تبليغاتX
سرزمین بلخ (آر یا نا ، بخدی ، خراسان )

 

سید احمد شاه دولتی فاریابی

شهکاری رئیس جمهورکرزی

عبد الجبار ثابت که مدت ها درپهلوی حکمتیارقرار داشت و همراه اومدت های مدیدی درافغانستان طوفان کشتار وتخریب را براه انداخته ازتما شای این خونریزی ها مانند (وامپیر) وازتخریب خانه وکاشانۀ مردم درکابل همانند هتلر شاد بود وخنده های پیروزمندانه اما نفرت انگیز را با همفکرانش سرمیداد که پس ازجذب شدن دردولت افغانستان برهبری حامد کرزی ، درقدم نخست بحیث مشاورحقوقی وزارت داخله به ماموریت گماشته شد که برای سرکوب مخالفان سیاسی خود وحزب گلب الدین حکمتیا رکه او افتخارعضویت آن را داشت با تحریک وزیر داخله وسایرمقامات ذیربط آن وزارت که به سخنان اوگوش میدادند تلاش هائی زیادی نمود تا با سوء استفاده ازصلاحیت قانونی آنها طوفان درشوره زارایجاد نماید وازدود آتش سادیزم خود همه را متا ذی بسازد ، قراری که شنیده میشد این عمل شیطانی اوسبب شده بود که حتی بعضی ازافراد متجرب وبه اصطلاح کرکتر شناس ، جبارثابت را بنام شخص (آن نارمل) نام داده بودند که ازاین موضوع مقامات وزارت داخله نیزآگاهی یافته بعد ها ، به گفته ها ومشوره های او وقعی نمیگذاشتند وجبارثابت بنام مشاوروزارت داخله به یک آدم مزد ومعاش بگیرتبدیل گردیده فا قد صلاحیت گشته بود که بازتاب این برخورد های عینی که با واقعیت انطباق داشت جبارثابت ازیک طرف این پیش آمدهای غیر منتظره را حقارت آمیزتلقی مینمود وازجانی دیگرشاید فکرمیکرد که درصورت تداوم این حالت روز بروزبه انزوا قرار خواهد گرفت ونخواهد توانست مخالفان سیاسی خود وحزبش را ازسر راه خود دورنماید او را عصبانی ترازگذشته ساخته ، کمپلکس های روانیش را افزایش داده بود وبرای تسکین روانی خود به آوردن تغیرات دروضع ظاهری سالوس گونه عمل مینمود مثل گذاشتن موی بمثابه فیلسوفان قرون وسطی ، پرورش ریش دراز همانند درویشان سده های اوج صوفیگری درآسیا وشرق میانه قبل ازجنگ اول جهانی وپوشیدن لباس ماکسی وبدست داشتن تسبیح درازغیرمعمولی که به نظر مردم عجیب می آمد پناه برده بود آن نارمل یک اصطلاح روان شناسی است وبه اشخاصی که به تکلیف روانی مثل سادیزم ، ماسوخیزم وامثال آن مبتلا شده باشند بکاربرده میشود وگاهی اوقات برای ابرازنفرت نیزکلمۀ آن نارمل کاربرد دارد(آنهائی که به مرض سادیزم مبتلا باشند ازآزار واذیت رسا نیدن به دیگران متلذ ذ میگردند وآنهائی که به مرض ما سوخیزم مبتلا باشند از آزارواذیت جسمی خود لذت می برند وآنانی که به هردومرض(سادیزم ، ماسوخیزم) مبتلا باشند ، هم ازآزاررساندن به دیگران لذت می برند وهم از آزار دیدن ازدیگران متلذ ذ میشوند ،فکرمیشود جبارثابت لوی سارنوال افغانستان که درماموریتش دروزارت داخله ستارۀ اقبا لش درپشت ابر های غلیظ بی اعتمادی های مقامات وزارت داخله قرار گرفته روح وروانش را بیشتربه خط نابودی وفترت نزدیک ساخته بود که ازقضا تغیراتی دراوضاع افغانستان رونماگردید ودوستان ویا حامیان جبار ثابت زمینه سازی نمودند که رئیس جمهورکرزی اورابه آغوش عطوفت گرفت وبحیث لوی سارنوال تعین نمود که پس ازطی مراحل اصولی به این پست کلیدی که به مراتب ازپست قبلی اش دروزارت داخله پرصلابت وبا صلاحیت بود تکیه داده شد ، رئیس جمهورکرزی که میخواست با نصب جبارثابت درپست لوی سارنوالی ازیکطرف معرفی کننده گان وحامیان جبارثابت را که ازآشنایان نزدیکش بود خورسند سازد وازطرف دیگراورا بصفت بازشکاری دراختیار داشته توسط اومخالفان سیاسی اش را تحت فشار قراربد هد وازجا نبی هم با استفاده ازمؤثریت جبار ثابت با لای اعضای حزب اسلامی کلب الدین حکمتیار، دشمنی انهارا علیه دولت افغانستان وحامیان بین المللی آن کاهش بدهد بنا به همین دلیل بود که قبل ازتعین جبارثابت بحیث لوی سارنوال بعضی ازدوستان نزدیکش به رئیس جمهورکرزی گفته بودند(که جبارثابت لیونی غوندی دی...یعنی جبارثابت دیوانه ترات است) رئیس جمهورکرزی به خنده گفته بود(دا لیونی ماته پکاردی...یعنی این دیوانه برای من بکار است ) ازاین سخنان رئیس جمهورافغانستان چنین استنباط میگردید که شاید او میخواهد لوی سانوال را بصفت شلاق هراس افگن درمقابل مخالفان سیاسی خود بکار بگیرد وازهنرهای دیما گوژیک افترا آمیزوی درمورد طرح دسایس علیه این وآن استفاده نماید چنانچه یکی دوباردراین راستا لوی سارنوال با حمایت غیرمرئی بعضی ازحلقات به ظاهردوست رئیس جمهورکمربه دسیسه کاری ها بست وبا طرح پلان های سنجیده شده خواست آنچه با یست انجام بدهد ازقوه به فعل بیاورد اما بجزیک هیا هوی غوغا برانگیزکه ماهیت دسایس و انگیزه ها ، چهرۀ خشن مغرضین پشت پرده وفاعلین حقیقی آنرا تاحدی برملا ساخت منتج به نتایج مطلوب نشد ودست آورد ملموس به رئیس جمهورکرزی نداشت . جبارثابت پس ازتکیه زدن به کرسی لوی سارنوالی که با خواب های طلا ئی همراه بود تلاش داشت ازتمام صلاحیت های رئیس جمهورکرزی درسرزنش مخالفان خود ش درتمام ولایات افغانستان استفاده نماید واینگونه تلاش او مصداق همان ضرب المثل وطنی است که میگویند (دیوانه هم به کار خود هوشیار است) روحیۀ سوء استفاده ازصلاحیت رئیس جمهورکرزی زمانی درنهاد لوی سارنوال تقویه گردید که دراواخرماه آگست 2006میلادی کریم رحیمی سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان به خبر نگاران گفت :رئیس جمهورافغا نستان دراجلاس عالی وزرابه لوی سارنوال صلاحیت داد تا علیه فساد ورشوت درهر سطحی که باشد حتی اگرعاملان فساد اداری ، ریشه درسطوح عالی دولت هم داشته باشد اقدام جدی نماید لوی سارنوال پنج روزقبل ازاظهارات سخنگوی ریاست جمهوری درنخستین کنفرانس خبری اش پس ازنشستن درکرسی لوی سارنوالی به خبر نگاران درکابل گفته بود پاکسازی ادارات دولتی را نخست ازادارات مربوط خود(لوی سارنوالی) آغاز خواهد نمود... این سخنان جبارثابت درهمان زمان زمینه سازی برای بازکردن راه رشوت به خودش تلقی گردید که مردم میگفتند لوی سارنوال هریک ازمامورین را خواهد خواست و(پتکه واتکه) خواهد کرد اگرگلویش را بالا کرد (پول خوب داد) اورا بنام آدم خوب چیزی نخواهد گفت وکسی که پول نداد بنام رشوت خورازوظیفه برطرف خواهد نمود ، دراوزبیکی یک ضرب المثل است که میگویند (ایل آغزی اولیا -- یعنی پیشگوئی عامه دورازحقیقت نیست) . ازمجموع مامورین بلندرتبه وپائین رتبۀ لوی سارنوالی که گفته میشد همه رشوت خوراند چند نفرمحدود ازیک پست به پست دیگربنام تأ دیبی تبدیل گردید که مردم میگفتند دراین تبدیلی ها نیز رشوت خوری صورت گرفته است . جبارثابت لوی سارنوال یکباربرای اینکه خودرا با صلا حیت دارترازهروزیروسایر مقامات جلوه بدهد به خبر نگاران گفت طی ملا قات با رئیس جمهورکرزی پیشنهاد کرده است تا شعبۀ استخبارات خاص درچوکات لوی سارنوالی ایجاد گرد د تا عاملان فساد درتمام ادارات ، شناسائی وتحت پیگرد قرار بگیرند . ایجاد استخبارات خاص درچوکات لوی سارنوالی یک بدعت سیاسی منیجمینتیزم بود که درتاریخ افغانستان حتی درمستبد ترین رژیم ها وجود نداشت واین پیشنهاد ابهام آور، پیریزی یک قدرت جاگیر درداخل دولت برهبری حامد کرزی تلقی میشد که میتوانست لوی سارنوال درزمان معین بحیث یک رقیب والترنا تیف رئیس جمهورخودرا تبارزبدهد واین عمل لوی سارنوال همان گفتارفولکلوریک پشتورا که میگوید (زه ځا نته بل سوری جوړوم) دراذهان تداعی مینمود . مردم میگفتند : باشنیدن تپ تپ پای (تهدیدات) لوی سارنوال مامورین درادارات ازرشوت خوری دست نکشید ند و به صدا قت رو نیا ورد ند بلکه اخاذی خودرا افزایش دادند ومیگویند زبان فیل را فیل بان میداند تپ تپ پای لوی سارنوال علایم گلودردی اوست( گلودردی مامورنزد عوام الناس بمعنی رشوت خوری ورشوت طلبی است) مردم دربین خود تبصره میکردند که مامورین ازحالا زمینه سازی مینما یند تا زاد راحله یی برای لوی سارنوال که نفرخاص رئیس جمهوراست تهیه نمایند تا اگرمورد بازپرس قراربگیرند آوای سارنوال را با سرمۀ رشوت خاموش نمایند ویا به اصطلاح گلویش را با لا کنند . مقام ریاست جمهوری افغا نستان که نسبت شیوع بیش ازحد فساد اداری زیر انتقاد مجامع بین المللی قرارداشت تلاش میکرد فعالیت خودرا درمورد مبارزه برای ریشه کن کردن ویا کاهش دادن فساد اداری به جهانیان نشان بدهد که بهمین منظوردر29آگست 2006میلادی کمیسیون با صلاحیت مبارزه با فساد اداری را درافغانستان ایجاد کرد که اعضای آن (وزیرعدلیه ، لوی سارنوال ، نمایندۀ وزارت مالیه ، ونماینده های پارلما ن تحت ریاست عبد السلام عظیمی رئیس دادگاه عالی افغانستان بود) . جبارثابت لوی سارنوال عضوکمیسیون مبارزه با فساد اداری که پای خودرا درلب چشمۀ عایدات سرشارتصورکرده بود تمام فعالیتش را دراین راه متمرکزساخت درحالیکه وظیفۀ اصلی آن رسیده گی به دوسیه های متهمین جرایم گوناگونی بود که درپروسۀ زمانی گذشته وحال اتفاق افتاده صحت وسقم آن هنوزلاینحل بود ومبارزه با فساد اداری یکی ازمسئولیت های ضمنی وی به حساب می آمد اما لوی سارنوال که مبارزه با فساد اداری را ازهرلحاظ چرب ترازوظایف اصلی (بررسی دوسیه های نسبتی متهمین جرایم ومظنونین قضایا ) دیده بود تمرکزفکری وثقلت کاری اش را مبارزه با فساد اداری قرار داد چنانچه درماه آگست2006میلادی بیدون مراعات پرنسیپ اداری واجرائی بصورت خودسرانه (پخپل سر) خارج ازصلاحیت خود جهاد با فساد اداری را اعلام کرد درحالیکه برای اعلام وعملی نمودن چنین کاری فیصلۀ کمیسیون مبارزه با فساد اداری که درراس آن رئیس ستره محکمه قرار داشت شرط بود واگرفیصله یی درجلسۀ کمیسون مبارزه با فساد اداری درمورد اعلام جهاد علیه فساد اداری صادرشده باشد سارنوال اصولاً حق نداشت آنرا مختص بنام خود اعلام نماید .... جبارثابت لوی سارنوال که تلاش داشت خودرا با صلاحیت ترین نفردرافغانستان جابزند ورئیس جمهورکرزی را نیززیر ارادۀ خود وانمود بسازد درهرات ، قندهار، ننگرهار، کابل وشمال افغانستان با برطرف کردن شهردارها ، ماموری اداری وسارنوالی