|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
17:03 گرينويچ - يکشنبه 13 آوريل 2008 - 25 فروردین 1387
اسرائیل متهم به شکنجه روانی فلسطینیان
یک گروه حقوق بشر در اسرائیل، مقام های این کشور را متهم به شکنجه روانی فلسطینیان بازداشتی کرده است. این گروه حقوق بشری در گزارش هشتاد و سه صفحه ای خود گفته است که اسرائیلی ها، بازداشتیان فلسطینی را تهدید به اقدام علیه نزدیکان و خانواده هایشان در صورت عدم همکاری با پلیس می کند. در گزارشی که امروز در اسرائیل منتشر شد، کمیته عمومی علیه شکنجه در اسرائیل، شش مورد را بیان کرده که در آن به بازداشت شدگان فلسطینی گفته شده بود که اعضای خانواده آنها بازداشت شده، در حالی که این خبر صحت نداشت. همچنین مواردی بوده که اعضای خانواده بازداشت شدگان بدون تفهیم اتهام بازداشت شده اند. در یک مورد، یک بازداشتی فلسطینی پس از آنکه از سوی نیروهای امنیتی پلیس شنید که پدر و همسرش بازداشت و شکنجه شده اند، دست به خودکشی زد. به گفته این گروه حقوق بشری اسرائیل، در این مورد، این فلسطینی در کرانه غربی به اتهام عضویت در گروه های شبه نظامی بازداشت شد. به دنبال بازداشت او و انتقال به زندان، این فلسطینی از طبقه دوم ساختمان پدرش را دید که کت زندان بر تن دارد. این زندانی فلسطینی ابتدا از طریق کوبیدن مداوم سر خود به میز و دیوار و سپس حلق آویز کردن خود با ژاکت سعی کرد، خودکشی کند. سال پیش دادستان کل اسرائیل استفاده از چنین روش هایی را در هنگام بازجویی به کل ممنوع اعلام کرد. این گروه حقوق بشری اسرائیل گفته است که اسرائیل از این روش برای بازجویی و گرفتن اطلاعات از فلسطینی استفاده می کند و علی رغم ممنوعیت استفاده از این روش ها، این اقدام کماکان ادامه دارد. سرویس امنیت داخلی اسرائیل، شین بت در بیانیه ای استفاده از این روش ها در هنگام بازجویی از فلسطینی ها را تکذیب کرده است، اگرچه رئیس بخش تحقیقات شین بت در پارلمان اسرائیل گفت در یک مورد که کمیته عمومی علیه شکنجه در اسرائیل بیان کرده، نیروهای امنیتی به اشتباه، سعی کردند تا به زندانی از طریق خانواده اش، فشار بیاورند. کمیته عمومی علیه شکنجه در اسرائیل، یک گروه حقوق بشری مستقل در اسرائیل است و موارد شکنجه در اسرائیل را زیر نظر دارد. دو گروه حقوق بشری اسرائیلی مه سال پیش نیز اسرائیل را متهم به بدرفتاری و در برخی مواقع شکنجه جسمی فلسطینیان کردند. مطالب مرتبط:
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
بېنوا ټکئ کام benawa.com
۱۰ /۰۴ /۲۰۰۸میلدی هندۍ مور په خپله عجيب الخلقه لور
افتخار کوي
د هند په "سايني سانپورا "ښار گوټي کې زيږيدلي يوه عجيبه الخلقه نجلۍ اوس د خپل بی وزله فاميل لپاره د پيسو تر ټولو يوه عمده سرچينه بلل کيږي .دا نجلۍ چې په عکس کې ښکاري "لالي" نوميږي او دری اونۍ دمخه زيږيدلي ده .دهغې کورنۍ واېې چې لور ېې څلور سترگي ، دوه پوزی او دوه خولي لري او روغتيايي حالت ېې سم دی . د ماشومي مور او پلار واېې له کومي ورځي چې ېې لور زيږيدلي ، د هند له بيلابيلو سيمو خلگ په گاډيو موټرو او سيکلو د هغې ليدو ته راځي او يو شمير نور خو بيا هغه د خپل بت په توگه ستايي . معمولاٌ د هند په ځينو سيمو کې بتان څو سرونه لري او زيارت کونکي "لالی" د دې سيمي خلکو ته د خدای ځانگړي ډالي بولي او د هغې عبادت کوي.د ماشومي کورنۍ واېې چې په تيرو دريو اونيو کې ېې د "لالي" له نندارچيانو 75000 پاکستانۍ روپۍ تر لاسه کړي دي.
ميرويس جلالزی لیکنه |
||
|
|
|
|
|
15:41 گرينويچ - پنج شنبه 10 آوريل 2008 - 22 فروردین 1387
رای دادگاه بریتانیا درباره معاملهبا عربستان سعودیدادگاه عالی بریتانیا امروز حکم جدیدی را در مورد پرونده معامله تسلیحاتی میان این کشور و عربستان سعودی صادر کرده است. قضات دادگاه روز پنجشنبه (9 آوریل)، اعلام کردند که "اداره مبارزه با کلاهبرداری های عمده" (اس اف او)، نباید تحقیق در مورد پرونده فساد مالی توسط شرکت بی ای ائی سیستمز را متوقف می کرده است. ادعا شده که شرکت بی ای ائی سیستمز در ازای معامله تسلیحاتی با عربستان سعودی که ارزش آن به 43 میلیارد پوند می رسد، به مقامات و همچنین اعضای خانواده سلطنتی سعودی رشوه داده است. مقامات بی ای ائی سیستمز این اتهامات را رد کرده و گفته اند که فعالیت آنها قانونی بوده است.
مقامات "اس اف او" می گویند که تحقیق در رابطه معاملات تسلیحاتی بریتانیا و عربستان سعودی برای امنیت ملی خطرآفرین است. یکی از قضات ضمن انتقاد از "اداره مبارزه با کلاهبرداری های عمده" و دولت بریتانیا گفت هیچ کس، چه در داخل و چه در خارج از این کشور، اجازه ندارد در پرونده های قضایی دخالت کند. وقتی رسیدگی به پرونده رسوایی تسلیحاتی در دسامبر سال 2006 متوقف شد، تونی بلر، نخست وزیر وقت، گفته بود که این تحقیقات ممکن است به منافع استراتژیک این کشور، از جمله جنگ با تروریسم ضربه بزرگی وارد کند. عربستان سعودی با انجام این تحقیقات به شدت مخالفت کرده است؛ شکایت مطرح شده علیه شرکت بی ای ائی سیستمز از سوی دو سازمان "کمپین علیه تجارت اسلحه" و "کورنر هاوس" بوده است و آنها می گویند که تحقیقات باید از سر گرفته شود و دولت کنونی در بریتانیا نباید مانع از انجام این تحقیقات شود. ارزش این قرارداد بزرگ تسلیحاتی، موسوم به الیمامه، در تاریخ بریتانیا بی سابقه بوده است. اما از زمان انعقاد آن در سال 1985، همواره با شایعاتی همراه بوده که بریتانیایی ها به مقامات سعودی رشوه داده اند. گفته می شود شرکت بی ای ائی در طی یک دهه به شاهزادگان سعودی صدها میلیون ها دلار پرداخت کرده است. در سال 2004 "اس اف او" تحقیقاتی را در این رابطه آغاز کرد اما پس از دو سال مقامات این ادراه اعلام کردند که به خاطر مسائل امنیت ملی و بین المللی این تحقیقات را متوقف می کنند. قرارداد الیمامه به مجموعه قراردادهای فروش عمده تسلیحاتی بریتانیا به عربستان سعودی اطلاق می شود که در چارچوب آن، بهای اسلحه های فروخته شده عمدتا از طریق ارسال نفت تامین شده است. طرف اصلی قرارداد در بریتانیا، شرکت بی ای ئی سیستمز، از طراحان و تولیدکنندگان عمده هواپیما در جهان، بوده است. این شرکت در سال 1999 با ادغام شرکت بریتیش ایروسپیس و شرکت سیستم های الکترونیکی مارکنی تاسیس شد. عقد نخستین قرار داد تسلیحاتی الیمامه در سال 1985 اعلام شد که بریتیش ایروسپیس اجرای آن را برعهده داشت و جدیدترین مورد قرارداد در این زمینه، فروش جنگنده های چند منظوره یوروفایتر تایفون ساخت بی ای ئی سیستمز در سال 2006 بوده است. ارزش این مجموعه قراردادها تا کنون چند ده میلیارد دلار تخمین زده شده و برای چند هزار نفر در بریتانیا و عربستان سعودی ایجاد اشتغال کرده است. مطالب مرتبط: لینک اصلی با تصویر بررسی تازه پیرامون معامله تسلیحاتی بریتانیا و عربستان
