|
|
|
|||||||||||
|
پنج شنبه 19 ژوئن 2008 - 30 خرداد 1387
برگزاری مراسم سالگرد تولد رودکی در سازمان ملل
مراسم 1150 امین سالگرد تولد رودکی شاعر پارسزبان چهارشنبه شب در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار شد. در این مراسم که به همت دفاتر نمایندگی ایران، افغانستان و تاجیکستان برگزار شد مهمانان زیادی از کشورهای مختلف جهان و همینطور مقام های سازمان ملل متحد و یونسکو شرکت داشتند. بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد گفت رودکی با سادگی و شکوه کلام خویش پیشگام سنت عظیمی در بنیانگذاری ادبیات کلاسیک فارسی و پیام آور خیر و عدالت بود. بان کی مون گفت رودکی باید در دنیای امروز هم الهام بخش تلاش های جهانی برای مبارزه با افراط و پیشگیری از اختلافات مردمی و فرهنگی باشد. او افزود رودکی شعر خود را از دنیای مجازی به جهان معاصر آورد و فلسفه نوینی را به جامعه معرفی کرد. بان کی مون گفت رودکی به واقع سلطان شعر است و می تواند ترمیم بخش جراحت های دنیای امروز باشد. علاوه بر دبیر کل سازمان ملل متحد محمد خزاعی سفیر ایران، ظاهر طنین سفیر افغانستان و سراج الدین اصلف سفیر تاجیکستان در این مراسم سخنرانی کردند. در حاشیه این مراسم هم نمایشگاه آثار هنری از سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان برگزار شد که تا یک هفته ادامه دارد. و البته شعر و آواز زیبای فارسی هم زینت بخش این جشن بود. معلو مات اضافی درارتباط موضوع : مراسم سالگرد تولد رودکی در سازمان ملل 'مویه های پامیر' پژوهشی ارزشمند در شعر افغانستان
08 ژوئن، 2008 | فرهنگ و هنر بریتانیا و انتخاب شاعر ملی زن
25 مه، 2008 | فرهنگ و هنر لایق شیرعلی و شعر نو ایران
22 مه، 2008 | فرهنگ و هنر
|
||||||||||||
|
|
|
|
|
طالب های سورت شده درد سربرای جبهۀ ملی
--------------------- سید احمد شاه دولتی فاریابی رژیم طالبان که بربنیاد تفکرات سیطره جویانۀ قومی وفاشیزم درماه اکتوبرسال 1994میلادی درافغانستان رویکارآمد باقتل وکشتارمردم افغانستان درمنطۀ شمال غرب ، شمال ، شمال شرق ، مناطق مرکزی ، کابل وشمالی بیرق استبداد را برافراشت که طبق گزارش های سازمان ملل متحد حدود شش هزارنفرتنها درمزارشریف بعد ازهشتم ماه آگست 1998میلادی بصورت دسته جمعی توسط طالبان به قتل رسیده اند که بیشترآنها هزاره ها ، اوزبیک ها ، تورکمن ها وتعداد فراوانی هم ازتاجیک ها وملیت های غیرپشتون بوده اند ، احمد رشید نویسندۀ کتاب دربارۀ فرمانروائی طالبان که بحیث ژورنا لیست پاکستانی به ولایات افغانستان وازجمله به مزارشریف سفرنموده بود نتیجۀ چشم دید ها وصحبت هائی که با مردم ومقا مات رژیم طالبان انجام داده است ، تعداد کشته شده ها را بشمول جوانان بادغیس ، فاریاب ،جوزجان ،سرپل ، سمنگان وسایر ولایا ت شمال کشورتوسط طالبان را هشت هزارنفرتخمین زده است .این اعمال وحشیانه وغیرانسانی رژیم طالبا ن وحامیان خارجی آنها که درداخل کشوربا مقا ومت ملی ود لیرانۀ ساکنین بومی مواجه گردیده روزتا روزدامنۀ جنگ گسترش می یافت که در11سپتامبر2001میلادی حمله برمرکزتجارتی بین المللی درشهرنیویارک امریکا صورت گرفت که باعث قتل بیش ازسه هزارنفروتخریب ساختمان های جوره یی مرکزتجارتی بین المللی گردید که پنجا ه هزار نفر دران کارمینمودند ، مقامات امریکا سازمان القاعده ورژیم طالبان برهبری ملا عمرکور را عامل اصلی این حملۀ تروریستی معرفی نموده درصدد براندازی رژیم طالبان وزیرضربه قراردادن شبکه های تروریستی وابسته به آن برآمد ند وآن را ازهفتم اکتوبر2001میلادی تا13دسامبرهمان سال با همکاری جنگجویان ونیروهای ائتلاف شمال که بنام (نورد الیانسی ) شهرت یافته بود ند ازرقدرت انداختند. پس ازان رژیم جدید به رهبری حامد کرزی درافغانستان رویکارآمد که تحت الحمایۀ ایالات متحدۀ امریکا ومتحدین آن قرارداشت وهنوزهم قراردارد ، این رژیم که با هیا هوی تبلیغاتی زیرشعاربنیان گذاری دمو کراسی درافغانستان وتا مین عدالت اجتماعی وارد صحنه گردید درمحورتوجه ومورد علاقۀ همۀ مردم افغانستان قرارگرفت اما ازهمان آغاز پیش بینی میگردید : طالبان که تحت شعارمذهبی وبنیاد گرائی راه فاشیزم را درپیش گرفته بود رژیم جدید به رهبری حامد کرزی وهمکاران دل بسته به قبیله سالاری اش تحت شعاردموکراسی وبازسازی ، همان راه طالبان را درپیش خواهد گرفت .... که امروزتبعات آن نه بصورت علایم بلکه به وضاحت وبه شکل تجسمی درتمام اورگانهای دولتی به مشاهده میرسد ودرنتیجۀ همین حرکات غیرصا د قا نه وخیانت کارانه بودکه بجای تلاش برای همبستگی ملی وبهم نزدیک نمودن ملیت های ساکن درکشورصف آرای قومی بربنیا د ایدۀ طالبان وفاشیست مشربان شکل داده شد ، این صف آرائی به سرعت توسط سیطره طلبان قومی وفاشیست اندیشان برای تهاجم سیاسی ونظامی برمنافع سایراقوام بخصوص بمنظور حمله برمنافع سیاسی تورک تباران وتا جیک تباران صورت گرفت ودرهمین مرحله بود نماینده های طالبان که جامه عوض کرده با ریش تراشیده ونیکتائی ،همراه با تعدادی دیسانت شده های دیگرکه با تا بعیت امریکا وسایرکشورها وارد صحنه شده بودند سران جبهه ضد طالبان را که عملا با دولت وحامیان بین امللی آن برای تا مین امنیت وثبات سیاسی همکاری داشتند بنام جنگ سالارخطاب نموده آنهارا خطرناکتر ازطالبان تروریست وابسته به القاعده قلمداد مینمودند وسرانجام با محاصره کردن رئیس جمهورکرزی وقبولاندن خواسته های سیطره جوئی قومی شان به او ، موفق به کنارگذاشتن وبی صلاحیت ساختن رهبران وکادرهای ارشد ائتلاف ضد طالبان شد ند وحامد کرزی تشجیع گردید که طالب ها را تحت سورت درجه اول ، دوم وسوم قرارداده برای جذب آنها دردولت فعلی زمینه سازی نماید که این عمل قوم گرایانه وخارج ازخط مشی درنظرگرفته شدۀ دولتی اش وخلاف رهنمود های مشاورین امریکائی ومتحدین آن به ضررجامعۀ افغانی وجهانی تمام گردید نیروهای ناتو را که بعنوان مدافعین صلح وثبات درجهان نام گرفته بود بی اعتبارساخت وتبلیغاتی که توسط نویسنده گان هوادارطالبان