های ولایات ومحلات ، سیلی ازواکنش های بزرگان مقامات دولتی وپیشوایان جامعه را برانگیخت ودرد سرهائی برای ریاست جمهوری ایجاد کرد وحتی صبغت الله مجددی رئیس مجلس سنای افغانستان به صراحت گـفت این وضع غیر قابل تحمل است ازوظیفه استعفی خواهد کرد اما رئیس جمهورکرزی نسبت مراودات دوستی ، صمیمیت وسوابقی که ازدوران جهاد علیه تهاجم شوروی به افغانستان با رئیس سنا داشت او را راضی نگهداشت ... دراواخرماه اوکتوبر2006میلادی لوی سارنوال با چهل نفرازافراد اعتمادی وهمرازخود به منظور بررسی بود یا نبود فساد اداری ولایات شمال افغانستان وارد شهر مزارشریف شد که این عمل او درحقیقت یک هجوم نمایشی برای ایجاد رعب وزمینه سازی برای اخاذی با مطیع ساختن مامورینی بود که یا نسبت صدا قت دروظیفه ویا ازسبب داشتن روابط با برخی زوزرمندان محل بیدون هراس ازسارنوال به اجرای وظایف شان مصروف بودند . لوی سارنوال برای به رخ کشیدن قدرت وصلاحیت خود امردستگیری چندین نفرازما مورین وروسای اداری را صادرنمود که درجملۀ آن ازیونس مقیم شهردار مزارشریف ، ذبیح الله اختری رئیس امورفنی ولایت بلخ ، آمرسارنوالی ولسوالی آقچه مربوط ولایت جوزجان ، آمرسارنوالی شهرآیبیک مرکزولایت سمنگان ضمن پخش خبرنام برده شد وگفته شد که محمد طاهرمسلم یاررئیس سارنوالی ولایت بلخ نیزتحت بازپرس قرار دارد..... طبق پرنسیپ منیجمنت اداری که درافغانستان مرسوم است دربارۀ بازداشت وبه تعلیق درآوردن وظیفۀ یک ماموردرقدم نخست براساس فا کت ها وراپورها ی مستند در وزارت های مربوط شان غورهمه جانبه صورت گرفته درصورت لزوم دستگیری مامور، موضوع به وزارت داخله ومقام ولایت مربوطه احاله میگردد که اگروالی منطقه با این حکم موافق نباشد برای تردید این حکم دلایل خود را رسماً به مراجع مربوطه مینگارد واگروالی دلایل دفاع ازمامورتحت اداره اش را نداشته باشد به اتفاق قومندام امنیۀ ولایت به ترتیب اثر دادن احکام وزارت داخله اقدام مینماید اما جبار ثابت لوی سارنوال بنام مبارزه با فساد اداری آنهم بیدون فیصله واستیذان کمیسیون مقتدرکه رئیس ستره محکمه دررأس آن قرارداشت به ولایات سفرکرده مانند دوران ناقانونی ومطلق العنانی برای تمثیل قدرت خودش ، خود سرانه به صدورحکم بازداشت روسای دوایر ومامورین اقدام نمود که به هیچ قانون مطابقت نداشت ، حتی لوی سارنوال مانند وزیران حق معزول کردن وبه تعلیق درآوردن وظیفۀ مامورینی را که بالاترازبست سه کار میکنند ندارد زیرا مقرری آنها براساس فیصلۀ شورای وزیران منظورمیگردد ولوی سارنوال صلاحیت شکستا ندن فیصلۀ شورای وزیران را ندارد ، درروشنی همین پرنسیپ اداری بود که والی های بعضی ولایات درمورد تعمیل امرلوی سارنوال درخصوص دستگیری ومعزول مامورین شان اقدان نکردندواین امربا عث عصبا نیت جبار ثابت گردید که با تهدید فریاد میزد اگرمقا ما ت ولایات درمورد بازداشت مامورینی که حکم دستگیری آنها را من صا درکردم اقدان نکنند به پارلمان مراجعه کرده با آنها برخورد قانونی خواهم کرد ..... این فریاد تهدید آمیزخود علایمی از (آن نارمل) بودن لوی سارنوال بود زیرا اوکه مامورین را به ارتباط آلوده گی به فساد اداری میخواست ازوظیفه برطرف کند درصورت عدم همکاری مقامات ولایات مرجع او پارلمان نبود بلکه رئیس ستره محکمه وکمیسیون مقتدرمبارزه با فساد اداری بود که باید آنجا فا کت ها وگزارش خود را ارایه میکرد ومیدید که اعضای کمیسون بریاست رئیس ستره محکمه پس ازشوروبحث به چه نتیجه میرسند ونتیجۀ اجلاس کمیسیون لزوماً به مقام ریاست جمهوری گزارش داده میشد ولوی سارنوال بعد ازاخذ نظر رئیس جمهورمیتوانست طبق آن عمل نماید اما لوی سارنوال که خودرا تام الاختیار دانسته میخواست طبق ارادۀ مغرضانۀ خود بصورت فراقانونی عمل کند که با این ندانم کاری ها ازیکطرف به اعتبارخود لطمه زد وازجانب دیگربا غوغا سالاری وهجوم مسخره آمیزچهل نفری به ولایات شمال یاد گار بدی ازخود بجای گذاشت . جبارثابت لوی سارنوال(دادستان کل)درافغانستان با تمام تلاش های فرا قانونی وقدرت نمائی نه تنها درپیشبرد امورمربوط لوی سارنوالی موفق نبود بلکه نسبت یکه تازی اش درمبارزه علیه فساد اداری نیز هیچگاهی به موفقیت دست نیافت بناءً برای اینکه ازدربارریاست جمهوری وحلقۀ تیم کاری رئیس جمهورکرزی دور رانده نشود توطئه ودسا یسی را به تحریک این وآن علیه جنرال دوستم رئیس ارکان سرقوماندانی اعلی قوای مسلح افغانستان ، لطیف پدرام رئیس حزب سیاسی نهضت ملی وکاندید احتمالی درپست ریاست جمهوری درانتخابات آینده افغانستان با همکاری همفکرانش براه انداخت وبخاطر رسیدن به اهدافش جست وخیز های دراماتیک را به نمایش گذاشت وبصورت غیرعاقلانه با دین محمد جرئت جنرال مشهور وزارت داخله درعرض راه (پروان - کابل) با بهانه گیری ها ی طفلانه کلاویزشد واتها ماتی را علیه اونشخار کرد که بعداً معلوم گردید که ادعاهایش افترا وتهمت بوده است . اگرچه افراد مخالف جنرال دوستم ، لطیف پدرام ، دین محمد جرئت ، این ماجراجوئی وجنجال آفرینی جبارثابت را با احساسات تبارگرایانه بصفت عمل قهرما نا نه توصیف کردند تا لوی سارنوال را درمورد تعجیز این شخصیت های شنا خته شدۀ کشور بیشترهاربسازند که این عمل انها دوستی با لوی سارنوال نبود بلکه دشمنی با وی بود که میخواستند ازلوی سارنوال بحیث آله وافزارسرکوب مخالفان شان استفاده نمایند . به اوزبیکی یک ضرب المثل است که میگویند (تینتک گه تیل بیر ، قولیگه بیل بیر) یعنی آنکه دیوانه ترات است تحریکش بکن وبعد بدستش بیل بده وازوی کاربگیر، لوی سارنوال که درپیشبرد امورسارنوالی کفایت لازم نداشت درمبارزه علیه فساد اداری نیزنسبت هم نظر نبودن با اعضای کمیسیون مبارزه با فساد ازلحاظ عدم توانائی درسنجش تدابیرلازم ناکام ماند وملوث شدن با لجن توطئه گری نیزروی ناکامی ها وبی کفایتی ها یش نتوانست پرده بکشد وآنرا زیراستتارقراربدهد . وقتی که انتقاد جوامع بین المللی حامی افغانستان درباب غیرموثر بودن اقدامات دولت درمهارکردن فساد اداری شدت گرفت ، رئیس جمهورکرزی دریک واکنش امید وارکننده ادارۀ مستقل مبارزه با ارتشا وفساد اداری ایجاد کرد ودررأس آن عزت الله واصفی را تعین نمود که تشکیل این ادارۀ مستقل عامل اساسی دورشدن لوی سارنوال ازخط مبارزه با فساد اداری گردید که آنرا منبع سرشارعایدات تشخیص داده به آن چسپیده بود وازهمین سبب با واصفی رقابت را آغازنمود که حتی بعضی ازحا میان لوی سارنوال برای تضعیف موقعیت واصفی رئیس اداره مستقل مبارزه با ارتشا مطالبی دررسانه های بیدون مرزنوشتند وجبار ثابت را خورسند ساختند اما نتیجه این رقابت نیز به ضررلوی سارنوال تمام گردید که واصفی درماه اپریل سال روان(2008میلادی) درجلسۀ حساب دهی درکابل اظهارداشت ( چندین پروندۀ فساد علیه لوی سارنوالی نیزدردفتر کارمن وجود دارد ....) فردای آن بی بی سی درآنلین خود نوشت :این نخستین بار است که درادارۀ مبارزه با فساد وارتشا ، اتهامات مشابهی را علیه جبارثابت مطرح میکند ) جبارثابت که احساس کرده بود آهسته آهسته ازگلیم قدرت وصلا حیت لغزانیده میشود این کارحس حقارت اورا چاق کرد وکتا بولیزم شخصیتی او آغازگردید که جبارثابت عامل اساسی این کتا بولیزم شخصیت خود ، رئیس جمهورکرزی را میدانست بناءً کمپلکس روانی خود را نتوانست پنهان نگهدارد برای جلب توجه دیگران وتوانا نشان دادن خود بتاریخ پانزدهم ماه جولای 2008میلادی دریک کنفرانس خبری درکابل گفت : تصمیم دارم درانتخا با ت آینده به پست ریاست جمهوری خودرا کا ند ید بکنم ) روزشانزد هم جولای(فردای آن) ازدفترریاست جمهوری افغانستان اعلامیه یی انتشار یافت که دران آمده بود(اعلام آماده گی محترم عبد الجبارثابت برای نامزدی انتخا با ت ریاست جمهوری درتنا قض با وظا یف موصوف قرار میگرد بناءً این اعلام ارادۀ نامزدی اوبرای احرازپست ریاست جمهوری ، استعفای وی تلقی شده ازجانب مقام ریاست جمهوری با صدور این اعلامیه منظور است ) . با صدور این اعلامیه که درحقیقت لوی سارنوال ازکلیه وظایف رسمی محوله سبکدوش گردیده است ، این اقدام را میتوان شهکاری رئیس جمهورکرزی تلقی کرد زیرا جبارثابت بحیث مارآستین شاید درصد د وارد کرد ن ضربۀ کاری به حامد کرزی بود ، درلباس دوست با وی د شمنی میکرد ایجاد بدبینی مردم علیه حکومت وریاست جمهوری با صدورحکم بازداشت مامورین وفادار به دولت درکابل ، ننگرهار، قندهار، هرات وسفرتهاجمی او با چهل نفر درمزارشریف وبراه انداختن بگیر وببند ها وعدم مراقبت درست ازوظایف اصلی اش درادارۀ سارنوالی مثال های زندۀ این دشمنی زیرکانۀ اوبا ریاست جمهوری وحکومت است . اگرچه طبق حکم قانون اساسی هریک ازاتباع افغانستان که حاوی شرایط کا ند ید پست ریا ست جمهوری را دا شته با شند میتوانندخودرا کا ند ید نمایند اما کا ند ید ان پست ریاست جمهوری را لازم است که قبل ازاقدام به نامزدی ریاست جمهوری بسنجند که ازمجمع حدود13میلیون افراد واجد شرایط رأ دهی درسرا سرافغانستان اکثریت آرای مردم راکه بیشترازشش ونیم میلیون رأی میشود خواهند توانست بدست آورند ، آیا پایه های قوی سیاسی واجتماعی درجامعه دارند که برای شان رأ بدهند ؟ خط مشی وسیاست خارجی را که درنظر دارند جوابگوی نیازمندی های ساکنین افغانستان درراستای تا مین امنیت ، گسترش دموکراسی وعدالت اجتماعی وسیاسی وقابل قبول برای جامعۀ جهانی حامی افغانستان هست؟..... هرآدم بی توشه یی تجرید شده ازجامعه وفا قد پایگاه اجتماعی وسیاسی وفاقد پروگرام ها وخط مشی لازم ، بنام نامزد ریاست جمهوری به میدان آید جزتمسخرخودوخانوده چیزی نصیبش نخواهد گشت ، بعضی ها که میخواهند با نامزد شدن به ریاست جمهوری شهرت پیدا کنند درصورت موفق نشدن به کسب چشمگیر آرای مردم نام ونشان قبلی خودرا نیز ازدست داده شهرت شان به صفر ضرب زده خواهد شد والسلام 19/ 7 / 2008 میلادی .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2008/7/20ساعت 12 بعد از ظهر  توسط  رزم آ ئین تورکستا نی  | 