14 فوريه, 2008 | جهان 'پرداختهای کلان شرکت بریتانیایی به مقام سعودی'
07 ژوئن, 2007 | جهان کنفرانس بين المللی تاجران زن در شهر جده آغاز شد
03 آوريل، 2006 | صفحه نخست فرانسه خواستار افزايش همکاری تجاری با عربستان شد
05 مارس، 2006 | صفحه نخست آمريکا تدابير تنبيهی عليه عربستان را به تعويق انداخت
01 اکتبر، 2005 | صفحه نخست فشار رايس بر اعراب برای گسترش دموکراسی
20 ژوئن، 2005 | صفحه نخست
|
||
|
|
|
||||||||||
اندری دينشنيرا خبرنگار صدای امريکا روی موضوعات مورد بحث در گردهم آئی سران ناتو که عمليات اين سازمان در افغانستان را در بر خواهد داشت گزارشی تهیه کرده است. سازمان ناتو از سال ۲۰۰۳ به اينطرف، ۴۱ هزار عسکر را تحت قيموميت ملل متحد در چوکات قوای بين المللی تعاون امنيتی (آيسف) رهبری مينمايد. اين اولين ماموريت اين سازمان در بيرون منطقۀ اروپا و اوقيانوس اطلس ميباشد. متخصصين به اين نظر اند که ناتو در افغانستان سه هدف دارد. اول اينکه در تلاشهای اعمار مجدد و ثبات در افغانستان به حکومت رئيس جمهور حامد کرزی کمک تهيه نمايد. دوم اينکه قوای نظامی و پوليس آنکشور را تربيه نمايد. و سوم تعقيب و از بين بردن عناصر شورشی طالب در جنوب افغانستان است که آن رژيم در سال ۲۰۰۱ توسط قوای ائتلاف برهبری ايالات متحده بر انداخته شد. چارلز کپچن مامور شورای روابط خارجی در واشنگتن ميگويد ناتو در افغانستان مؤفقيت های مختلطی داشته است. چارلز کپچن میگوید: "ناتو در بعضي ساحات مثلاً در بوجود آوردن يک حکومت باثبات در افغانستان موفقيت هائي داشته است. اين حکومت برتمام مناطق آنکشور کنترول کامل ندارد، اما بعضي مناطق تحت ادارۀ آنست. از طرف ديگر طالبان توانسته اند در بعضي مناطق مخصوصاً در جنوب و ولايت هلمند، مؤفق شوند تا کنترول دوباره را بدست آورند. با وقوع خشونتهاي بيشتر، حملات انتحاري بيشتر، حملات بيشتر بر عساکر ناتو، افغان و مردم عادي، تعداد تلفات بلند رفته است.
آقاي کوپچن و متخصصين ديگر به اين نظر اند که ماموريت ناتو در افغانستان در جلسۀ سران هفتۀ آينده موضوع اساسي مورد بحث خواهد بود. بسياری از تحليلگران به اين عقيده اند که مسئلۀ کليدی اين خواهد بود که کشور های بيشتر برای فرستادن عساکر اضافی و فرستادن آنها به جنوب افغانستان که صحنۀ شديد ترين جنگها بوده است، موافقت خواهند کرد و يانه؟ رابرت هنتر در وقت رياست جمهوري بل کلنتون سفير ايالات متحده در ناتو بود. او میگوید: "حکومت امريکا بايد به کشورهاي عضويکه به آنچه وعده نموده و عمل نميکنند فشار وارد نمايد. آنها به افغانستان رفته اند اما کشورهاي محدودي، قسمت بزرگ مسئوليت را اجرا ميکنند. بطور مثال کانادائي ها بعد از جنگ کوريا، بيشترين تلفات را متقبل شده اند. برتانويها، پولنديها، استونيائي ها، هالندي ها و ايالات متحده، کشورهاي محدوي اند که در جنوب و شرق، ذيدخل اند." بسياري متخصصين به اين نظر اند که جنگ ناتو عليه طالبان به سبب محدوديت هائيکه از جانب کشورهاي مخلفۀ عضو ناتو در مورد فرستادن قواي شان به بعضي از قسمتهاي افغانستان گذاشته شده، بمشکلات مواجه شده است. بعضي از مامورين حکومتي ايالات متحده بشمول رابرت گيتز وزير دفاع آن عده از کشورهاي عضو را که محدوديت ايجاد نموده اند بشدت مورد انتقاد قرار داده و گفته است که اين محدوديت ها به ماموريت ناتو در افغانستان صدمه زده است. متخصصين ميگويند اين مسئله در مذاکرات سران حتماً مورد بحث قرار خواهد گرفت. چارلز کوپچن ميگويد ازينکه بعضي از کشورهاي ناتو ميتوانند فيصله نمايند که کارهاي مشکل را بعهده نگيرند نشان ميدهد که ناتوهم پيوستگي لازم را که در گذشته داشت، ندارد. چارلز کوپچن: "وقتي قشون شوروي در دوران جنگ سرد سرحدات آلمان را تهديد مينمود همه آماده بودند که بگويند اگر حمله اي واقع گردد ما حاضر خواهيم بود که بجنگيم چون ما ميدانيم که حيثيت و وقار اروپاي غربي در خطر است. اگر امروز در اروپاي غربي و اروپاي مرکزي در مورد اهميت افغانستان همه پرسي اي صورت گيرد و گفته شود که آيا اين مفاد امنيتي دارد، چگونه پاسخي داده خواهد شد؟ جواب مختلفه اي بدست خواهد آمد. بنابرين اينگونه اتحاد دو طبقه اي انعکاس حقايقيست که تهديد تعبير مختلفه را بخود ميگيرد که از يک کشور تا کشور ديگر فرق ميکند. دنياي امروزي بهمين منوال است." کوپچن و متخصصين ديگر بشمول پتريک جکسون استاد علوم سياسي در امريکن يونورسيتي ميگويند شهرت و اعتبار ناتو به عمليات آن سازمان در افغانستان بستگي دارد. کوپچن میگوید: "مشکلات ويا آزمونيکه ناتو با آن مواجه است آنست که از پايان جنگ سرد به اينطرف بطور کل نتوانسته موجوديتش را موجه نشان دهد.ازينکه مخالف ناتو معلوم بود ناتو دردوران جنگ سرد درين مورد تشويشي نداشت چونکه ماموريت آن سازمان کاملاً واضح بود. بعد از سقوط اتحاد شوروي ناتو ميکوشد بحيث يک اتحاديۀ منطقوي مختلف، انجمن منطقوي مختلف، تجديد دوباره نمايد. بنابرين موجوديت ماموريت افغانستان از نگاه شناسائي عملياتي حائز اهميت بزرگيست که گفته شود ناتو چه کاري انجام ميدهد." اوسلي تويه کارمند انستيتوت مطالعات دفاعي ناروي در شهر اوسلو ميگويد ماموريت افغانستان ناتو حائز اهميت بسزائيست. اوسلی تویه میگوید: "اگر ماموريت در افغانستان ناکام شده و بطريقي بانجامد که دولتهاي بشکل انفرادي به يک سلسله خروج قوا شروع نموده و ايالات متحده و چند کشور که متفقين سرسخت آن کشور اند در جنوب تنها بگذارند در آنصورت احتمال قوي ميرود که تعهدات امريکا به اتحاديه را بطور جدي خدشه دار خواهد کرد. و اين پيمان به نزولش بجانب يک کلوب مصلحت دهنده به ديموکراسي ها ادامه داده از حالت پيمان دفاعي نظامي بيرون کرديده است." بسياري از متخصصين ميگويند جلسۀ سران کشورهاي عضو ناتو در بخارست اين مسئله را روشن خواهد ساخت که ديده شودآيا کشورهاي عضو متعهد و آماده اند که عمليات در افغانستان به مؤفقيت بانجامد و ياخير. مطالب مرتبط ناتو بيش از ۱۸۰۰ عسکر اضافي را براي اعزام به افغانستان پيشنهاد کرده است. |
|||||||||||
|
|
|
|||
|
||||
|
|
|
|
|
