر می آیند ازاین سبب آنرا مثلث برمودا میگویند برمودا یکی ازعجایبات هفتگانۀ دنیا درروی زمین محسوب میگردد ، درآبهای بحری برمودا تا کنون ده ها کشتی غیب وغراب گردیده وطیارات وقتی درفضای آب برمودا داخل میگرد د ازرادارخارج گردیده ارتبا طش با مرکزهادی درمیدان هوائی ، خود به خود قطع شده وطیاره ناپدید میکردد ، تاکنون دلایل این حادثات با تمام پیشرفت های علوم ناشناخته مانده است . درسال گذشته که جنگ درپایگاه طالبان وتروریستان درجنوب کشورابعاد گسترده یافت رسانه های داخلی وخارجی ،افراد مسلح مربوط به جبهۀ مثلث نظامی تروریستان(طالبان ، گلب الدین حکمتیار، القاعده) درمنطقۀ وزیرستا ن را حدود سی هزارنفر تخمین زدند وگفته شد که دوثلث آن بحیث نیروی ذخیره درمناطق قبایلی واقع درقلمروپاکستان به آموزش های نظامی ویک ثلث آن درافغانستان بخصوص درجنوب کشور که درگذشته پایگاه اصلی طالبان بود به حملات چریکی ، گوریلائی ، انتحاری وبعضاً به حملات تهاجمی علیه قوای نظامی داخلی وخارجی مستقردرولایات قندهار، هلمند ، اورزگان ، نورستان پکتیا وخوست وزابل وغزنی ومشرقی مصروف اند . سخنگوی نظامی امریکا چندی قبل بعد ازانجام عملیا ت نظامی درجنوب که گفته میشد به طالبا ن وتروریستان تلفات سنگین وارد گردیده است به خبر نگاران اظهار داشت : جنگجویان طالبان بعد ازاین ضعیف خواهد شد چراکه عدۀ زیادی ازآنها درجریان عملیا ت نظامی مشترک سربازان افغان وقوای ائتلاف جهانی ونا تو ازخط فعالیت محاربه خارج ساخته شدند ( کشته شدند ، زخمی گشتند ، فرار نمودند ودستگیرشدند) این گفته ازلحاظ تبلیغاتی تاثیرا ت منفی به روحیۀ جنگجویا ن تروریستان وتاثیرات مثبت به روحیۀ نیروهای نظامی داخلی وخارجی مستقر درافغانستان دارد اما واردآمدن تلفات سنگین به طالبان ازلحاظ ماهوی باعث کاهش نیروهای جنگی تروریستان نمیگردد زیرا نیروهای جنگی تروریستان ریشه در بین فونده مینتا لیست های افغانستان و25 هزارمدارس مذهبی مغزشوئی وفونده مینتال پرور، درمناطق تحت قلمرو پاکستان وقبایل تحت حاکمیت دولت افغانستان دارد ، هرقدروهرتعدادی که ازنیروی جنگی ائتلاف نظامی مثلث تروریستان درافغانستان درنتیجۀ عملیات پلان شده نظامین دولت ونیروهای بین المللی ویا حملات خارج ازپلان عملیاتی آنها ازخط محاربه کشیده میشوند به سرعت جای آنها ازافراد آموزش دید ۀ آماده به جنگ ازنیروی ذخیرۀ موجود تروریستان دروزیر آبا د ومخفی گاه های د یگر آنان پرمیگردد وکمبود این نیروی ذخیره نیزازبین فرزندا ن فونده مینتالیست ها وشاگردان مدارس فونده مینتال پرورپاکستان دست چین شده بنام دورۀ پراتیک وتیرینیگ نظامی به صف قوای ذخیره مدغم گردیده فعالیت های آموزش نظامی آنها بلا وقفه ادامه می یابد ونیروی جنگی تروریستان درافغانستان ومیزان نیروهای ذخیرۀ آنها درپاکستان همیشه ثابت نگهداشته میشود وحتی احتمال دارد دربعضی مواقع برای اقدام به یک حملۀ تهاجمی با لای قرارگاه نظامی خارجی ها وپوسته های امنیتی درجنوب که معمولاً پولیس افغانستان دران مستقر میباشد به میزان قابل ملاحظه یی ازنیروی ذخیره را برای ضربه زدن وایجاد وحشت بصورت مؤقت وارد عمل نما یند وبعد ازوارد کردن ضربۀ کاری اگربه حملات هوائی درافغانستان مواجه نگشته باشند دوباره به باشگاه قبلی شان بازگردانیده شوند . لشکرخراب کارشبکۀ تروریستی(طالبان ، گلب الدین حکمتیار، اعضای القاعده ) که توسط اوسامه بن لادن ودوکتورایمان الظواهری وحلقات معینی ازاستخبارات پاکستان رهبری میشوند وازمنا بع معینی بصورت مخفیانه تمویل میگردند که هنوزافشا نشده است وعلاوتاً سالانه یک سوم حصۀ پول عاید ازمواد مخدرافغانستان که حدود یک میلیارد دالرمیشود