ازطریق رسانه ها براه انداخته شده آنهارا قهرمان ودرحال غلبه به نیروهای خارجی ( سربازان ناتووامریکا) قلمداد مینمایند نه تنها طالبان افغانستان وپاکستان را تشجیع وبه جنگ ومقابله با نیروهای نظامی حامی رژیم افغانستان تشویق کرد بلکه شخص رئیس جمهورکرزی را نیز تحت تاثیر قرار داده وا داشت تا آرزونماید ( ایکاش طالبان زیرفرمانش قرارمیداشت ...) این گفتارناسنجیدۀ رئیس جمهورافغانستان که دربالابردن مورال طالبان بی نقش نیست این شعر شاعررا درانسان تداعی میکند که گفته است (با بدان کم نشین که درمانی + خوپذیراست نفس انسانی) رئیس جمهورکرزی که همیشه با هواداران وعاشقان طالبان سروکاردارد ازخوی وخاصیت ناپسند آنها تا ثیر پذیرفته است که با این گونه سخنان ، به اصطلاح تیشه را نه تنها به پای خود بلکه به پای دوستان بین المللی خود نیزحواله کرده است که بقول وزیرخارجۀ افغانستان تا کنون شصت میلیارد دالربعنوان بازسازی ونوسازی وتا مین امنیت وتعمیم ثبات به افغانستان وعدۀ کمک نموده وبیشترازنصف این مبلغ را تا کنون به اختیار دولت افغانستان گذاشته اند ، این هم قابل یاد آوری است که گفته میشود تا حال چهارهزارنفرازاعضای تشکیلات طالبان به دولت آمده بیشتر درکابل مسکن گزین شده اند که نه تنها به رژیم فعلی درکابل وفادارنیستند بلکه به شدت مخالف حضورنیروهای امریکا ومتحدین آن درافغانستان بوده علیه آنها مخفی وعلنی تبلیغات ممینمایند درحالیکه قراراطلاع رسانه ها ازقول مسئولین امور برای بعضی ازاین عالی جنابان طالبان نمره زمین هائی نیزبا پول عمران خانه امتیازداده شده است واین حقیقت نیز غیر قابل کتمان است که ازتاریخ بازگشت افراد وابسته به طالبان به آغوش حکومت وشهرکابل ، حملات انتحاری ونا امنی درپایتخت افزایش یافته است واین میرساند که شاید عده یی ازاین تسلیم شده ها به دولت ، گماشته شده های پلان شده ازجانب ملاعمرکورویاران اوهستند که با استفاده ازمصئونیت بیشترطبق هدایت ملاعمرکوروسایرباداران شان عمل میکنند ودرمختل کردن امنیت تلاش دارند ، همچنان شنیده میشود ازتاریخی که رئیس جمهورکرزی یک پسربچۀ قبایلی را که کمتر ازشانزده سال داشت با مواد منفجرۀ انتحاری اش زنده دستگیر شده بود آزاد ساخت احتما لاً رهبران طالبان تروریست بچه های کمتراز16ساله را بیشترتشویق به انجام عمل انتحاری مینماید وشاید به آنها گفته میشود درعمق هدف (درمرکزتجمع طرفداران حکومت ) رفته خودرا منفجر بکنند که ثوا ب بیشتر دارد واگردستگیرشوند حامد کرزی آزادشان میکند ، اگراین شایعات راست باشد سوء استفاده ازعملکرد رئیس جمهورکرزی توسط طالبان بی فرهنگ را نشان میدهد واین جنایت ،عظیم تر ازهرجنایتی محسوب میگردد .درآغازشکل گیری دولت افغانستان درجنوری سال 2002میلادی شعارهائی درمورد بنیا د دموکراسی ، بازسازی وتامین امنیت عمومی وتعمیم عدالت اجتماعی به گوش ها طنین انداخت که ازایندۀ درخشان کشور وساکنین آن نوید میداد متأ سفانه دراثرغلبۀ احسا سا ت نژاد پرستی ونیفوتیزم بررئیس جمهورتوسط تیم کاری ناکارۀ آن ، شرایط عینی درافغانستان طوری تغیریافت که حتی بسیاری ازافراد دارای مفکورۀ خدمت وکمک رسانی به اکثریت قاطع نفوس کشور، سه قرن عقب رفتند وبه مفکوره ها ومطالب تیوریزه شدۀ مطرود ومتروک سده های پیشین درمورد ادارۀ عامه ونشنل بلدینگ چسپید ند،روحیۀ همزیستی وبا هم نزدیک بودن وباهم زیستن که پس ازدهۀ 1960میلادی درنتیجۀ فعالیتهای سیاسی وعدالت خواهانۀ پیشگامان جامعۀ ما ، دربین اقوام ساکن درافغانستان ریشه دوانیده بود ِ با ظهورطالبان درماه اکتوبر1994میلادی کا ملاً آسیب دید ودرهشت سال اخیردوران حاکمیت رژیم فعلی ، نه تنها گام بنیادی بسوی دموکراسی سیاسی وعدالت اجتماعی برداشته نشد ودرراه همبستگی اقوام وملیت ها کارمثبت انجام نگردید بلکه با همان مفکورۀ استبدادی رژیم گذشته ونا سیونالیزم کوربرای کنارزدن نماینده گان اقوام اوزبیک وسایر تورک تباران وتا جیک تباران ازاورگانهای دولتی ، مشتعل نمودن آتش جنگ تحمیلی بین خود این قوم تا توطئه ودسایس حملات انتحاری وترور شخصیت ها سازمان داده شد که براه انداختن جنگ علیه اسمعیل خان درحوزۀ جنوب غرب ، سازماندهی جنگ علیه جنرال دوستم درشما ل غرب وتوطئه های مکررعلیه او بشمول حملۀ انتحاری به قصد نابود کردنش، مشتعل نمودن آتش جنگ بین معلم عطا عضو جمعیت اسلامی وجنبش ملی درحوزۀ شمال شرق ومزار شریف درسال های 2003 و2004میلادی، ترورمصطفی کاظمی سخنگوی جبهۀ ملی درسال 2007 میلادی که درخط اپوزیت علیه دولت قرارداشت نمونه های گویا وانکارناپذیراعمال افتراق آفرین دولت است که درضدیت با پیشگا مان ساکنین این مناطق استبداد زده بصورت برجسته خودرا نشان میدهد . هجده حزب سیاسی جبهۀ ملی فعال درصحنۀ افغانستان که رهبران جبهۀ ائتلاف شمال وسیاستمداران برجسته و وطنپرستان واقعی افغانستان که درراه تامین امنیت وثبات سیاسی وتعمیم عدالت اجتماعی مطابق معیارهای دموکراسی وپرنسیپ های عام جامعۀ مدنی درافغانستان تلاش مینمایند که احساس میگردد درضدیت با آن دراین اواخربه تعدادی ازمبلغان اجیرمنفعت طلب ازطرف مخالفان اعضای جبهۀ ملی وظیفه سپرده شده است تا درایجاد افتراق بین اعضای جبهه ومتلاشی کردن بدنۀ آن و برای تضعیف و بی اعتبارنمودن آن تبلیغات خصمانه براه افتاده است ، این هم معلوم نیست که جبهۀ ملی با تمام قدرت وقوت خویش وصدها هزارطرفداران با لقوه وبا لفعل خود چرا درجنین زمانی که مخالفان شان ازهرجا کله کشک نموده خودرانشان میدهند خاموش اند وروی اهداف سیاسی خود بصورت سیستماتیک کاروفعالیت تبلیغاتی نمی نمایند وحد اقل درویب سایت های پرخواننده مثل( www.ariaye.com ویا www.junbesh.net ) وامثا ل آن آنچه لازمۀ گفتن ازجانب جبهۀ ملی درشرایط حاضر است خاموشی اختیار کرده اند؟اکنون مردم منتظر اند که آیا جبهۀ ملی ازمجموع اعضای 18 حزبی خود کدام یک ازشخصیت های سیاسی را که امکان پیروزی اش بیشترباشد به پست ریاست جمهوری کاندید میدهد یا خیر؟ اگرچه مشخص ساختن کاندید جبهه به پست ریاست جمهوری درشرایط خاص افغانستان ازلحاظ امنیتی وقانونی پیش ازوقت خواهد بود امالازم است هیئت رهبری جبهه برای اقناع افکارعمومی با پخش اعلامیه یی ازتصمیم خود برای تعین کاندید خود درپست ریاست جمهوری درموقع معین اطلاع بدهد وقدم به قدم برای بی اثر ساختن تبلیغات افتراق آفرین مخالفان آشتی نا پذیرخود اقدامات لازم نماید تا ازخاموشی رهبران جبهۀ ملی مخالفانش ، با تبلیغات مسموم کننده درمأ یوس وپراگنده ساختن طرفداران وهواداران جبهۀ ملی نقش ایفا کرده نتوانند بااحترام 12/ 6 / 2008میلادی |