سید احمد شاه دولتی فاریابی 5 / 4 / 2008 میلادی مفاهیم شهروند ، ملت ، ملیت وچند مقولۀ دیگر همه روزه درجریان مرور ومطا لعۀ مقا لا ت ، اخباروروزنامه ها ، مقوله های سیاسی وفلسفی مثل مردم ، خلق ، همخون وهمعروق ، عشیره وقبیله ، ملیت ، ملت وشهروند مکررازنظرها میگذرد که دربعضی موارد تفا وت های کلی درمفاهیم وتباصیری که ازطرف نویسنده گان دربارۀ این مقولا ت ارایه گردیده به چشم میخورد وخواننده گان مخصوصاً جوانان راکه اشتیاق فراوان به آگاهی درست ازمفاهیم این مقوله ها دارند برسردوراهی قرارمید هد وآنها تشخیص کرده نمیتوانند که کدام آن درست وکدام آن نا درست است بناءً برای درک درست مفا هیم این مقولات تفسیر وتبصیرآتی ارایه میگردد : مرد م : طبق روایات اساطیردرگذشته ها مراد ازمردم تنها مردانی بوده اند که بیرون ازخانه کاروفعالیت مروج زمان خودرا انجام داده به دعوت حاکمان وقت برای هجوم واشغال سرزمین های مسکونی دیگران مبادرت میورزیده اند وازاین سبب مردان یا مردم افراد قابل احترام پنداشته میشدند که چهل مرد ، جومرد ، آدم مرد وامثال آن بقایای چنین پنداری است که دروطن ما خراسان زمین یا افغانستان امروزی هنوزهم رواج دارد اما مقوله یا اصطلاح (مرد م) درعصر ما ، برتمام نفوس کشوراعم اززن ومرد ازهرقوم وتباری که با شد اطلاق میگرد د واین بیانگرنبود تشکل سیاسی واحد اقوام متوطن درکشور بعنوان مشترک المنافع وعدم وجود متساوی الحقوق بودن اقوام ساکن درکشوراست ، ازهمین سبب است که برخی ازنویسنده گان آگاه کشورما ، درنوشته های شان مردم را بجای ملت بکار می برند که مردان ، زنان ، کلیه اقوام وزبان ها را دربر میگرد که هنوزفا قد تشکل سیاسی مطابق شرایط معین ( ملت ) اند. خلق : خلق کلمۀ عربی است که عین مفهوم مردم را میرساند اما ازاینکه بشربحیث عالیترین سازمان دهنده گان امور اجتماعی تبارزکرده یک سلسله قراردادهای اجتماعی را برای تامین بهترزنده گی ودرک بیدون مغالطۀ مفاهیم جملات ومقولات علمی ، فلسفی ، سیاسی وامثال آن به وجود آورده اند که این عمل درگذشته ها نیزقرارداد اجتماعی یاد میگردیدکه درعصرما انکشا ف یافته وفراگیرترگردیده نه تنها بنام قرارداد های اجتماعی یاد میگردد بلکه بعضاً به شکل گلوبل کانترکت وگلوبالیزیشن درنوشته ها ی فارسی رسوخ یافته است( نام گذاری اشیا وذیروح ، قوانین اساسی وفرعی ، مقاوله نامه ها وکنوانسیون ها ی بین المللی وغیره ازآن جمله قرارداد های اجتماعی یا گلوبل کانترک اند) . بنیاد گذاران مارکسیزم که با انتشارمانیفسیت انقلابی خود درنیمۀ دوم قرن 18میلادی توجه همه رابخود جلب کرده بودند ، جامعه را به دوطبقۀ متخاصم تقسیم کرده یکی را طبقۀ استثمارگرودیگری را طبقۀ استثمارشونده نام گذاری نمودند همین طبقۀ استثمارشونده توسط لینین وهمفکرانش بنام خلق یاد گردید که شامل 80 % کل نفوس کشوررا اعم ازکاریگران ، دهقانان وکلیه زحمتکشان بشمول مامورین ملکی ونظامی خورد رتبه را شا مل میگردید بنا به همین دلیل پس ازپایه گذاری سازمان سیاسی جمعیت دموکراتیک خلق افغانستان که به مرور به حزب دموکراتیک خلق افغانستان بدل شد کلمۀ خلق وارد ادبیات سیاسی کشورما گردید که هنوزهم درنوشته های سیاسی این مقوله بچشم میخورد ومفهوم کلیه زحمتکشان را افا د ه مینماید .نژاد ، عشیره ، قبیله : نژاد مفهوم همخون وهمعروق بودن رامیرساند که ازنخستین تشکلات چند عضوی که بنام یک عایله محسوب میگردد آغازگردیده ودرنتیجۀ تکثر این عایله یا عایله ها وخانواده ها به عشیره تبدیل میشود که این عشیره ها(عشایر) با داشتن زبان مشترک وساختارفیزیکی وفیزیولوژیکی مشابه ومشترکات دیگر، نظربه موقعیت های جیولوژیکی وجیوفزیکی شان درمناطق مختلف جهان دارای کلتوروسنن وزبان مشترک خاص خود میباشند. اگراین عشایردرمناطق محاط به خشکه با مراتع وسیع علوفه دارزیست داشته اند علاقۀ شان به مالداری وگله داری بیشتر بوده به حیوانات گوشت حلال وبارکش وابستگی پیدا کرده اند واگردرمناطق متصل به بحرزنده گی داشته وزمین وسیع برای پرورش حیوا نات برای شان میسرنبوده است زنده گی خودرا درگروذیروح زیرآب مثل ماهی وامثال آن دانسته اند ، درتاریخ بسا مواردی وجود دارد که این عشایردرهرموقعیتی که زنده گی داشته اند دروقت به خطرافتادن منابع تغذیۀ شان بخاطردفاع ازمنافع شان به مقابله برخاسته اند ودرصورت شکست همه چیزرا ازدست داده اما درصورت غلبه برمهاجمین درمحلا ت شان باقی مانده اند ، عشایرکه با تکثرچشمگیرو نسبت قرارگرفتن مکرردربرابرمهاجمین به سازماندهان سیاسی ضرورت احساس میکرده اند هرخیل وخاندان باسپردن سرنوشت خود به دست یکنفردلاور، هوشیارترازعشایرعادی اورا سرکرده وسرخیل خود گماریده وقول وقرارهائی نیزباهم می بستند وهمۀ عشایررا به اطاعت ازاین مقا ولۀ شان که درحقیقت شکل یک قرارداد اجتماعی را دارد مکلف میساختند که درحقیقت رویکارشدن سرخیل عشایر، اولین سنگ تهداب قبیله است که درصورت شرکت فعال با سایر سرخیل ها درمقابله با مهاجمین به سرخیل وسردارقبیله مبدل میگشتند ،این سرخیل ها درخراسان وخاورزمین بنام (خان)ودرجنوب غرب آسیا(اطراف حوزۀ خلیج وشرق میانه)بنام سرداریا ملک یاد شده اما درنیم قارۀ هند بنام (راجه) مسمی بوده است که این سران قبیله که درحالات عادی مسئول باخبری وچاره سنجی برای بهترزیستن مؤکلین خود بوده برای دفا ع ازمنافع تمام عشیره وقبیله ازبین خود یکی را بنام (خان خانان که موغل ها وچین قدیم آنرا خاقان میگفته اند انتخاب مینمودند واین خان خانان یا خاقان برای اولین باردرسرزمین بخدی دردهۀ چهارم قرن اول میلا د مسیح توسط کوشانی ها ایجاد گردیده است که از(مجموع 36 خان موجود درمحدودۀ سرزمین بخدی)یکی را بنام خان خانان برگزیده کوندوز(1)را مرکزمجمع الخوانین (قرارگاه فرماندهی خاقان) تعین نمودند که این مناطق متعلق به خوانین ، بعد ها بنام ملک الطوایفی وشاه نشین ها یاد شده است که شاه مسئول ادارۀ یک منطقه با حدود معین بوده اما خان خانان یا خاقان که بعد ها بنام شا هنشاه معنی شده است مسئول حراست ازتمام مناطق مربوط به خوانین زیراثرخود بوده است وهریک ازاین خان ها درسرزمین تحت ادارۀ خود شان دارای استقلا نسبی بوده اند . ملیت : ملیت یک مقولۀ سیاسی اجتماعی است که با همخون وهمعروق بودن مترادف است ، ملیت حالت متکا ملترعشیره وقبیله است زیرا درعشیره هیچگونه منا سبات اجتماعی که باعث تغیرات دردید گاه آنها نسبت با دیگران درمحیط وما حول شان گردد به ملاحظه نمیرسد ، درحا لت قبیله زنده گی آنها با نیمه کوچی بودن وآغیل نشین وروستا نشین بودن همراه است ، درحالیکه درملیت این علایم با روابط