|
|
|
|
|
موتر تخريب شده يي نظاميان امريکاي مواد مخدر حمل ميکرد هندوکش : موتر نيروهاي امريکايي که روز پنجشنبه(23 حوت_13 مارچ) در مسير سرک ميدان هوايي کابل آماج يک حمله انتحاري قرار گرفت، مواد مخدر را انتقال ميداد. يک پوليس ناحيه نهم شهرکابل که نخواست فاش شود به خبرنگاران گفت در حمله انتحاري روز پنجشنبه که شوارليت امريکايي را هدف قرار داد، هيروئين جابه جا شده بود و به ميدان هوايي کابل انتقال داده ميشد. وي افزود: در اثر انفجار که موتر شوارليت امريکايي تخريب گرديد، پاکت هاي هيروئين به اطراف پراگنده شده بود، که خيلي زود عساکر امريکايي آنرا جمع کردند. به گفته وي در اين حمله چهار عسکر امريکايي نيز کشته شده بود در حمله انتحاري پنجشنبه هفته گذشته در مسير سرک ميدان هوايي توسط يک حمله کننده سوار بر موتر صورت گرفت 12 تن ملکي نيز کشته شدند.(اقتباس ازاخبار آریائی۱۹مارچ۲۰۰۸میلادی)
|
||
|
|
|
|
|
طی سال 3776 تن مجرم توسط موظفین پولیس شهرکابل دستگیر شده است وخت : ریاست تحقیقات جنایی زون کابل امروز به آژانس خبری وخت اطلاع داد که طی سالروان 3776 تن مجرم توسط موظفین پولیس شهرکابل دستگیر شده اند . جنرال علیشاه پکتیاوال رییس عمومی مبارزه با جرایم جنایی زون کابل با ذکر مطلب فوق از رقم مجرمین دستگیر شده یاد آوری نموده به آژانس خبری وخت گفت :(( مجرمین بازداشت شده در 2142 قضایا مختلف دست داشتند .)) بنابراظهارات پکتیاوال قضایا فوق شامل حمله مسلحانه ، مجروحیت ترافیکی ، اطلاغ کاذب ، قاچاق و باروت ، نگهداری اموال ممنوعه ، زمینه سازی سرقت ، جعل وتقلب ، قاچاق اهن ، قمار ، نگهداشتن سلاح بدون مجوز ، ورود غیرقانونی ، مشروب نوشی ، استخراج غیر قانونی ریگ ، تجاوز جنسی ، تعرض علیه منزل ، دریافت مشروب ، سو استفاده از لباس پولیس ، همکاری باسارق ، اقدام به قتل ، زنا ومشروب نوشی ، فرار محبوس ،سو استفاده ازصلاحیت های وظیفوی ، مشکوک درسرقت واختطاف ، ازار واذیت ،غصب املاک ، اخلال نظم عامه ، رشوه قاچاق اسلحه ، فرار ازمنزل ، خودکشی ، سرقت مسلحانه ، تذویر، زنا ، خیانت درامانت ، اختطاف وادعای قتل لواط ، جنگ مغلوبه ، دریافت جسد ، کیسه بری ، لت وکوب ، اختطاف ، تهدید ، قطاع الطریقی ، حمل غیر قانونی سلاح ،مواد مخدر ، فریب کاری ، قتل ، مجروحیت وغیره میباشد . پکتیاوال یاد آور شد که عده ای از بازداشت شده گان بعد از تحقیق رها و یکتعداد دیگر آنها به حبس محکوم شده اند . پکتیاوال مدعی است که با مقایسه سال 1385 ، ریاست تحقیقات جنایی زون کابل دست اورد های چشمیگری داشته است . |
||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی فاریابی عبدالعلی مزاری بنیان گذاروحدت سیاسی هزاره ها عبدالعلی مزاری مانند هرشخصیت سیاسی مذهبی ونظامی خادم به ملت ومیهن ، دارای کرکترعالی هومانیستی وپاتریاتیستی بود که درراه رسیدن به آرمان دیرینۀ عدالت خواهی وتحقق تساوی حقوق وآزادی های دموکراتیک مردم وساکنین سراسرافغانستان تلاش خستگی نا پذیرداشت . اوازشاگردان برجسته وهمفکران تحول طلب وآزاد اند یش سید اسمعیل بلخی بود با آنکه بابه مزاری عمری را برای تحصیلات سیاسی مذهبی درایران ، عراق وسوریه سپری نمود وبا اندیشه های گوناگون سیاسی آشنا گردید اما درمورد طرح های عالما نه وسیاسی سیداسمعیل بلخی آتش اشتیا قش به سردی نگرا ئید وما نند راه روشن کهکشان درفرا رویش متلا لو با قی ماند . هزاره ها تورک تباران افغانستان که دردوونیم قرن اخیربه انواع ستم ها ی سلاطین جبارمواجه گشته برای چندین بارملک ومنال خویش را ازدست داده وزیر بارستم ستمگران حاکم زجرکشیده اند همیشه درفکرنجات ازاین استبداد تلاش های بی همتائی داشته اند یکی ازاین تلاش ها نفوذ درشهرهای بزرگ مثل کابل وامثال آن بوده است که پیشگامان این قوم باپیروی ازضرب المثل(درون بلا به ازبیرون بلا)آنان راتشویق کرده اند تا با تغیرمکان وجاگزین شدن درشهرها مناسبات جدیدی با دیگران برقرارنمایند وطرزتفکرکهنه خودرا نوبسازند وبا انجام کارهای فراخور حال شان دربهبود وضع زنده گی شان رنک ورونق ببخشند . درقدمه های بعدی رجال سیاسی مذهبی هزاره ها درجمال مینه ، دشت برچی ومناطق دیگرکابل که مسکن گزینی این قوم چشمگیر گردیده بود محلات تجمع فا میل هارا بنام تکیه خانه وعبا د تگاه وامثال آن رویکارنمودند وپیوسته روح بیداری وهمبستگی را به آنان د مید ند که درچنین مراحلی سید اسمعیل بلخی ازنخستین شخصیت های قابل احترام عبدالعلی مزاری وسایرعلمای جید تورک تباران واقوام تحت ستم واستبداد است که درزمان صدارت شاه محمود خان که درسال 1946پس ازختم جنگ جهانی دوم درنتیجۀ ورود تغیرات درسیاست کلی جها نی درشرق وغرب بجای برادرش هاشم خان مشهور به قصاب قرن بیست رویکار گردیده بود ، سازمان سیاسی را بنام (اتحا د) بصورت مخفیانه تاسیس نمود وکاروپیکارسیاسی مذهبی را برای بسیج توده های وسیع مردم برای رسیدن به یک آرمان مقدس ونجات اززیرپاشنه های آهنین جباران ستمگروحکام نا میمون زمان بصورت مخفی ونیمه علنی قهرمانانه به فعالیت بیدار کننده شعورسیاسی خلق الله پرداخت که حتی مفکورۀ تحول طلبانه ومترقی سید اسمعیل بلخی مبلغان مذهبی وسیاسی راکه رسماً عضویت سازمان (اتحاد)را که اسمعیل بلخی رهبرآن بود حاصل نکرده بود ند زیر تا ثیر قرار داد وبا همنوائی فکری علیه استبداد اندیشه های مرامی این سازمان ازطریق تبلیغات مذهبی وسیاسی درمردم رسوخ یافت وازطرف توده های وسیع مردم مورد حمایت قرارگرفت، سید اسمعیل بلخی رهبر( اتحاد) که به آن مباهات مینمود دریک نشست کاملا ً سری هیئت رهبری این سازمان درسال 1947 طرحی ریخته شد که طبق این طرح بایستی علیه رژیم شاهی طی کود تا ئی نظامی اقدا مات سریع انجام وبه قدرت سیاسی دست می یافت ، هیئت رهبری سازمان ا تحاد فکرمیکردند که ظاهرشاه به خارج سفر کرده وصدراعظم به کفالت اومانده است واول نوروزکه درجما ل مینه جشن دهقان آغاز میگردد وصدراعظم برای سخنرانی وافتتاح جشن به آنجا می آید اقدام نظامی علیه اوآسان است ، دررهبری این کودتا اشخاصی چون سید اسمعیل بلخی ، ابراهیم بیگ مشهور به بچۀ گاوسوار، خواجه محمد نعیم قوماندان امنیۀ کابل، میراحمد شاه رضوانی ، میر علی احمد ضیا ، میر علی احمد گوهرودیگران حضورفعال داشتند : گروپ عملیاتی تحت قوماندۀ خواجه محمد نعیم قوماندان امنیه برای دستگیری وقتل شاه محمود خان صدراعظم توظیف شده بود ، گروپ دوم تحت قوماندۀ میراحمد شاه رضوانی افسراردو به اشغال قصرشاهی موظف گردیده بود ،گروپ سوم تحت فرمان ابراهیم بیگ مشهوربه بچۀ گاوسواروظیفه داشت تا استیشن رادیوکابل را اشغال نموده ازسقوط رژیم شاهی واستقرار رژیم جمهوری اسلامی درافغانستان به رعیت ومردم اطلاع وازآنها دعوت به بیعت وفرمان بری ازرهبران ریاست جمهوری نماید . درصورت پیروزی کود تا علیه شاه محمود خان ، سیداسمعیل بلخی بحیث رئیس جمهور، خواجه محمد نعیم قوماندان امنیۀ کابل بحیث وزیر دفاع ، میر احمدشاه رضوانی افسراردو ، ابراهیم بیگ بچۀ گاوسوار هرکدام به وظیفۀ مهم درارگان دولتی درنظر گرفته شده واراکین دولت ازنخبگان سازمان اتحاد وهواداران آن برگزیده میشد ند فعالین سازمان اتحاد که دربین اردو، وزارت داخله وشبکه های استخباراتی(ضبط احوالات) مخفیا نه وماهرانه کارنموده نفوذ قابل ملاحظه یی