نیزدراختیارآنها قرارمیگیرد وتروریستان وابسته به این سه گروه ، روزبروزبحیث یک غدۀ سرطانی درداخل افغانستان رشد میکند ومتورم میشود که افکارطالبانی وتبارگرائی بسترخوبی برای رشد ومتورم شدن آن شمرده میشود چنانچه به مشاهده میرسد درسه سال اخیر بیشترازسه ونیم هزارنفرازافراد طالبان وگلب الدین حکمتیارازلحاظ تبارگرائی وهمزبانی به اورگان های اجرائی ، قضائی و پارلمان جذب گردیده دموکرات ها وهواداران عدالت اجتماعی زیر فشارقرار داده شده وقدم به قدم به حاشیه رانده شده اند وهمین موضوع به ضرردولت ورئیس جمهورکرزی انجامیده اوضاع کشوررا بحرانی نموده ورئیس جمهوررا ازخط مشی دموکراتیک اش دورساخته به پرتگاه نا کامی وگودال نژاد گرائی وراسیزم قرین ساخته است . ممکن است رئیس جمهورکرزی به امید کاهش دادن فشارجنگ وحملا ت تروریستی به جذب افراد طالبان وحکمتیار درادارات دولتی اقدام نموده باشد اما شاید متوجه شده انست که باجذ ب این افراد بنیاگرا دردولت ، فساد اداری ، نا رضائیتی ، انفجارات ونا امنی ها درکابل وسایرشهرها نسبت به زمان قبل ازجذب ایشان کم نشده بلکه افزایش یافته وحدس وگمانهای ذهنی مقامات که دورازتحلیل های علمی وخارج ازسنجش های معقول بود نتیجۀ معکوس داده است یعنی بجای آنکه باجذب آنها فساد اداری ونارصائیتی ها کم شود افزایش یافت ، امنیت بهبود بیابد بدترشد ،چرا چنین شد ؟ به نظرمن سه دلیل وجود دارد : اول اینکه :جذب شده گان ازافراد طالبان وگلب الدین حکمتیاردارای اید یولوژی فونده مینتا لیستی توام با خصلت نژاد گرائی وراسیستی هستند ، نسبت استقبال نیک گردیدن ازطرف مقامات بلند پایۀ دولتی که دارای خصلت وایدیولوژی مشترک با آنها بودند غرورناسالم ، بیجای وانحرافی درنهاد ایشان فضای نامهاریافت ورشد نمود که این وضع به این گروه لغزانده شده ازمدار تروریستی فرصت داد که با استفاده ازغلظت نژاد گرائی مقامات افغانستان ، نقش دوگا نه یی رادرعرصۀ سیاسی کشوربازی نمایند ، به استثنای افراد انگشت شماری ازاین قما ش، با تبارونژاد غیرخودی برای خورسند وغا فل گردانیدن مقامات همسویش، برخورد های خصمانه نموده باعث آزاروا ذ یت آنها گردیدند وحتی برخی ازآنها برای ایجاد بحران درشمال ومناطق مرکزی افغانستان به قتل وکشتار، توطئه ودسیسه ، غصب مالکیت های افراد بومی محلات دست یازید ند که جنایت جمعه خان والی جوزجان عضوفعا ل حزب اسلامی گلب الدین حکمتیاروهمکارصمیمی طالبا درشبرغان ، فعالیت توطئه گرانۀ عبد الجبارثابت لوی څارنوال کادرفعال حزب اسلامی گلب الدین حکمتیارعلیه جنرا ل دین محمد جرئت سابق قوماندان امنیۀ کابل ودیگران به بهانِۀ مبارزه با فساد اداری د رحوزۀ شمال وغرب کشور، به آتش کشیده شدن خانه های مردم وغصب زمین های آنها دربامیان وسایر مناطق مرکزی وشمال افغانستان توسط افرادی بنام کوچی های تحت الحمایۀ نامرئی زورمندان سیطره جوونژا د گرا ، نمونه های بارزو انکار نا پذیرآن است که نارضا ئیتی توده های وسیع ومیلیونی مردم را درشمال ومنا طق مرکزی دامن زده ونسبت عدم توجه رئیس جمهورکرزی به آن ، علامت نارنجی موجود درحال تغیریافتن به رنگ سرخ وبحرانی است ودرصورت غفلت بیشترمقامات دراین موارد وفروگذاشت درمهارکردن فعالیت های بحران آفرین این مغرضان شامل شبکات تروریستی، یقیناً اوضاع مطابق پلان بحرانی ساختن شمال ومناطق مرکزی افغانستان که بحیث اهداف عمدۀ وابستگان طالبان وتروریستان میباشد انکشاف خواهد نمود که دران صورت طوفان این بحران مصیبت بارخواهد بود . دوم اینکه :گروه سه ونیم هزارنفری جذب شده ازلشکرجنگی طالبان و حکمتیارتوسط کمیسیون آشتی درکابل ، بنا به دلایل ناموجه درحوزۀ شهری کابل اسکان داده شده وجذب