وسیعتربا سایراقوام وروی آوردن به علوم وفنون همراه وقابل درک است . دردوران ملیت نسبت توسعۀ نسبی مناسبات با دیگران ، باعث میگردد که بر زبان ویک سلسله عادات واطوارنژاد وابسته به یک ملیت تغیرات بوجود آید وهریک ازاین ملیت ها نظر به ضروت بیدون اینکه ازطرف شخصی تحت فشار واقع شود داوطلباه وبه خواست خودش ، زبان مورد ضرورت خودرا یاد میگیرد تا با نژادی که سر وکاردارد بتواند بهترتفاهم نماید درحالیکه درمرحلۀ عشایری به این تغیرضرورت احساس نمیگردد ویا مناسبات با دیگران درمرحله یی قرارندارد که برزبان وعادات عقبماندۀ ایشان موثرواقع گردیده آنرا به مرورمتغیرومتحول بسازد . ازدیدگاه نا سیونالیزم اجتماعیی یا ناسیونال سوسیالیزم نیز ملیت دارای خصیصۀ همخونی وهم نژادی تعریف میشود چنانچه مکتب نا سیونالیزم حکم مینماید :ملیت یعنی نژاد ونژاد یعنی ملیت . طبق تجارب تاریخی هرگروه نژادی که درحالات قبیله یی نتوانند با ارادۀ مستقل ازمنافع عمومی گروه خود درتمام عرصه ها دفاع نموده حسب الخواهش خود به زنده گی ادامه بدهند نا گزیرمیگردند به نظام سیاسی یعنی دولت مقتدر وفرمانروا بپیوندد که درحفظ وحراست جان ومال آنها متعهد میگردد وزنده گی آینده وپیشرفت آنها را ضما نت مینماید ، هرگاه چنین فرمانروایان به تعهدات خود عمدا ً ویا نسبت ضعف قدرت درمقابل رقبای سیاسی اش نتواند وفاداربماند این گروه نژادی (ملیت یا ناسیونالیست ها) به نافرمانی ها ،خودسری ها ، اغتشاشات و واکنش های شدید سیاسی وقهرآمیزمتوصل میشوند که نمونه های آن :عملکرد قبایل دوطرف خط دیدورند درافغانستان وپاکستان ، دارفور درسودان ، بصره ، کربلا ، شهرک صدردرعراق ، چیچینی ها درفدراتیف روسیه ، کورد ها درتورکیه (2) سکاتلندی ها دربریتانیا ، باسک ها درایتالیا بلوچ ها درپاکستان وامثال آن میباشد که بحیث مثال بارزچنین واکنش ها دربرابر تعهد شکنی های فرمانروایان درمناطق مختلف جهان بحسا ب می آید. تجربه نشان میدهد که با گذشت زمان گروه های نژادی مسکون دریک محدوۀ جغرافیائی ومناطق همجوار با وجود داشتن اختلافات نژادی وزبانی دربسا موارد باهم مشترکات همزیستی پیدا میکنند مثل داشتن عقاید مذهبی مشترک ، داشتن خصلت آزادی بیشتردرچوکات نظام قا نونمند حا کم برجامعه ، استفادۀ مشترک ازنهاد های آموزشی ومنابع کشاورزی ، تولید وامثال آن ، ودرچنین مراحلی به آسانی حاضرنمیشوند برسرموضوعات متفاوت ذات البینی با نژاد های دیگربه مقابله برخیزند زیرا فکرمیکنند درصورت مقابله وجدا ئی آنها ، ازمفکورۀ کسب آزادی بیشتروامتیازخواهی ازنظام حاکم ضعیف گردیده زمینه را برای سرکوب وتضعیف بیشتر شان مساعد میگرداند وازاین لحاظ تلاش میکنند با سپردن قول وقراربه همدیگروپیمان بستن ها متحد باقی بمانند وموج ضربات نظام حاکم راکه برای دامن زدن افتراق این گروه های نژادی وارد می آید خنثی نمایند اما نظام حاکم نیزبا اغتنام فرصت ، ضعیف النفس ترین افراد این گروه های نژادی را با دادن امتیازات مادی وسیاسی درخدمت میگیرد وآنچه را که خود نمیتواند ، با طرح پلانهای توطئه ودسایس توسط این گماشته شده ها ونوکران زرخرید خود برای ضربه وارد کردن به شخصیت های آگاه این گروه های نژادی انجام میدهد که آنها را مخالف سیاسی خود دانسته متهم میکنند که خلاف میل نظام حاکم تقاصای مشارکت بیشتردرقدرت سیاسی وامتیازطلبی به گروه نژادی خود مینماید ، مثال های فراوانی دراین زمینه درافغانستان و پاکستان به مشاهده میرسد ، گروه های نژادی مختلف که درکشورهای اروپا وسایر قاره ها زیست دارند نیزنمیخواهند درمقابل هم قرارگرفته با تضعیف یکدیگردربرابرنظام حاکم قراربگیرند وزمینه را برای تحت فشار گذاشتن گروه های نژادی خودفراهم بسازند. تفاوت بین حق شهر وندی وتابعیت: تا بعیت یک مقولۀ سیاسی وبیانگرنبود تساوی حقوق بین مردان وزنان ونبود برابری وبرادری بین اقوام ساکن درکشور، ونبود مساوات بین طبقۀ حاکم ومحکوم وطبقۀ بالا وپائین جامعه است ، تابعیت ورعیت ازلحاظ حقوقی برابراست با مفهوم برده با این تفا وت که برده را ما لک آن میتواند بحیث مال وامتعۀ خود به فروش برساند ویا هرنحوی که میخواهدازان بهره برداری های دلخواه نماید اما ازرعیت وتابعین نظام ، چنین بهره برداری نمیتواند صورت بگیرد ولی هرگونه صلاحیت برای تبعید ، ضبط مال وثروت آنها وتقسیم آن به افراد دیگرکه ازلحاظ نژادی ومنطقه یی قرین به حکام با شد مجاز پنداشته میشود که درزمان حاکمیت امیرعبد الرحمان بچۀ افضل خان گروه نژادی هزاره ها ، اوزبیک ها ، تورکمن ها وسایر تورک تباران ، ودرزمان حاکمیت نادرشاه وپسرش ظاهرشاه اقوام تاجیک ها وسایر اقوام درمربوطات ولایت پروان وسایر مناطق بخصوص درشمال کشوردرجملۀ گروه مغضوب نظام حاکم بودند ، بناءً تابع بودن یا رعیت بودن بمعنی تحت اداره وارادۀ گردانندۀ نظام حاکم قرار داشتن است واینکه فرمانروای کشوررعایای خودراچگونه زیرفرمان نگهمیدارد مربوط به تصمیم او است ، رئیس نظام حاکم (امپراتور، شاه ، امیر) که درهمچو نظام ها خودرا کل اختیاررعایای خود میدانند حق کشتن یا زنده گذاشتن رعایای خودرا مختص به خود می پندارند وقوانین محدود کنندۀ این قدرت نا محارآ نان وجود ندارد که تاریخ شرق وغرب بیانگراینگونه واقعیت های سیاسی وتاریخی است . دربرخی ازتیوری های دولت ودولتمداری آمده است (هردولتی مختاراست که مشخصات ملت وکشورخودرا براساس خون«نژاد»وخاک یا هردوتشخیص داده اعلام نماید )بر طبق همینگونه تیوری های نادرست وغیرعلمی بود که درزمان عبد الرحمان خان نام قدیمی افغانستان امروزکه (خراسان ) بود به (افغانستان) تغیرداده شد ، ونام گذاری های کشورهای آسیای میانه وبعضی ازمما لک شرق میانه نیز براساس همین تیوری نا سیونا لیستی وسکتا ریستی صورت گرفته است درحالیکه درکشور های پیشرفته سعی شده است نام های اتنیکی ونژادی کشورهارا تغیربدهند امپراتوری انگلستان به بریتانیای کبیر و امپراتوری ژرمن ها به اتحا دیۀ آ لمان تغیر نام کرد ، پس ازبه قدرت رسیدن حزب کمونیست شوروی که علیه ناسیونالیزم وسکتاریزم مبارزه مینمود نام روسیه را ( به اتحاد شوروی) تغیرداد ، شاه ایران نیز نام قبلی آنرا که بنام ماد وفارس بوده دارای ریشه نژادی بود به (ایران ) که بیانگرسلطۀ یک نژاد نیست تبدیل نمود ، اینگونه تیوری ها درباب دولت ودولتمداری ریشه دراجرات نظام های حاکم نژاد پرستانه وسکتاریستی دارد که درعصرما(قرن 21) مردود است مختاربودن دولت یا بهتراست گفته شود (حکومت) درمورد تعین مشخصات ملت وکشور، براساس خون ونژاد