یافته بود ند ، ازحما یت کامل مردم هزاره درکابل واقوام دیگرد رشمال افغانستان که دران زمان تورکستان گفته میشد برخور دار بودند. پلان کود تا توسط یک نفر بنام گلجان وردکی افشا گردیده عملیات کو د تا به اجرا درنیا مد ، جشن نوروزی مختل شد وکو د تا چیان یکی پی دیگری دستگیرگرد ید ند وبه زندان کشانیده شد ند . سید اسمعیل بلخی با روح مبارزه جوئی که داشت درجریان سپری نمودن 15 سال حبس خود ، سازمان دیگری را بنام( پیام اسلامی) درداخل زندان طرح ریزی نمود اما ابراهیم بیگ بچۀ گاوسوارسازمانی را بنام( قیام اسلامی) طرح کرد که نسبت تحریک آمیز بودن نام آن طرف قبول سید اسمعیل بلخی واقع نگردید که درنتیجه با گذشت زمانی ابراهیم بیگ به حکومت وقت خط تسلیمی داد وازسیاست ومبارزه علیه حکومت دست کشید اما سید اسمعیل بلخی با ارادۀ متین سیاسی برای مبارزه برضد استبداد باقی ما ند ودرسال1964که داکتریوسف ازملیت غیرپشتون وغیرخاندان سلطنتی بحیث صدراعظم افغانستان رویکارگردید ، سید اسمعیل بلخی اززندان آزاد شد. سید اسمعیل بلخی پس ازخروج اززندان صحت کامل قبلی خودرا بازنیافت با آنهم درحا لت علا لت مزاج ، سازمان سیاسی را که درزندان طرح کرده بود با اندک تغیر بنام (پیمان اسلامی) عملا به وجود آورد و میرعلی احمد گوهرغوربندی که شخص روحانی بود درصدر رهبری آن قرا گرفت ، سازمان سیاسی که (بنام قیام اسلامی) ازطرف ابراهیم بیگ بچۀ کاوسواردرزندان طرح شده بود بعد ها توسط میراحمد شاه رضوانی که افسر نظامی بود محوری برای تجمع مخفی وسری افسران مذهبی ضد استبداد گردید . درسال 1969میلادی اعضا وهواداران ( پیمان اسلامی وقیام اسلامی) متحد گردیده طی یک پلا تفورم مشترک درمقابله با مخالفین سیاسی ودولتی کارمیکردند وازاین طریق به پیروزی هائی دست یافـتـند . دراواخرسال 1968میلادی که نافرمانی ها از اراکین جمهوری دموکراتیک نوبنیا د افغانستان به تحریک وتشجیع مخالفان داخلی وخارجی آن درشرق کشوربروزکرد ، درمنطقۀ پسا وند وهزارستان [ هزاره جات] نیز سرکشی ها ازفرمان حکومت آغازگردید ودرماه جون 1979درمنطقۀ (ورس) گرد هم آئی بزرگی ازپیشگامان سیاسی مذهبی هزاره ها صورت گرفت که دراین گردهم آئی ، سازمانی بنام (شورای اتفاق اسلامی افغانستان )تا سیس گردید که آیت الله بهشتی بحیث رئیس ، حسین نصیری معاون وسید محسن مشهوربه (سید جگړن ) بحیث فرمانده افراد مسلح مربوط به این سازمان برگزیده شدند . دراوایل سال 1980میلادی که ببرک کارمل به قدرت رسید تمام اعضا وهوادران حزب دموکراتیک نوین که ازطرف مبارزان دیگر بنام شعله یی یاد میگرد ید ند درمناطق مرکزی افغانستان تشکل سیاسی خود را ایجاد نمودند درحالیکه شعله یی ها درسال 1979با سازمان سا ما که دررهبری آن مجید کلکانی قرار داشت متحد شده بودند ، ا ین گروه دربرخورد با قضا یا تـند رو وافراطی بود ند ورهنمای عمل شان نظریات جنگی وپارتیزا نی ما ئو ستو نگ رهبرانقلاب توده یی چین بود که درسال1949انقلاب کمو نیستی را به پیروزی رسانیده دولت توده یی خلق چین را تا سیس نموده با اتحاد کامل با شوروی به گفتۀ کمو نیست ها علیه امپریالیزم جهانی قرار داشت. درتاریخ سیاسی نشانه ها ئی وجود دارد که نشان میدهد اگر جوانان ومردم تحت استبدادبه شرایطی دست بیابند که امکان تشکل سیاسی وفعالیت هائی برای حق طلبی ورسیدن به حقوق مسلم دمو کراتیک شان فراهم گردد این گروه متشکل با تمام قضا یا با تـندروی سیاسی وعجلۀ غیر لزوم برخورد مینما یند وتلاش میکنند درکمترین فرصت بیشترین کاررابه نفع مردم انجام بد هند و ازاین سبب غا لباً ازشرایط عینی جامعه به پیش می تازند ومرتکب عمل ماجراجوئی وآوانتو ریستی میگرد ند ، آنها ئی که پسیف عمل مینما یند ازحکم شرایط عینی عقب میما نند وبه پسیفیزم واپرچو نیزم سقوط میکنند که تیوریسن ها وجامعه شنا سان هردوی این گروه را نسبت عدم درک درست ازاوضاع عمومی کشوروحکم شرایط عینی حا کم برجامعه ، پشت وروی یک سکه دانسته عمل ایشان را غیر مفید درمورد آوردن تغیرات سیاسی واجتماعی می پندا رند زیرا ماجرا جوها با حرکات نا معقول خود زمینه را برای سرکوب تشکل سیاسی وجنبش توده یی مساعد میسازند واپرچونیست ها با دنباله روی های کسل کننده ، تشکل سیاسی وجنبش توده یی رابه امراض پسیفیزم ( ترس ازقدرت حا کم )مبتلا ساخته ازراه مبارزۀ مستقل سیاسی برای رسیدن به آرمان عدالت اجتما عی ودمو کراسی منحرف مینما یند وگا هی اتفاق می افتد که رهبران دارای خصلت اپرچو نیستی با تطمیع شدن ازسوی قدرت حاکم عمداًپسیف عمل نموده زمینه را برا ی معا ملات سیاسی وبیع وشرا ع فراهم مینما یند که سرانجام حرکات آوانتوریستی واپرچونیستی هردو منجر به کورشدن راه مبارزۀ اصولی برای اعمال تساوی حقوق کلیه ساکنین کشورمیگرد د وبناءً درک تناسب منطقی مبارزه درمقابل قدرت حاکم یکی ازمهمترین اصل والیمینت ، به پیشبرد مبارزۀ جازم واصولی بیدون افتادن به چپ وراست(آوانتوریزم وپسیفیزم) بشمارمیرود که این درک بیدون آگاهی سیاسی لازم ازاوضاع کشوروجهان وبیدون سنجش نیروهای ارتجاعی فعال تحت الحمایۀ مستقیم وغیرمستقیم قدرت حاکم وبیدون تشخیص درست توانا ئی وعدم توانا ئی آن د رعمل مقابله وسرکوب، میسر نمیگرد د ، ازهمین سبب است که دررهبری یک سازمان سیاسی که درفش خد مت به مردم را به احتزاز درمی آورند وشعار دموکراسی سر میدهند نخبه ترین وآگاه ترین اشخاص دارای مفکورۀ سیاسی دررهبری سازمان سیاسی ویا حزب برگزیده میشوند واین رهبران سیاسی زمانی به خواسته های شان نزدیک میشوند وپیروز میگرد ند که تسمه های ارتباطی حزب با توده ها بصورت عمودی وافقی بصورت گسست ناپزیرتحکیم شده باشد . عبد العلی مزاری با درک این واقعیت سیاسی تاریخی پس از گفت وشنود با رهبران هفت تنظیم جهادی که مقرشان درپشاوربود درک نمود که بیدون تبارز با یک تشکل سیاسی ومقابله درمقابل حق تلفی وعمل غیردموکراتیک این تنظیم ها سهیم شدن درقدرت سیاسی کاریست مشکل! عبد العلی مزاری برای بسیج کلیه سازمان ها واحزاب سیاسی متعلق به اقوام هزاره اقدا مات وتبلیغا تی را براه انداخت وسرانجام کادررهبری ونخبگان نه سازمان سیاسی را دربا میان گردآورد که پس ازتبادل افکارمجموع این احزاب نه گانه به یک حزب واحد مدغم گردید که نام آ ن را گذاشتند که بعد ها به حزب وحدت مسمی گردید، مبارزان وپیشگا مان هزاره هاکه از1979تا هجوم حملات فاشیستی طالبان با سیستم فدرال گونه منا طق مربوط خودرا اداره میکردند برای تامین امنیت بهترتمام منا طق تحت نفوذ خودرا به نه حوزه وسی وشش منطقه تقسیم نموده بودند محترم انجنیر سخی اروزگانی نوشته است عبد العلی مزاری میگفت(ما تنها راه حل مشکل افغانستان را تشکیل یک حکومت فدرالی دراین سرزمین میدانیم ومعتقدیم که بیدون ایجاد یک ساختارفدرالی که تا مین کنندۀ خواست ها واهداف کلیه اقوام ،مذاهب وگرایش های سیاسی میباشد بحران افغانستان حل نخواهد شد )روشنفکران مترقی وتحول طلب تبلیغ مینمودند که درنظام فدرالی جاکمیت میراثی می میرد ،جای آن را حا کمیت انتخابی مردم میگیرد ، حکومت تک قومی وتک حزبی نا بود میگردد ، به جای آن فلورالیزم ملی وسیاسی رشد مینماید ، اختلافات برسربرتری قومی وشوینیزم به گورستان تاریخ سپرده میشود به جای آن همبستگی وهمدلی تبارز میکند ،اختلافات برسرتقسیم قدرت وتا مین عدالت وتساوی