گردیده است این افراد که به اصطلاح ( روزملنگ وشب پلنگ ) اند ، ازلحاظ آنکه احتمالاً تحت یک سازما ندهی قوی مخفی واندرگراوند قرارداشته رابطۀ شان به سلول ها ، تارتنک ها وشبکه ها ی تروریستی که درسرحلقۀ ان ملاعمررهبر طالبان ، حکمتیاررهبرحزب اسلامی ، بن لادن والظواهری رهبران جنگجویان کشورهای مختلف شامل درتشکیلات القاعده قرار دارند هنوزروابط خود را با آنها حفظ کرده وشاید طبق رهنمود آنها وکادرهای فعال آنها شامل درگروه سه ونیم هزارنفری جذب شده به دولت افغانستان که دراورگان های دولتی درکابل وسایرولایات درپست های باصلاحیت کاروفعالیت مینما یند بصورت مستقیم وغیرمستقیم علیه دولت برای بحرانی کردن اوضاع افغانستان که به نفع تروریستان است کارمینمایند که افزایش تروروحملات انتحاری با هدف گیری ها ی خاص نظامی درکابل این شک را درانسان تقویه مینماید ، دردوحملۀ انتحاری که در16 و17 جون2007 م درکابل صورت گرفت سی ونه نفرافسران پولیس وسربازان کشته شده وپنجاه وهشت نفر مجروح گردید که بیشترین مجروحان افراد ملکی بودند گمانه زنی ها این است که شاید افراد وابسته به طالبان درکابل باخرابکاران مخفیانه همکاری مینمایند وشاید این خراب کاران را بنام قوم وخویش ، وطنداروآشنا به خانه های خود جا میدهند ودرعملی کردن پلان های خرابکارانۀ آنها همکاری همسنگرمندانه میکنند بناءً لازم است مقامات امنیت ملی وپولیس جنائی افغانستان وحتی فعالین استخبارات امریکا ومتحدین آن که افغانستان را تحت الحمایۀ خود دارند برای کشف روابط این خرابکاران تروریستان ومنابع ارتباطی آنان درکابل وسایرمناطق کشورراهکارهائی راجستوجو نمایند ودرمهارکردن وخنثی نمودن فعالیت های ماهرانه ومخفیانۀ این تبهکاران عطف توجه نمایند وازگسترش نا امنی های بحران آفرین جلوگیری بکنند . سوم :ازسبب آنکه افراد پیوسته به دولت ازگروه تروریستی طالبان وگلب الدین حکمتیار، درمحراق توجه رئیس حمهور کرزی قرار گرفته وازلحا ظ همتباروهمزبان بودن آنها با رئیس جمهورنیزد رسایر گروهای قومی این تصوررا غلظت بخشیده است که رئیس جمهورکرزی نیز مانند تبارگرایان وپشتون خواهان دیگردردایرۀ تنگ نژاد گرائی داخل شده با سایراقوام روابط حسنه اش راضعیف ساخته دربین اقوام ساکن درکشورمانند رژیم های غیر دموکراتیک گذشته فرق قایل گردیده آنهارا به درجات اول ودوم وسوم ویا مثل محمد گل مهمند به برادربزرگ و کوچک تقسیم نموده ازدایرۀ دموکراسی بیرون پا گذ ا شته وعملی شدن اصول وپرنسیپ های دموکراسی را خلاف آرمان عدالت خواهان افغانستان ازدستورکارش دورکرده است ، همین تصوراقوام غیرپشتون با برخورد های نا سالم وماجراجویا نۀ برخی ازا فراد پشتون تبارنزدیک به رئیس جمهورکرزی با اقوام غیرپشتون درشمال ومناطق مرکزی تقویه گردیده است وخصومت ها ونارضائیتی ها روز بروزعمق وپهنا گرفته ودرقبال افزایش حملا ت انتحاری ودهشت افگنی ومشتعل نگهدا شتن جنگ د رجنوب کشور، گسترش جنگ وحملات مسلحانۀ لشکری بنام کوچی های پشتون تبار، مسلح با سلاح ثقیل وخفیف به روستا های مربوط به ولسوالی بهسود ولایت وردک درجوارکابل صورت گرفته است ، بهسود که ساکنین آن هزاره ها واقوام غیر پشتون اند زیرحمله کوچی های مسلح قرارگرفته بسیاری از قریه ها به آتش کشیده است وچهارصد خانواده بزورکوچانیده شده ویا فرارداده شده مال وملک آنها توسط این کوچی های مسلح که احتما لاً تحت الحمایۀ نامرئی منابع پرقدرت درداخل دولت قراردارند غصب گردیده است واینگونه اعمال ، تمهیدی برای واکنش درمقابل آن واستبدادی شده است که هرروزچهرۀ کریه آن بیشترنمایان میگرد د . وقتی رئیس جمهوردریک کشورازجانب اکثریت مردم انتخاب میگرد د اومربوط به یک قوم