||
|
|
|
|||||||
|
- جمعه 13 ژوئن 2008 - 24 خرداد 1387
تظاهرات مخالفان مشرفمقابل پارلمان پاکستانهزارها نفر از مخالفان رئیس جمهور پاکستان، مقابل پارلمان این کشورتجمع کرده و خواستار بازگشت به کار قضات برکنار شده دادگاه عالی شده اند. روز جمعه، 13 ژوئن (24 خرداد)، جمعی از حقوقدانان و صدها تن از مخالفان پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان، در راهپیمایی اعتراضی خود از نقاط مختلف این کشور، به اسلام آباد، پایتخت، آمدند تا تظاهراتی را در برابر ساختمان پارلمان و دادگاه عالی این کشور برگزار کنند. راهپیمایان خواستار بازگشت به خدمت افتخار محمد چودری، رئیس، و سایر قضات دیوان عالی(عدالت عظمی) پاکستان هستند که به دستور پرویز مشرف، رئیس جمهور، در ماه نوامبر سال گذشته از سمت های خود برکنار شدند. حقوقدانان طرفدار آقای چودری برکناری او را غیرقانونی می دانند و گفته اند که بازگشت به خدمت قضات برکنار شده برای قرار گرفتن پاکستان "در مسیر عدالت و دموکراسی" ضرورت دارد. با نزدیک شدن راهپیمایان به اسلام آباد، ماموران پلیس مسیرهای منتهی به ساختمان های پارلمان و دادگاه عالی را مسدود کردند و در برابر این دو ساختمان سنگر گرفتند. دولت ائتلافی پاکستان، که از احزاب مخالف پرویز مشرف تشکیل یافته، سعی دارد از برخورد خشونت آمیز با تظاهرکنندگان اجتناب ورزد و به همین دلیل، تسهیلاتی را در اختیار آنان قرار داده است. بازگشت به خدمت قضات برکنار شده دیوان عالی این احتمال را در پی دارد که پرونده مربوط به عدم اعتبار نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به جریان افتد و به صدور حکم برکناری پرویز مشرف و بروز یک بحران سیاسی جدید منجر شود. مشکلات دولت ائتلافی مساله بازگشت به کار قضات دادگاه عالی به موضوع اصلی برای دولت ائتلافی به رهبری حزب مردم پاکستان و یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر، تبدیل شده است. ماه گذشته محمد نواز شریف، رهبر حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) که خواستار بازگشت فوری قضات برکنار شده به سمت های آنان بود، به دلیل تعلل حزب مردم در این زمینه وزیران خود را از دولت ائتلافی خارج ساخت هرچند به حمایت از دولت ادامه داده است. آقای شریف از راهپیمایی حقوقدانان حمایت کرده و بر بازگشت به کار قضات برکنار شده دادگاه عالی اصرار ورزیده و اقدام دولت در این زمینه را بخشی از توافق همکاری با حزب مردم اعلام داشته است. در ماه مارس سال گذشته، پرویز مشرف، رئیس جمهور، با صدور حکم مرخصی اجباری قاضی افتخار چودری، رئیس وقت دادگاه عالی، او را از این سمت معلق کرد. این دستور در حالی صادر شد که مخالفان پرویز مشرف دادخواستی را در مورد غیرقانونی بودن نامزدی او برای انتخابات ریاست جمهوری به دلیل ادامه خدمت در یک سمت نظامی در دادگاه عالی طرح کرده بودند و احتمال داشت قاضی چودری به این دادخواست رای مثبت دهد. با اینهمه، در ماه ژوئیه اکثر قضات دادگاه عالی دستور تعلیق از خدمت افتخار چودری را غیرقانونی اعلام داشتند و حکم بازگشت او به سمت ریاست دادگاه عالی را صادر کردند. انتخابات ریاست جمهوری در ماه اکتبر سال گذشته برگزار شد و پرویز مشرف با کسب اکثریت قابل توجه آرای نمایندگان مجمع انتخاباتی پاکستان به این سمت انتخاب شد در حالیکه دادخواست رسیدگی به صلاحیت وی برای احراز این سمت همچنان در دادگاه عالی در جریان بود. در ماه نوامبر، آقای مشرف با اعلام وضعیت فوق العاده در کشور، شماری از قضات از جمله هفت تن از اعضای دادگاه عالی را که ظاهرا از پذیرش نتیجه انتخابات خودداری می کردند از سمت های آنان برکنار کرد و این اقدام با اعتراض شدید حقوقدانان مواجه شد. در ماه فوریه سال جاری، انتخابات پارلمانی برگزار پاکستان برگزار شد و احزاب مخالف آقای مشرف، به خصوص حزب مردم و حزب مسلم لیگ، بیشترین کرسی های پارلمان را کسب کردند و دولت ائتلافی را تشکیل دادند. |
||||||||
|
|
|
|||
|
مقایسۀ عملکرد بوش وپوتین
در مقام مقایسه می توان گفت آقای پوتین عملکرد بهتری داشته است و هدف او که عبارت بود از بنیان نهادن اقتصادی به بزرگی اقتصاد پرتغال تا سال 2015، برای ابرقدرت پیری که در مرز ورشکستگی حرکت می کرد و قادر به پرداختن قروضش نبود، بیش از حد جاه طلبانه به نظر می رسید .اما اکنون که هشت سال از آن زمان گذشته، روسیه زودتر از موعد قرض هایش را پرداخت می کند، ذخیره ارزی این کشور از نظر بزرگی سومین در جهان است و اقتصاد این کشور دوران شکوفایی و رونق را طی می کند .در داخل روسیه، میزان محبوبیت آقای پوتین موجب حسادت کلیه رهبران جهان است .او ثبات را به کشورش بازگردانده است، سطح زندگی را بالا برده، قدرت دولت مرکزی را افزایش داده است و در جامعه بین المللی ، روسیه را به قدرتی غیرقابل انکار مبدل ساخته است .افت آمریکا این را با میراث جورج بوش مقایسه کنید. اشغال عراق و ادامه نابسامانی در این کشور بر تمام دوره ریاست جمهوری او سایه انداخت ." مبارزه علیه تروریسم" که همه جا از آن صحبت بود، در بدام انداختن رهبران القاعده نا کام بوده است و برخی معتقدند باعث بی ثباتی جهان شده است.تلاش برای گسترش دموکراسی باعث شد منتقدان دوگانگی سیاست آمریکا را برجسته کنند و رسوایی های شکنجه و آزار زندانیان وجهه آمریکا برای در اختیار داشتن رهبری اخلاقی مبارزه با تروریسم را خدشه دار کرده است .