حقوق کمرنگ میشود وهمه چیز طبق ارادۀ اکثریت ملت سربراه میگردد، عبد العلی مزاری درتوضیحات روشنگرانۀ خود بارها به مستمعین خود گفته است که یگانه راه جلوگیری ازتجزیۀ افغانستان وحفظ همبستگی دایمی اقوام ساکن درافغانستان متساوی الحقوق گردانیدن آنان درتمام عرصه ها(سیاسی ،اقتصادی، فرهنگی)است واین آرزومندی وقتی جامۀ عمل می پوشد سیستم عادلانه که امروزدرجهان نتیجۀ مطلوب بار آورده است سیستم فدرالی است که بقسم سیتم دولتی درافغانستان پذیرفته شود . طبق تلاش های عبد العلی مزاری وجنرال دوستم بااحمدشاه مسعود درمورد تشکیل جبهه ضد دولت تفاهم صورت گرفت و سه قومندان عمده ، پرتوان وپرنیرو د رمناطق مرکزی ، شمال وشرق وغرب افغا نستان با این تفاهم دوستا نه ائتلاف نمودند تمام نیرو های این ائتلاف ازهرراه ودره وازهرکوه وکمر، بمثا به آب خروشان دریا ها بهم پیوستند وبه سیلا ب سیاسی مدهش و توفندۀ مهارناپذ یرتبدیل گرد یده ، گرده سواران رژیم دوکتورنجیب که با وجود حزبی متعهد بودن به تامین عدالت ، فاشیست مآ با نه ودیکتا تورمنشانه عمل میکرد ند درتلاطم این سیلا ب توفنده غرق شدند وهمه چیز را ازدست دادند ، دربیستم ماه اپریل 1992میلادی این سه شخصیت سیاسی ونظامی به قصد اشغال کابل وسایر نقاط افغانستان ، وزمینه سازی برای ورود حکو مت موقت مجاهدین که قبلا درشورای راولپندی اسلام آباد مشخص شده ودرپشاورمنتظرسیر حوادث افغانستان بودند در منطقۀ جبل السراج پروان تشکیل جلسه دادند ، احمد شاه مسعود ، جنرال دوستم وعبد العلی مزاری که هرسه بحیث فا تحان ولا یا ت شمال ، ولایات مرکزی ، ولایات غربی وشرقی افغا نستان ، دراجلاس جبل السراج نشست صمیمانه داشتند پس ازمفا هما ت لازم به فیصله هائی دست یافتند که چند نکتۀ آن قابل یاد دهانی است : به پیشنهاد عبدالعلی مزاری قرار شد اعلامیه یی خطاب به مامورین نظامی وغیرنظامی صادرگرد د که دران به انها اطمینان خاطر داده شود که مواخذه نخواهند شد ومورد عفوعمو می قرار خواهند گرفت تا مورال رزمی خودرا ازدست ندهند . درمورد سران تنظیم ها که درحکومت موقتی هرکدام دارای مسئو لیت های وظیفوی درجمهوری اسلامی نوبنیاد بودند موافقه صورت گرفت که باید آنها بعد ازفتح کامل وسقوط رژیم دوکتور نجیب به کابل بیا یند وظایف خورا اشغال نمایند . حکو مت موقت پس ازاشغال قدرت سیاسی درتامین امنیت جان ومال شهریان کابل وسایرمناطق افغا نستان را با ، به خد مت گرفتن نیرو های وفا داربه دولت مجاهدین تا مین نماید . حکومت موقت برای تا مین عدالت درسهیم گردیدن تمام احزاب وتنظیم های جهادی واسلامی برادری وبرابری را مراعات نماید .) پس ازفتح کابل ، صبغت الله مجد دی بحیث رئیس جمهورحکومت موقت ازراه جلال آباد بتاریخ بیست وهشتم ماه اپریل سال 1992به کابل مواصلت نمود که نیرو های فاتحان ، امنیت راه را گرفته بودند . صبغت الله مجد دی بعد ازیک هفته درجریان گفتارش ازتلویزیون کابل اعلام نمود که خلاف فیصلۀ پشاورواسلام آباد به حزب وحدت آنچه ازقدرت سیاسی تعین میشد که نشده است ، بتاریخ15ماه می1992عبد العلی مزاری با صبغت الله مجددی درارگ جمهوری ملاقات نمود ه خواسته ها وپیشنها دات خودرا ارایه نمود بعدا عبد العلی مزاری آنچه برایش وعده داده شده بود اعلام نمود وگفت که پنج وزارت وهشت کرسی ازشورا به حزب وحدت درنظر گرفته شده است ، اما آنها ئیکه ازسران تنظیم ها به این موافقت نامه مخالف بودند صف آرا ئی نظا می را آغازنموده آتش جنگ را درشهر کابل مشتعل ساختند که نخستین حمله با سلاح ثقیل ازطرف رسول سیاف یکی ازبنیاد گرا های اسلامی که درپغمان قرارگاه نظامی داشت بالای محلات مسکونی هزاره ها دردشت برچی ومنطقۀ افشارکه به حمایت ازحزب وحدت ورهبرمحبوب آن (عبدالعلی مزاری) بسیج گردیده بودند آغازگردید ونیروهای حزب وحدت به مقاومت ودفاع پرداختند ، حزب وحدت درکابل نیروی لازم دفاعی را دراختیارداشت وازحمایت بی چون وچرای تمام هزاره ها وتورک تباران برخورداربود وپس ازسقوط رژیم دوکتورنجیب فرقۀ 59 به حزب وحدت پیوسته بود وقسمتی ازفرقۀ 69 و نیمی ازقوای 15زرهدار نیز تحت فرمان حزب وحدت قرار گرفته بود . زمانی که نیروهای تحت فرمان وزارت دفاع به حمایت ازرسول سیا ف وارد جنگ شد نیروهای نظامی جنرال دوستم درکابل اندک بود با آنهم یکی ازقوماندا نهای معتبرجنبش ملی درکابل با حما یت ازحزب وحدت به منظورجلوگیری ازگسترش شعله های آتش جنگ اعلام نمود که جنگ را متوقف نمایند که درغیرآن به عواقب نا گوارمواجه خو اهند گردید به تعقیب این اعلا میه نیرو های تازه دم رزمی جنش ملی افغانستان به کابل رسید ، جنگ فروکش نمود ، دردهم ماه جون1992حکو مت مجاهدین مجبورگردیده و اعلام نمود که به حزب وحدت سه کرسی وزارت وسه کرسی شورا واگذار گردیده است اما جنگ بین تنظیم های جهادی که درپشاورباهم یکجا بودند نیز آهسته آهسته آغازگردیده تداوم یافت . درهمین آوان که عبدالعلی مزاری وهمکارانش با حمایت نیروهای جنبش ملی تا حدی ازاحساس اضطراب ونگرانی دورشده بودند طالبان حملات خودرا ازجنوب کابل آغازنموده آمادۀ هجوم قوی به کابل شد ند وبه مناطق تحت نفوذ حزب وحدت نیزحملا تی انجام داد ند اما به عقب زده شد ند ، قوماندا ن جنبش ملی درجریان گزارش به جنرال دوستم ازطریق مخابره گفته بود تمام نیرو های جنبش ملی وحزب وحدت دریک سنگر واحد قرار دارند وحملات دشمن را دفع میکنند .... جنرال دوستم میگوید روزهای دشواری بود وقتی با استاد مزاری تما س گرفته خواستم که او به محل امن تری منتقل گرد د استاد مزاری اظهارداشت من ملت ام را زیرآتش گذاشته رفتن بجای امن تررا برای خود زیبنده نمی بینم سرنوشت من با سرنوشت مردم گره خورده است . طالبان که مقا ومت بیش ازحد نیرو های حزب وحدت را درمقابل نیروهای سیاف ومتحدین نظامی او وجنگ شجاعانۀ افراد مسلح وفادار به عبدالعلی مزاری را مشاهده نموده بود ند به حیله های شیطانی متوصل گردیده بابه مزاری را به چهار آسیا مقرطالبا ن دعودت نمو دند وگفتند روی یک پلا تفورم مشترک که درآینده برای حزب وحدت وطالبان مفید واقع گرد د مذاکره صورت میگیرد، عبد العلی مزاری که شخص صادق وغیوربود با وجود مما نعت بعضی ازدوستان نزد یکش برای اینکه ترسو قلمداد نشود با دونفردیگر مردانه واربه مقر طالبان رفت . جنرال دوستم میگوید : همان روزی که استاد مزاری بنام مفاهمه با طا لبان به چهار آسیا حرکت کرده بودمن همراه استاد محقق با محمود مستری نما یندۀ خاص ملل متحد وهیئت اعزامی همراه او که ازطرف پاد شاه سابق (ظاهرشاه)اعزام شده بود ودرترکیب هیئت محترم عبد الا حد کرزی(پدررئیس جمهورکرزی)دوکتورستارسیرت ، سلطان محمود غازی، جنرال عبد الحکیم کتوازی حضورداشتند مصروف بودیم درهمان روز یک رول فیلم بدستم رسید به عجله به گوشه یی رفتم فیلم را به شعاع آفتاب گرفتم دیده شد که دستهای استاد مزاری را طالبان بسته وچند نفربه سر وروی آو چنگاوبودند من موضوع را با محمود مستری وهیئت اعزامی شاه طرح کردم تا راهی پیدا شود که استاد عبد العلی مزاری نجات داده شود اما افسوس که تلاش ها به جا ئی نرسید ! طالبان عبدالعلی مزاری ودونفر همرا هان اورا بنام اینکه به قندهار نزد ملا عمر می برند بتاریخ 22حوت مطابق(12مارچ 1995میلادی) درچهار آسیا به هلیکوپتر سوار کرده بعداً به شهادت رسانیده ودرمنطقۀ غزنی ازطیاره بیرون انداخته بود ند که تابوت بابه مزاری ازغزنی تا به با میان وازآنجا تا مزارشریف توسط جوانان هزاره ودوستانش دست بدست وشانه به شانه انتقال داده شده با مراسم شانداری با اعزاز واکرام به خاک سپرده شد روحش شاد باد ( ومن ا لله التوفیق)11 / 3 / 2008میلادی |