غیردموکراتیک وبرای حفظ سیطرۀ یک نژاد با لای نژاد دیگراست . شهروند مقولۀ حقوقی سیاسی است که دارای خصلت دموکراتیک است ،واژۀ شهروند پس ازقوام دموکراسی درامریکا ، اروپا وسایر قاره ها وکشورها درادبیات وتوضیحات تاریخی سیاسی مسجل گردیده است بخصوص کلمۀ ، شهروند وشهروندی درتاریخ سیاسی معاصردرنیمۀ دوم قرن 20میلادی بیشتربه چشم میخورد . درجوا معی که هنوزتجمع مردم شامل گروهای نژادی مختلف بوده با آنکه زیر بیرق واحد وتحت فرمان گردانندۀ نظام سیاسی واحد زنده گی مینمایند نسبت نبود عناصر متشکلۀ آن ، ملت به معنی واقعی آن تشکیل شده نمیتواند ونسبت عدم دسترسی به تساوی حقوق درعرصه های مختلف ونسبت انجام اعمال تبعیض آمیزازطرف گرداننده گان نظام حاکم ونا ممکن بودن مشارکت ساویا نۀ نخبه گان کلیه اقوام ساکن درکشوردرامور سیاسی دولتی ، حقوق شهروندی عمداً زیر پا میگردد که درچنین حا لات ازشهروند سخن گفتن مثل آن است که طلاب جدید الشمول حربی ښونځی جنرال صاحب گفته شود. شخصی درکشورما لوفش وقتی شهروند محا سبه میگردد که ازتمام حقوق انسانی که دیگران برخورداراند بلا استثنا ازان برخوردارباشد درغیرآن ، نه حاکمان ونه محکومین هیچکدام را نمیتوان شهروند گفت زیرا حاکمان غاصب حقوق دیگران اند ومحکومین هنوزقادربه بدست آوردن حقوق حقۀ خود درجامعه نشده اند یا به عبارت ساده ترهمانطوریکه برنج را قبل ازپختن نمیتوان (پلو) نامید همین قسم افراد را قبل ازتشکیل ملت ومتساوی الحقوق گردانیدن آنها نمیتوان شهروند قلمداد نمود واگرچنین کاری صورت بگیرد ازطرف هرشخصی وهرمنبعی که باشد یک غلطی آشکاروتوجه نکردن به مفهوم شهروندی بشما میرو د . ملت : یک مقولۀ سیاسی است که نحوۀ تشکل آن براساس مشترکات متنوع ومتساوی الحقوق بودن اتنیک ها وزبان های مختلف ساکن دریک کشوررا درتمام عرصه ها بازگومیکند ، ملت دارای بیرق ملی بحیث سمبول استقلال وکشور، دارای حدود جغرفیای معین شناخته شده ازجانب جامعۀ جهانی ، دولت متشکل ازاورگان های قا نون گذاری ، نظارت براجرای قانون وحراست ازمنافع عامۀ ملت ومتساوی الحقوق نگهداشتن آن درتمام عرصه ها ومسئول حا فظ تمامیت ارضی کشوربا حدود وابعاد برسمیت شناخته شدۀ آن ودارای قانو اساسی که تضمین کنندۀ تمام حقوق شهروندی (متساوی الحقوق بودن تمام نژاد ها وزبانها درتمام عرصه ها) میباشد ، با تشکیل ملت برطبق تعریف مذکور، واژۀ اکثریت واقلیت بودن نژاد ها درجامعه مفهوم سیاسی دوران قبل ازتشکیل ملت را ازدست میدهد واین واژه تنها درحین رأ گیری ها ورأ شماری ها بحیث واژۀ نشان دهندۀ تفا وت ها قابل استعمال میباشد ، با تشکیل ملت که تمام مردم ازهرقوم وتبارکه باشند دردایرۀ متساوی الحقوق بودن قرارمیگیرند که اکثریت واقلیت بودن نژاد ها امتیازات سیاسی آنهارا کم وزیاد نمیسازد قابل یاد آوری است که گفته میشود درامریکا هفتاد وپنج درصد نفوس سه صد میلیونی آنرا مهاجرین سایرنژاد ها واقوام تشکیل میدهند همچنان دراروپا ، آسترلیا وسایر کشورهای مترقی وپیشرفته واژۀ اکثریت واقلیت نسبت آنکه با بوی وبار منفی نژاد پرستی همرا ه میباشد قابل کاربرد دانسته نمیشود تنها نیو نازی ها ونژاد پرستان درهرجا که هستند به نژاد خود افتخارمینمایند واین نمونۀ برجستۀ عقب مانده گی ذهنی این نژاد پرستان بشمارمیرود ، دربارۀ تعریف وتوصیف ملت درطول سده ها وقرون توافق نظرواحد وجود نداشته است واین تنوع نظردربارۀ آن هنوزهم ادامه دارد .تعریف ملت اززبان آدولف هتلر:ملت عبارت ازتشکل گروه هم نژاد ودارای زبان واحد وکلتورمشترک است که چنین نژاد اصیل ، رسالت تاریخی ادارۀ امورکشوروجهان را دارد) دراندیشه های ناسیو نالیستی چه قبل ازهتلر وچه بعد ازهتلر جوهر کلی توصیف ازملت را تجمع افراد دارای قیا فۀ همگون درطول تاریخ طولانی احتوا میکند مفهوم همخون وهمنژاد بودن دربطن آن نهفته است که ازلحاظ تحلیل های علمی مطابق به واقعیت های عینی ، نه تعریف هتلرازملت قابل قبول است ونه تعریفات ناسیونالیست های کهنه ونو، زیرا گفتۀ هتلرتمرکز ومتوطن شدن تنوع نژادی وزبانی را نفع مینماید ومغایر با این واقعیت عینی است که هیچ کشوری مخصوصاً کشورهای دارای نفوس بیشتربا خاک وقلمرو وسیعترکه ازیک نژاد ویک زبان باشند وجود ندارد ، برای عملی کردن نظرهتلرورسیدن به تعریف ملت که اوگفته است لازم است غیر ازیک نژاد ویک زبان ، سایرنژاد ها وزبان ها بایست محو ونابود گردند ویا ازساحۀ که بنام کشورهمنژاد وهمزبان بوجود آمده تبعید وبیرون رانده شوند ، قتل یهودیها درزمان آغاز جنگ جهانی دوم برای مسلط ساختن همان نژاد وزبان مورد نظرهتلربر جهان ، وشکست کامل وناکام شدن او برای رسیدن به اهداف فاشیستی اش ، نا درست بودن تعریف وتوصیف هتلرازملت را به اثبات رسانید ، نا سیونا لیست ها که هم قیافه بودن وساختارفزیکی افراد را اساس تشکیل ملت می پندارند و فکر میکنند قیافۀ همگون وساختار فیزیکی مشابه انسانها ، همنژاد بودن ایشان را نشان میدهد ومتنوع بودن زبان این آدم های هم قیافه را درتشکیل ملت مفید میدانند ، طبق این تعریف ناسیونالیست ها ازملت ، میبایستی تمام مردم جاپان ، چین ، کوریا ، ویتنام ، امریکای لاتین ، موغل ها وتورک تباران که قیافۀ مشابه دارند یک ملت پنداشته میشد ند درحالیکه چنین نیست لهذا تعریف ناسیو نالیست ها ازملت کوتاه فکری عالمان وسیاستمداران ایشان رابرملا مینماید وقبول این تعریف نیز پیروی ازکوتا ه فکران است . درگذشته ها که مناسبات بین گروه های نژادی گوناگون متوطن دریک منطقه ویک کشورضعیف بوده ویا هیچگونه مناسبات وجود نداشته است وتشکیل خانواده بین مردا ن وزنان این گروه نژادی مختص ومنحصر به خود شان بوده است که نسل بالنسل ادامه داشته این همنژاد ها دارای شبا هت های جسمانی وساختارفیزیکی بوده اند اما پس ازتقسیم کاراجتماعی بین نژاد ها وگروه های انسان ها که تبادل اموال واجناس وبازارعرضه وتقاضا بمیان آمده تا مرحلۀ امروزین رسیده است ، چوکات قدیمی همنژاد وهمزبان ماندن بکلی متلاشی گردیده ازبین رفته است وجای آنرا مناسبات جدید با چوکات جدید گرفته است مخصوصا زمانیکه درچند دهۀ اخیرقرن بیستم یافته های علمی بیولوژیک که تداوم تشکل خانواده با هم نژاد را علل نا توان وضعیف بارآمدن اولاد ونسل های روینده قلمداد کرده تبلیغات وسیع را برای آگاه ساختن عموم ازاین موضوع برا ه انداختند وامتزاج نژاد های مختلف را سبب رویش نسل سلیم وتنومند قلمداد نمودند که این خود ضربۀ محکمی برتضعیف وحتی نا بودی نژاد پرستی ونژاد گرائی درجامعۀ جهانی بود که پیروی