در داخل، هزینه اقتصادی دوران ریاست جمهوری جورج بوش، افزایش کسری تراز تجاری و نگرانی روزافزون از رکود اقتصادی بوده است .آمریکا به نسبت سال 2000 ضعیف تر شده و در سطح جهان از احترام کمتری برخوردار است، در حالیکه روسیه از گذشته قوی تر شده است و حتی اگر کشوری محبوب در سطح جهان محسوب نشود، حداقل جدی گرفته می شود .مشکلات پیش رو با این حال برخی کارشناسان مسائل اقتصادی هشدار می دهند که ممکن است روسیه با مشکلاتی روبرو شود .بازگرداندن "منابع استراتژیک" مثل نفت و گاز تحت اختیار دولت، برای تجارت در روسیه مفید نبوده است .همچنین با افزایش مصرف انرژی در داخل این کشور که انرژی کمتری برای صادر کردن باقی می گذارد، سطح تولید هم کاهش یافته است .در نتیجه برای منابع نفت و گاز نواحی دور افتاده در شمال و شرق این کشور به سرمایه گذاری فوری نیازاست .همچنین برای تقویت شبکه کهنه راه آهن، جاده ها و خطوط لوله که از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی به آن رسیدگی نشده است، به منابع مالی نیاز است .با این وجود سیاست آقای پوتین بر محدود ساختن مشارکت خارجی درپروژه های ملی هنوز پابرجاست و مشخص نیست چقدر کمک خارجی در راه است .پاسخ معمول روسیه به این مسئله این بوده است که آنها با اتکا به ذخایر ارزی و سرمایه گذاران روس، خود می توانند مشکلات را حل کنند .و در جهانی که به نظر می رسد قیمت سوخت های فسیلی بالا خواهد ماند، چرا باید نگران باشند؟ رضایت چه کسی می داند جانشینان آقای بوش و آقای پوتین هشت سال بعد در چه وضعی قرار خواهند داشت؟ و در آن زمان مقایسه آنها چگونه خواهد بود؟ یکی از نقاط قوت آمریکایی ها ظرفیت آنها برای نقد از خود و بازسازی است .ممکن است سالهای ریاست جمهوری آقای بوش به "آمریکا" به عنوان یک نام معتبر تجاری ضربه زده باشد، اما ظرفیت این کشور برای تغییر شرایط و پایان دادن به روند نزولی چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه سیاسی، تصور حضور رئیس جمهوری جدید که سرنوشت کشورش را تغییر دهد را ممکن می سازد مختصری ازیک خبر (بی بی سی 6می 2008میلادی) . |
||||
|
|
|
|
|
اکادمیسین دستگیر پنجشیری هندو، وبلوچ و خـلـق افــغــان وطن تاجیک وهزاره گان وتورکان وطن گــرتیر وتـفـنگ را گـذارد بـه زمیـن آبا د شــود خـا نــــۀ د هـقــا ن وطـن "فروغ هستی "
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به فرایند همبسته گی ملی شتاب می بخشد " قورولتای " ( کنگرۀ ) موءسس فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درکشور پادشاهی هالیند و درقاره ء اروپا بتاریخ هفدهم ماه می 2008 میلادی دایر گردید درکار کنفرانس هواداران رشد وشگوفایی فرهنگ وزبانهای جامه ء ترک تباران میهن ، از کشورهای امریکا ،کانادا ، هنگری ، تورکیه ،جرمنی ،هالیند ،ناروی ،بلژ یک ،سویدن ،سویس دنمارک انگلستان و آسیای میانه اشتراک فعال کرد ند درنخستین "قرولتای " ( کنگره) فدراسیون فرهنگی تور کان کشور، اساسنامه ومرامنامه فدراسیون تصویب شد . " کینگاش " ( شورای مرکزی ) ، رییس فدراسیون فرهنگی تورکان ومعاونان آن انتخاب گردید بیک سخن نخستین فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در دیاران غربت نهادینه شد ورسمیت یافت شایسته گفتن است که ظهور فدراسیون اقوام مهاجر تورک افغانستان ،نتیجه ء مبارزه آگاهانه بهترین فرزندان ترک تبار افغانستان برای رشد وگسترش فرهنگ وزبان گشن بیخ آنان میباشد . درین راه پرخم وپیچ ودشوارگذار ، شخصیتهای فرهنگی برجسته روشنفکرا ن آزادی دوست ومبارزان فداکاری ، بویژه جاودان یاد پروفیسور غلام محمد میمنه گی هنرمند و مشروطه خواه مشهور ، زنده یاد استاد نزیهی اندخویی روانشاد مولانا خال محمد خسته زنده یاد خیری و نظرمحمد نوا و. و، یکی پس ازدیگر گامهای استوار ی نهادند . هر چند آتش امید و مبارزه ء دادخواهانه این پیشگامان جنبش فرهنگی ودموکراتیک تورکان ، تاجیکان ودیگر اقوام تحقیرشده ء افغانستان درپس ابرهای تیر ه وتار میراثخواران استعمار بریتانیا وافزارهای وحشی " استبداد کبیر" مدتی نهان شد .و لی پس از شکست فاشیزم هتلری وپیدایی تناسب نوین قوای بین ا لمللی ، وپاره پاره شدن ابرهای سیاه استبداد استعماری و درگرما گرم تشکیل حکومت سردار شاه محمود صد اعظم درکشور ما نیز احزاب سیاسی جنبشهای ملی دموکراتیک وفرهنگی آشکار وپنهان ازجمله سازمانی به ابتکار دانش آموزان دانشجویان وروشنفکران ولایات بلخ شبرغان فاریاب بدخشان ، به سال1331 خورشیدی در " باغ با برشاه " بنام " جمعیت خراسا ن " جوانه زد . در برنامه ء جمعیت خراسان خشم وخروش وواکنش داد خواهانه اقوام تحت ستمها ی گونه گون ملی واجتماعی علیه سیاست فرهنگی نظامات قبیله سالاری وزمینداری اربابی افغانستان بازتاب روشن یافت . رضوان قل تمنا ، زنده یاد استاد گلدی جاودان یاد محمد طاهر بدخشی مولانا کریم مزاری متخلص به مجاهد ،غلام رسول سینایی ،عبد ا لسلام تاشقرغانی وبرنا آصفی ،از اعضای برجسته ء این جمعیت واز دانش آموزان شایسته لیسه های حبیبیه دارلمعلمین کابل و ابن سینا بوده اند . این استعداد های بالنده وجوان به گروههای قومی ترکتباران وتاجیکان کرانه های آمو پیوند داشته اند به احتمال قوی زنده نام استاد نزیهی ،زنده یاد مولوی خال محمد خسته روانشاد سید محمد دهقان شادروان ابولخیر خیری ، زنده یاد نظر محمد نوا و دیگر متنفذین روشن بین وشماری از وکیلان دورهء هفتم شورای ملی ولایات فاریاب بدخشان وبلخ مشوقین پشت پرده ء "جمعیت خراسان" بود ه ا ند . مبارزه علیه نابرابری حقوقی ، ،فساد دستگاه بیروکراتیک ، پرخاش دادخواهانه علیه ظلم ملی و استبداد سیاه و مبارزه برای تأمین برابری حقوق وآزادیهای دموکراتیک بویژه انتخابات آزاد ومخفی شهرداریها ، گوهر مبارزات ملی "جمعیت خراسان " بوده است ولی غنچه های این جمعیت نور سته ، پس ازقیام مسلحانه ناکام و انحلال نهضت نوروزی فرمانده خواجه محمدنعیم زوری و محمد اسماعیل آغای بلخی ، سرکوب هواداران حزب خلق به رهبری زنده نام دکتر محمودی ، جمعیت وطن به