سید احمد شاه دولتی فاریابی

طالبان رنگارنگ با خصلت های گوناگون

قسمت دوم

 ا یا لا ت متحدۀ امریکا وهمنظرهای بین المللی آن نگرانی هائی را که ازبنیاد گراهای مذهبی دارند ازگروه بنیادگراهای سیاسی ندارند ، بسیاری ازمتفکران سیاسی وارد به قضا یای افغانستان ومنطقه فکرمیکنند با انکه شاخه های سیاسی ومذهبی مربوط به گروه تروریستی دوسوی خط دیورند درظاهرامردرضد یت با پلان های غربی حامیان دولت افغانستان درصحنه حضوردارند اما اولویت هردو ازتهاجم تبلیغاتی ونظامی با لای قوای نظامی داخلی وخارجی حامی دولت افغانستان همسانی ندارد زیرا اولویت گروه پولیتیکل اکستریمیست ها تنها ازدیدگاه سیا سی است وتلاش اعظمی آنها رسیدن به قدرت سیاسی واستخدام مذهب درخدمت سیاست است که مسئلۀ برتری جوئی قومی به شیوۀ فاشیستی وتعذیر وتعجیز سایراقوام توسط همین گروه پیش کشیده میشود درحالیکه اولویت بنیاد گرا های مذهبی با معتقد ساختن مردم به ارزش های دینی ومذهبی تاسیس خلافت اسلامی وقراردادن سیاست درخدمت دین است که آنها تبعیض نژادی را عامل پیشرفت ونفوذ دربین مردم نمیدانند واین گروه ( انم المؤمنون اخوت) راشعاروحدت وهمبستگی صفوف وهواداران شان قلمداد مینمایند زمزمۀ همین شعاربلا انقطاع مذهبی وانمود میسازد که چون این گروه ها(چه بنیادگرای مذهبی وچه بنیاد گرای سیاسی)عاشقان راه رسیدن به زمام داری وصدورامرونهی به مردم وتغیر ساختاررژیم به نحویکه خود میخواهند هستند ، اما به ملاحظه میرسد که با وجود اختلافات درطرح اداره وایجاد سیستم اداری ، نسبت تحت فشارقرارداشتن درشرایط خاص افغانستان اجباراً همۀ آنها با طرفداران وهوا داران شان درمقابله با آنهائی که دشمن تلقی مینمایند متحداً عمل مینمایند واین برابراست با معا د لۀ فزیکی که درنتیجۀ وارد آمدن فشاراعظمی(چه به شکل طبیعی وچه به شکل میکانیکی)مواد وماتریال نا متجانس مثل انواع سنگ ، خشت وحتی چوب وآهن پاره ها با هم فشرده شده به یک کتـلۀ مقاوم تبدیل میگرد د .

تا کنون عده یی ازافراد دارای مفکورۀ بنیاد گرائی سیاسی ازبدنۀ ساختار تشکیلا تی حکمتیاربه بهانۀ پیدا کردن اختلافات درطرح ها متناسب به اوضاع فعلی افغانستان با حکمتیار وانشعاب ازحزب گلب الدین ویا به بهانۀ خستگی ازجنگ ودرک حقایق وامثال آن جدا گردیده به حامد کرزی رئیس جمهورپیوسته وبه عطش سیاسی خود ها دست یافته اند که عبدالجبارثابت لوی ثارنوال ،کریم خرم وزیر اطلاعات وفرهنگ ، جمعه گل همدرد سابق والی جوزجان وقاتل تعدادی ازمظاهره کننده گان درشهرشبرغان مرکزولایت جوزجان ازجملۀ آنها میباشند که ازالطاف خاص رئیس جمهورافغانستان برخورداراند وده هاتن دیگرازگروه سیاسی تشکیلات طالبان نیزتعدادی درستره محکمه ، پارلمان واورگان اجرائیه به رتبه های با لا شامل کارساخته شده است که حضوراین افراد دراورگان های دولتی درتقویت امنیت وثبات طبق آرزوی رئیس جمهورمؤثر واقع نگردیده بلکه به مراتب مضر تمام شده است چنانچه گراف امنیتی نشان میدهد اززمان راه یافتن افراد فوق الذکردرمقام های دولتی با گذشت هرماه وهرسالی امنیت بخصوص درشهر کابل روبه وخامت رفته است واینکه چرا چنین شده است درمورد آن بایست مقا مات همکاربا ریاست جمهوری بیاندیشند وانگیزۀ اصلی این معضله را دریابند .....

دوم طالبان مزدوروجنگجو: گروه جنگی تحت قوماندۀ ملاعمرکور، حکمتیار، ملاعمرپاکستا نی ، بیت الله مسعود وسایر رهبران بنیاد گرای مذهبی دوسوی خط دیورند که بنام مزدوران جنگی وتروریستان منطقۀ قبایلی نیزیاد میگردند ازاقوام مختلف کشورهای مختلف جهان تشکیل شده است که شامل عربها ازحوزۀ خلیج فارس ، حوزۀ کارابین ، ماورای قفقاز، آسیای میانه ،جنوب شرق آسیا نیز میشود اما اکثریت آنها را فقیران وفقیر زاد ه های قسمتی ازافغانستان درمربوطات منطقۀ قبایلی دوطرف مرزبین افغانستان وپاکستان احتوا میکند ، طبق اطلاع رسانه ها تنها افراد مسلح تحت فرمان بیت الله مسعود بالغ برسی هزارنفر است اما معلوم نیست که حکمتیار ، ملاعمرکورورهبران القاعده چه تعداد نیروی جنگی را دراختیار دارند ؟ این گروه جنگی تا آنجاکه شناخته شده اند به استثنای عدۀ معدودی عقیدۀ بنیاد گرائی ندارند وبارهبران بنیاد گرای مذهبی وسیاسی ، تروریستانی که بنام گروه طالبان به قتل وکشتار درافغانستان وپاکستان فرمان صادرمیکنند هم آهنگی فکری وعقید تی ندارند وآنها تنها برای بدست آوردن معیشت زنده گی خود واهل فامیل خود به اصطلاح سر به صحرا زده اند قرارمسموع هرنفرازاین جنگجویان ازمراکزاستخدام کننده گان خود ماهانه ازیکصد تا دوصد دالرامریکائی معاش میگیرند .