وتبارنمیبا شد ومتعلق به تمام ساکنین کشورمحسوب میکرد د لهذا نه ازلحاظ اخلاقی ، نه ازلحاظ سیاسی ، نه ازلحاظ قانون اساسی ونه ازلحاظ قوانین بین المللی رئیس جمهورحق ندارد خودرا منسوب به تبارونژاد خود نموده بسوی تبارونژا دش بلغزد وسایر اقوام کشورش را درمضیقه قراربدهد بازیرپا گذ اشتن مقررات دمو کراتیک وعدالت اجتماعی ، با ساکنین کشوربرخورد دوگانه راپیش بگیرد ودرتمام امورنژاد وتبارخودرا مستحق درجه اول وسایر اقوام را درمدارج پائین ترمحاسبه نماید ، رئیس جمهورکرزی متوجه باشد که استفاده ا ز این شیوه وشگرد خصلت استبدادی رژیم های توتا لیتارقرون کشته است نه خصلت رئیس جمهورانتخابی که درسرلوحۀ مشی ارایه شده به مردم پایه گذاری دموکراسی ، برقراری صلح وامنیت ، عمران وانکشاف وتامین عدالت اجتماعی درکشورقرار دارد فعا لیت های لوی څارنوال مشکل آفرین به دولت است :طبق اطلاع رسانه ها در19جون 2007م دادستان کل (لوی څارنوال) افغانستان ازقوای آیساف تقاضا نموده است برای تعقیب افراد قدرتمند مظنون به دست داشتن به فساد مالی به وی کمک نمایند آیساف که تحت قوماندۀ سازمان نظامی نا تو قرار دارد این تقاضای اورا رد کرده است ، این تقاضای دادستان کل برای ایجاد رعب وترس به اشخاصیکه ازنظراومظنون به دست داشتن به فساد مالی واداری است حایزجنبه های اعمال تروریزم دولتی محسوب میگرد د که خود این عمل ازلحاظ مقررات حقوق بشری جرم است ودرعین حال یک عمل ناراض ونامطمئین کنندۀ همکاران دولت ازآینده و دامن زدن به انارشی دراورگان های دولتی است که نتایج آن مشکل آفرینی به دولت زیرپردۀ صداقت است که درآخرین تحلیل فرایند این کاربه گسترش بحران درافغانستان می انجامد وبه ضرر دولت حا مد کرزی تمام میگرد د ، این عمل لوی څارنوال به منزلۀ آب نادیده موزه کشید ن وبی وقت آ ذان دادن است زیرا لوی څارنوال افغانستان که حدس میزند (فلان آدم ها) به قاچاق موادمخدروفساد مالی دست دارند هنوزاین اتهام جرمی آنها درنتیجۀ تحقیقا ت عدلی وقضائی وجنائی ثابت ومشخص نگردیده درقالب یک اتهام ادعائی غیرمستند قرار دارد ، اگر افرادی که به قاچاق مواد مخدروفسادمالی واختلاس دست دارند به لوی څارنوال افغانستان بصورت موثق ثابت باشد ، لزوماً لیست این افراد تهیه وبه رئیس جمهورکرزی ارایه گرد د وبعدازمشوره آنچه لازم دیده شد عمل شود، نی اینکه که ازاصطلاح دزد گفتن وبربستن استفاده شده به بی نظمی دامن زده شود. باید یاد آوری شود که طبق حکم مادۀ (134) قانون اساسی افغانستان څارنوالی جزء قوۀ اجرائیه میباشد با آنکه دراجراا ت خود مستقل است نمیتواند بجز، افراد شامل تشکیلا ت خود وافراد پولیس توظیف شده درادارۀ لوی څارنوالی به هیچیک ازاورگان های نظامی داخلی ( سربازان اردو ، پولیس ، کارمندان امنیت ملی و افراد مسلح مربوط سازمان های ا منیتی که به استشاره وهدایت رئیس جمهوربصورت تشکیلات محافظتی غیردولتی (NGO ) بوجود آمده صلاحیت قانونی ندارد که امرونهی صادرنماید ، همچنان طبق همین مادۀ قانون اساسی ، کشف وتحقیق جرایم وظیفۀ منسوبین قوای مسلح ، پولیس ومؤظفین امنیت ملی قلمداد شده است که بناءً هرگونه تلاش لوی څارنوال برای کشف جرایم وشناسائی مجرمین واقدام به دستگیری آنها یک ماجراجوئی عجولانۀ سیاسی درمتبارزکردن نقش خود درانظارعامه برای ایجاد رعب وترس وتشبث غیر قانوی به صلاحیت وظیفوی منسوبین قوای مسلح ، پولیس ومؤظفین امنیت ملی افغانستان است ، واینکه دادستان کل دعوت به همکاری ازقوای خارجی نموده نیزخارج ازحیطۀ صلاحیت اواست این صلاحیت مختص به رئیس جمهورکشوراست که حیثیت سرقوماندان اعلای قوای مسلح کشوررا دارد معلوم نیست که دادستان کل چرا خارج ازصلاحیت خود به آیساف قوای نظامی تحت فرمان نا تو درافغانستان مراجعه نموده تقاضای کمک کرده است تا درمورد دستگیری بعضی افراد به قول خودش قدرتمند به وی یاری برساند ؟ وبا این گستاخی به صلاحیت سرقوماندان اعلی افغانستان(رئیس جمهورکرزی) ناشیانه دست درازی نموده به جای اینکه بحیث شخص مسئول حراست ازقانون، درتطبیق قانون همت بگمارد درصف قانون شکنان قرار گرفته ، قانون را بی باکانه زیرپاگرده است ؟! عبد الجبارثابت دادستان کل دریک سخنرانی درلندن گفته است ( من اول به تنظیم اتحاد اسلامی عضویت یافتم که رهبر آن استاد رسول سیاف بود بعد ازچندی به تنظیم حرکت انقلاب اسلامی پیوستم که دررأس آن مولوی محمد نبی قرارداشت و بعد به حزب اسلامی روی آوردم که رهبرآن گلب الدین حکمتیاربود وحالا عضو حزب نیستم) دربند سوم مادۀ(13)قانون احزاب سیاسی ، قضات ،څارنوالان ، افسران اردو، پولیس وخورد ضابطان نظامی دردوران تصدی وانجام وظایف شان ،ازپیوستن به حزب سیاسی منع شده اند ، عبدالجبارثابت نیزازتاریخیکه به وزارت داخله شامل کارشده بعداً ازطرف رئیس جمهورکرزی بصفت لوی څارنوال تعین شد نمیتوانست وابستگی خودرا به حزب اسلامی گلب الدین حکمتیارعلناً حفظ نما ید وخود را طبق قانون بی طرف وانمود میکند ، اما ممکن رابطۀ خودرا با اعضای حزب اسلامی حکمتیاروافراد برجستۀ گروه طالبان که درکابل فعالیت مینمایند به نحوی ازانحا حفظ کرده باشد ، اگراین حدس وگمانها درست باشد لوی څارنوال بحیث آتش زیرخاکسترخطرجدی اشتعالی را با خود نهفته دارد که مضرات ناشی ازان مانند طوفان سونامی درهند کثیرالجوانب وخطرناک خواهد بود بناءً عطف توجه شخص رئیس جمهورکرزی ومشاورین داخلی وخارجی ریاست جمهوری افغانستان به آن اشد ضروراست زیرا او ممکن است ازاعتماد رئیس جمهورکرزی سوء استفاده نموده درصد د ضربه زدن به افرادی باشد که با وجود همکاری صمیمی آن با حامد کرزی ازلحاظ سیاسی واید یا لوژیکی با وی مخالفت های شخصی وحزبی داشته باشد چنا نچه نویسندۀ گزارش خبری ازسخنرانی عبد الجبارثابت لوی څارنوال افغانستان درلندن به ویب سایت خاوران ازمتن سخنرانی او نوشته است : دادستان کل خطاب به حضارگفته است ( رئیس دولت به من گفت: پیگیری قضیۀ شهر دارهرات بسیار مهم نیست ، مهم مسئلۀ شیرپوراست ... خبر نگارنوشته است : دادستان کل درلندن درسخنرانی خود شعله یی ها را منسجم ترخوانده وگفت شاید وزارت خارجه ، مرکزآنها بوده باشد همچنان اوازشخصی نام برد وگفت : که درسال های جهاد ازسوی پاکستان توظیف شده بود تا بند نغلو را تخریب نماید همان شخص درحال حاضردررأس یک وزارت خانۀ عمده قرار دارد ) . دراین مطلب سه نکتۀ مهم وجود دارد که فتنه انگیزاست : اول اینکه رازهای به اصطلاح خود مانی که بین رئیس جمهورودادستان کل تبادله شده بود طبق مقررا ت رازداری وحفظ اسرار اداری که یکی ازاهم وظیفۀ افراد باصلاحیت ومامورین دولت است نباید افشا میگردید که افشاشده است مضرات این افشاگری فتنه انگیزانه دراین است که شنونده ازگفتارداد ستان کل استباط میکند که شهردارهرات به قضیۀ مهم ( فساد مالی و...) متهم وقابل مجازات بود ه است که حامد کرزی آنرا مهم ندانسته است ، دراین حالت حس بدبینی درشنونده گان طرفدارمجازات افراد متهم به فساد مالی علیه رئیس جمهورتحریک وافزایش می یابد واورا حامی اشخاص ملوث به فساد میپندارند که خود بحیث پروپاگند مخرب کاهش دهندۀ محبوبیت رئیس جمهورمیتواند محسوب گرد د وازجانب دیگردادستان کل که پیگیری قضیۀ شیرپوروعمرانات آنرا اززبان رئیس جمهورکشورمهم وانمود کرده است هیزم کشی به آتش مخا صما ت ومخالفا ت بین افراد شامل درقضیۀ منطقۀ شیرپوروعمرانا ت آن وحامد کرزی رئیس جمهورافغانستان