رهبری میرغلام محمد غبارفقید ، وجنبش ویش زلمیان (جوانان بیدار ) ،بویژه در دوران استبداد صغیر سردار محمد داوود شوربختانه پیش از شگفتن، پرپر وپراگنده شد و سیاست ارعاب اختناق سرکوب پیگرد آزادیخواهان همه اقوام ، به ویژه اقوام زحمتکش تورک ، نزدیک به 13سال تداوم یافت و بیداد کرد . حلقه ء دیگری نیز درمرکز ولایت بدخشان در سال 1330 خورشید ی بنام " آ باد خواهان میهن " به ابتکار زنده یاد عبدالروءف ضیاء زاده پایه گذاری شده بود او پس از فراغت از مکتب ابتداییه فیض آباد بدخشان به کابل رفت خو رد ضابط صحیه شد درکابل یکجا با زنده نام محمد طاهر بد خشی با سید محمد دهقان دکتر عبدالرحمان محمودی رهبر حزب خلق ومیرغلام محمد فقید رهبر وطن وبرنامه ها واصول مرامی آنان آشناشد واز مبارزات پرجوش وخروش این برهه گذرای تاریخ الهام گرفت نخست مدتی درلوای سرحدی بدخشان به حیث ضابط صحیه کارکرد وسپس به مشوره ء محمد طاهربدخشی از مسلک عسکری بازنشسته شد وبه مقام شهردار فیض آباد مرکز ولایت بدخشان انتخاب گردید ، شادروان عبد لروء وف ضیا زاده ، مایل بود که سازمان " آباد خواهان میهن " درسطح بدخشان ودیگر ولایات شمال کار ومبارزهء دموکراتیک کند ولی زنده نام محمد طاهر بد خشی همزمان با تشکیل کمیته ء تدارک کنگرهء اول ( کنگره ء موسس ) " جمعیت دموکراتیک خلق " ( 18سنبله 1342خورشیدی ) به عبدلروءوف ضیا ء زاده نامه های توضیحی ومشورتی اقناع کننده ای نوشت وضرورت تشکیل حزب سرتاسری را به این منطق بسیار ساده و روشن انسانی به " رهبر آباد خواهان میهن " خاطر نشان کرد که :- " نباید محدود فکر کرد ، پیش از افغانستان وبدخشان باید به درد بشریت آشناشد . بشرجهان سوم ، در هر کجا که هست همین قسم ، ،مریض وفقیر است..و.و " متن این نامه ء شخصی زنده نام محمد طاهر بدخشی سرشار از همبسته گی نیرومند با زحمتکشان افغانستان و ملل ومردمان از بندرسته ونواستقلال آسیا وافریقا وپشتیبانی بیدریغ از جنبش عدم انسلاک وناوا بسته گی جهانی میباشد فوتوکاپی این نامه ء شخصی زنده یاد محمد طاهر بدخشی را فرزند ارجمند روانشاد عبدلروءوف ( ضیاءرحمان بهاری ) دردسترسم قرارداده است موجز اینکه اسناد سربسته ء این جمعیت در شب 11جدی 1343 و تأسیس کنگره اول جمعیت دموکراتیک خلق پس از 13سال اختناق سیاسی درکشور توسط زنده نام محمد طاهر بدخشی عضو کنگره ء موءسس ، پیش از آغاز فرایند ( پروسه ) انتخابات وشمارش آرای اعضای کمیتهء مرکز ی، به رسم پسندیده ء اعلا ن همبسته گی به " جمعیت دموکراتیک خلق " به نورمحمد تره کی منشی عمومی با القوه ء کمیتهء مرکزی سپرده شد ولی محتوای این اسناد هیچگاهی در مطبوعات حزبی جمعیت د.خ امکان طبع و نشر نیافت نتیجه : هرچند مبارزات فرهنگی ودموکراتیک اقوام ترک وتاجیک کرانه های آموودیگر گروههای پراگنده ء افغانستان درشرایط سیطره " استبداد کبیر و صغیر " و تندبادهای نامساعد زمان با تعصب خشونت آمیز ی سرکوب گردید وفریاد اعتراضهای داد خواهانه ء مظلومان تاریخ درگلوی پیشگامان آنان خاموش شد ولی سنن مبارزه واندیشه های دموکراتیک وملی "جمعیت خراسان " روز تاروز در ژرفای شعور وروان فرزندان استبداد کوفتهء کرانه های آمو هزارستان ودردل ودامان دره های پامیر وهندوکش بیدار ودر گوشه گوشه افغانستان ریشه دوانید و سرانجام راه خودرا درنخستین کنگره ء "جمعیت دموکراتیک خلق " نیز بازکرد زنده نام محمد طاهر بدخشی وظیفه سخنگو وگرداننده جلسه کنگره ء موءسس را به عهده گرفت به پیشنهاد زنده یاد محمد طاهر بدخشی آدم خان جاجی افسر باز نشسته قوای هوایی وکهنسال ترین عضو کنگره به حیث رییس موأقت وسید عبدالحکیم شرعی یکی از ازبک تباران سرپل ولایت شبرغان و تحصیل کرده ء دانشکده ء شرعیا ت دانشگاه کابل به حیث نایب رییس کنگره به اتفاق آراء انتخاب شدند . درکنگره ء اول جمعیت دموکراتیک خلق نیز ازجمله 27 عضو ، 13عضو آن پشتون 8عضو تاجیک 3،عضو هزاره و3عضو ازجمله زنده نام شهرالله شهپر لیسانسهء دانشکده ء اقتصاد دانشگاه کابل از ولایت بلخ ، سید عبدالحکیم شرعی تحصیلکرده ء دانشکده ء شرعیات از ولایت جوزجان وانجنیر خالیار از ولایت فاریاب و ازجوانه های نورسته اقوام تورک افغانستان اشتراک فعال داشته اند . درنخستین کمیته ء مرکزی جمعیت دموکراتیک خلق زنده نام محمد طاهر بدخشی و زنده یاد شهرالله شهپر ازطریق انتخابات مخفی ودموکراتیک انتخاب شد ند ودر جلب وجذب تجدید تربیت و آموزش وتشکل نسلی از فعالان جوان اقوام تورک وتاجیک کرانه های آمو کهستانیان هندوکش بیدار وهزارستان تلاشهای پرامید وپیگیر کردند وسرانجام در راه آرمانهای رهایی انسان زحمتکش افغانستان سرهای پرشور وجانهای شرین خودرا باختند ولی ازسنگر نبرد عادلانه ء ضد بنیادگرایی انحصار قدرت ، برتری جویی قومی ومبارزهء دادخواهانه علیه قبیله سالاری وستمهای اجتماعی وملی یک مو پسروی نه کرد ند نام این رزمنده گان بیباک زنده ویاد ایشان به خیر باد . پس از واژگو نسازی امارت طالبان تشکیل لویه جرگه ء تصویب قانون اساسی وتصویب توشیح نشر ونفاذ این قانون وتشکیل دولت اسلامی تک پایه ءقومی رییس جمهور حامد کرزی اینک بازهم قوغها ی ( اخگرهای ) زیر خاکستر دوران استبداد سلطنتی وحاکمیتهای جمهوری دموکراتیک افغانستان ودولتهای تندروان وکندروان اسلامی به شعله های برافروخته امید های سرکش و طلایه داران مبارزه ء فرهنگی ترک تباران افغامستان مبدل شده اند آرزومندم که این جوانه ها و شاخه ها ی رویند ه ی جنبش فرهنگی ملی- دموکراتیک اقوام تورک روزی با نماینده گان تمامی گروههای قومی ومذهبی وطن واحد وتجزیه ناپذیرما ، در باغ آراسته وپیراستهء با برشاه ، در بالا حصار شهر تاریخی کابل ، در بلخ بامی ، در شهرهای باستانی هرات غور بامیان بست ، نیمروز کندهار ننگرهار تخار غزنه بگرام و دیگر شهرهای تاریخی و مراکز فرهنگی ی گوشه گوشهء وطن واحد ما افغانستان کنگره های خودرا دایر کنند وسرانجام در جبهه های پهناور دموکراتیک وملی بر ضد ترورزم بین المللی خاشخاشسالاری القاعده طالبان وشرکای داخلی منطقه وجهانی آنان متحد شوند و نقش افغانستان واحد غیرمنسلک مستقل وتجزیه ناپذیر ، به مثابه "میخ ثبات آسیا " پیوندگاه وپایگاه صلح دوستی ،همکاری ملل ومردمان افغانستان منطقه وجهان معاصر باردیگر برجسته شود ودرفرجام همه گروههای قومی وپیروان ادیان ومذاهب کشورمستعد به تکامل ما شانه به شانه ء یکدیگر درراه نوسازی بازسازی وطن ودر راه روشن آزادی دموکراسی ترقی ودوستی صلح و برابری حقوقی زنان بامردان ودفاع از ارزشهای اعلامیه ء جهانی حقوق بشر وتشکیل اداره فدرالی دروطن واحد وتجزیه ناپذیر خویش ، کاروپیکار کنند وسنن پرافتخار رفته گان خودرا گرامی بدارند (با عرض حرمت) 8جون2008میلادی اکادمیسین دستگیر پنجشیری ایالت واشنگتن – امریکا