ازاین نظریه علمی ازطرف روشنفکران مترقی درافغانستان نیز وسیعاً تبلیغ گردیده وحتی برخی ازایشان با نسل مربوط به نژاد های دیگرازدواج کردند وخانوانده تشکیل دادند وحتی درامریکا ، اروپا وسایر قاره ها وکشورها (قد کوتا ها با قد درازها ، سیاه پوستان و سفید پوستان ) برای تشکیل خانواده با هم آمیزش نمودند تا نسل ها ی فراروینده را به شکلی ازاشکال اصلاح ومتحول نمایند که این عمل ایشان ، تنوع فرهنگی ، زبانی ، نژادی ، قیا فه وساختارفیزیکی متنوع را دربردارد که برپایۀ سیستم همگرائی وزیست مسالمت آمیزومتساوی الحقوق بودن به اتکای پرنسیپ های اساسی دموکراسی وعدالت اجتماعی که بایست تعقیب وعملی گردد شکل گرفته است . اگرد رداخل این چوکات نژاد پرستان ویا قوم گرایانی به شیوۀ قدیم مطابق به نظریات هتلر ویا ناسیونالیست های کوتاه فکر، قد بلندک نموده وبخواهند عمل نمایند عامل اساسی انارشیزم وضدیت با همگرائی وزیست مسا لمت آمیزاقوام ساکن درکشورشناخته شده ومحکوم تاریخ خواهند گردید زیرا طرح اقلیت یا اکثریت نژاد ها وزبان ها دریک کشورویا طرح بومی وغیر بومی بودن اقوام ، سوءاستفاده ازدموکراسی عصر حاضربه شیوۀ سنتی قبل ازتقسیم کاراجتماعی جها نی وقبل ازتشکیل ملت محسوب میشود وصاحبان این اندیشۀ سخیف افتراق آفرین را میتوان به آدم های به اصطلاح دوران (دوقیانوس) مقایسه کرد (3). آگاهان امورمیدانند که تا کید براصالت نژاد وآنرا سزاواررهبری جامعه دانستن وتلاش برای سیطرۀ نژادی واتنیکی بر سایرین ، روش نا درست وگستا خانۀ هتلر وناسیونالیست های رنگارنگ کشورها وجهان است که درصورت تحقق یا فتن این نظرسخیف ونادرست منجربه ظهورفاشیزم میگردد که اگرروح هتلروهمفکران نا بود شدۀ او شاد گردد روح چهل میلیون افراد کشته شدۀ ضد فاشیزم که درمقابل لشکرفاشیست های متحد باهتلررزمیدند نا شاد خواهد شد واین هوشداریست به فاشیست ها ونیونازیست ها درآسیا وقاره های دیگر! درجهان نمونه های فراوانی وجود دارد که یک نژاد با تمام همگونی ساختارفیزیکی درچند کشورزنده گی میکنند وجزء ملت همان کشورها محسوب میشوند ، مثلاً انگلیس هاوجرمن ها که ا ز لحا ظ ریشه های تاریخی نژادی یکی اند واز نژاد جرمن جداشده اند اما هردوملت جدا گانه درزیر بیرق آلمان وبریتا نیا هستند همچنان جرمن ها ، انگلیسها ونژاد های دیگرازکشورهای مختلف جهان که درامریکا ، اروپا وسایر قاره ها زنده گی مینما یند ، هریک ازاین نژاد ها درکشورمالوف شان زیربیرق همان کشوربحیث یک ملت متساوی الحقوق با سایرنژاد های ساکن دران محسوب میشوند ودران حق شهروندی دارند همچنان پشتون های دوطرف خط دیو رند که با وجود همنژاد وهمزبان بودن درنتیجۀ مهاجرت ها پراگنده شده زیربیرق کشورهای مختلف زنده گی مینمایند که هرکدام زیربیرق کشورما لوف شان قراداشته جزء اعضای ملت همان کشورها شمرده میشوند ، اوزبیک ، هزاره ها ، تورکمن ها ، تاجیک ها وسایر اقوام نیزازاین امرمستثنی نیستند. تعریف ملت اززبان استالین : پس ازختم جنگ دوم جهانی ، رفقای حزبی اش ازاستا لین پرسید ند ملت چیست وچگونه میشود آنرا تعریف کرد؟ استالین درجواب گفت :ملت عبارت اززنده گی مشترک عده یی ازنژاد هاواقوام است که زیرتا ثیرعوامل گوناگون تاریخی دریک سرزمین متوطن گردیده ودارای زبان واحد ی برای تکلم (افهام وتفهیم ) بوده و دارای مناسبات اقتصادی وسیاسی ، زیر یک بیرق تحت فرمان یک دولت زنده گی بکنند) همین تعریف از(ملت) اگرچه دران زمان ازطرف کمو نیست های اتحاد شوروی پذیرفته شد اما ازنظرعلمی وتیوری سیاسی قابل قبول نبود زیرا استالین با درنظر داشت شرایط حاکم بر قلمرواتحاد شوروی این تعریف ازملت را بدست داده بود که با واقعیت عینی آن زمان درعرصۀ جهان سازگارنبود زیرا تنها ملت شوروی چه درآسیای میانه وچه دراروپای شرقی ومناطق محدود به خطوط جغرافیای سیاسی فدراتیف روسیه با وجود داشتن زبان های خاص خود شان زبان روسی را با حروف( لیریک ) بحیث زبان مشترک تفاهم بین تمام ملیت ها وزبانها پذیرفته بودند اما این تعریف ملت توسط استالین دارای مفهوم عام جهان شمول نداشت ودرکشورهائی مثل هند ، سویس ،بلجیم وحتی اقغانستان وغیره که زبان رسمی وقابل قبول ملت شان دوزبا ن ویا سه زبان ویا بیشتر بود غیر قابل پذیرش بود (ختم). تاریخ 5 / 4 / 2008میلادی یادداشت:دراین مقاله ازیادداشت های مبتنی برجامعه شناسی سیاسی وآرشیف شخصی سود گرفته شده است. --------------------------> پاورقی : (1) کوندوز( Kundwz) واژۀ اوزبیکی وتورک تباران است مفهوم آن روزاست که ازطلوع خورشید تا غروب آفتاب میباشد بعضی ها کوندوز را جای طلوع خورشید (خاور) نیز معنی کرده اند برخی نویسنده گان غیرتورک تبارنسبت عدم وقوف به مفهوم کوندوز وحتی بعضی ازتورک تباران نسبت آنکه ازنوشتۀ دیگران پیروی کرده باشند آنرا بصورت نادرستش (قندزویا کندز) نوشته اند که مفهوم واقعی کوندوزرا افاده نمیکند ، بعضی دیگرکوندوزرا بصورت کهن دژنوشته که معنی آن دژقدیم قلعۀ قدیم وقلعۀ کهنه میباشد ، آنهائیکه علاقه به درست نویسی دارند به ملاحظۀ شکل نوشتۀ لاتینی کوندوز، آنرا درست خواهند نوشت .(2) تورک ( Turk) بایست به ملاحظۀ شکل نوشتۀ لاتینی آن تورک نوشته شود که آنرا(ترک) نوشتن نادرست است .همچنان کورد( Kurd) بایستی با درنظر داشت شکل نوشتۀ لاتینی آن کورد نوشته شود آنرا (کرد) نوشتن نادرست است .(3) دوقیانوس نام یکی ازپیشوایان یونان قدیم است که درافغانستان بحیث یک اصطلاح عوام الناس مورد کاربرد دارد که مفهوم قدیمی ودارای سوابق کهن را میرساند (تمت)
|
||
|
|
|
||||
|
11:57 گرينويچ - يکشنبه 30 مارس 2008 - 11 فروردین 1387 آیات شیطانی به روی صحنه می رودپلیس آلمان می گوید برای تئاتری که قرار است از امروز نمایشنامه ای را که بر اساس کتاب "آیات شیطانی" تهیه شده به روی صحنه آورد، تدابیر امنیتی اضافی فراهم آورده است. پس از آن که آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در سال 1989 کتاب آیات شیطانی را کفرآمیز خواند و فتوای قتل سلمان رشدی نویسنده آن را به اتهام کفرگویی صادر کرد، سلمان رشدی ناچار شد مدت 10 سال در اختفا زندگی کند. مقامات پتسدام، شهری در نزدیکی برلین که نمایشنامه مورد بحث در آن جا به روی صحنه خواهد رفت، می گویند اطلاعی درباره این که گروه های مسلمان در نظر دارند در مقابل تئاتر دست به تظاهرات بزنند دریافت نکرده اند. از سلمان رشدی دعوت شده که در مراسم اولین شب اجرای نمایشنامه حضور یابد ولی معلوم نیست که او این دعوت را پذیرفته یا نه.