مراکزاستخدام کنندۀ این افراد مسلح جنگجوی ، گروه طالبان ،حکمتیار، رهبران ما فیا ی مصروف به تداوم کشت کوکنارو پروسس وفرایند آن اند درافغانستان است که به گفتۀ معین وزارت مبارزه با مواد مخدردرحال حاضرحدود سه میلیون دهقان به کارکشت کوکناردرافغانستان مصروف اند ، این دهقا ن های مصروف به کشت کوکنارنیز گاه گاهی به حمایت وتشویق مافیای مواد مخدروشرکایش بنام دفاع ازکشت وزراعت خود ، درمقابله با موظفین امحای کشت کوکناردست به سلاح می برند ومشکلاتی به مشکلات دولت می افزایند ، سازمان دهنده گان تحرکات نظامی فرامنطقه یی نیزکه دررأس آن اوسامه بن لادن ومعاونش داکتر الظواهری قراردارند ، گفته میشود همانند دوران جهاد علیه کمونیزم شوروی تمام اوباشان وکا نگستران کشورهای خارج ازمنطقۀ افغانستان وپاکستان شامل تشکیلات القاعده بوده دراوقات ضرورت بخاطر حمایت وکمک رسانی به گروه طالبان ومافیای مواد مخدر، افراد کارآزموده وتعلیم دیده ازطرف رهبران القاعده افرازمیگردد وبه اختیارآنها قرارداده میشود اما گروه طالبان درافغانستان وپاکستان علاوه ازآنکه مردان وجوانان قبایل دوسوی خط دیورند را به صفوف خود جذب مینمایند ازشاگردان مدارس دینی قلمرو پاکستان وفقرزده های افغانستان وحتی ازشاگردان بکلوریا پاسی که کانکورزده شده ویا پس ازفراغت ازصنوف 12 لیسه ها به کارماموریت وکارفراخورحا ل شان دست نیافته اند نیزدرمقابل(100تا 200دالرامریکائی) جذب واستخدام میکنند .

بی بی سی چندی قبل درآنلین خود نوشت:درولایت زابل یک رزمندۀ تحت فرمان طالبان که 28سال داشت گفت(من بخاطر پول وامرار معاش به صف طالبان پیوستم اوگفت طالبان به من معاش ، لباس ،کفش ، موترسیکل وکلاشینکوپ دادند ،(دریک هفته دوروز) یعنی دریک ماه یکهفته برای آنها میجنگم ، سرپرست یکی ازسازمان های غیر دولتی به کیت کلارک خبر نگاربی بی سی گفته است : تنها ده فیصد افراد طالبان ازروی ایمان وعقیده میجنگند متباقی ازروی نیازما لی به طالبان پیوسته اند ، مقامات فاسد ومدیران(اداره کننده گان) نا کارآمد مردم را به سوی طالبان میرانند....

تا جائی که احساس میگردد عده یی ازشخصیت های پاکستان بخصوص پشتون های صوبۀ سرحد که مدت ها بنام (قبایل آزاد و پشتون خوا) برای تشکیل دولت مستـقـل پشتونستان مبارزه کرده اند با تمام قدرت ودرایت ومهارت تلاش دارند که با جلب حمایت طرفداران خود درداخل افغانستان درقدم نخست همیشه ریاست جمهوری وپست های کلیدی درافغانستان به دست شخص پشتون تباردارای مفکورۀ ناسیو نالیزم پشتون باید باشد واگرغیرپشتون بحیث رئیس جمهوردرافغانستان رویکار بیاید هیچگاهی خلاف منافع پاکستان وپشتون خوا عمل نکند.

سوم طالبان نیکتائی دار: طالبان نیکتائی دارگروهی ازافراد ذومعشیتین(دوتابعیته) هستند که سال ها قبل افغانستان را ترک داده به کشورهای غربی (امریکا ، اروپا ، کا نا دا ، آسترلیا وغیره) پناهنده شده پس ازطی پروسۀ کار مهاجرت ازطرف کشورهای میز بان بحیث پنا هندۀ سیاسی وغیر سیاسی پذیرفته شده اند وبه اصطلاح به اخذ (نشنلی تاید ویا ستیزن شیپ)نیز ازکشورمیزبان خود نایل گردیده وبحیث شهروند این کشورهای پناهنده پذیرشناخته شده اند وبعد ازبوجودآمدن حکومت به رهبری حامد کرزی دراوایل ماه جنوری سال 2002میلادی بنام خدمت به مردم کشور، مطابق به پلان های عام المنفعۀ حامیان بین المللی دولت افغانستان با پوزیشن غربی ولباس اروپائی وامریکائی ازهوا وزمین وارد کابل وشهرهای دیگرشده اند که درآغازازآنها بنام تیکنو کرات ها نام برده میشد ومردم افغانستان بخصوص روشنفکران توقع داشتند این تیکنوکرات ها که هرکدام دررشتۀ بخصوصی دارای اسناد تحصیلی بودند با اندیشۀ مدرن ومدرنیته درساخت وسازسیستم اداری دولت مطابق به مقتضیات زمان حاضر وهم آهنگ با کشورهای پیشرفته جهان طرح هائی را به پیش خواهند کشید ومهارت به خرج خواهند داد و درکمترین زمان لازم با استفاده ازامکانات مالی ونظامی جامعۀ بین المللی درتامین امنیت ،صلح وثبات ،بازسازی وعمرانات افغانستان کارهای موثر انجام داده دست فقر ومسکنت را با ایجاد منابع کاروتولید ازگریبان مردم افغانستان دورخواهند ساخت وسطح زنده گی ورفاه اجتماعی مردم را درکشوربا لا خواهند برد ....

اما این تیکنوکرات ها با تمام تحصیلات ودانشی که داشتند با همان پوزیشن غربی(ملبس به دریشی ونیکتائی) به آنچه افغانستان رابه سوی وحدت اقوام ومدرنیته سوق میداد آگا هانه وخائینانه به آن پشت کردند وبه هما ن طرح های فاشیستی رژیم طالبان درامور اداره وسیستم دولتی متمرکز(همه قدرت به دست نفراول مملکت) چسپید ند ودر قدمه های بعدی عده یی ازاین ها وهواداران دارای ریشه های اتنیکی آنها مستقیماً درخدمت طالبان قرارگرفتند واین تروریستان بین المللی را قهرمان پشتون ها معرفی کردند که به واکنش های جدی روشنفکران واقعی پشتون وغرپشتون مواجه گردید .

دردوکتورین سیاسی فلسفی مطالبی وجود دارد که گفته میشود: درمورد شناخت انسان ها ، قیافه ، قد وقامت ، سیاه وسفید بودن ، نژاد وزبان شرط نیست بلکه طرح اودرمورد جهان وجامعه محک تشخیص شخصیت وافکاروی محسوب میگردد،

بادرنظر داشت این دوکتورین ، دانشماندان ، عالمان وروشنفکران افغانستان درداخل وخارج تحصیل کرده های پشتون وغیر پشتون را که با طرح فاشیستی وسیطره طلبی قومی طالبان که ریشه درافکارسنتی قبیله پرستی دارد همسوئی وهمفکری نشان داده وآن را بحیث میراث اسلاف شان تعقیب مینما یند بنام (طالبان نیکتائی دار)مسمی ساختند واین جمله بیانگراین مطلب است که طالبان ریش دارند وغیرازامورمذهبی به سایررشته های علوم تحصیلات عالی ندارند این گروه ، ازبین مجموع اقوام افغانستان پشتون تبارها را مستحق هژمونی جامعه وسزاوارحاکمیت دایمی درافغانستان می پندارند که این طرزفکرمربوط به دوران امارت ، شاهی مطلقه ، سیستم ملک الطویفی عشیره یی وقبیله سالاری است که با سیستم

انتخا باتی ریاست جمهوری ، پارلمان وقوۀ قضائیه واجرائیه امروزی درافغانستان منافات دارد که بحیث رژیم مشروطه بخاطرهموار کردن راه دموکراسی برای جامعه وزمینه سازی برای متساوی الحقوق بودن تمام ساکنین کشورازهرنژاد وزبان که باشند بشمارمیرود اما طالبان نیکتائی دارریش ندارند وبه رشته های غیرمذهبی تحصیلات عالی دارند ، بجای آنکه طبق رهنمود های رشته های علوم تحصیلی شان برای امکان آفرینی جهت بهم نزدیک شدن اقوام وهموارکردن راه مدرنیته وتعمیم دموکراسی گام بر دارند به لجن تفکرات عقب ماندۀ گروه طالبان سقوط کرده نه تنها برای خروج ازاین ورطه تلاش نمیکنند بلکه آگا ها نه درجهت ما ندن درهمین لجن عزم شان را راسخترمیسازند وحمایت مستقیم وغیرمستقیم این طالبان نیکتائی دارازطالبان ریشدار، دارای مفکورۀ عصرحجر پر رنگترمیگردد که هم طرازی طالبان نیکتائی داربا طالبان ضد ترقی وتمدن اصطلاح پشت وروی یک سکه بودن را دراذهان تداعی مینماید ، به عبارت دیگرازلحاظ وجود هم آهنگی فکری (طالبان نیکتائی دارتحصیل کرده وطالبان ریشدارهردو پشت وروی یک سکه اند) دانشمندان علوم سیاسی گفته اند (برای قرار گرفتن دررهبری جامعه باید ازتوده ها یک قدم پیش بود) وقتی این مطلب تفسیر شود این نتیجه بدست می آید که اگر علا قمندان هژمونی جامعه ازتوده هاچندین قدم پیشی بگیرد توده ها آنرا بیگانه احساس میکنند واگردربین توده ها خلط باشند مردم آنهارا برابرخود می انگارند ونقش هژمونی به آن قایل نمیشوند......

به ملاحظۀ این مطلب به خوبی میتوان درک نمود که طالبان نیکتا ئی دارنسبت نداشتن طرحی برای متحد ساختن اقوام ساکن درافغانستان ونسبت نداشتن طرحی برای متساوی الحقوق بودن تمام اقوام وزبان که لازمۀ دموکراسی است با وجود برخورداربودن ازحمایت رئیس جمهور، هم طرازبا ا فکارعشیره یی وقبیله سا لاری طالبان نمیتوانند هژمونی جامعه وروند نوین را بدست بگیرند بلکه آنها درحا لت تبدیل شدن به جزء طالبان وطالب اندیشان واضمحلال کامل درآتش افتراق آفرینی وتفکرات فاشیستی وسیطرۀ قومی مانند طالبان ، آگا ها نه بسوی گمراهی درحرکت اند که روشنترشدن این وضع انهارا به بن بست مواجه خواهد ساخت یعنی دوستان خارجی آنها که به امید استحصال وظیفه ایشان درجهت بنیاد دموکراسی وتعمیم آن به افغانستان آورده اند با آگاهی یافتن از همگامی شان با طالبان به این چهره ها بی اعتماد خواهند گردید ودرانتخابات آینده نیزمعلوم نیست که چه کسی رئیس جمهورمیشود واین هم معلوم نیست ، طالبان نیکتائی داررا که ازلحاظ اندیشه ونشنل بیلد ینگ با ملاعمرکوروهمفکران او که دررهبری طالبان تروریست قراردارند تفاوتی ندارند حمایت خواهد نمود یا خیر؟