|
||
|
|
|
|
|
نيك انديش
عبدالجبار ثابت وجنون تشنج آفريني آن در جا معـــه ! با ز ديوانه شده سرچپهء داد ستا ن +ثابت گلبديني ، آلهء دست شيطان دراين روزها يك تعداد اعضآ حزب افغان ملت، گلبدينيها، طالبان سياه انديش، خلقيهاي دودمه وهمكيشان ومشاورين وسخنگويان اقاي كرزي، ريس جمهوراسلامي افغانستان، بخاطرآمد آمد صداي دلكش انتخابات وفاصله ايكه با مردم وشهروندان، دراثر نا كارايي وبي توجه ي نسبت به مردم داشته اند، سخت پريشان ونگران حال چوكي آينده ودوام اقتدار زمام حاكميت وبقاي قبيله هستند. اينها ميدانند كه كوريك دفعه به جاه مي افتد ومردم افغانستان كه راي دادن وانتخاب كردن را براي بار اول امتحان كرده بودند، براستي كه در چاه نا فهمي فرو رفتند واين از اثر بي تجربگي بود. اينباربا چشم باز وتجربه گذشت انتخابات وبي توجه ي دولت مردان، آموخته اند كه راي خويشرا در كدام صندوق بريزند! ترس از دموكراسي تيم كاري اقاي كرزي را وارخطا ساخته واينها ناگزيرشده اند كه باز از چالشهاي گذشته ومشوره هاي باداران تاريخي خويش كار بگيرند ودست به توطه وتفتين مفسدانه بزنند. چرا؟ بخاطريكه دراين عصروزمان فرزندان هوشيار وبيدار سر زمين خورشيد، نا كارامدي اين تباراقتدارگراي خدمت گريز را بيشترافشآ ميدارند ومردم را روشنترآگاهي مي بخشند كه فريب دوباره اي اين چوچه انگريزان را نخورند. اينها چه بايد بكنند؟ ترورشخصيت ؟ بلي ! زيراكه ديگرحيثيت وابروي ازاينها در بين مردم افغانستان باقي نمانده است . اگر مانده است، از خون سرخ مردم غيور قندهار وكشتار بي رحمانه ي مردم بيچاره هلمند وفراه ونيمروز بايست كه نگاه كرد . اين حلقه اي مزدور بحال مردم خودشان رحم ندارند، ايا بحال ديگران رحم خواهند كرد؟ بلي هموطن گرامي ! اقاي جبار ثابت، يكي از جمله ء اعضاي برحال حزب اسلامي بد نام گلبدين را كتياراست وزمانيكه كابل توسط آن رهبرگرامي راكتباران ميگرديد، اين جبار ثابت از معاونين راكت زن آن زمان حزب بوده است. همه چهره اي ناميمون اين خشن ريش وبد نماد را لازم است كه بشناسند. اين اقاي قانون شكن وضد عدالت، بدستور بيگانگان وخارجيان با همكاري اقاي كرزي تصدي چوكي دادستان كل را اشغال وبراي مردم افغانستان تمثيل عدالتخواهي ميكند. هيچكس است كه از تحصيل ودانش وتجربه اي اين آقا بپرسد؟ در قانون مامورين تمام كشورها درج است كه، هرگاه يك نفر به پست كدام اداره اي تعيين ميگردد، اول فورمه صحي وسوابق جرمي وكاري آن بايست كه درج سوابق كاريش گردد، آيا ازجنايات اين آقا در چهارآسيا كسي ، چيزي، درج سوابقش كرده است؟ در فورمه صحي اين آقا از صورت نورمال بودن رواني وفكري اين آقا تصديق پزشك موجود است؟ يا پشتون بودنش صابون شستشوي گناهان گذشته اش ميباشد ؟ از روزيكه اين اقا دراين پست تكيه زده، جزتشويش وتشنج ودرهم وبرهم زدن جامعه ، چيزي ديگري واجرات عدالتخواهانه اي ديگري كه مفادش به مردم وجامعه معلوم باشد، ديده شده است ؟ كدام والي ويا آستاندار ظالم وقاچاقچي فساد پيشه را دستگيروبه عدالت كشانيده باشد؟ از جمعه خان همدرد جنايتكارتر در شرايط امروز افغانستان ديگر كسي وجود دارد، كه دست به كشتن دوازده انسان بالغ وبيگناه جوزجان زد وبدون باسخواست، مشاور كرزي وبعدآ والي پكتيا مقررگرديد، آيا اين آقاي جبارثابت ، از اين اقاي همتبارش يك دقيقه هم تحقيق كرده است ؟ مليونها پول ملت مورد حيف وميل وزير ماليه وهمسرش كه زن وشوهر در پست مالي كشورقرار دارند، قرار گرفته وگند اين حيف وميل از مطبوعات سرزده است، اين آقاي سارنوال به شكل تفتيش از اجراات وزارت ماليه قدم بدروازه آن گذاشته است؟ در مورد مافياي مواد مخدر، كه رسانه هاي خارجي وداخلي گوش جهانيانرا كرساخته وافراد واشخاص رهبري اين مافيا تا اندازه اي روشن ومشخص است، اين آقاي جنون زده اي حزب گلبدين خان ثابت در ديوانگي، چند نفر را به شمول برادر آقاي كرزي افشآ وگرفتار نموده است؟ يا اينكه اين اقا وسيله اي بند پا گيرقدرتهاي بالاي بخاطر زدن ولنگ ساختن حريفان سياسي،قرار داده شده، گه ونا گه كوشش ، ميدارندكه هم حريفانرا بترسانند وهم انرژي ناپخته اي دادستان را در بيدادي بجوش بياورد! ريشه ء مطلب همين است كه گفته شد. حال آمديم در مطلب اصلي كه حادثه اي آقاي اكبرباي باشد. قراريكه رسانه ها افشآ كردند، چند وقت پيش امنيت كشور مستند اين اقاي اكبر باي را بجرم طرح ترور ژنرال دوستم گرفتار وبه چنگال قانون سپرده بود. حالا به اين پرسش شخص دادستانكل بايست كه پاسخ دهند كه روي كدام علت شما ويا اقاي كرزي تروريست شناخته شده را از بند رهاكرديد؟ اگر گناهي نداشت چرا گرفتارش كرده بوديد؟ حتمآ سرنخ توطه آقاي كرزي در تباني با اقاي ثابت ازاينجا آغاز يافته است. براي مجريم گفته اند كه شمارا رها مينماييم، مشروط براينكه در انتخابات، تورك تباران را به نفع اقاي كرزي تشويق كرده ودر عين حال مزاحم كار وكردار ژنرال دوستم هم بشوي !؟ با يقين كه رهاي اقاي اكبرباي وحادثه ايكه رخداده است، سرچشمه از اين تئوطه ميگيرد كه ما شاهد عملكرد وجديت اقاي دادستان وترورشخصيتهاي ملي ومردمي كشور هستيم. اين اقاي سارنوال از تروريست تحقيق نكرده، آنرا رها ميسازد وبخاطريك غالمغالك ناچيز بين اين ياران سابق وهمزبان تورك تبار، دست به جلب وتعليق وظيفه كسي ميزند كه از نگاه موقف وظيفوي، فاصله ها خيليها دوراست. اما چونكه اقاي كرزي دست درايجاد اين توطه دارد، مورچه بي بال بسر هوس پرواز مي پروراند واين بال را ميخواهد كه طورساختگي ازپربي پرواز اقاي كرزي قرض بگيرد. كه به فكر من مانند خيزوجستارهاي گذشته اش باز بادهايش از شكم در تاريكي خالي خواهند شد .