است که نباید این کارتوسط دادستان کل انجان میشد که شده است . دوم اینکه وزارت خارجه افغانستان را مرکزانسجام شعله یی ها وانمود کردن درحقیقت وزیرخارجه ویا اراکین بلند پایۀ این وزارت را بصورت تلویحی متهم به شعله یی بودن ویا وابسته به سازمان شعله یی کردن است که درگذشته ها بنام جعیت دموکراتیک نوین فعالیت میکرد ونشریه یی بنام شعلۀ جاوید بحیث اورگان نشراتی داشت اینگونه گفتارماهیتاً خصمانه علیه وزیرخارجه واراکین بلند پایۀ آن وزارت که تکیه گاه مطمئین ریاست جمهوری افغانستان ازلحاظ سیاست گذاری وپالیسی سازی داخلی وخارجی میباشد طینت زشت دادستان را نه تنها علیه اسپنتا وزیرخارجه وهمد ستان او به نمایش میگذارد بلکه نیت بد درونی وپنهانی دادستان کل را علیه رئیس جمهورکرزی نیزبرملا میسازد ، همچنان شخصی را که دادستان کل نام گرفته واورا زیرفرمان پاکستان درسال های جهاد، توظیف به تخریب بند نغلو وانمود کرده است که درحقیقت متهم نمودن اوبه جنایت وشمردن او درجملۀ ناقضین حقوق بشر است ودرعین حال دادستان کل که این شخص را درحال حاضردریکی ازوزارت خانه های مهم بحیث وزیرتوصیف نموده است رئیس جمهور را به حامی ازجنایتکاران وناقضین حقوق بشر قلمداد نمودن است . وزیرخارجه و وزیردیگرکه دادستان کل ازان ها با زشتی ونکوهش یاد نموده ازدوستان نزدیک واعتمادی رئیس جمهوکرزی اند دادستان کل که بادوستان رئیس جمهورخصومت ودشمنی داشته باشد اصولا ًنمیتواند با رئیس جمهوردوست باشد : ( د و ست هر گز نمیتو ا ن گفتن + آ نکه با د و ستت بو د د شمن ). سربازگیری حکمتیاروطالبان ازمهاجرین افغان درپاکستان : دراواخرماه اکتوبرسال گذشته(2006م) سخنگوی ریاست امنیت ملی افغانستان افشا ساخت : راپوروگزارش های دقیق بیانگراین واقعیت است که حزب اسلامی گلب الدین حکمتیارازبین مهاجرین افغان درکمپ های شمشتو ومانسره درپیشاورپاکستان سربازگیری مینماید ودرآموزش گاه های مخصوص خود دران مناطق آنهارا تحت آموزش ها ی نظامی قرار میدهد وبعداً برای سبوتاژ وجنگ به افغانستان میفرستد تا درهمکاری با طالبان علیه دولت و حامیان بین المللی آن بجنگند اوگفت گلب الدین درقلمرو پاکستان آزادانه گشت وگذارمینماید . بعضی ها میگویند: نه تنها حکمتیاربلکه گروه طالبان نیز، ازمناطق نفوذی خود وسایرمناطق درجنوب کشوروهمچنان از مهاجرین کمپ های موجود درپاکستان بنام های مختلف سربازگیری مینما یند (ملا های مذهبی را بنام ملا امام ومبلغ مذهبی ، جوانان بکلوریا پاس را که دولت قادربه جذ ب آنان به کاردولتی نشده ودرگروه بیکاران سرگردان اند بنام معلم ومامورنظارت چی ، تعدادی را بنام جهاد علیه کفاروتعدادی را بنام دفاع ازوطن وخاک مقدس وامثال آن دربدل پول ماهانه ( 100 تا 200دالر) جذب میکنند گفته میشود تنها به داوطلبان جهاد معاش داده نمیشود ، سال گذشته یکنفردرزابل به بی بی سی گفته بود طالبان ماهانه بمن 200دالر میدهند من درهرهفته سه روزبا مخالفین طالبان می جنگم ، قرارافواهات این گروه های مختلف پس از جذ ب شد ن به صفوف طالبان درعین حالیکه هرکدام به وظایف معینی توظیف میشوند توسط اشخاص دیگردراوقات معین زیرتعلیما ت بخصوصی بنام دفاع ازخود ومقابله بادشمن قرارمیگیرند واین مراحل اول آغازمغزشوئی محسوب میگرد د که پس ازسپری گردیدن مدت کوتاهی ، دیگرگونی روحی درنها د این افراد نضج میگیرد که این نخستین علایم وفا دارماندن انها به گروه طالبان وپیروی ازنظریا ت فونده مینتا لیستی انان بشمارمیرود و به مرورزمان این تیپ افراد کاملا ًبه گروه تروریستی وخرابکارطالبان مبدل میگرد ند گفته میشود :یک جوان زیرسن که درحلقۀ طالبان وبه امرآنان مؤظف به ذبح یک انسان شده بود که