چهارم طالبان نا کارآمد : تعدادی ازرهبران قبلی رژیم طالبان مانند وکیل احمد متوکل ، ملاضعیف سفیرطالبان دراسلام آباد وامثال آن درجملۀ طالبان نا کارآمد حساب میشوند زیرا آنها که پس از سپری کردن یک سلسله پرسش ها وپاسخ ها درزندان داخلی وگوانتا نا مو آزاد شده اند دوباره طرف اعتماد رهبران برحال طالبان وسازمان دهنده گان جنگ علیه نیروهای داخلی

وخارجی قرار نگرفته اند واحتمالاً آنان مظنون واقع شده اند که مبا دا ازجانب دولت افغانستان وحامیا آن علیه گروه طالبان استخدام نشده باشند ، راپورمحلا ت اختـفا وسایرخصوصیات سری طالبان را مخفیانه به دشمنا ن طالبان منتقل نسازند ، ملاضعیف ومتوکل نیز بخاطردست یافتن به موقعیت بهتر، درجریان مصاحبه های شان با رسا نه ها ازسبب آنکه شاید نمیتوانسته اند بصورت یکجانبه سخن بگویند ویا شاید برای نشان دادن درایت ولیاقت خود دربرابر پرسش های کنجکاوانه خبر نگاران دوجانبه وچند جانبه سخن گفته اند که اینگونه مصاحبه ها ایشان را درموقعیت بدترازگذشته قرارداده دولت افغانستان وحامیان اورانیزنسبت به آنها مظنون واعتما د شا ن را نسبت به آنها کاهش داده است ازاین سبب این تیپ افراد بنام طالب های نا کارآمد نام گرفته اند اگرچه گفته میشود رئیس جمهورافغانستان ازلحاظ (پشتونوالی ) به اتکای ضرب المثل وطنی ( داشته آید بکارگرچه باشد زهرمار) آنهارابه اصطلاح به روزمباد ا نگهداشته و تحت الحمایۀ خود قرار داده است اما اگرآنها به موضع گیری چند جا نبۀ فعلی شان تجدید نظرنموده با جهت گیری ثابت تبارزنما یند لااقل اعتماد یکی ازطرفین را بدست آورده ازبرزخ فعلی نجات خواهند یافت زیرا درمسئلۀ عاشقی وسیاست با یست ثابت قدم بود یعنی یا جانب این را گرفت ویا جانب آن را، که رعنا وزیبا بودن (دوروی بودن ) دران گنجایش ندارد.

بسیاری ازگروه طالبان دراین چهارکتگوری وهواداران آنها درتمام بخش ها شعار(لراوبرپشتا نه یودی) یعنی پشتون های دوطرف خط دیورند یکی اند را تکرار مینما یند که شعارناسیونالیستی دوران حاکمیت داود خان درزمان شاهی بود که طبق همین شعار(داپشتونستان زمونژ...) هرروزازطریق رادیو کابل تکرارمیگردید که امروز نیزبا علاوه نمودن مرچ ومسالۀ حقوق بشرتکرار میگردد وحتی وزارت خارجۀ افغانستان شاید با پیروی ازایما واشارۀ چشم وابروی رئیس جمهورافغانستان میگوید اگردرمرز بین افغانستان وپاکستان حصار کشیده شود ساکنین دوطرف این مرزازهم جدا میشوند واین قابل قبول نیست وازاین قبیل سخنان غیرسیاسی .....

درحالیکه طبق مقررات بین المللی زمانی که مرزها ی تعین شده ازطرف جامعۀ جهانی برسمیت شناخته میشود جداشدن ساکنین دوطرف مرزنادیده گرفته میشود که خط دیورند نیزازطرف امیرعبد الرحمن خان ، امیرحبیب الله خان ، امیرامان الله خان برسمیت شناخته شده وجامعۀ جهانی نیزآنرا برسمیت میشنا سند وهیچگونه اسنادی که نشان بدهد ملل متحد درمورد جنجال های خط دیورند بین افغانستان وپاکستان که درزماه ظاهرشاه وصدارت داودخان تاسرحد احضارات محا ربوی پیش رفت واکنش نشان داده باشد وجود ندارد واین هم روشن است وقتی خط مرزی بین کشورها کشیده میشود منطقۀ مسکونی با ساکنیش منقسم میگردد بهترین مثال آن( مرزبندی ها بین کوریای شمال وجنوبی دردهۀ1950میلادی ، مرزبندی بین اسرائیل وفلسطین در1948میلادی بعد ازبه وجود آمدن دولت مستقل اسرائیل به حمایت ملل متحد وشورای امنیت ،

مرزبندی بین افغانستان وتا جیکستان درزمان تزارکه قسمتی ازبدخشان متعلق به افغانستان وقسمت دیگرمتعلق به تاجیکستان شد همچنان مرزبندی بین افغانستان وایران که سیستان وبلوچستان منقسم گردید وده ها مثال دیگر......

تلاش ها ی فریبندۀ امتیازطلبان وعمق اندیشی امتیازدهنده گان : هواداران طالبان بنیا دگرای سیاسی شامل دردولت افغانستا ن وطالبا نیکتا ئی داربا تمام نیرنگها تلاش دارند تا مقا مات امریکا ومتحدین آن راقانع سازند که با گروه طالبان کناربیا ید وبرای قبولاندن همین طرح مد ت ها است که با استخدام بعضی ازمبلغان سیاسی ومذهبی با محورقراردادن(جنگ راه حل نیست ، افغانستان راه حل نظامی ندارد...وامثال آن)ازطریق مطبوعات ورسا نه ها با تکرار ومکررات یک سلسله مطالب ارایه میگرد د که هنوزمورد قبول امریکا وهمکاران بین المللی اش قرارنگرفته است زیرا طالبان ، حکمتیارو القاعده وچند سازمان همکاربا آنها درلیست تروریستان بین المللی درج شده اند ، قوانین ومقرراتی که بعد ازفاجعۀ11سپتامبر2001درمبارزه علیه تروریزم وتروریستان درامریکا وکشورهای شامل دراتحادیۀ اروپا وضع گردید اجازه نمیدهد کشورهای درگیر با تروریستان راه سازش وکامپرومایزرا درپیش بگیرند چنانچه تا حال چندین نفرگروگان شده ها ازکشورهای جهان که برآورده شدن خواست گروگان گیرهای وابسته به طالبان والقاعده درافغانستان ومنطقه مغایربا مقررات مبارزه بر ضد تروریزم تلقی گردید جان باختند وازطرف دیگرکنارآمدن با طالبان افغانستان که طبعاً باامتیازدهی همراه خواهد بود علاوه براینکه مغایربا مقررات ضد تروریزم میباشد حمله به رژیم طالبان وسرنگون ساختن آن را دراواخرسال 2001میلادی نیزغیرمشروع وانمود میسازد که چنین کاری مطابق به احکام منشورملل متحد پیامد خوب برای سازش کننده گان وامتیاز دهنده گان به طالبان ندارد .

امریکا ومتحد ین اروپائی آن دربارۀ این موضوع نیز می اندیشند که امتیازدادن به طالبان افغانستان ولو به استثنای خروج ازافغانستان نیزباشد ، تروریستان عراق را نیزآمادۀ امتیاز طلبی خواهد ساخت که شرط مهم آن خروج نیروهای امریکا ازعراق خواهد بود وهمچنان طالبان پاکستانی نیزامتیازهای مالی ، نظامی وسیاسی را ازامریکا مطالبه خواهند نمود که برآورده شدن آن منافع امریکا را درمنطقه به خطرمواجه خواهد ساخت وبرآورده نشدن خواست تروریستان درعراق ، پاکستان وسایر نقاط جهان ، برخورد دوگانه با تروریزم منطقه وجهان تلقی خواهد گردید که به هیچصورت به نفع امریکا وجامعۀ جهانی وافغانستان نخواهد بود ازطرف دیگرامریکا ومتحدین اروپا ئی آن قصد ندارند با کنارگذاشتن اکثریت قاطع نفوس افغانستان که شامل اقوام وتبارغیرپشتون میگردد تنها به پشتون ها ی وامانده دراقلیت که صرفا ً برای غصب کامل قدرت سیاسی وتحت فرمان گرفتن سایر اقوام با مفکورۀ فاشیستی وسیطره طلبی تلاش دارند تکیه نمایند زیرا آنها توسط افراد موظف خود چهره های حقیقی این فریب کاران را که با هواداری ازطالبان تروریست خودرا هرچه وانمود کرده باشند شناخته اند واکنون باورهای روزاول آشنا ئی با آنها را به ایشان ندارند واین یک واقع بینی سیاسی است ، درافغانستان غرق دربحران فسادمالی ، فضای مسلط جنگ وبی اعتمادی ، نبود کفایت لازم درمقا مات رهبری برای تامین همبستگی اقوام ساکن دران....

امریکائی ها ومتحدین اروپائی آن که میخواهنددرافغانستان با بنیا د ساختاردمو کراسی ، عدالت اجتماعی ،وتساوی حقوق تمام ملیت ها واقوام ساکن درافغانستان راتا مین نمایند هنوزشعار(لراوبرپشتانه یودی) را نپذیرفته اند آنها پشتون های جنوب خط دیورند را متعلق به پاکستان میدانند وتنها پشتون های مقیم درخا ک افغانستان را درجملۀ اتباع افغانستان به حساب می آورند به نظرغربی ها شعار(لراوبرپشتون....) را که درحقیقت صوبۀ سرحد ازافغانستان است گفتن معنی دارد شعار ماجرا جویا نه وخصومت آفرین می انگارند وشاید فکرمیکنند پشتون های ساکن درقلمروپاکستان رابا پشتون های ساکن درافغانستان یکی دانستن به هیچ اصول وپرنسیپ دموکراسی سازگاری ندارد وتلاش بیشتربرای ایجاد همبستگی کامل پشتون های پاکستان با پشتون های افغانستان ، انگیزه های بد بینی وعدم اعتما د پا کستان را به دولت افغانستان وحامیان بین المللی آن دامن خواهد زدکه دراین صورت آشوب درمنطقه شعله ورخواهد گردید وازکنترول خارج خواهد شد ، ازهمین سبب با این موضوع محتاطانه برخورد مینمایند( والسلام)