||
|
|
|
|
|
14:03 گرينويچ - پنج شنبه 06 مارس 2008 - 16 اسفند 1386
"معامله گر سلاح" روس در تایلند دستگیر شدیک مرد روس که ظن آن می رود بزرگترین معامله گر غیرقانونی سلاح در جهان است، در تایلند دستگیر شده است. پلیس تایلند می گوید که او را به اتهام تلاش برای خرید سلاح برای گروه چریکی فارک در کلمبیا دستگیر کرده است. ویکتور بات، بر اساس یک حکم جلب بین المللی در اتاقش در هتلی لوکس در بانکوک تحت بازداشت است. آقای بات، که به "سوداگر مرگ" مشهور است، قبلا درجه سرگردی در کا گ ب (سرویس امنیتی شوروی سابق) داشته است. او همچنین متهم است که در دهه نود میلادی در قاچاق اسلحه در آفریقای مرکزی و غرب آفریقا دست داشته است. گفته می شود آقای بات، 41 ساله، در اوایل دهه نود از موسسه نظامی مسکو فارغ التحصیل شده است. بنا به کتابی با عنوان "سوداگر مرگ: پول، تفنگ، هواپیما و مردی که جنگ ها را ممکن کرد"، آقای بات شبکه ای از شرکت ها را تاسیس کرده که از هواپیماهای نظامی باقی مانده از زمان شوروی سابق استفاده می کنند. با این که پلیس در کشورهای مختلف در مورد آقای بات تحقیق می کرده اند او هرگز به خاطر خرید و فروش اسلحه مجرم شناخته نشده است. نیروهای ارتش و پلیس کلمبیا روز اول مارس در حمله ای غافلگیرانه در خاک اکوادور رائول ره یس، یکی از رهبران گروه چریکی چپگرای فارک و 16 شورشی دیگر را به قتل رساندند که باعث قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور شده است. مطالب مرتبط : |
||
|
|
|
|
![]()
سرنوشت وارسا، در انتظار پیمان ناتو
خادم احمد – کابل
با اجرای حملات اخیر طالبان به ویژه، چندین حملۀ پی در پی انتحاری اخیر در ولایات قندهار، خوست و هلمند که طی آن نزدیک به 200 تن کشته و زخمی شدند؛ پیش بینی میشود که با آغاز سال نو و فرارسیدن فصل بهار، دامنۀ این گونه حملات گستردهتر و داخل ابعاد جدید و بحرانی گردد. در حال حاضر، طالبان قدرت و قواي جديدي يافتهاند و بعد از گذشت چندین سال از بركناري ایشان از قدرت، باز هم خشونتها در افغانستان به اوج خود رسیده است. قرار آمار و ارقام تازۀ ارایه شده در زمینه، تنها طی شش هفتۀ گذشتۀ سال نو میلادی، به تعداد 25 سرباز خارجی، بیش از 400 فرد غیرنظامی و در حدود 100 تن نیروی دولتی به شمول سربازان اردوی ملی و پولیس، در برخوردها و درگیرهای مسلحانه و بمهای تعبیه شدۀ کنار جاده و انتحاری، کشته شده اند که این آمار در تناسب با آمار تلفات موسم سرمای سالهای قبل که به طور معمول در آن میزان خشونتها و نبردها نسبت سردی هوا، کاهش مییابد، دو برابر را نشان میدهد. از سوی دیگر، به شمار عملیاتهای نظامی و بمباردمانهای هوایی قوای ایتلاف نیز، افزایش به عمل آمده است؛ با استناد به احصاییۀ روزنامۀ واشنگتن پست، شمار بمبهایي كه ناتو بر سر مردم بیدفاع افغانستان ريخته از ۸۶خوشه در سال ۲۰۰۴به سه هزار و ۵۷۲در سال ۲۰۰۷افزايش يافته و پیش بینی میشود که این ارقام در سال جاری با گرم شدن هوا، چندین برابر شود. اين آمار خود مويد اين واقعيت است كه فشار طالبان ظرف چند سال اخیر، شدت بيشتري کسب نموده، به نحوي كه نيروهاي بيگانه را وادار كرده، براي پيروزي در جنگ، شهروندان غيرنظامي را هم هدف قرار دهند. این در حالی است که با گذشت تقریبا 7 سال حضور همه جانبه چه در عرصۀ نظامی و سیاسی و چه در زمینههای دیگر از قبیل کمکهای فراوان مادی جامعۀ جهانی به افغانستان، روند اوضاع و حالات در این کشور، با گذشت هر روز از بد بدتر شده و رو به وخامت میگرایید، چندی قبل یاپ دوهوپ شفر منشی عمومی ناتو، طی نشست خبرییی، ضمن ابراز نگرانی از حملات بهاری طالبان، خاطر نشان ساخت، اعتبار آيندۀ ناتو به ماموريت افغانستان بستگي دارد. گذشته از این، جان کرادوک فرماندۀ کل نیروهای سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) در اروپا، با اذعان اینکه "سالی که در پیشرو داریم شاهد حملات گسترده و خونین طالبان در آن خواهیم بود" گفت، طالبان بیش از هر وقت دیگر تقویت گردیده اند. همچنان یک مقام دیگر ناتو، كارلوس برانكو" سخنگوی نيروهاي ايساف در افغانستان، هم با بیان اینکه، افغانستان با گرم شدن هوا و آب شدن يخ و برف، با موج جديدي از شورشهاي طالبان مواجه خواهد شد، ابراز نگرانی نموده و گفت، این مسأله، عملكرد و توانايي نيروهاي بينالمللي و ایتلاف را در تنگنا قرار ميدهد و روحیۀ سربازان را تضعیف میسازد. سربازان از خستگی رنج می برند و اقدام به خود کشی میکنند اوضاع جاری افغانستان، ارتش ناتو و امریکا را با چالشهای جدییی بحران زا، رو به رو ساخته است؛ گزارش های اخیر روزنامههای امریکایی و غربی به نقل از منابع ارتش امریکا، حاکی از خستهگی و بیماری روانی سربازان امریکایی در افغانستان و همچنان در عراق بوده که این روند موجب ازدیاد واقعههای خود کشی میان سربازان ارتش گردیده و این امر، باعث ایجاد نگرانیهای جدیدی در بین مقامهای امریکایی شده است.
22465uuuujjjjروزنامۀ امریکایی واشنگتن پست، در یکی از شماره های اخیر خود نوشت، "الیزابت وایت ساید" یکی از بیماران مبتلا به بیماریهای روحی که از جنگ افغانستان بازگشته، تلاش کرد بعد از ظهر 27 دسمبر 2007 خودکشی کند. این جوان 25 ساله به شمار بیسابقهیی از نظامیانی پیوست که پس از خدمت در افغانستان اقدام به خودکشی کرده و یا برای انجام آن تلاش کرده اند. واشنگتن پست در این گزارش خود، ضمن نشر این خبر، به بررسی پیش نویسی می پردازد که بر اساس آن، آمار خودکشی در بین نظامیان خدمت کننده در نیروهای مسلح امریکا را در سال 2007 از سال 1980 به اینسو، به بالاترین رقم نشان میدهد. بر پایۀ این بررسی، سال گذشته 121 نظامی امریکایی، خودکشی کرده اند که در مقایسه با سال 2006، 20 درصد افزایش داشت. از سوی دیگر، شمار سطح تلاش برای خودکشی یا خودزنی نیز در ارتش امریکا از زمان آغاز جنگ افغانستان، شش برابر افزایش داشته است. بر اساس ارقام ارایه شدۀ پنتاگون، سال گذشته در حدود دو هزار و 100 سرباز خودزنی یا برای خودکشی تلاش کرده اند که این رقم در سال 2002 ، 350 مورد بود . قرار این احصاییه، ارتش امریکا برای شمار بالای خودکشیها و موارد اختلالات ناشی از فشارهای روانی در بین نیروهای خود، آمادهگی نداشته و این در حالی است که جنگ افغانستان و نیز عراق، بیش از آنچه که انتظار میرفت، طول کشیده است. با نگاهی به سیر خودکشی در تاریخ امریکا میبینیم، این روند در زمانی که سربازان در جنگهای خارجی شرکت میکنند، کاهش داشته، اما این امر در سالهای اخیر که امریکا درگیر جنگ افغانستان و عراق بوده، به شکل عکس میباشد. چنانکه از سطح 9.8 مورد خودکشی در یکصد هزار سرباز خدمت کننده در سال 2001 ( پایین ترین رقم ثبت شده)، به رقم بیسابقۀ 17.5 خودکشی در هر یکصدهزارسرباز در سال 2006 ، رسیده است. همچنین اردوی بریتانیا که بعد از امریکاییها، بیشترین هدف حملات طالبان و مخالفان دولت افغانستان قرار میباشد، نیز با دشوارهای مشابهی مواجه است.