از سوي ديگرجلب نمايندگان ولسي جرگه را بدون اينكه تشخيص بدهد كه تو اقاي ثابت با راي ونظر اين نماينده در پست دادستاني مقررشده اي، را ميدهد واين اقا آنقدرنادان ومغروراشاره هاي بيگانگان است كه در گفتگويش با بي بي سي هم مغرورانه جرم اقاي ژنرال دوستم را تحقيق نكرده مشهود خواند وهمه حقوق دانهاي دنيارا با اين پست دادستاني شرماند!! همين كرزي وهمين دادستان . همين دولت وهمين خود فروختگان .همين كابينه وهمين فساد پيشگان. واي بر مردم بيچاره اي اين خاك كهن ! در قسمت ديگر، جلب خودسرانه اي ديوانه وار اين اقاي ثابت در جباري، نام داكترعبدالطيف پدرام بگوش رسيد وتعجب بسياريهارا بخود جلب كرد، وفهميده شد كه قبيله گرايان را از دانشمندان وفرزندان خراسان هراس است وكسي كه از ديگري هراس داشت ، بايد كه دست به توطه وترورشخصيت ودر تحليل نهاي مانند، حفيظ الله امين دست به محو فزيكي وآدمكشي بزنند وميدان را براي تنفس آزاد خويش وسيع گردانند وآمدن اقاي گلبدين وآقاي ملاعمرخان را در دولت پيش از انتخابات اقاي كرزي آماده گردانند. اگر پدرام منتقد وروشنگر با شهامت وجود داشته باشد، زمينه تفتين وحيله گريهاي تيم كرزي به اساني عملي نمي گردد. دريغ ودرد كه يك تعداد نمايندگان ملت آنقدر در خواب غفلت وخود فراموشي وتطميع مقامات فرورفته اند كه، نه در بند فرهنگ ميباشند ونه در بند زبان ونه در بند تروراشخاص وافراد با اعتبار جامعه ومردم ! اگركسي مي ايد وبيان واژه هاي مادري را در قرن 21 بروي ما مي بندد، پارلمان با يك گفتگوي سبك اكتفا ميكند ووزيرخيره سر با بي شرمي در كميسيون اظهار ميكند كه در رسميات براي كسي اجازه بيان واژه دانشگاه ودانشكده وپايگاه وآتشكده ودهكده وقرارگاه وغيره را نمي دهد واقاي استاد محقق زبان براي دفاع از واژه هاي مادريش نميكشايد وبا لب خندان هم مجلس را ختم اعلان ميدارد. ونماينده اي ديگريكه از تبار وزير است، بدونشرم از مصطلحات ملي دم ميزند وكسي نيست كه بگويد اين مصطلحات از سوي كدام ملت ودركدام زمان توسط كدام دولت تعيين ووحي منزل حساب شده اند؟ كه تغيرآنها سبب گناه نا بخشودني ميگردد! بي حيا ما نگفته ايم كه اين مصطلحات بي معنا وخالي از روان واژهء تغير يابند، ميگوييم كه در برابرهرلوحه به زبان پشتو، به زبان شيرين وعام فهم فارسي دري نيز نوشته گردد. درمقابل اينكه لوحه به پوهنتون شما نوشته ميشود، يك لوح ديگر بنام دانشگاه هم نصب گردد، پول ملي با هردو ويا هرسه زبان باشد، سرودملي با هردوزبان ويا هرسه زبان باشد تا ديگران هم بدانند كه زبانشان رسمي است . ژيژنتون را خود پشتونها هم نميدانند، چرا در پهلويش زايشگاه هم درج نگردد كه واژه زايش در پشتو نيز راج است. مثلآ احمدزي . زي همان زاي وزايده شده است. هيچ پارسيگوي را مصلحت برآن نبوده است كه پارسي جايگاه پشتون را بگيرد وفقط برابري وبرادري را خواهانيم وبس ! اگر اين زبان ريشه وپيرايه واساس وگذشته اي تاريخي دارد واز پشتوانه اي گرانسنگ برخورداراست، مارا غمي آن نيست كه بلرزد زخس وخار! آقاي جبار ثابت ! چرا غم مردم در زيربمباردمان جنوب وجنوب غربي را نميخوري وبراي اقاي كرزي مشوره سالم نميدهي كه فرزندان قندهار وهلمند وزابل هرروز كشته ميشوند وشما با چشم سرمه پرهر روز از پي توطه چيني بالاي ديگران انرژي صرف ميكنيد؟ شما از نظرمردمان آنجا چنين چهره گرفته ايد لطفآ بخوانيد: (شمارا چهرهء بدكار گويند آنها آنجا +ستمياروستمكردار گويندآنهاآنجا+بحال مردم با غيرت هيرمندوقندهار+بسوزد،دل،نسوزد،دل تراجبارگويند آنهاآنجا) خلاصه اينكه چالشهاي محيلانه وفريبكارانه اي قبيله گرايان، دشمن قبيله شروع شده است، هم درقسمت زباني، فرهنگي وترورهاي شخصيتهاي دلسوز ومستقل مفيد بحال مردم وجامعه . اين برما وياران روشنگراست كه تا ميتوانند، در جهت خنثا سازي كارهاي اين مخنثان هويت گسيخته ومزدوران بيگانه وفرستادگان اجنبي ، بكوشيم واين رمق سوختگان، دودمغز را با انديشمندي ودرايت فرهنگي، بجايشان بنشانيم ومجال بدسگالي براي اين تعصب انديشان قرون وسطاي طالب انديش نبايد كه داد. دراين راه دست بدست هم دادن وازكرامت انساني وفرهنگي خويش دفاع كردن وجيبه اي مقدس خواهد بود. ارام نشستن وگوش دادن به ياوه گوييهاي اين جباران ظالم تبار وجبار پيشه، گناه نابخشودني بحال جامعه ومردم بي وسيله اي ما خواهد بود. بخود ايد ودر گسترش فرهنگ وگويشهاي رايج زبان وادبيات كهن خويش بدون هراس وشرم از تلقينات قبيلوي وسنتهاي پوسيده اي سيستم نابكار ، بكوشيم واز واژه هاي ناب وشيرين وگوهرمانند زبان مادري وكهن دوران پارسي دري بگوييم وبنويسيم وبرنده اي بار پربركت فرهنگ خويش باشيم وديگرانرا چنين حق بدهيم كه بر زبان وفرهنگشان ببالند واداي واژه نمايند واز هرگونه تحميل پذيري وتحميل كردن بر ديگران بپرهيزيم، راه درستي را فكر ميكنم خواهيم كشود. به اميد اينكه از شيرابه اي خويش بنوشيم ومزه كنيم وبنوشانيم وبن هستي مانرا محكمتر از پيش بگردانيم. خدا يار ونگهدار همه باشد. ( اقتباس ازسایت فراترازمرزها ۳۰ / ۵ / ۲۰۰۸میلادی) |
||
|
|
|
|
|