۵ /7 / 2008 میلادی

+ نوشته شده در  2008/7/5ساعت 10 بعد از ظهر  توسط  رزم آ ئین تورکستا نی  | 

سید احمد شاه دولتی فاریا بی

-------------

26 / 6 / 2008میلا د ی

طا لب های رنگا رنگ با خصلت های گونا گون

قسمت اول

---------------------

پس ازظهورگروه اوباش طا لبا ن دارای خصایل سیطره طلبی قومی ونژاد گرائی درماه اکتوبر1994میلادی نخستین تجمع نظامی آنها درسپین بولدک قندهارکه بملاحظۀ بسیاری ازنوشته ها ، توسط فعالین شبکۀ استخبارات پاکستان سازمان دا د ه شده بود تا الحا ل درمورد شناخت چهرۀ اصلی وخصلت رزم وپیکارآنها نظریات گونا گون عامیانه وعا لما نه ابرازگردیده است ، درآغازین مرحلۀ فعا ل شدن طالبان ، طرفداران ، هواداران وهم خصلت های آنها ، طالبان را فرشتۀ نجات ملت وانمود میکرد ند که ازنظرایشان ملت طبق تیوری های مروج درقرن 18میلادی که قوم حاکم ودارای حق میراث خوری ومیراث داری ازحا کمیت بود که درآخرین تحلیل فرشتۀ نجات ملت ، مفهوم خاص نجات ملت پشتون ازتحت فرمان برهان الدین ربانی رئیس جمهورتا جیک تباررا داشت زیرا درافغانستان هنوزهم طبق همین تیوری منسوخ شدۀ قرن18 قوم حاکم را ملت مینامند درحالیکه نظر به تیوری علوم سیاسی وفلسفی درعصرحاضرملت بودن به قوم وقبیله ، حاکم بودن یا محکوم بودن ، اکثریت ویا اقلیت بودن اقوان ونژا دهای ساکن دریک کشورارتباط ندارد بلکه عناصرضروری برای ملت بودن وملت شدن دریک کشور، بمیان آمدن مناسبات گونا گون ناشی ازوجود مشترکات نهاد های علمی مشترک ، فرهنگ وکلتورمشترک ،اقتصاد ومنابع تولید مشترک ، داشتن بیرق واحد بحیث سمبول استقلال مملکت ، ارگان های انتخابی سه گانۀ دولتی وسهیم بودن نخبه گان تمام اقوام ساکن درکشوردرقدرت سیاسی اورگان های مذکورومتساوی الحقوق بودن تمام ساکنین کشورمربوط هرقوم ونژادی (مخالف یا موافق شخص اول ممکت) درتمام عرصه ها دریک محدودۀ جغرافیائی که ازطرف جامعۀ جهانی برسمیت شناخته شده باشد وتاثیرگذاری ارادۀ آزاد مستقیم وغیرمستقیم ساکنین کشور درتعین سرنوشت شان میباشد آنهائی که پس ازطی مراحل قانونی بحیث زمامد امورکشوربه قدرت میرسند اصولاً نمیتوانند مانند قرون گذشته آنچه دل شان خواست عمل بکنند بلکه با ارایۀ خط مشی مناسب که دربرگیرندۀ منافع عامه وکشورباشد به میدان می آیند ودرطول مدت زمام داری شان مکلف اند طبق این مشی خود عمل نمایند واگربا سوء استفاده ازقدرت خود بین ساکنین کشورتبعیض قایل گردیده به یک قوم وبه یک سمت وولایت بخصوص بیشترتوجه نموده به اقوام وسمت های دیگر و ولایات دیگرعطف توجه نکند ازطرف مردم ناراض وفراموش شده ، بنام خاین ملی ، سکتاریست ، نژاد پرست وقوم گرا یاد میشود که ممکن است چنین الفاظ درتاریخ نیزحین تشریح عملکرد های رهبرمملکت تذکارداده شود .

درقرن 18که قدرت های حاکم(امپراتورها) ازهرقومی که باشند با متوصل شدن به استعمارفرهنگی تمام توجه خودرابه انکشاف زبان قوم حاکم وامپراتوری خود معطوف داشته وسایرزبان هارا بنام زبان محلی ، غیرکارآمد ، زبان اقلیت ها وامثال آن مجا ل رشد نمیدادند وآنرا منکوب مینمودند وازاین سبب درمورد تعریف ملت مطابق تیوری قرن 18داشتن زبان واحد مشترک عنصراساسی ملت سازی محسوب میگردید درحالیکه درعصرحاضرنخبه گان کشورهای پیشرفتۀ جهانی با پذیرش فرهنگ مختلف ملت خود ، تنوع فرهنگی را جزء قوانین ملی ومملکتی خود ساخته ادارۀ مربوط ملل متحد روزی را بنام آموزش به زبان مادری درسراسرجهان رسمیت بخشیده است وطبق همین تنوع فرهنگی وزبانی درتعدادی ازکشورهای جهان دوزبا ن ، سه زبان وبالاتر ازان رسمیت دارد (دربلژیک زبان هولندی وفرانسوی ، درکانادا زبان انگلیسی وفرانسوی همچنان درسویس سه زبان ودرهند نیزچند زبان رسمیت دارد ) گفته میشود بومی های امریکا ی شمالی25% نفوس سه صد میلیونی آن را تشکیل میدهند وبومی های کا نا دا ئی فقط دوفیصد نفوس بیشتراز32میلیونی آن را احتوا مینماید .

درافغانستان هنوزدولتمردان ، حکومت سیستم قوم وقبیله سالاری را نسبت به هرسیستم دیگرترجیح میندهند وهنوزحتی حدود پنجصد هزارمامور وکارمند مو جودۀ دولت افغانستان ازرئیس جمهورگرفته تا پائین ترین پرسونل دولت با لباس محلی وقومی خود درادارات دولتی حضورمی یابند که به ملاحضۀ قیافۀ ظاهری هریک ازآنها میتوان درک نمود که ازکدام ولایت وکدام منطه است ، همین امرازلحاظ روانی به مسئلۀ وحدت اقوام ، هم آهنگی فکری ویکی بودن آنها تاثیرات منفی میگذارد

امید است مقامات افغانستان به این موضوع متوجه گردیده به ترویج لباس ویونیفورم مامورین وکارمندان مانند زمان امان الله خان که(از1919میلادی) به بعد ترویج گردیده تا زمان تسلط طالبان در1996 درکابل در1998درمزارشریف رواج داشت توجه فرمایند واین تا ثیرات منفی روانی درمورد وحدت وهمبستگی اقوام را خنثی بکنند .

درواقع بدترین ضربه را به همبستگی اقوام افغانستان طالبان ونژاد پرستان وابسته به آنها واردآورد ند وپس ازرویکارآمدن حکومت جدید نیزبجای آن که مشی ملی افغانستان شمول درپیش گرفته شده اقوام بهم نزدیک ساخته شوند بصورت سنتی مشی افتراق آفرین قبیله سا لاری تعقیب گردیده فاصله بین اقوام عمیق ترساخته شد که منشأ تمام نا امنی ها وخصو مت های قومی تعقیب همین سیاست نا درست سیطره طلبی قومی وبرترشمردن یک قوم برقوم دیگراست که حتی رئیس جمهورکرزی درکنفرانس خبری درمورد دفاع ازپشتون های قلمروپاکستان سخن گفت که نمونه غلظت احسا سات دفاع ازلروبر پشتون بشمارمیرود که بحیث شعارهمیشگی پشتون های ناسیونا لیست اززمان امیرعبدالرحمن خان تا امروزتکرارمیگردد .

برای شناخت بهترطالبان وهواداران آنها که ازطرف افراد ضد امریکائی واروپائی وضد غربی ها رهبری میگردد این گروه را میتوان به سه کتگوری ذیل تقسیم نمود:

اول طالبان بنیاد گرا دارای دوبخش عمده است :( جزءA بنیاد گرای مذهبی ، جزء B بنیاد گرای سیاسی)

جزء A بنیاد گرائی مذهبی : درگروه بنیاد گرای مذهبی ، ملا عمرکوررهبرطالبان افغانستان ، ملاعمرپاکستانی وبیت الله مسحود ( مسعود ) قبایلی درنوارجنوب خط دیورند ، بنیاد گرایان مذهبی قلمروپاکستان وجنوب شرق آسیا ، شرق میانه ، آسیای مرکزی وماورای قفقازبشمول چیچینی ها شامل اند که درزمان مقابله با لشکرشوروی درافغانستان ازطرف مخالفان کمونیزم سازمان داده شده وبعد ازخروج شوروی ازافغانستان نیزهمچنان به مبارزات اسلام گرایا نه درپا کستان واطراف آن بصورت سازمان یافته باقی ما ندند بحیث نیروی پرتوان طالبان درافغانستان با مخالفان طالبان مصروف جنگ وکشتاربودند وپس ازرانده شدن طا لبان ازقدرت درافغانستان درماه دسامبر2001میلادی توسط امریکا با همکاری نیروهای ائتلافی شمال کشورکه نزد خارجی ها بنام (نورد ایلیانسی ) معروف بود روحیۀ ضد امریکائی درنهاد این بنیاد گرایان مذهبی توسط رهبران این گروه ها که ازعملکرد امریکا ومتحدینش درکنارزدن طالبان ناراض شده بود ند تقویه گردیده این باربجای کمونیزم ، امریکا و متحدی غربی آنرا هدف قرارداده اند که حملات انتحاری ، به آتش کشیدن مکاتب ، قتل معلمین ومولوی های طرفداردولت ، گروگان گیری ها وقتل خبرنگاران وژورنا لیستان توسط گماشته های همین گروه بنیاد گرای مذهبی ویا افراد هوادارآنها اند که محتملاً اوسامه بن لادن ، الظواهری وبعضی ازرهبران بلند پایه وبا نفوذ سازمانهای مذهبی درپاکستان ، اندونیزیا ، مالیزیا وامثال آن استخوان بندی این تشکلات مذهبی ضد غربی را احتوا مینماید که هدف آنها تعمیم حاکمیت اسلام درجهان همانند صدراسلام وما بعد آن است که بعنوان خلافت اسلام مسمی بود که آخرین بقایای این گونه سیستم دولتی مذبی امپراتوری عثمانی درتورکیه بود که درجنگ اول جهانی بزانو درآمد بجای آن مصطفی کما ل آته تورک رژیم سیاسی سیکولاررا درتورکیه بنیاد نهاد که طبق قا نون اساسی تورکیه نهاد های مذهبی حق مداخله درامورسیاسی را ازدست دادند.

درجهان امروزی که تمام کشورها ی اسلامی وغیر اسلامی باهم دیگرروابط گوناگون درعرصۀ بین المللی دارند تحقق شعار خلافت اسلامی کارعملی به نظر نمی رسد واینگونه شعارها درحیطۀ لفاظی های فریبنده وتلقین د هندۀ عطش عاشقانۀ استقرار حاکمیت دینی درجهان باقی خواهد ماند .

کشورها وشخصیت هائیکه مخالف گسترش ایدۀ افراطی مذهبی هستند تلاش دارند که آنهارا هرچه بیشترمنزوی نموده در عرصۀ جهانی به حاشیه برانند وبه این کارتا حدی موفق نیزهستند .