طالبان اورا مجرم شناخته بودند ، کارد کلانی را یک طالب بدست اوداد ، این جوان زیرسن به دلاوری ازدورشخص مجرم که دست وپایش مانند گوسپند درحال ذبح بسته بود چرخید و ارا یک لگد زد وگفت ای کافر! بعداً اورا ذبح کرد وسرش را ازتنش جدا نمود ... خبر این قضیه وجنایات طالبان ازبی بی سی وسایر رسانه ها نیز درهمان روزها منتشرشد. طالبان تروریست درماه اپریل2007م با منفجرساختن مواد انفجاری توسط ریموند کنترول درقندهارپنج نفر کارمندان ملل متحد را به قتل رسا نید ند قبلاً احمد نقشبندی خبرنگارافغان را نیزسربریده بودند که ازطرف سرمنشی ملل متحد تقبیح شده بود . طالبان با اینگونه عمل ها درنده خوئی بهیمیت را درنهاد جوانان ونوجوانان رشد میدهند وقتل وکشتار راترویج میکنند متأسفانه هنوزهم درافغانستان بعضی ازنژاد پرستان وتبارگرایان وطالب دوستان برای اغفال دیگران بخصوص برای فریب اذهان حامیان بین المللی افغانستان میگویند طالبان خطرجدی به حکومت نیست ، قبلاً هرباری که این جملۀ نژاد گرایانه را درجریان مصاحبه ها به خبر نگاران ارایه مینمودند ائتلاف شمال را که ضدیت با طالبان وتروریستان داشتند ودرسقوط آن درهمکاری با نیروهای ائتلا ف بین المللی به رهبری ایالات متحدۀ امریکا سهیم بودند ، بنام ملیشه های مسلح خطرجدی قلمداد میکردند اکنون که اعضای ائتلاف شمال تحت پروگرام (DDR) تمام سلاح های خودرا به کمیسیون مؤظف جمع آوری سلاح تسلیم دادند وکمیسون دیگرجمع آوری سلاح ها ی غیر قانونی بنام (دایاک) نیزازبعضی افراد که سلاح های خودرا نتوانسته بودند دروقت معین تسلیم نمایند ویا نسبت عدم اطمینان ازامنیت خود سلاح خودرا مخفی کرده بودند آنها نیزسلاح های خودرا به مؤظفین دایاک سپردند ، اکنون این نژاد پرستان سیطره جو که روحیه وخا صیت توتا لیتار وضد دموکراتیک دارند وقتی میگویند( طالبان خطرجدی به حکومت نیست) به اصطلاح جام میمانند ونمیتوانند شخص ویا گروهی را درداخل افغانستان خطرجدی معرفی نمایند وبحیث شخصی که برای به کرسی نشاندن گفتارش سخن قانع کننده برای گفتن ندارد به بن بست مواجه اند ، فکرمیشود این بن بست تداوم نخواهد یافت وچهرۀ طالب دوستان ونژاد گرایان سیطره جو وضد دموکراسی وغیر دموکراتیک بودن آنها نزد مقامات امریکا واروپا که میخواهند درافغانستان دولت دموکراتیک طرفداردموکراسی را احیا بکنند افشا خواهد گردید و حقیقت امرنیزعملاً به افشاشدن این رندان سیاسی شیطان خو کمک مینماید زیرا زیر شعاردموکراسی اعمال سبکسرانۀ نژاد گرائی رانمیتوان بصورت مستدام به پیش برد . سینلیس یک سازمان غیر دولتی فرانسوی فعال درافغانستان درسال گذ شته (2006م) که اوضاع عمومی وامنیتی افغانستا را بررسی کرده بود گزارشا ت چهارصد صفحه یی را تهیه وبه مقامات داخلی وخارجی ذیدخل ارایه نمود که دراین گزارش قطور کتاب مانند بیشتربه حکومت افغانستان وضمنی به حامیان بین المللی آن انتقاد صورت گرفته ودرچهارکتگوری مشخص نقایص وکا ستی های دولت وجامعۀ جهانی به عناوین ذیل توضیح گردیده است : ( اوضاغ امنیتی روبه وخامت افغانستان ، نا کامی دولت درمبارزه با کشت وتولید مواد مخدرکه نسبت به سال های قبل افزایش چشمگیری یافته است ، فقر گسترده ونا توانی اقتصادی مردم ، نبود یک خط مشی مؤثردولتی وجهانی برای ریشه کن ساختن تروریزم ونا بسامی درافغانستان ) یک عضو سازمان سنلیس درکابل به خبر نگاران گفت منظورازبررسی اوضاع عمومی افغانستان پس ازرویکارشدن حکومت حدید برهبری حامد کرزی وتهیۀ گزارش ازان متبلورساختن اشتباهات دولت افغانستان وحامیا ن بین المللی آن وانگشت انقاد گذاشتن با لای نارسا ئی آنها دربرخورد با قضایا وعملکردهای آنها درامورافغانستان وتروریستان