این نمایشنامه هنگامی روی صحنه می رود که انتشار فیلم ضداسلامی موسوم به فتنه از طریق شبکه اینترنت، محکومیتهای گسترده ای در سطح جهان به همراه آورده است. این فیلم که ساخته خیرت ویلدرز، نماینده راستگرای مجلس هلند است امکان پخش از طریق شبکه های تلویزیونی نیافت اما از روز پنجشنبه هفته گذشته از طریق برخی سایتهای اینترنتی در دست قرار گرفت.
یان پتر بالکننده، نخست وزیر هلند طی سخنانی که از تلویزیون این کشور پخش شد، پخش اینترنتی فیلم فتنه را بشدت محکوم کرده و گفته بود که این فیلم هیچ هدفی جز توهین به اعتقادات گروهی از مردم دنبال نمی کند. نخست وزیر هلند در عین حال ابراز امیدواری کرده بود که این فیلم به بروز واکنش خشونت آمیز منجر نشود. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد این فیلم را توهین آمیز خوانده و پخش اینترنتی آن را بشدت محکوم کرد. انتشار فیلم فتنه در کشورهای مسلمان و جوامع اسلامی واکنش های تندتری به همراه داشته است. سازمان کنفرانس اسلامی تنها هدف این فیلم را ایجاد تنش و خصومت میان پیروان ادیان و اعتقادات مختلف و به خطر انداختن صلح و ثبات در جهان دانسته است. مطالب مرتبط: افزایش تنش بر سر لقب سلمان رشدی
19 ژوئن, 2007 | جهان سيف الله در برابر شواليه
21 ژوئن, 2007 | جهان اعتراض پاکستان به تقدير از رشدی و نگرانی بريتانيا
19 ژوئن، 2007 | فرهنگ و هنر ایران: تقدیر از رشدی، مقابله با اسلام است
17 ژوئن، 2007 | فرهنگ و هنر سلمان رشدی لقب شوالیه دریافت کرد
16 ژوئن، 2007 | فرهنگ و هنر
|
|||||
|
|
|
|
|
13:20 گرينويچ - جمعه 28 مارس 2008 - 09 فروردین 1387 قیمت برنج در ظرف دو ماه پنجاه درصد افزایش یافتدر حالی که قیمت جهانی برنج در حال افزایش است، کشورهای عمده صادرکننده برنج اعلام کرده اند که تدابیر تازه ای را برای محدود کردن صدور برنج به اجرا درمی آورند. هم اکنون هند قیمت برنج صادراتی را 40 درصد افزایش داده است. مقامات چین نیز برای تشویق کشت برنج، حداقل بهای خرید برنج از برنجکاران را افزایش داده اند. چین بزرگ ترین تولیدکننده برنج در جهان است ولی تقریبا تمام محصول برنج این کشور در بازارهای داخلی مصرف می شود. چین که پرجمعیت ترین کشور جهان است، قیمت برنج و نیز گندم را با پرداخت یارانه، پایین نگاه می دارد. ویتنام که پس از تایلند بزرگ ترین کشور صادرکننده برنج در جهان است می گوید میزان صدور برنج را در سال جاری 22 درصد کاهش داده است. تحلیلگران می گویند هدف دولت ویتنام تثبیت بهای برنج در داخل کشور است. کامبوج، همسایه تایلند نیز اخیرا محدودیت هایی برای صدور برنج قائل شده است. دولت مصر هم از اول آوریل صدور برنج را به مدت 6 ماه به حال تعلیق درمی آورد. این تدابیر در حالی اتخاذ شده که ذخیره جهانی برنج به پایین ترین سطح از دهه 1970 رسیده است. در همین حال قیمت جهانی برنج در طی دو ماه گذشته 50 درصد افزایش یافته و موجب نگرانی در باره کمبود عرضه برنج در سراسر آسیا شده است. خبرنگاران می گویند مشکلات عرضه برنج به دلایل مختلفی است که افزایش بهای سوخت وهزینه کود و نیز تغییرات جوی از آن جمله است. مطالب مرتبط بهای جهانی غذا سیر صعودی و بلند مدتی خواهد داشت
22 ژانويه، 2008 | اقتصاد و بازرگانی هشدار در مورد افزایش قیمت مواد غذایی
06 مارس، 2008 | اقتصاد و بازرگانی جنجال کشت 'برنج ژنتيکی' در ايران
08 سپتامبر، 2004 | اقتصاد و بازرگانی ايران برنج آمريکايی وارد نمی کند
گرينويچ 28/10/2002 | اقتصاد و بازرگانی |
||
|
|
|
||||||||||
خانم فهميده طبيب ۵۱ ساله و مادر چهار طفل است. رئيس اسامبله ملي پاکستان که طرفدار پرويز مشرف، رئيس جمهور پاکستان بود، کنترول شورای قانون گذاری را به يک تن از اعضای حزب مردم پاکستان مربوط به بينظير بوتوی فقيد، سپرد. ستيف هيرمن خبرنگار صداي امريکا از اسلام آباد گذارش ميدهد که در جهت تعين يک صدر اعظم جديد، در کشور کدام پيشرفتی صورت نگرفته است. طوريکه انتظار برده ميشد، اسامبله ملی يا پارلمان پاکستان یک خانم را منحیث ریس اسامله تعیین کرده است. چودری امير حسين که رياست اسامبله ملی پاکستان را به عهده داشت و حامی پرويز مشرف رئيس جمهور پاکستان بود، نتيجه رای گيری در بين اعضای ۳۴۲عضوی شورا را اعلام کرد. او میگوید: "داکتر فهميده ميرزا ۲۴۹ رای را بدست آورده است." اعضاي پارلمان، بعد برسم استقبال و تحسين، از داکتر فهميده از حزب مردم پاکستان، برای ۳۰ ثانيه دستان شان را بر روی ميز های شان کوبيندند. خانم فهميده که يک طبيب ۵۱ ساله و مادر چهار کودک است، يکی از سياستمداران نسل سوم کشور اش ميباشد. پدرش دو بارعضو کابينه پاکستان بوده، شوهراش عضو پارلمان و خسر اش يکی از قضات محکمه عالی پاکستان بوده است. رفتار وحرکات داکتر ميزرا و طرز لباس پوشيدنش حرکات بينظير بوتو را بياد ميآورد. ميرزا وظيفه کنترول و اداره اسامبله ای را بدوش خواهد داشت که در آن دو حزب رقيب «حزب مردم پاکستان» خانم بوتو و حزب «مسلم ليگ» نواز شريف، يکی ديگر از صدر اعظمان سابق پاکستان موافقه کرده اند حکومت ائتلافي را تشکيل بدهند.