درافغانستان هرگروه سیاسی ویا غیرسیاسی که ازطرح های افراد شامل درکتگوری( جزء A بنیاد گرای مذهبی) پیروی میکنند ویا با شاملین این کتگوری میخواهند کناربیایند درنزد مخالفین این گروه طرف سوء ظن قرارمیگیرند بالای آنها بی اعتمادی بیشترمیگرد د ایالات متحدۀ امریکا ومتحدین اروپائی آن که مخالف سرسخت این افراطیون مذهبی هستند مستقیماً با کنارآمدن حکومت پاکستان با بیت الله مسعود (محسود)که گفته میشود 35000نیروی مسلح دراختیاردارد خشم آنهارا برانگیخته واز امضای پیمان صلح بین آنها انتقاد نموده اند ، درگزارش مقامات امریکائی که در17 / 4 /2008میلادی درسایت صدای امرکا منتتشر شده آمده است (با وجود میلیارد ها دالرکمک ایالات متحدۀ امریکا برای جنگ علیه تندروان درپاکستان دهشت افگنان هنوزدرامتداد افغانستان وپاکستان فعالیت میکنند ، دفترحسا ب دهی امریکا درگزارش خود گفته است واشینگتن به پاکستان بیش ازده ونیم میلیارد دالرکمک نظامی واقتصادی نموده است) ورئیس جمهورافغانستان نیزازآوانیکه آماده گی نشان داد با ملاعمرکوروحکمتیاردربارۀ اعادۀ صلح به افغانستان مذاکره نماید اعتبارقبلی خودرا ازدست داد وبسوی آن با بی اعتمادی نگریسته میشود چنانچه در13جون2008میلادی یا پ دی هوپ شیفرقوماندان عمومی نا توگفت دولت افغانستان بایست برای مبارزه با فساد ما لی تلاش بیشترنماید که نبود فساد محوراصلی پیروزی افغانستان درمقابل طالبان است ) درگذشته ها مقامات ناتو درهمچو موضوعات تماس نمیگرفتند ، سرمنشی ملل متحد نیزبا نارضا ئیتی ازمقامات افغانستان گفت (فساد اداری ازمشکلات اصلی افغانستان است) وقتی به تاریخ15جون2008میلادی حامد کرزی رئیس جمهورافغانستان با لحن تهدید آمیزگفت:

(اگرحملات طالبان پاکستانی وحامیان آنها به افغانستان قطع نگردد بیت الله محسود (مسعود ) وملا عمرپاکستانی را درخانه های شان هدف قرار خواهد داد ) بلا فاصله صدراعظم پاکستان گفت (پاکستان به هیچ کشوراجازه نخواهد داد درامورداخلی آن دخا لت نماید) کاندولیزا رایس وزیرخارجۀ امریکا طی مصاحبه با شبکۀ جهانی(CNN)در22جون2008گفت اظهارات رئیس جمهورافغانستان مبنی برهدف قراردادن طالبان درخاک پاکستان معقول نبوده است.....)

این اظهارات خلاف انتظاررئیس جمهورافغانستان ازطرف مقامات بلند پایۀ غربی وحامیا نش دلیل کاهش اعتماد آنها به حامد کرزی نسبت به تقرب جوئی او به ملا عمرکوروحکمتیاربا براه انداختن پلان مذاکره برای امتیازدادن به آنان ونشان دادن تلویحی تمایل به جذب آنها به دولت افغانستان محسوب میگردد وزیگنا لی است هوشداردهنده برای فاشیست خویان علاقمندان به ملا عمرکوردردوسوی خط مرزی دیورند .

جزء B بنیاد گرائی سیاسی : بنیاد گرائی سیاسی که بعضاً بصورت(پولیتیکل اکستریمیست) نیزکاربرد دارد بخش مهم وعمدۀ تشکیلا ت وهواداران گروه طالبان را احتوا مینما ید ، مشمولین این بخش گروه طالبان درافغانستان وپاکستان دربین مردم واورگان های دولتی میباشد که درتقویه جایگاه طالبان ومهم جلوه دادن طرح های سیاسی آنها درمورد دست یابی به حصارقدرت سیاسی دراورگان های دولتی وکنارراندن غیر پشتون ها ازقدرت درافغانستان وصوبۀ سرحد پاکستان حضور دارند وفعال اند ، این گروه مربوط به پولیتیکل اکستریمیست شامل تشکیلات طالبان قرار اظهارات شاهدان عینی رابطه های گوناگونی با اشخاص دارای مفکورۀ سیطره طلبی قومی(خصلت فاشیستی) درافغانستان وپاکستان دارد که وجود این رابطۀ سیاسی حتی با بعضی ازمقا مات سازمانها سیاسی وغیرسیاسی درکابل وسایرولایات بزرگ افغانستان وپاکستان قابل احساس است وبرخی ازمنابع نشراتی بیرون مرزی دارای خصلت همسوئی با بخش بنیاد گرای سیاسی طالبان نیزگاه گاهی مستیقیماً ازطالبان دفاع مینمایند وآنهارا نسبت دهشت افگنی ها وحملات علیه نظا میان داخلی وخارجی درافغانستان تا سطح قهرمان ملی توصیف وعملکرد های آنهارا به رخ دیگران میکشند وبه نفع آنها تبلیغات مورال دهنده مینمایند ورئیس جمهور کرزی که آرزوکرد (کاش طالبان سربازان من می بودند) زیرتاثیرهمینگونه تبلیغات قلم بدستان فاشیست خو که تحصیل کرده نیزهستند شاید ابرازشده باشد ، به نظر من رئیس جمهورازهرکس طرح وسخنش را بشنود همۀ آن شنیده هارا درلابراتورمغزخود انالیز نماید آنچه به نفع کافۀ مردم وکشورش باشد ازان استفاده بکند درغیرآن براه خطا قدم خواهد گذاشت وازخط مشی ملی منحرف ودورخواهد گردید که به هیچصورت به نفعش نخواهد بود.

احمد رشید درکتاب خود درمورد عملکرد طالبان یک ربع مجموع تشکیلات استخبارات پا کستان را متعلق به قوم پشتون وانمود کرده ودرمورد همکاری آنها با رژیم طالبان قبل ازبه قدرت رسیدن وزمان تسلط آنها به کابل وقسمت هائی ازافغانستان سخن گفته است ودرمورد اینکه درسا ل های ادامۀ جنگ با شوروی درافغانستان به قول دگروال یوسف معاون استخبارات پاکستان ومسئول بخش افغانی درادارۀ (isi) بیشترین سلاح ومهمات به حکمتیارداده میشده است نه بخاطرتخریبات بیشترآن درقلمرو افغانستان ونه بخاطرعضوفعال استخبارات پاکستان بودن او، بلکه بگمان غالب بخاطر پشتون بودن وصاحب اندیشۀ فاشیستی بودنش این امتیازاستفاده ازبیشترین جنگ افزارازطرف همین پشتون تبارهای شامل استخبارات پاکستان که ازخصلت های حکمتیارآگاه بودند با دلیل تراشی های گوناگون با قانع ساختن بلند پایه ترین مقامات (isi) به حکمتیارداده شده بوده است ، زمانی که مجاهدین درکابل به قدرت رسیدند حکمتیاردرمنطقۀ چهارآسیا ب درجنوب کابل مقر نظامی مستحکمی برپا نموده برای مزاحمت به حکومت برهان الدین ربانی که تا جیک تباربود هزاران را کت هائی که بنام( سکر20 -- سکر40 -- سکر60 ) یاد میگردید شهرکابل وحومۀ آنرا زیر آتش قرارداده بود تا ثابت بسازد که تازمان به قدرت رسیدن یک پشتون تبارکه طرف پسند حکمتیارقرار داشته باشد آرام نخواهد نشست ، طبق نوشته های واقعه نگاران افغانستان درنتیجۀ همین راکت باری های حکمتیارحدود شصت هزارنفردرکابل به خاک وخون کشیده شده ، جادۀ میوند ، دوکانها وخانه های کوتۀ سنگی وبسیاری ازقسمت های شهرکابل که درجنگ های میان گروهی مجاهدین درسال1992میلادی آسیب ندیده بود درنتیجۀ راکت باری حکمتیارتخریب گردیده است ، ازهمین سبب بعضی ازجوانا ن افغانستان نام گلب الدین حکمتیاررا برای تبارزخشم ونفرت شان(گلب الدین راکتبار)گذاشته اند .

هم خصلت بودن حکمتیاروطالبان ویکی بودن ادارۀ رهبری آنها وقتی حدس وگمان هارا موثق ساخت که زمانی طالبان به چهارآسیاب مقرگلب الدین آمدند او درحالیکه خودرا مخالف طالبان وانمود مینمود بیدون مقاومت مقر خودرا با تمام جنگ افزارهایش به اختیارطا لبان گذاشت وخودش اول بسوی شرق کابل درمربوطات جلال آباد رفت وبعد به جا هائی رفت که ازطرف دستور دهنده گانش وادارگردید ه بود .

زمانی که درآستانۀ حمله به طالبان دراوایل اوکتوبر2001میلادی خبر نگاربی بی سی نظروموقف حکمتیارا درمقابل حمله به طالبان پرسید حکمتیاربا شماتت گفت ( من به دفاع ازحاکمیت وتمامیت ارضی افغانستان با طالبان یکجا علیه اشغالگران مبارزه خواهم کرد) همین سخنان او ایران را تحت فشارگذاشت تا حکمتیار را ازمشهد خارج نماید که ازهمان زمان تا حال او با ملاعمرکوروسایروابسته های آن درنوارمرزی افغانستان وپا کستان بسرمی برد وپلان مشترک با طالبان درجنگ علیه نظامیان داخلی وخارجی افغانستان دارد با آنکه گاه گاهی به خبر نگاران میگوید من با طالبان نیستم ......

رئیس جمهورافغانستان که عده یی ازکادرهای برجستۀ گروه بنیادگرای سیاسی طالبان وحکمتیاررا تحت نام مصالحه با افراد مسلح مخالف ، دراورگان های دولتی درپست های کلیدی جذب کرده است تا آنهارا تحت تاثیربیگیرد وتوسط آنها با لای سایر شاخه های این گروه برای اعادۀ صلح وثبا ت درکشوراثرگذاری نماید اما برعکس این جذب شده ها درهمکاری با شیفتگان بخش پولیتیکل اکستریمیست طالبان وحکمتیاردرداخل دولت بررئیس جمهورکرزی تاثیر گذاشته اند چنانچه رئیس جمهورافغانستان درمورد دفاع علنی ازلراوبرپشتون که شامل پشتون های شما ل وجنوب خط دیورند میگردد چندبارسخن گفت که کادرهای سیاسی ودولتی همسو با افراطیون سیاسی طالبان وحکمتیارازترس اینکه مبادا ازطرف غربی ها متهم به نژاد پرستی نشوند ، نمیتوانستند سخن بگویند . (بقیه درآینده)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2008/6/29ساعت 6 بعد از ظهر  توسط  رزم آ ئین تورکستا نی  | 