بر اساس تحقيقات انجام شده توسط روزنامۀ انگلیسی ديلي تلگراف ١٠ درصد از ميزان تلفات سربازان انگليسي بازگشته از افغانستان به دليل خودكشي است. همچنان براساس آمار وزارت دفاع بریتانیا تا ٣١ دسمبر ٢٠٠٦ حداقل 171سرباز بریتانیایی در جنگهای افغانستان و عراق كشته شدهاند كه از هر ١٠ مورد، مرگ يك مورد به دليل خودكشي بوده است. تا اين تاريخ ٨١ سرباز دیگری مربوط به ارتش بریتانیا كه حتا در عملياتها شركت نداشتهاند، نيز دست به خودكشي زدهاند. گذشته از این، دیلی تلگراف در یکی از شماره های دیگر خود، بر اساس اطلاعات وزارت دفاع بریتانیا می نویسد، که ارتش این کشور به دلیل بیماری و جراحات وارده به سربازان آن در افغانستان و عراق، کاملا از پا در آمده است. دیلی تلگراف در این گزارش، در ادامه خاطر نشان می سازد که از هر 14 نظامی بریتانیایی که به افغانستان و یا عراق اعزام میشوند، یک نفر از آنها به دلیل همین بیماریها و جراحات، قادر به انجام کاری نیستند. این روزنامه در ادامه میافزاید، وزارت دفاع بریتانیا، این یافته ها را درست یک هفته پس از آنکه یک کمیتۀ پارلمانی اعلام کرد که "فشارهای وارده بر ارتش برای انجام به تکالیف خود درعراق و افغانستان سبب شده، تا تعداد زیادی از افسران با تجربۀ اردو از سمتهای خود استعفا داده و اردو را ترک کنند." منتشر کرده است. بر همین اساس، چندی پیش نیز "دز براون" وزیر دفاع بریتانیا در گفتگو با یکی از نشریههای این کشور از طولانی شدن زمان عملیاتهای نظامی نیروهای بریتانیایی در عراق و افغانستان انتقاد کرده و اعلام داشت که حضور در عملیاتهای مداوم، توان نظامی بریتانیا را در آستانۀ نابودی قرار داده است. علاوه بر آن، سر"ریچارد دانت" لوی درستیز نیروهای بریتانیایی نیز، در گزارش محرمانهیی نوشته بود: نظامیان دیگر قادر به ادامۀ سطح فعلی عملیاتها نیستند و ارتش فاقد افراد کافی است؛ نیروها احساس بیارزشی میکنند و از خستگی در جنگ عراق و افغانستان، رنج میبرند. با این حال، وضعیت در افغانستان دردسر دیگری را در داخل امریکا، نیز ایجاد کرده و آن اینکه سربازان برگشته از جنگ، بر علاوه از خود کشی به کشتن هموطنانشان نیز دست میزنند، به نوشتۀ روزنامۀ امریکایی نیویارک تایمز ، نظامیان امریکایی بازگشته از جنگ افغانستان در وضعیت روحی و روانی بسیار بدی به سر میبرند، به طوری که اغلب این افراد پس از بازگشت از جنگ، اقدام به قتل هموطنان خود میکنند.
نیویارک تایمز با اعلام این مطلب، میافزاید: نظامیان بازگشته از افغانستان، به دلیل آنکه در زمان حضور در این کشور، شاهد کشته شدن زنان و کودکان بیگناه بوده اند؛ اغلب دچار بیماریهای شدید روحی-روانی شده اند و به همین دلیل برای فراموش کردن این مسأله، اغلب به مشروبات الکلی پناه میبرند. تحقیقات این روزنامه نشان میدهد که در سالهای گذشته 121 مورد قتل توسط نظامیان بازگشته از جنگ افغانستان و یا عراق، در امریکا رخ داده است. علاوه بر قتل نیز، گزارشهای دیگری از تخلفات این افراد گزارش شده، اما نگران کنندهترین این گزارشها دربارۀ اقدام نظامیان بازگشته از جنگ، در قتل هموطنان خود است. این در حالی است که یک سوم از افراد به قتل رسیده توسط نظامیان امریکایی بازگشته از فغانستان، همسران و یا نامزدان آنها و یا حتا فرزندان آنها بوده اند که تکان دهندهترین این قتلها مربوط به کشته شدن یک کودک دو ساله توسط پدرش است. ناتو در افغانستان شكست میخورد؟ با درنظر داشت آنچه گفته آمدیم، باید ابراز داشت که نگرانیهای موجود در خصوص اوضاع جاری افغانستان و پیامدهای ناشی از آن در بین سربازان غربی به خصوص امریکاییها و بریتانیاییها، اگر از یکسو بیباوریهای موجود نسبت به بهبودی اوضاع در افغانستان را قوت میبخشد و روحیۀ لرزان کشورهای عضو ناتو را بیش از پیش تضعیف میسازد، از سوی دیگر، به گمانهزنیها و رایزنیهایی که گویا ناتو در افغانستان شکست میخورد، نیز مهر تایید میگذارد. به هر صورت، آنچه مسلم است، این است که وضعیت در افغانستان واقعا به گونۀ دیگری به پیش میرود، روند اوضاع در این کشور از آنچه که امریکاییان و ناتو چند سال قبل توقع داشتند، بسیار دور است. جامعۀ جهانی جمع دولت افغانستان و جمع ناتو و امریکا همه در برابر چالشهایي كه در افغانستان فراروی شان قرار دارد، ناتوان بوده، این ناتوانی در این اواخر به سرحد یک شکست افتضاح آمیز و اجتناب ناپذیر نزدیک گردیده، شکستی که نخستين قربانی آن پرستیژ هیولایی امریکا و ناتو، به دنبال آن دولت با پایه های لرزان و وابسته به سرمايه و سرباز خارجی کرزی و در قدم سوم، ثبات و امنیت نسبتا استقرار یافتۀ افغانستان و منطقه، خواهد بود. تحلیل ها چنین می نماید که روزهای کمی برای روشن شدن نتایج برد و باخت در عرصۀ بازی شطرنج گونۀ افغانستان باقی مانده؛ گرچه یا ب دوهوپ شفر منشی عمومی ناتو طي سفر ناگهاني اخيرش كه فقط دو روز پيش به كابل صورت گرفت، با اطمينان مصنوعي خاطر نشان ساخت كه نگران شکست در افغانستان نیستیم، اما آنچه كه در واقع ميگذرد، با گفتههاي مقامهاي غربي و ناتو نه تنها که همگون نیست، بلكه بكلي متفاوت میباشد، هفتۀ گذشته يك موسسۀ مطالعاتي در لندن هشدار داد، ناتو در حالي كه بزرگترين عمليات نظامياش را در افغانستان به اجراء گذارده، اما در اين كشور در آستانۀ شكست قرار دارد. اين گزارش كه به وسيلۀ پايگاه انترنتي روزنامۀ گاردين منتشر شد، يافتههاي سالانۀ "موسسۀ مطالعات استراتیژيك لندن" IISS در آن باز تاب يافته است، گزارش همچنان خاطر نشان ساخت كه اين مسأله اعتبار ناتو را در بزرگترين عمليات نظامياش كه در افغانستان به راه انداخته است، از بين خواهد برد. به دنبال نشر اين گزارش روزنامۀ گاردين، پدي اشداون دیپلومات بريتانياييیی که دولت کابل حکم او را به عنوان فرستادۀ ویژۀ سازمان ملل در امور افغانستان، رد کرده بود، طي مقالهيي كه در روزنامۀ فايننشال تايمز به نشر رسيد، ضمن اعتراف به اینکه در شرایط کنونی شکست در افغانستان محتمل است، نوشت: ناتو در حال حاضر از فقدان راهبردی که مورد اجماع همه اعضای آن قرار گرفته باشد، رنج میبرد. گذشته از آن، يكي از روزنامه هاي غربي بنام وزگلاد نيز، در شماره هاي اخير خود ضمن ابراز نگرانی از این ناحیه، سرنوشت آیندۀ ناتو در افغانستان را همانند سرنوشت پیمان وارسا در سالهای دهۀ نود میلادی ترسیم مینماید و مینویسد، عمليات نظامي ناتو در افغانستان به رهبري امريكا با شكست كامل مواجه شده، تلاش واشنگتن براي جلب نظر كشورهاي اروپايي براي افزايش نيروهاي نظامي خود در افغانستان، موفقيت آميز نبوده و احتمالا به زودي امريكا نيز، مانند شوروي سابق در20 سال قبل، بدون نتيجه مجبور به ترك اين كشور شود. با در نظر داشت اين ديدگاه ها، چنين به نظر ميرسد كه اوضاع افغانستان بر خلاف آنچه كه ديپلوماتهاي غربي ميپندارند، نگران كننده است، چندي قبل كشور ناروي با توجه به افزايش خطر حملات مخالفان، سفارت خود را در كابل تعطيل كرد. همزمان با اين، گزارش محرمانهيي از وزارت داخلۀ افغانستان، به دست خبرنگاران غربي رسيد، مبني بر اينكه 15 نقطه، ممكن است هدف عمليات طالبان و القاعده در اين كشور قرار بگيرد كه از جملۀ آنان از دفاتر ديپلوماتيك كشورهاي بلژيك، هند، اندونيزيا، تركيه، فنلند، سويدن و البته ناروي نام برده شده بود. بدين ترتيب بسيار محتمل است كه عمليات نظامي ناتو در افغانستان به رهبري امريكا، با شكست كامل مواجه شود. چیزیکه واشنگتن و ناتو در ابتداء هرگز به این سادهگی انتظارش را نداشتند، اکنون واشنگتن تلاش ميكند، تا اوضاع را سر و سامان دهد؛ بنابراین از متحدان اروپايي خود خواسته است، تا نيروهاي بيشتري را به ويژه به مناطق جنوبي افغانستان، جایی که سربازان غربی شاید تلخ ترین روزهای زندهگی شان را از آنجا روی برگههای روزنامچۀ خاطرات خود ثبت نمایند، بفرستند. واقع نشد، رابرت گيتس وزير دفاع ايالات متحده در اين كنفرانس، گرچه با آب و تاب زياد وانمود ساخت كه اگر نیروها در افغانستان تقویه نشوند، فرجام آن شکست ناتو چیزیکه به تهدید اروپا خواهد