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان --------- 17 / 5 / 2008میلادی تبصرۀ خبری سید احمد شاه دولتی فاریابی بتاریخ هفدهم ماه می سال 2008میلادی درشهرتیلبورخ هالند نخستین قرولتای(کنگرۀ موسس فدراسیون فرهنگی افغانستان) با شرکت بیش ازیکصد نفرازدانشمندا ن ونخبگان اعم ازمردان ، زنان ، جوانان ازکشورهای امریکا ، بریتانیا ، کا نا دا ، هالند ، بلژیک ، سویس ، سوئید ، دنمارک ، ناروژ، آلمان ، تورکیه ، آسیای مرکزی وغیره که میتوان آنهارا نماینده های صدها هزارتورکان افغانستان درداخل وخارج کشورگفت ، دایرگرد یده مطابق به آجندا، این قرولتای با تلاوت آیتی ازکلام الله مجید افتتاح گردید .پروفیسورنعمت الله شهرانی که براساس پیشنهاد دوکتورهمت فاریابی به اتفاق آرای شرکت کننده گان قرولتای بصفت رئیس موقت اداره کنندۀ جلسه ازآغازتا ختم آن برگزیده شده بود ودرسه دوره که هیئت رئیسه اجلاس قرولتای بصورت متناوب تغیر وتبدیل گردید بصفت رئیس موقت واداره کنندۀ اجلاس نقش اساسی را بازی نمود .طبق آجندای قرولتای درآغازدوکتورهمت فاریابی با ابرازخیرمقدم به حضاربیانیۀ اساسی مدون خویش را قرائت نمود ه درجا های لازم تبصره نمود که به استقبال گرم حضارمواجه گردید بعداً عده یی ازشرکت کننده گان دراین اجلاس سخرانی کردند ومقاله خواند ند درختم سخنرانی ها مسودۀ مرام نامه واساس نامۀ فدراسیون با لنوبه توسط اشخاص موظف قرائت گردید ه روی مواد مندرج آن شوروبحث طولانی و صمیمانه صورت گرفته مطالب پیشنهادی حضاردرمورد مرام نامه واساس نامه که جنبۀ اصلاحی داشت درجاهای لازم گنجا نیده شد ه درقدم نخست مرام نامه وبعداً اساس نامه یکی پی دیگری توسط پروفیسورشهرانی به رأ گیری گذاشته شد که هرکدام به اکثریت قریب به اتفا ق آرا به تصویب رسید ، طبق فیصلۀ قرولتای نام موقتی (فدراسیون فرهنگی تورک تباران افغانستان) به فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان تغیر داده شد .امورتشکیلاتی: پس ازتصویب مرام نامه واساس نامۀ فدراسیون فرهنگی موضوع تشکیلات آن زیربحث ومداقه قرارگرفته نخست کمیت سی وسه نفری هیئت رهبری بنام اعضای کینگاش به اتفاق آرابه تصویب رسید متعاقباً طبق رهنمود اساس نامه ، اعضای کینگاش با هم گرد آمد ند و به اتفاق آرا دوکتورهمت فاریابی را ازجمع خود بحیث رئیس فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان برگزیدند که این گزینش توسط پروفیسورنعمت الله شهرانی رئیس موقت اجلاس قرولتای ، طبق رهنمود اساس نامه برای تصویب نهائی به اعضای قرولتای ارایه گردید وبه رأی گذاشته شد که قریب به اتفاق آرا تائید وتصویب گردید ،بعداً دوکتورهمت فاریابی رئیس فدراسیون تورکان افغانستان طبق رهنمود اساس نامه داکترقمرالدین مصلح وفرشته ضیائی را بصفت معاونین خود برگزید که قریب به اتفاق آرا پذیرفته شد .دراساس نامۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان برای اجرای بهترامور( 9سکتوریا شعبه) درنظرگرفته شده است که بنام (اپارات یا بولیم ) نیزیاد میشود ، هیئت مدیره ( رئیس ومعاونین آن) طبق رهنمود اساس نامه وظیفه دارند ازمجموع اعضای کینگاش یکنفررا بصفت مدیراجرائیه برگزیده به اتفا ق او(9نفر) مسئولین اپارات را ازجمع اعضای منتخب کینگاش کوابت نمایند { تعین نمایند} طبق هدایت اساس نامه فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان حداقل اعضای هریک ازشعبات یا اپارات بشمول مسول آن سه نفراست اما درصورت ضرورت نظربه حجم کار، هیئت مدره میتواند تعداد آنرا بالا ببرد وکادرهای فعال فدراسیون فرهنگی را ازصفوف آن برگزیده شامل اپارات نماید ، مسئولین تمام اپارات یا بولیم واعضای آن تحت اداره ورهنمائی مدیراجرائیه کاروفعالیت مینمایند ومدیراجرائیه طبق رهنمود هیئت مدیره مکلف است ازاجرات خود وزیردستانش هفته وار یا ماهواربه آن گزارش ارایه نماید وهیئت مدیره به نوبۀ خود این گزارش را تحت غورگرفته کاستی هارا برجسته ساخته وبرای رفع این کاستی ها به مدیراجرائیه رهنمود های لازم را ارایه مینماید .هیئت مدیرۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درصدد اند مطالب علمی ، تاریخی ، کلتوری ومسایل دیگرمربوط به ساکنین افغانستان را تا جای ممکن به یکی اززبان های رسمی دولت وزبان اوزبیکی یا تورکمنی درویب سایت مربوط به فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان انتشاربدهند که این ویب سایت حیثیت اورگان نشراتی وزبان گویای آن محسوب میگردد اما تازمان فعال شدن ویب سایت جدید مطالب قابل عرضه ازطرف فعالین فدراسیون درسایت دوکتورهمت فاریابی رئیس فدراسیون منتشرمیگردد بناءً لازم به یاد آوری خواهدبود که کادرهای فعال ودانشمندان محترم نوشته های علمی ، پژوهشی وروشنگرانۀ خودرا بخاطربالا بردن سطح آگاهی هموطنان بخصوص جوانان برومند وبالندۀ کشوربا درنظرداشت روحیۀ مرام نامه واساس نامۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان آماده نموده به عنوان سایت نشراتی آن ارسال نمایند . -------------- اصطلاحات علمی فرهنگی : -- قرولتای (Qrultay) جلسۀ عمومی نماینده گان معنی میدهد ، طبق اساس نامۀ فدراسیون تورکان افغانستان ، قرولتای یا جلسۀ عمومی نماینده گان درهرپنجسال یکباردایر میگردد اما بصورت فوق العاده با تقا ضای دوثلث آرای اعضای کینگاش منتخب کنگره درهرزمان لازم میتواند دایر گردد ، قرولتای را که بعضاً قوریلتای ویا قورلتای مینویسند نادرست است.-- کینگاش ( kingash) بمعنی اعضای هیئت رهبری است که معادل شورای مرکزی یا به اصطلاح سابق معادل کمیتۀ مرکزی میباشد که اعضای کینگاش بین دوقرولتای باصلاحیت ترین اورگان فدراسیون تورکان افغانستان بوده طبق روال عادی تمام اعضای فدراسیون فرهنگی را ازسطوح بالا تا پائین طبق مرام نامه واساس نامه رهبری ورهنمائی مینماید .-- هیئت مدیره ( Hy ate modira) عبارت است ازرئیس فدراسیون و معاونین آن .-- مسئولین اپارات ( Mas oline aparat) عبارت ازمنشی ها یا اداره کننده های بخش های معینی است که دراساس نامه ازان ها یاد شده است ، اپارات درسازمانهای مختلف بنام های مختلف یاد گردیده است مثلاً دراموردولتی بیشتربعنوان سکتور یاد شده اما درسازمانهای سیاسی واجتماعی بنام شعبه ، بولیم ، بخش یاد گردیده وگاهی خصوصیت کاری بخش ها درپسوند ویا پیشوند نام آنها الصاق شده است مثل بخش تبلیغات ، تبلیغات بولیمی ، شعبۀ تبلیغات وغیره .با استفده ازآدرس ذیل میتوانید ازجریان قرولتای ، سخنرانی ها وپیام های واصله بعنوان قرولتای وفدراسیون تورکان افغانستان آگاه شوید :http://www.junbesh.net/ <------- کلیک کنید http://drfaryabi.blogspot.com/
|
||