او میگوید: "در هيچ جای دنيا نميتوان وضع که کاملا طبق خواست باشد را بدست آورد؛ حتی در همسايگی ما هند، حکومت های ائتلافي وجود دارد و بنابران اين کشور بايد بيآموزد که با حکومت های ائتلافی باید به پيش رفت. داشتن حکومت های ائتلافی در پاکستان چيزی عجيب و غير عادی نيست." اما اينکه رهبری آن حکومت را کی بدست خواهد گرفت، سوال بزرگی است که تا حال جواب آن داده نشده است. بر حسب موافقه بر تقسيم قدرت، نامزد حزب مردم پاکستان از سوی شريک ائتلافي خود حمايه خواهد شد. هر دو حزب عمده و رقيب ديرينه در پارلمان جديد، برای تعين نامزدی که تعين خواهند کرد، کرسی های کافی دارند. با وجود نگرانی های فزاينده که با گذشت يک ماه ازهنگام انتخابات پارلمانی در ماه گذشته، نام هيچ کس برای احراز کرسی صدارت افشاء نشده است، شيری رحمن سخنگوی حزب مردم پاکستان، شعار ساير مامورين حزبی را بازگو ميکند که ميگويند «عجله نه، تشويش نه» او میگوید: "تاخيری وجود ندارد. مطبوعات و رسانه های خبری بايد درک کنند که احزاب سياسی بر اساس برنامه های کاری خود شان کار ميکنند، نه بر پايه برنامه های یک شخص." منابع خبری جمعی پاکستان ميگويند آصف زرداري، شوهر بينظير بوتوی فقيد که رئيس دوم رهبران دوگانه حزب مردم پاکستان است، تصميم گرفته است که صدراعظم پاکستان شود. و این برغم اظهارات جدی قبلی است که ميگفت به کرسی صدارت علاقه ندارد. معهذا، زرداری که اخيراً از الزامات فساد برخود از محکمه برائت گرفته بايد يک کرسی پارلمان را برای خود بدست آورد. تا آن موقع انتظار ميرود حزب مردم پاکستان يک نفر داوطلب را برای آن مقام موقتی، تا پايان ماه جاری اعلام خواهد کرد. بلا اتکليفی و نامعلومی سياسی در پاکستان در حال رونما شده است که پاکستان سعی دارد دوباره راه ديموکراسی را برگزيند. بعضی از اعضای بانفوذ پارلمان پاکستان ميخواهند پرويز مشرف رئيس جمهورغير محبوب آن کشور را ماخذه قانونی کنند. رئيس جمهور مشرف که در سابق جنرال عمومی قوای مسلح پاکستان بود، در يک کودتای نظامی در ۱۹۹۹ قدرت را بدست گرفت. آقاي مشرف در ماه قبل اجازه داد انتخابات آزاد در کشورش بعمل آید که درآن حزب که از او حمايت داشت، شکست خورد. |
|||||||||||
|
|
|
|||||||||||||
|
یا د داشت : ازمراسم برگزاری جشن نوروز درافغانستان ، تا جکستان ، ایران وچندکشوردیکر که در آنلاین بی بی سی انتشاریافته است بصورت نمونه با نقل بعضی از لینک این نشرات ازشما دعوت میشود اگرعلاقمند باشید یک یک کلیک کنید وازان حظ ببرید: نوروز در بلخ فرارسیدن نوروز نوروز ويژه نوروز ویژگیهای نوروز در بدخشان تاجکستان
نوروز در آلبانی
'سلطان نوروز' در بين بکتاشيان آلبانی
|
||||||||||||||
|
|
|
|
|
جنگ عراق يك روز پس از آغاز آن برگي تازه در تاريخ معاصر پس از آغاز حمله مشترك انگلستان و آمريكا به عراق ژاك شيراك رئيس جمهوري فرانسه در واكنش خود گفت : فرانسه متاسف است كه عمليات نظامي بر ضد عراق بدون تصويب سازمان ملل آغاز شده است. كسي كه به جاي قانون بكار بردن نيرو را تجويز كند مسئوليت بزرگي را برعهده مي گيرد. گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان در عكس العمل خود گفت : اين جنگ تصميم بدي بود كه گرفته شده است و شكست سياست است.آيا تهديد از جانب صدام تا اين حد بود كه جنگ را توجيه كند؟. ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه در اين زمينه گفت : حمله نظامي به عراق يك اشتباه سياسي بزرگ بود. براي خلع سلاح كردن عراق ــ اگر تصور مي كنند كه اسلحه كشتار جمعي دارد ــ حمله نظامي راه حل نبود . حمله نظامي به عراق ناديده گرفتن افكار عمومي جهان ، قوانين و عرف بين المللي و منشور سازمان ملل است ؛ اين حمله قابل توجيه نيست. اگر ما اجازه دهيم كه قوانين بين المللي جاي خود را به« اعمال قدرت ناشي از اسلحه » بدهد اصل اساسي غير قابل نقض بودن حاكميت ملي از ميان مي رود. اينك بر سازمان ملل است كه سريعا به اين مسئله رسيدگي كند. اميل لحود رئيس جمهوري لبنان گفت: اين تعرض نظامي جهان را وارد تونل خطرناكي ساخته كه سر ديگرش پيدا نيست. «ژان كرتي ان » نخست وزير كانادا اظهارداشت : اين جنگ قابل توجيه نيست. و در اين ميان كوفي عنان از آمريكا و انگلستان خواست كه نهايت كوشش را مبذول دارند كه به غير نظاميان عراقي آسيبي وارد نشود!!!!. حركت ضعيف عنان كه سازمان تحت نظر او مسئول جلوگيري از جنگ است در نخستين روز جنگ باعث شد كه ايرادهايي به وي وارد آيد.
|
||
|
|
|
|
|
تورکیه درکابل یک دانشگاه میسازد دولت تورکیه به سلسلۀ همکاریها یش درعرصۀ بازسازی ونوسازی درافغانستان ، ساختمان یک دانشگاه بزرگ را با دانشکده های آن درکابل آغازکرده است ، تورکیه که پس ازدهۀ دوم قرن 20میلادی اززمان دست یافتن مردم افغانستان به استقلال وآغازپاد شاهی امان الله خان در1919م روابط سیاسی وفرهنگی واقتصادی خود را با افغانستان تحکیم نموده ازنخستین کشوربعد ازجنگ جهانی اول است که تعدادی ازجوانان افغانستان را مطابق به پلان انکشافی امان الله خان بحیث محصلا ن علوم متداوله آن زمان پذیرفت وزیر تربیه وآموزش قرار داده است ، دانشگاه تحت ساختمان تورکیه درکابل که طبق معیارهای بین المللی ونقشۀ عصری اعمارمیگردد دارای دانشکده های متنوع دررشته های مختلف بوده با افزارآموزش مثل کمپیوتر، لابراتور، کتابخانه ، تالار مطالعه ، اطاق های درسی ، لیلیه وسایرملحقات ضروری مجهزبوده توسط استادان مجرب وکارآزمود ۀ تورکی به لسان انگلیسی وتورکی برای محصلین آموزش د ا ده میشود . تورکیه تاکنون 27لیسه وچند ین نهاد آموزشی دیگررا درمناطق مختلف افغانستان اعمار وبه بهره برداری سپرده است که طبق اطلاع منابع موثق دولتی تنها 38هزار نفرجوانان افغانستان ازجملۀ شاگردادن این 27 لیسه هستند که با مصرف تورکیه اعمار شده است، دولت تورکیه علاوه ازنهاد های آموزشی وفرهنگی، پنج شفاخانه مجهزبا وسایل مدرن وعصری وپنج پلیکلنیک صحی را نیز درمناطق مختلف کشوربه پایۀ اکمال رسانیده به معرض بهره برداری مردم افغانستان قرار داده است . تورکیه که به گسترش ساحۀ علم وفرهنگ وبا لارفتن آگاهی جوانان علا قۀ خاص دارد علاوه بر افغانستان درعراق ، کساوو، قزاقستان ، قیرغیزستان وسایر مناطق نیزدا نشگاه هائی اعمار نموده درخدمت عامۀ مردم دران کشورها قرار داده است . (سا د ف 20مارچ2008میلادی) |
||