انجامید را در بر خواهد داشت، ولي با آنهم دستاوردي را كه پاسخگوي نيازمندهاي كنوني امريكا در افغانستان باشد، به همراه نداشت؛ امريكاييان توقع داشتند كه طي اين كنفرانس پيمانهاي تازهيي از متحدان خود در خصوص فرستادن نيرو و تجهيزات به افغانستان، دريافت نمايند ، اما نتايج آن نهايت مايوس كننده بود. تا به امروز امريكايان سعي داشتند، با اتكاء بر توان نظامي خود در افغانستان از وضعيت وخيم به وجود آمده رهايي يابند، ولي با توجه به تشديد وخامت اوضاع، اين امر نیز ناممكن مینماید. در عين حال پنتاگون طرح ديگري نيز، براي افزايش نيروها و بودجۀ اختصاص يافته براي اين جنگ، در نظر ندارد. به عقيدۀ برخي كارشناسان، امريكا و ناتو وارد مرحلهیی از عمليات نظامي در افغانستان شده است كه 20 سال قبل شوروي سابق دچار آن شده بود. به نظر ميرسد كه ايالات متحده و پیمان ناتو نيز بعد از گذشت 2 الي 3 سال ديگر، مجبور به ترك اين كشور شوند، بدون آنكه به خواستههاي شان در آن رسيده باشند. با این حال، طوریکه دیده می شود، میزان بیباوریها و عدم همکاری بین کشورهای عضو ناتو، نیز افزایش یافته، برخی اعضای این پیمان چنانکه قبلا نیز به تذکر آن پرداختیم ، حاضر نیستند که نیروهای بیشتر به افغانستان بفرستند، که این مسأله باعث ایجاد شکاف عمیق و تنش های لفظی بین مقامهای امریکایی و برخی مقامهای اروپایی عضو ناتو گردیده است. از سوی دیگر، که با قدرت نمایي روزافزون طالبان، جنگ افغانستان فرسايشي شده و امريكا شاهد از دست دادن حمايت متحدان خود در اين جنگ است. روزنامۀ امریکایی لاس انجلس تایمز در این خصوص مینویسد، جنگ در افغانستان به گونۀ نامطلوبی به نفع طالبان در حال پيشروي است، "ناتو" در اين جنگ به دست و پا زدن افتاده و دولت "جورج بوش" از وضعیت در این کشور سراسیمه گردیده است. این روزنامه هشدار میدهد امریکا در آينده ناگزير خواهد بود، یا با از دست دادن متحدان خود، به تنهايي اين جنگ را اداره كند، ویا هم از افغانستان پا به فرار نهد، چیزیکه حیثیت افسانوی امریکا را با خاک یکسان میسازد. مردم امیدوار بودند اما...... به هر حال اکنون، چنین گمانهزنیها روز به روز شایعتر و دامنۀ آن گستردهتر میگردد، اما آنچه که مهم است، این است که چه چیزهایی باعث ایجاد چنین بیباوریها و نگرانیها گردیده است، در واقع به دنبال موافقتنامۀ بن و حضور گستردۀ نظامی و سیاسی جامعۀ جهانی در افغانستان، پیشبینی میگردید که همه طرفهای دخیل داخلی و خارجی در معضلۀ افغانستان دیگر صادقانه و مخلصانه گام خواهند برداشت و با درنظر داشت اوضاع و شرایط حاکم و واقعیتهای عینی جامعۀ افغانی، حرکت خواهند کرد. بنابراین، امید بر این بود که افغانستان دیگر از حیطۀ بحرانهای چندین ساله که در نتیجۀ آنهمه هستی مادی و معنوی آن به باد رفت، بیرون خواهد شد و یک فضای مطمین صلح و ثبات واقعی با مشارکت همه جریانهای موثر افغانی در این کشور استقرار و کار بازسازی این همه در و دیوارهای ویران شده و این جادههای سوخته در آتش جنگ و خشونت، آغاز خواهد شد، اما با تاسف که دولت افغانستان و جامعۀ جهانی با وجود حضور چندین ساله و گستردۀ خود در این کشور و با دسترسی به امکانات وفور، نه تنها که نتوانستند درصدی از این آروزها و آمالهای مردم افغانستان را بر آورده سازند، بلکه این کشور را بیش از پیش دچار بحران و تشنج ساختنتد، امروز ما شاهد بدترین روزهایی هستیم که ملت مظلوم افغانستان پشت سر می گذرانند، در هیچ یک از نقاط این کشور امنیت وجود ندارد، سرنوشت مردم این سرزمین اکنون هم تا حد زیادی به دست چپاولگران و آشوبگران رقم زده میشود، جنایتکاران جنگی، دزدان مسلح و قاتلان هزاران انسان معصوم و بیگناه امروز نیز، هرآن زندهگی مردم ما را با چالشهای جدی مواجه ساخته میتوانند، ادارههای دولتی چنان در کابوس فساد اداری فرورفته که هرگز نمیتوان زمینۀ اصلاح آنرا تصور کرد، فقر و بیکاری در جامعه بیداد میکند، قحطی و قیمتی در کشور به اوج خود رسیده است.
جامعۀ جهانی و دولت کابل نتوانستند، از چنان یک راهبرد و راهکاری استفاده نماید که موازی با ارزشها و واقعیتهای جامعۀ افغانی، پایه گذاری شده باشد، به جای اینکه با کشاندن مجرمان جنگی به پای میز محاکمه به داد و فریاد مردم ستمدیدۀ برسند، به تقویه وحمایت از آنان پرداختند، گروههای منفور و جنایت پیشه را باردیگر بر سر و مال این ملت حاکم ساختتند و همواره با به کارگیری از توپ، تفنگ و ریختن بمهای هر چه سنگینتر بالای مردم بیگناه و مظلوم، دامنۀ بدبختی و بحران را در افغانستان گسترده و ابعاد آنرا وخيمتر ساختند. این تنها کاری نیست که باید انجام داد
آنچه گفته آمدیم، همه عواملی اند که فرجام آن به شکست ناتو، ناکامی جامعۀ جهانی و دولت کابل، قسمیکه امروز در مورد آن رایزنیها وجود دارد، خواهد انجامید، اما در زمینه راههایی نیز وجود که اگر ناتو و امریکاییان به آن، چنانکه دیپلومات برجستۀ بریتانیایی اشداون نیز پیشنهاد مینماید، توسل جویند، کم از کم به سراغ راههای بیرون رفت آبرومندانه از این بحران خواهند رسید. پدی اشداون دیپلومات بریتانیایی در این زمینه، ضمن ارایۀ مشوره های سودمند، به ناتو و امریکا، پیشنهاد مینماید كه ما هنوز جنگ را در افغانستان نباخته ایم، اما اگر دست به کار تحول در استراتیژی خود، چيزيكه مقامهاي ناتو و امريكا هيچگاه در پي انجام آن نيستند، نشویم، اين نبرد را خواهیم باخت. او میگوید، ما نیاز به یک استراتيژییی داریم.كه همگام با شرايط عيني جامعۀ افغاني باشد، نه دموکراسی غربی و امریکایی. اشداون، طرح افزایش نیرو را که امریکا و ناتو بر آن پافشاری میورزند، تنها گزینۀ حل مشکلات افغانستان نمیداند و ياد آور میشود: "این تنها کاری نیست که باید انجام داد" وی، در ضمن سه محور اساسی امنیت، دولت و حقوق را كه جامعۀ امروزي افغانستان از فقدان آن سخت رنج ميبرد، به عنوان اولویتهای امور مربوط به افغانستان نام میبرد و میافزاید: "ما، به عنوان جامعۀ بینالملل باید به عنوان اولویت نخست، توجه خود را بر روی تامین ضرورتها متمرکز سازیم، نه به برآوردن آمال و آرزوها. " نامبرده، ضمن تاكيد بر روند بازسازي افغانستان كه در مدت هفت سال گذشته به آن چندان توجهي صورت نگرفته، میگوید "کشورهایی که در امور افغانستان نقش دارند، باید در وهلۀ نخست بهبود کار دولت را سرلوحۀ وظایف خود قرار دهند، تا مقدمات کار برای سایر برنامههای آينده، نیز فراهم شود." همچنان موسسۀ مطالعاتی رند، در این اواخر طی نشر کتابی بنام "جنگ با ابزارهای دیگر" ضمن انتقاد از استراتیژی امریکاییان و ناتو در افغانستان به آنها مشوره میدهد که جنگ افغانستان از نواقص جدی در تواناییهای امریکا برای مقابله با طالبان پرده برداشت. در کتاب تصریح گردیده است، امریکا و ناتو به جای تکیه زیاد بر عملیات نظامی، باید هر چه بیشتر بتواند توانایی کشورهای تهدید شده را برای حمایت از مردم خود تقویت کند. در این کتاب آمده است: امریکا پس از سالها تلاش دربرقراری امنیت در افغانستان، با مشکلاتی رو به روست. در نتیجه این سوال مطرح میشود که امریکا چگونه تواناییهای خود را برای مقابله با مخالفان بهبود دهد. مولفان کتاب همچنین با ارایۀ راهکارهایی همانند سرمایه گذاری، تغییرات جدی در پالیسیهای گذشتۀ خود در قبال افغانستان میتواند تواناییهای خود را در مقابله با ناامنی بهبود بخشد. بنابراین، درپایان، با اتکا به باورهای اشدوان و یافتههای موسسۀ رند در این مورد، باید گفت که اگر جامعۀ جهانی و پیمان ناتو در راس آن ایالات متحدۀ امریکا، رویکردها، راهبردهای گذشتۀ خود در مورد افغانستان را، مورد بازبینی قرار ندهند و به راهکارهایی شامل نکاتي چون قبول واقعيت هاي عيني جديد افغانستان و عدم پيشگيري سياست هاي فاجعه ساز و بحران زا که تمام پل هاي ارتباطي و اعتماد مردم با دولت افغانستان را قطع ميکند، متوسل نشوند و عطف توجه به بازسازي، انکشاف و ساختن جامعة مدنيیی که قابل هضم در جامعۀ سنتي افغانستان باشد، صورت نگيرد. باز هم جواب مشت را با مشت که نشانۀ گريز از مسووليتها و کم آوردن منطق و تسليم شدن به خشونت است، بدهد، دور نخواهد بود، این پیشبینیها که ناتو در افغانستان شکست میخورد، جامه عمل بپوشد و به یک واقعیت انکار ناپذیر مبدل شود که نخستین قربانی آن، پرستیژ و حیثیت نظامی و سیاسی ناتو و امریکا و به دنبال آن دولت کابل و فراتر از آن صلح و ثبات منطقه و جهان خواهد بود. ( چهارم مارچ۲۰۰۸م) (پایان)