غلبه گري وتجاوز، زايشگر خشونت است

كه اقاي كرزي از آن د م زد

 )         تعداد ی از روشنفكران وفرهنگيان مقيم بلغاريا (  

سخنراني رئيس جمهوراسلامي افغانستان، چند روز پيش پيرامون آمادگي حمله به خاك پاكستان وسركوب ساختن بخش معين تروريستان كه در خاك پاكستان مي زيند، حاكي مطالب گوناگونی بود كه ميتوان دراين زمينه بيشتر انديشيد ونكاتی را يافت كه هدف اين سخنراني را روشنتر بيان بدارد.                                                                                             هموطنان گرامي وانديشمندان راستين كشور! برهمگان است كه ديگر بدنبال لاف ومناف ميان تهي وفريبنده باید نرفت! اگرپسمنظرمداخلات عملي و حضور در صحنۀ پاكستان وبه ويژه فوج آن كشور را بياد بياوريم، خواهيم ديد كه بيشتر ازشش سال ويا همزمان با بقدرت رسيدن طالبان كرام در بخشهاي افغانستان امروزي، پاكستان با ارتش منظمش دراين سرزمين حضور داشت وبدستوراين كشور، شهروندانش بدست طالبان قتل عام ميگرديدند وازاين كار ظالم نهادان طالب تبار ، پاكستانيها لذت ميبردند. متآسفانه اين آ قايانيكه امروز چشمشان بازشده ومتوجه مداخلۀ پاكستان شده اند، آنروز كه اين مداخله را به نفع قبيله گرايان وحاكميت تك قومي شيونيستي ميدانستند، سخني بر زبان نمي آوردند. چطور شده است كه امروز شعار سرچپه ميشود ودفاع از پشتونهاي آنسوي ديورند، از جانب آ قاي كرزي سرميزند ، در صورتيكه قبلآ اين شعار دفاع از حقوق پشتونهاي افغانستان توسط آقاي مشرف بيان گرديده بود؛ رمزاين كار در كجا خواهد بود؟ ولي خوشبختانه در آنروز هم كساني بودند كه خردمندانه بر اين قضيه واهداف شوم آن نگريستند وكساني وجود داشت كه ازاين گفتارپرويزمشرف اظهاررضائيت خاطر نمودند. درمقابل آواز آقاي كرزي را پشتونهاي آنسوي سرحد ، بجز آن دلالان پول بگير دوسره، ديگر كسي حتا نشنيد جاي تعجب است كه اين آقايون كه خود بدستور پاكستان برقدرت دولتي ويا حكومتي افغانستان تكيه زده اند وتحت شرايط خاص پاكستان جاگزين ديگران شده اند، با نيرنگ فريبنده، بخاطر كسب رأي مردم زجركشيدۀ اين سرزمين، ناگهان اشاره به چيزهاي ميكنند كه هرگز از وصفشان بر نمي آيد. اينها بجاي اينكه خردمندانه بيانديشند ودر صد د حل پرابلم تاريخي مرز ديورند كه مايۀ دشمني با پاكستان شده است برايند، تحت تلقين غيرت پوشالي بي بنياد كه از حريم مشخص خويش توان دفاع را نداشته ونگهداري چند نفر زندانيان جاني برايشان نا تواني مي آفريند، چگونه از حق وحقوق كسانيكه به مراتب آسوده تر از شهروندان افغانستان زندگي دارند، دفاع خواهند كرد؟ اينها، آنها را برادر ميگويند ولي ما شاهد گفتن برادر ويا شعار يكي شدن آنسوئيها هرگز نبوده ايم. يا دولتمردان ما ياوه گوي شده اند ويا شناخت ناقص عقل شانرا دارد باطل ميگرداند. دراين ويژه بجا ميدانيم كه سخن فردوسي بزرگ را پيشكش اهل خرد نماييم: 

به يزدان كه گرما خرد داشتيم          كجا اين سرانجام بد داشتيم

    درود بر روان اين حكيم توسي خراساني ! اگر ما بخود مي آمديم وبه گفتار وپيكار قهرمانان ملي وبخصوص شيرمرد با تدبير شهيد پاكزاد احمد شاه مسعود، وياران همسنگرش كه دربرابر پاكستانيها ومزدوران تبكارشان، رستم وار ميرزميدند، باور ميداشتيم واين جامعه جهاني كه امروز در منجلاب تروريستان ساختۀ انگريز وسعودي وپاكستان وشخص آقاي خليلزاد، گرفتار شده اند وشهروندان افغانستان هر روز در پاي انتحارچيان تبار فرهنگ ستيز جان ميدهند، به چنين سرنوشت بد سر دچار نميگرديديم. سرانجام بد در سرشت ما نميبود. حاكمان قدرت پرست  افغانستان از مدت بيشتر از شصت سال است كه گرفتار مرزي ودشمني بيهوده با پاكستان دارند و داعيۀ پشتونستان خواهي را در سر مي پرورانند ،دراين باب مردم اين سرزمين قرباني جاني ومالي بخاطر يك دعوي باطل وبدون سند شده اند. اقاي كرزي! شمارا بخدا سوگند است اگر سنديكه اين مرزمربوط افغانستان است ، داشته باشيد وبه جامعه جهاني ومحكمۀ بين المللي پيشكش نميداريد، ويا زمينه ريفرندم را در بين مردم اين ديار وآنديار پيشنهاد نميكنيد، از اين لافهاي دشمن برانگيزي پاكستان بپرهيزيد واين سرزمين را با حدودش يك تعريف جوانمردانه بنمائيد ونفوس اين كشور را بي شمارش نگذاريد كه مايۀ سرافگندگيست. قرن بيست ويك است وافغانستان تا هنوز سرشماري ندارد. ووزيران محترم نيز با خواب وخيال پلانگذاري ميكنند وشوراي ملي هم چشم پت بودجه تصويب ميدارند. آقاي كرزي شما خوب بدانيد كه:

 اگرچرخ گردان كشد زين تو          سرانجام خاكست بالين تو

ديگرفريب اينقدر مشاور بي رمق تبارگراي فاشيستت را مخوريد ! اينها ترا به منزلگاه راستين راهنمايي نميكنند. مشاورپول ومزد وتطميع وچشم انتظار مقام هستند.

                  بترس از خداي جهان آفرين !!

اين رايزنان حلقه كرده بدور شما نه رأي فرجام دانند ونه داد را در احساس پرورانند.

 نگرتا چه گويي بپرهيز ازاين       مشو بدگمان با جهان آفرين

آزادگان در بند غلبه بر ديگران نيستند وزور وزر وغلبه ديگرانرا هرگز نمي پذيرند. زندگي را بيشتر بر اين شهروندان تيره مكن وراه كشتار وافگار ساختن مردم را ببند. هر روز كشتن وگرفتن ودر بند كردن تا بكي؟ بازهم اشتهاي شما پوره نشده است كه فرزندان ديگر اين اب وخاك را بخاطر مرز ديورند وخانهاي دوسرۀ كاملآ پاكستاني، بيجان بگرداني واز حق برادران كه ترا هيچگاه برادر وبرابر نميدانند بخون اين فرزندان معامله فرمايي، كار عا قلانه خواهد بود؟  ازاينكه آقاي كرزي درگفتارش اطمنان خاطر وجود نداشته وپشيماني برآن غلبه كرده، ما يك تعداد روشنفكران وشهروندان بخشهاي فرهنگي، مقيم بلغاريا لازم ميدانيم كه بجاي غلبه بي نتيجه وزورگويي دشمن برانگيزانه، پيرامون حل وفصل قضيۀ ديورند خردمندانه، با بينش انساني وانديشۀ عاقلانه نگريسته شود وبه اين قضيه كه مايۀ نگون بختي مردمان هردوسوي اين مرز شده است، در حضور داشت جامعه جهاني اقدام يكبارگي شد ويا ناشد صورت گيرد، تا اين غدۀ سرطاني براي هميش از برو تن اين سرزمين پاك ومردم هردو سوي سرحد در آرامش بسر برند وبا خرد وبينش عاقلانه پيوندهاي تباري وخويشاوندي اقوام از راههاي قانونيش مطرح گردد، نه با شيوه جهالت بار وغيرت پشيمانگرايي !

     زنده باد حق تعيين سرنوشت انسانها بدست خودشان !

                ( تعداد ی از روشنفكران وفرهنگيان مقیم بلغاریا )

--------------

رويكردها:

      شاهنامۀ فردوسي                                                                        

 

+ نوشته شده در  2008/6/25ساعت 5 بعد از ظهر  توسط  رزم آ ئین تورکستا نی  | 

 

13:55 گرينويچ - شنبه 21 ژوئن 2008 - 01 تیر 1387

روسیه 'پانزده هزار تن گندم' به افغانستان کمک کرد

وزارت خارجه افغانستان می گوید دولت این کشور برای دریافت ۱۵ هزار تن گندم کمک روسیه به افغانستان آمادگی می گیرد.

سلطان احمد بهین، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان گفت این ۱۵ هزار تن گندم برای کاهش نیاز به مواد غذایی در این کشور موثر خواهد بود.

آقای بهین گفت کمک این مقدار گندم در سفر وزیر خارجه افغانستان به مسکو وعده شده بود.

آقای بهین همچنین گفت این گندم- که انتقال آن به زودی آغاز خواهد شد-، در بندر حیرتان به افغانستان تحویل داده خواهد شد.

او گفت: "دولت روسیه اعلام کرده که ۱۵ هزار تن گندم رایگان به افغانستان کمک می کند و آن را تا بندر حیرتان انتقال می دهد."

آقای بهین افزود: "البته این مربوط به افغانستان است که به زودی آمادگی برای تسلیم گیری این مواد آمادگی بگیرد."

مقامات افغان می گویند روسیه تا اکنون در زمینه های مختلف با دولت افغانستان کمک کرده است.

آقای بهین گفت این کشور در زمینه تجهیز ارتش ملی افغانستان به ارزش ۷۰ میلیون دلار کمک کرده و قرار است حدود چهار میلیون دلار دیگر را برای بازسازی دانشگاه پلی تکنیک کابل کمک کند.

این در حالی است که وزیر زراعت افغانستان در یک نشست خبری گفت که این کشور امسال نسبت به هر سال دیگر نیاز بیشتر به مواد غذایی دارد.

عبیدالله رامین، وزیر زراعت افغانستان گفت یک تحقیق که از سوی وزارت تحت امر او صورت گرفته، نشان می دهد که میزان نیاز به مواد غذایی در افغانستان افزایش یافته است.

آقای رامین گفت با خرید ۵۰ هزار تن گندم از پاکستان دولت افغانستان خواهد توانست تا حدودی به نیاز به مواد غذایی پاسخ دهد.

وزیر زراعت افغانستان گفت: "۵۰ هزار تن گندم از پاکستان خریداری شده؛ ۳۰ تن آن از طریق بندر تورخم به کابل و ۲۰ هزار تن آن از طریق قندهار قرار است انتقال داده شود."

مقامات می گویند در اثر خشکسالی های اخیر در افغانستان تولیدات زراعتی در این کشور به شدت آسیب دیده است. به گفته مقامات این آسیب باعث افزایش قیمت مواد غذایی در بازار های افغانستان شده است.

وزیر زراعت افغانستان از جامعه جهانی خواست به تعهداتی که در کنفرانس پاریس در زمینه مواد غذایی به افغانستان کرده اند، عمل کنند تا در رفع نیاز مواد غذایی از آن استفاده کنند.

معلومات بیشتر:
 

+ نوشته شده در  2008/6/22ساعت 2 قبل از ظهر  توسط  رزم آ ئین تورکستا نی  |