است که نسبت نبود یک پلان درست کاری امنیت روبه وخامت گرائید ه تولید وقاچاق مواد مخدرافزایش یافته است صلیب سرخ بین المللی دراوایل جون سال روان(2007م) گزارش داد که حملات طالبان درجریان یک سال اخیربالای نیروها ی نظامی دولت افغانستان ونیرو های نا توافزایش یافته وحتی دامنۀ جنگ درجنوب منحصر نمانده به مناطق دیگروازجمله درشمال نیزسرایت کرده وضع بشری بد ترازگذشته شده است . بتاریخ 22اپریل سال روان مردان مسلح ناشنا س شبانه د فترشهر داری بغلان را زیر آتش گرفته با فیرراکت های لانچر که درافغانستان بنام راکت های سرشا نه یی یاد میگرد د ساختمان آنرا تخریب نمودند که محافظین آن فرار کرده بودند . سخنگوی گلب الدین حکمتیاردرتماس با خبر نگاران رسانه ها مسئولیت این حمله را به عهده گفت یک هفته قبل نیزدریک حملۀ انتحاری درکوندوز( قندز)9نفرپولیس کشته شده و30 نفر زخمی شده بود ، شهرداربغلان درتماس به مقا مات ولایت بلخ گفته است هواداران گلب الدین وطالبان نسبت به گذشته فعال ترشده اند درصورت عدم دقت درکنترول آنها ممکن است انفجارات ونا امنی ها درمزارشریف نیزافزایش خواهد یافت . درهفتۀ اخیر ماه می سال روان که شرکت کننده گان تظاهرات قانونی ومسا لت آمیزمردم شبرغان که شعارداده بودند جمعه خان والی بی کفایت جوزجان ازوظیفه برکنارشود به امرجمعه خان که عضو حزب گلب الدین وهمکارصمیمی طالبان است با لا مظاهره کننده گان با ماشیندارفیر صورت گرفت که درنتیجه قرارگزارش خبر نگارپژواک 13نفر کشته و50 نفرزخمی گردید هنوزتشنجات این وضع که جمعه خان والی جوزجان مقصر اصلی آن قلمداد شده فروکش نکرده بود که رسانه های خبری وبی بی سی گزارش داد که تعدادی ازشاگردان یک مکتب که با طلبان رابطه داشته اند وازنزد آنها مواد انفجاری واسنادی که وابستگی آنهارا با طالبان به اثبات میرساند دستگیر شده اند قبلاًنیز والی سرپل گفته بود ازیک سوء قصد که بجانش صورت گرفت نجا ت یا فت ، درشهرمیمنه مرکزولایت فاریاب نیزچندی قبل انفجاراتی توسط افرادنا شناسی که وابسته به طالبان وحکمتیارقلمداد میشد سازمان داده شده رعب وحشت دربین مردم ایجا نموده بود ، دریک حملۀ تروریستی طالبان درولایت بادغیس که درغرب فاریاب واقع است تعدادی کشته وزخمی گردیده بود . این ها همه نشان سرایت دادن ویا منتقل ساختن جنگ ونا امنی درشمال کشوربرای بحرانی نمودن اوضاع عمومی افغانستان است که توسط طالبا ن وحامیا ن آنها سازمان دهی میشود وخطرطالبان رادرمورد کسترش نا امنی ها درکشورآشکارمیکند طبق تازه ترین گزارش ها که در19جون ازطریق بی بی سی وسایررسانه ها انتشاریافته آمده است :94 سازمان امداد رسان داخلی وبین المللی درافغانستان بیانیۀ مشترکی را صادرنموده نسبت افزایش روبه تزاید تعداد تلفات جانی درجنگ های خونین درجنوب وسایرنقاط افغانستان ابرازنگرانی کرده اند ، دراین بیانیۀ مشترک شمارتلفات غیر نظامیان درظرف پنج ماه 230 نفرقلمداد گردیده که شصت نفرآنها زنان وکودکان بوده اند ، همۀ این آوا ها بمثابه فریاد های انتباهی وبیدارکننده برای جلب توجه رئیس جمهوروهمکاران اوبرای حمایت ازحقوق کلیۀ اشخاص واقوام ساکن درافغانستان مطابق اصول وپرنسیپ ها دمو کراسی است که رئیس جمهورافغانستان وظیفه دربنیاد گذاری دموکراسی وتعمیم وگسترش آن دارد اما هنوزگوش شنوا آنرا نشنیده ویا قادربه پاسخوگوئی به ندا های انسانی ودموکراتیک نشده است (دیده شود کارکجا میرسد) ختم ---21 / 6 / 2007 میلادی . ------------- web adres:dolati23.blogspot.com Email adres :sasdolati@hotmail.com -----------------
|
|||||
|
+
نوشته شده در 2007/8/12ساعت 4 بعد از ظهر توسط رزم آ ئین تورکستا نی
|
|||||