|
||
|
|
|
|||
|
اول مارچ 2008 - 11 اسفند 1386 بی بی سی
حسیب عمار
در قاهره تعیین نخستین زن عاقد نکاح در مصر
در مصر برای نخستین بار یک خانم به عنوان "مأذون شرعی"، یا متصدی عقد نکاح، تعیین شده است. امل سلیمان عفیفی سلیم ۳۲ ساله اکنون مأذون شرعی ناحیه دوم شهر قنایات در استان شرقیه، واقع در۹۰ کیلومتری قاهره است. او در چهار ماه گذشته با ده مرد برای بدست آوردن این مقام رقابت داشت، و سرانجام دادگاه خانواده در این استان به نفع او رای داد. مزیت اصلی خانم امل در رقابت با این ده مرد، داشتن مدرک کارشناسی ارشد حقوق بود که آنان ندارند. سابقه ندارد که در کشوهای عرب مسلمان یک زن به طوررسمی وظیفه عقد کننده نکاح را به عهده بگیرد. و همین امر موجب شد تا واکنشهای علمای مسلمان و مردم عادی مصر نسبت به تعیین این خانم ضد و نقیض باشد. تأیید مفتی اعظم مصر دکترعلی جمعه مفتی اعظم مصر در رأس کسانی قرار دارد که از این انتصاب دفاع کرده، و فتوای رسمی در این زمینه صادر کرده است. استدلال او و همفکرانش برپایه مذهب امام ابوحنیفه، یکی از چهار امام معتبراهل تسنن، استوار است. در مسائل شرعی مربوط به خانواده، مذهب حنفی مرجع اصلی قانون گذاری درمصراست. به موجب رای راجح و معتبر در این مذهب، یک زن بالغ و دانا، در امر ازدواج می تواند ولی امر خود، و ولی امر شخص دیگری نیز باشد. همانطور که این یک حق مسلم او است که وکیل خود را در هنگام عقد نکاح، خودش انتخاب کند. بنابراین اگر از چنین حقوقی برخوردار است، به طریق اولی این حق را دارد که نکاح دیگران را نیز عقد کند. اما به شرط اینکه از مسائل مربوط به ازدواج وعقد نکاح آگاهی کامل داشته باشد وعدالت را در کار خود مراعات کند. افزون بر این در قرآن یا حدیث پیامبر و حتی متون فقهی تصریح نشده که زن نمی تواند این وظیفه را به عهده داشته باشد. "بدعت، خلاف عرف و شرع" درمقابل، مخالفین این کار را خلاف شرع و عرف دانسته و آن را بدعت خوانده اند. زیرا در متون کهن اسلامی بر جواز این کار برای زن تصریح نشده است. همچنین عرف در کشورهای مسلمان این بوده که مردم در طول قرون متمادی تنها مرد را دیده اند که نکاح را عقد کرده، و عرف در برخی موارد یکی از مراجع قانون گذاری در شریعت اسلامی است. مخالفین ازموانع شرعی دیگری نیز یاد می کنند. از جمله اینکه درمجلس عقد نکاح حضور مردان بیش از زنان است. و مأذون شرعی وظیفه دارد که برای حل مسائل طلاق و اختلافات زن وشوهر به مجالسی برود که بیشتر مردها در آن حضور دارند، با اعضای خانواده هردوطرف صحبت کند، و به نظرهای هر دو طرف به دقت گوش دهد. به عبارت دیگر سر و کار او بیشتر با مردها است. بنابراین زنی که این وظیفه را انجام می دهد، مورد توجه مردهای نامحرم قرارخواهد گرفت، و موارد خلاف شرع پیش خواهد آمد. مانع دیگری که مخالفین به آن اشاره می کنند عادت ماهیانه زنان است. به گفته آنان اگر زن در زمان عادت ماهیانه اش باشد، چگونه می تواند خطبه نکاح را که حاوی آیات قرآن است بخواند، و به مسجد که محل معمول عقد نکاح است، برود. "نقش موثر زن" اما خانم امل می گوید او شرعا مجبور نیست برای عقد نکاح به داخل مساجد برود، و مانعی وجود ندارد که این کار را در خانه یا دفتر خود، و جایی که خلوت شرعی پیش نمی آید، انجام دهد. همچنین شرط نیست که او شخصا خطبه نکاح را بخواند. و می تواند کس دیگری را، که از نگاه شرعی مورد اعتماد باشد، به کارمکلف کند. وظیفه او این است که تنها نکاح عقد کند و این کار دشواری نیست. خانم امل می افزاید به عنوان یک زن می تواند در حل اختلافات خانوادگی، مسائل طلاق و جلوگیری از گسستن روابط میان زن وشوهر، نقش سازنده ای داشته باشد. همچنین او تلاش خواهد کرد تا خانواده ها را به پایین آوردن مهر و کاهش دادن مصارف ازدواج تشویق کند. شهرت، اجبار، و اشتیاق برخی روزنامه ها و سایت های اینترنتی عربی زبان، خانم امل را متهم کرده اند که بیشتر به دنبال شهرت است تا بدست آوردن این وظیفه و کسب حقوق زنان. چون وظایف غیر جنجالی دیگری نیز وجود دارند که او می تواند آنها را برعهده بگیرد. چرا مشخصا دنبال این وظیفه را گرفته است. خانم امل، که متأهل است و سه فرزند دارد، در پاسخ به این انتقاد به یک روزنامه مصری گفته است پس ازآنکه نتوانسته وظیفه ای درخور خود، به عنوان دارنده مدرک کارشناسی ارشد، در دولت بدست آورد، به وظیفه "مأذون شرعی" تن داده است. اما اگر بدست آوردن عنوان نخستین "مأذون شرعی" زن، امل سلیمان را خشنود کرده باشد، یک زن دیگر را شاید ناراضی کرده باشد. خانم امل تنها چهار ماه انتظار کشید تا دادگاه به نفع او رای دهد، اما عبیرحسین عبدالسید، چهار سال است که مشتاقانه در انتظار حکم یک دادگاه در قاهره است، تا این وظیفه را بدست آورد. خانم عبیر که مدرک کارشناسی دارد، پیش از صدورحکم به نفع امل سلیمان، در گفتگو با یک روزنامه مصری اظهارتعجب کرده بود که زن دیگری می خواهد نخستین مأذون شرعی زن در مصر باشد. خانم عبیر گفته بود که این حق اوست، و این رویای او بوده که مأذون شرعی شود، و تا زمان تحقق این رویا به تلاش خود ادامه خواهد داد. مدافعان حقوق زنان ازگماشتن یک زن درمقام عاقد نکاح به عنوان گامی در راستای کسب حقوق بیشتر زنها، استقبال کرده اند. اما در مقابل، برخی منتقدین اجتماعی با توجه به روح محافظه کارانه حاکم بر جامعه مصر، بعید می دانند که قرار گرفتن یک زن دراین مقام مورد پسند و قبول مردم قرار گیرد. مطالب مرتبط: خلوت زن و مرد چند همسری دیده بان حقوق بشر: زنان چند همسری خشم 'استاد'؟ موانع فرهنگی |
||||
|
|
|
|
|
خطاب به وزیرضد فرهنگ با تروریست هر کی در جنگ است جنگ تو با زبا ن و فرهنگ است ضد اسلام گفتی "دانشگاه" گفتی دانشکده به ما ننگ است "فارسی" گفته ای که بیگانه است "ای به قربانت، این چی نیرنگ است "؟ یاوه هایت زجهل ونا د ا نیست؟ یا که محصول باده وبنگ است ؟ برد گی میکنی به حضرت بوش یا که آیینه ات پر از زنگ است ؟ چی وزیری کزان دها ن عفن هر چی گویی نفاق آهنگ است ؟ از چی در چشمت ای وزیر فخیم جنس قند وقروت یک رنگ است ؟ تک زبانی د لیل و حد ت نیست راه وحد ت دراز و پر سنگ است کی توانی رسی به این منزل چونکه پیداست پای تو لنگ است گر تو طالب نه ای بگو زچی رو ززن وعکس هم ترا ننگ است ؟ کس ند یده است از تو لبخندی تا وزارت ترا فرا چنگ است از چی در هر زمان وهر محفل چهره ات دایما پر آژنگ است ؟ ریگ داری درون چپلی خود یا که تنبان تو بسی تنگ است ؟ هر که بیند به عکس تو گوید این وزیر است یا که ا لد نگ است ؟ بیش ازاین ای وزیر بی فرهنگ چی بگویم که قا فیه تنگ است! شعر از ربانی بغلا نی ( اقتباس شعر ازسا یت آریائی) اقتباس عکس وزیر ازویبلاک خانم ثریا بها ء ( لینک ویبلاک :خانم ثریا بهاء) |
||
|
|
|
||
|
|||
|
|
|
||||
|
13:58 گرينويچ - شنبه 08 دسامبر 2007 - 17 آذر 1386 بی بی سی علیرضا کرمانی انتخابات شفاف یا انقلاب نارنجی؟در بین تحلیلگران مسایل پاکستان، پس از اعلام وضعیت فوقالعاده از سوی ژنرال پرویز مشرف، کمتر کسی می توانست با خوش بینی قاطع بگوید که او خواهد توانست تا همین اندازه بر بسیاری از چالشهای پیش روی خود چیره شود. پیش ازاعلام وضعیت اضطراری (3 نوامبر)، ربوده یا تسلیم شدن دهها تن از نیروهای نظامی در مناطق قبایلی شمال غرب پاکستان به دست طالبان محلی که بسیاری آنرا نوعی "تحقیر ارتش" پاکستان خواندند، خشونتهای فزاینده در نقاط مختلف پاکستان، انفجارهای انتحاری و کشته شدن نزدیک به یکصد و پنجاه تن در کراچی در جریان ورود بینظیر بوتو، نخست وزیر سابق و رهبر حزب مردم پاکستان (18 اکتبر) و از همه مهمتر، رویارویی دادگاه عالی پاکستان با آقای مشرف و احتمال تایید نشدن انتخاب آقای پرویز مشرف بهعنوان رییس جمهور، همه و همه گویای اوضاع ملتهب و روبه فروپاشی سیاسی در پاکستان بود. با اعلام وضعیت فوق العاده، خواسته یا ناخواسته، شرایط به گونه ای پیش رفت که نه تنها ژنرال مشرف، بلکه همه دیگر نیروهای سیاسی در صحنه نیز به ناگزیر روی ترازوی وزن کشی رفتند تا نشان داده شود هر یک تا چه اندازه نفوذ و توان برای اثر گذاری دارند. وکلا و ژنرال در نخستین گام پس از اعلام وضعیت اضطراری، آقای پرویز مشرف، در یک پیام تلویزیونی، به انتقاد از دیوان عالی پاکستان پرداخت و گفت: "نهاد قضایی کشور با دخالت در امور حکومتی و اجرایی، مانع از کارکرد درست دولت برای حفظ ثبات کشور شده است." پس از آن، دادگاه عالی پاکستان با رای هفت تن از قضات، حکم به تعلیق دستور رییس جمهوری واعلام وضعیت فوقالعاده داد؛ اما دولت بلافاصله این تصمیم دادگاه عالی را رد کرد. یک سخنگوی دولت پاکستان به خبرگزاریها گفت: "تصمیم دادگاه عالی قابل اجرا نیست؛ زیرا قانون تصریح می کند که هیچ دادگاهی نمی تواند وضعیت اضطراری را به چالش بکشد." همزمان قاضی افتخار محمد چودری ، رئیس دادگاه، از سوی ژنرال برکنار شد و در روزهای بعد، او به همراه گروه دیگری وکلا و سیاستمداران پاکستانی بازداشت شدند. قضات جدید دادگاه عالی مراسم تحلیف بجا آوردند و چندی بعد این دادگاه انتخابات ریاست جمهوری (شش اکتبر) را که در آن آقای مشرف پیروز شده بود، رسمیت بخشید. هر چند پس از اعلام وضعیت فوق العاده، وکلا و روزنامه نگاران در چندین شهر تظاهرات و گردهم آییهایی برپا کردند، اما با مقابله پلیس و نیروهای شبه نظامی روبرو شدند و با بازداشت پی در پی شمار بیشتری از آنان، تب وتاب مبارزه جویی از سوی این نیروهای سیاسی تا حد زیادی فروکش کرد؛ نیروهایی که بیشتر در میان روشنفکران و فعالان حقوق بشر پایگاه دارند، اما از توان بسیج مردمی چندانی شاید برخوردار نباشند. اکنون آقای مشرف لباس نظامی را از تن بیرون آورده و اعلام کرده است که انتخابات پارلمانی برای مجلس ملی و مجالس ایالتی، روز هشتم ژانویه (هجدهم دی ماه) "آزاد و عادلانه" برگزار خواهد شد. او همچنین اعلام کرده که بزودی وضعیت فوق العاده را لغو خواهد کرد. همزمان عملیات ارتش در نقاط مختلف علیه ستیزه جویان تندرو اسلامی ادامه دارد و گزارشها برای مثال از سوات در شمال پیشاور حاکیست که ارتش پاکستان "تقریبا تمام جنگجویان طرفدار طالبان" را از منطقه بیرون رانده است. احزاب کوچک "مجلس متحده عمل" که خود از حزبهای "جماعت اسلامی پاکستان" به رهبری "قاضی حسین احمد"، "جمعیت علمای اسلام" یا " جمعیت العلما" به رهبری "مولانا فضلالرحمان" و چند حزب اسلامی کوچکتر تشکیل شده است، در دوره پیشین مجلسهای ملی و محلی، با پشتیبانی حزب حاکم هوادار آقای مشرف توانست در دو ایالت سرحد و بلوچستان کرسیهای زیادی را بدست آورد. پس از اعلام وضعیت اضطراری در پاکستان، هر چند رهبران احزاب تشکیل دهنده مجلس متحده عمل مخالف خوانیهایی کردهاند، اما نتوانستهاند دست به اقدامی جدی بزنند و هم اینک نیز بر سر شرکت در انتخابات پیش رو یا تحریم انتخابات، اختلاف نظر جدی در میان آنان وجود دارد؛ در حالیکه جماعت اسلامی انتخابات ژانویه را تحریم کرده است، موضع جمعیت علمای اسلام در قبال انتخابات ضد و نقیض است؛ ضمن اینکه هم قاضی حسین احمد و هم مولانا فضلالرحمان، هر یک به نوبه خود در روزهای گذشته تلاش کرده اند در برابر ازدست دادن حمایتهای حزب حاکم، به حزب مردم خانم بوتو نزدیک شوند. از سوی دیگر، "حزب تحریک انصاف" به رهبری "عمران خان"، بازیکن سرشناس کریکت که ورزش محبوب پاکستانیهاست، بیشتر درمیان دانشجویان پایگاه دارد و همچنین است وضعیت "حزب ملی عوام پاکستان" به رهبری " اسفندیار ولیخان" که تنها در میان قبایل پشتون از نفوذ برخوردار است. نفوذ این احزاب کم و بیشتر منطقه ای است. نواز شریف و حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) بی گمان، یکی از بازیگران بزرگ صحنه سیاسی پاکستان، محمد نوازشریف است که رهبری حزب مهم مسلم لیگ (شاخه نواز) را برعهده دارد. آقای نواز شریف که صلاحیتش برای شرکت در انتخابات از سوی کمیسیون انتخابات رد شده است، ضمن تهدید به تحریم انتخابات، اما هنوز از اعلام قطعی تحریم از سوی حزبش خودداری کرده است. اگرچه او به صراحت گفته است درخصوص رد صلاحیتش استیناف نخواهد کرد. در جریان نشست مشترک مطبوعاتی با خانم بوتو، در روز سه شنبه چهارم دسامبر (۱۳ آذر ماه)، آقای شریف گفت: "ما خواستار تحریم انتخابات نیستیم، اما رفتار دولت ما را ناگزیر به اتخاذ چنین سیاستی میکند." همانگونه که بسیاری از ناظران مسایل پاکستان معتقدند به نظر نمی رسد بدون همراهی حزب خانم بوتو، تحریم انتخابات از سوی حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) از کارایی چندانی برخوردار باشد و اینرا شاید سیاست مداری کهنه کار چون آقای شریف بخوبی می داند. بازیگری بنام بینظیر بوتو "حزب مردم ناگزیر است در انتخابات هشتم ژانویه ۲۰۰۸ شرکت کند"؛ این را خانم بینظیر بوتو می گوید؛ اگرچه بر اساس گزارشها او در نشستی با آقای شریف به تفاهمهایی برای مقابله مشترک با آقای مشرف رسیده است. او در یک کنفرانس خبری در پیشاور گفت: " اگر ما انتخابات را تحریم کنیم، به مشرف این امکان را خواهیم داد تا با کسب دو سوم اکثریت در پارلمان، به حالت فوق العاده اعتبار ببخشد." از چندین ماه گذشته تا کنون، هم آقای پرویز مشرف و هم مخالفان، تلاش کرده اند بهگونه ای همراهی خانم بوتو و حزب مردم را بهدست بیاورند؛ چهرهای که هم از محبوبیت نسبی داخلی و هم مقبولیت خارجی در نزد متحدان اصلی پاکستان برخوردار است. مذاکرات پشت پرده آقای مشرف و خانم بوتو بود که راه را برای بازگشت خانم بوتو به کشور در اواخر ماه اکتبر آماده کرد. این مذاکرات گفته می شود از حمایت آمریکا و بریتانیا نیز برخوردار بود. انجام این مذاکرات بین خانم بوتو و ژنرال مشرف انتقادهایی را از سوی حامیان خانم بوتو بهمراه داشت. همزمان آقای مشرف، با امضای سندی بنام "فرمان آشتی" که همه سیاستمداران فعال در سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۹ را مشمول عفو میسازد، راه را برای تقسیم قدرت با بینظیر بوتو، هموار کرد. اما در میان اعضای حزب حاکم مسلم لیگ (شاخه قائد)، همواره مخالفتهایی با تقسیم قدرت وجود داشته است و دارد. چشمانداز انتخابات ژانویه در اواسط تابستان گذشته و در یک نشست بسیار مهم حزب حاکم، شجاعت حسین، رییس پارلمانی حزب پیشنهاد کرد: "دولت براى این که بتواند در انتخابات بعدى موفق باشد باید با سایر احزاب تعامل داشته باشد." برخی از ناظران این گونه اظهارات را تلاش حزب حاکم برای نزدیکی به احزاب دیگر در کشور و در نتیجه تلاش برای وسیع تر کردن محبوبیت پایه های قدرت حزب حاکم و آقای مشرف تلقی کردند. البته از آنزمان تاکنون با توجه به تحولات عدیده ای که در صحنه سیاسی پاکستان صورت گرفته است بخصوص اعلام وضعیت فوق العاده، مشکل است که بتوان گفت که آیا حزب حاکم و آقای مشرف و یا احزاب دیگر با آقای مشرف، در کل اکنون تا چه اندازه قادر به تعامل با یکدیگر هستند. به نظر می رسد اگر آقای مشرف و حزب حاکم دست کم به نوعی توافق بر سر تقسیم قدرت با حزب خانم بوتو، به نوعی (شاید غیر مستقیم) با حزب آقای شریف و در همین چارچوب با احزاب کوچکتر دیگر برسند، آقای مشرف بتواند به انتخابات چهره ای دموکراتیک و عادلانه ببخشد. در غیر این صورت بحران عدم مشروعیت و مقبولیت همچنان پایدار خواهد ماند و دور از ذهن نیست که شرایط به گونه ای پیش برود که آقای نواز شریف و خانم بوتو از آن به عنوان انقلاب نارنجی در پاکستان نام می برند. البته نکته ای که می توان با صراحت گفت آن است که علیرغم اظهار نظرهای مختلف مقامات احزاب مختلف پاکستان درخصوص انتخابات ژانویه، این احزاب گزینه های خود را باز نگه داشته و منتظر تحولات آتی هستند. مطالب مرتبط:
'وضعیت فوق العاده' پاکستان |
|||||